۲۴ ساعت

21 فوریه
۳دیدگاه

التجأ

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۱  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

التجأ

در زوایای وجود –

 و در نهاد هستی‌ ام،

عطش خواستن تو همیشگی

است.

ای معبود لا یزال !

ای ذات پر جلال !

ای که بنده نا‌ چیزی چو من-

همچو کبوتر بی‌ بال.

با زانوان خمیده و ناتوان،

در برا بر آنهمه عظمت و قدرت-

خودش را از همیشه نا‌ توان تر می‌‌بیند.

و تو-

ای خدای زمان من!

با آنهمه شکوه،

 با آنهمه صولت،

با من حقیر حرف می‌‌زنی‌،

به راز دلم گوش می‌‌دهی،

و مرا بنده ات می‌‌خوانی …

ای عزیز !

در ساعاتی‌ که این ناتوان-

به توانایی‌های تو پناهنده شده-

التجایم این است:

که مرا ازآستانت دور مرانی،

 و به حال خودم رها مکنی،

و همیشه ربّ من باشی‌.

و هر زمان که بی‌ یاد تو-

به خواب روم-

مرا بیدار نگهداری،

و مگذاری به خواب غفلت رفته-

درین دنیای سردی آفرین،

هستی‌ تو را،

 هستی‌ وجود عزیزت را-

با وجود ناقص این زندگی‌ بی‌ ثبات-

عوض کنم.

هما طرزی

۲۰ جنوری ۲۰۱۰ 

نیویورک

 

 

 

 

 

10 فوریه
۲دیدگاه

اعدام

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۲۱  دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۱۰  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

اعدام

 امروز در دادگاه شهر،

در دادگاه شهر مردگان،

 حکم اعدام تاک‌های انگور-

 صادر شد…

جرم تاک ها-

شراب بود.

شراب…

قاضی ریشو ،

 با عمامه ی بزرگ تر از سبد انگور ها،

و ریشی دراز تر از شال‌های بنارسی،

حکم اعدام را با چنان دبدبه ای،

به  چنان شور و هیجان …بیان کرد:

تاک‌ها را از ریشه بر چینید،

ریشه‌ها را با قیر گرم برای همیشه از زاد و ولد محروم سازید،

تاک‌ها همه (زن )اند،

بدان سان که زن مایه ی عشق است ،

و باید از همه چیز محروم باشد،

تاک‌ها هم که مادران فاسق و فاجر شراب اند.

حکم برین است که تا ابد در این سر زمین ،

فرزندی نزایند.

ختم حکم امروز…

هما طرزی

نیویورک

۲۴ مارچ  ۲۰۰۴

 

07 فوریه
۳دیدگاه

آغازی دیگر 

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۸ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۷ فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

آغازی دیگر 

 

کوچی ام من،

تیر ه بالم

 باز در ابر بهاری

شعری از پرواز خود آغاز کردم

پر گشودم

نغمه سر کردم

سرودم:

هرچه بودم

              پاک و زیبا

هرچه بودم

             خوب یا هیچ

هرچه بودم، هرچه هستم،

از برایت

در میان دست غمگینم بها ر آورده‌ام من.

تو زبانم بند کردی، تا که در شعر سکوتم:

             من ترا فریاد کردم، داد کردم…

باز هم ، دیدی ؟ ترا آغاز کردم

            ‌ای که پنهان کرده أی در چشم‌هایت شأم هایم

هر چه هستم، هرچه بودم

یا نبودم

در سرودت، در سرودم،

باز من تکرار  بودن یا نبودن‌های خود را ساز کردم

عشق را من با هوس

یا من هوس را با بزرگی‌های حرمت جوی تو

تا بیکران کهکشان‌هایم کشاندم_

دور، تا ان دور‌ها ی بیکران احساس جانم

یا تنم؟ من خود ندانم

تا الهه گشته‌ام در معبد بی‌ انتهایت

ای خداوند بزرگ و بی‌ نهایت

کوچکی خویش را احساس کردم

بنده‌ام من؟ گریه‌ام من؟ خنده‌ام من؟

هرچه بودم، هرچه هستم

تو خداوندی، بزرگی

کوچکم من، کوچی‌ام من

باز در ابر بهاری

شعر پروازم ز پشت ابر ها

آغاز کردم.

هما طرزی

Kabul

, April 19, 1973

 

 

 

 

02 فوریه
۳دیدگاه

آشتی‌

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۳ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

آشتی‌

‌گونه های کبوتران سفید –

قرمز تر از لاله هاست 

قاصدک‌های بهاری

پیام آور  مهر –

                   در سرزمین بیگانگان

و من در اتاقک پر از کاغذ و قلم ها وکامپیوتر  …

در برابر دیوار پر از آینه –

                           به چشمان خسته‌ام نگاه می‌‌کنم  

قلبم خالی‌ از عشق ها و خسته تر ازحما لان باربر …

زانو هایم  را نرم نرمک

با دستان گرمم  –

ماساژ می‌‌دهم .

در درون پر غوغای خودم-

                           به دنبال آرامشی هستم که وجود ندارد…

از هرچه در زمین است

هزاران‌ سال دورم

خیلی‌ دورم

به من عشق را هدیه کنید …

تا با خودم آشتی کنم . 

هما طرزی

نیویورک 

۱۸ مارچ ۲۰۱۰

 

 

28 ژانویه
۳دیدگاه

آشنا

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه  مؤرخ ۸ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۸  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

آشنا

 

 ای که در ساحل‌های پر حرارت غرب-

 خدا وندان آرزو  ها-

 ترا چون نوید فردا ها بمن هدیه کرده اند،

 و شراب فکرت-

به کلمات مرده ام حیات جاودانه داده ا‌ند

 تو‌ای دیرینه‌ترین یار-

 که‌در بیگانه‌ترین ایام-

چون آشنای  تازه ای‌

 صدایم را شنیده ای‌.

 حیف که در صحنه ی زندگی‌ ام_

 دیرتر از امید‌ها آمده ای‌… 

فرسود گی ایام ما را یاور نیست…

ولی‌ باور کن-

 فرسوده‌ترین دلها_

عاشقانه‌ترین سرود‌ها را بارور اند

 و مرد گان هنوز_

 در تشییع جنازه‌ها شان،

گرم‌ترین سرود های عاشقانه را زمزمه می کنند

هما طرزی

نیویورک

۶ آگست ۲۰۱۰

 

 

22 ژانویه
۳دیدگاه

عشق زمستانی

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ  ۲ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

عشق زمستانی

و عشق ترا

با صبر و شکیبایی «ایوب» وار

تار تار

در دوک آغوشم ریسیده ام

از یاد هات

تن پوشی بافته ام

که سرمای تنهایی ام را

چون پشم مهر

گرم میدارد

تو برای من همیشه گرما آفرینی

و بودنت

در زمستانی ترین روز هام

هنوز

بی انتهاست ….

هما طرزی

نیویورک

۲۶ اکتوبر ۲۰۲۵

 

Winter love

 

and your love

with the patience and perseverance of “Job”

I have spun

threads

in the spindle of my arms

I have woven a garment from your memory

that keeps the cold of my loneliness

warm like the wool of a seal

You always create warmth for me

and your presence

On my wintriest days

still

is endless…

Homa Tarzi

New York

October 26, 2025

16 ژانویه
۳دیدگاه

امید

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۲۶ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۶  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

امید

 

خورشید تابیده است

در آسمانی که چشمانم

در بدرقه ابرها

امیدوار نشسته است

 

و نور هستی

در دل های پاک و صمیمی

زمزمه عشق را

آغاز کرده است

 

در زمستانی ترین روز ها

نوید بهار

هنوز موهبتی است

پر نور و بی انتها

که باغ دلم را

با نور ایمان

سبز نموده

تا در فراسوی امید

به تو بپیوندم

 

هما طرزی

نیویورک

۴ دسامبر ۲۰۲۵

 

Hope

The sun has shone

in the sky where my eyes

hopefully sit

in pursuit of the clouds

and the light of existence

in pure and sincere hearts

has begun to whisper love

in the most wintry days

The promise of spring

is still a gift

full of light and endless

that has greened the garden of my heart

with the light of faith

so that I may

join you

beyond hope

Homa Tarzi

New York,

December 4, 2025

10 ژانویه
۳دیدگاه

شاخه های خشکیده

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ ۲۰ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۰  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

شاخه های خشکیده

بر شاخه های خشکیده تنم

نسیمی میوزد از دور ها

و نوازش میکند

خاطرات دیرینه را

 

صدا ها هنوز آشناست

و لبخند ها هنوز گیرا

 

بیا

بیا و در باغچه آغوشم

قامتت را سبز نما

و با لبخند هات

آرامش را در سرزمین وجودم

زنده ساز

 

من به یادگار های راستین

هنوز عادت دیرینه دارم…

 

هما طرزی

نیویورک

۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵ 

 

Dried branches

A breeze blows from afar on the dried branches of my body

And caresses

The ancient memories

The voices are still familiar

And the smiles are still captivating

Come

Come and in the garden of my embrace

Show your stature green

And with your smiles

Revive the peace in the land of my being

I still have an ancient habit of true memories…

Homa Tarzi

New York

September 30, 2025

06 ژانویه
۳دیدگاه

صمیمیت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ ۱۶ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۶  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

صمیمیت

 

وقتی عطر صمیمیت

در ظرف دوستی سرازیر شد

گلی می روید

از جنس

مرسل های «پغمان»

 

با عطر خاص

و رقص پر شکوه

و جلوه یی

بسان یاران قدیم

 

و لبخندش

ترا به ضیافت عشق

مهمان می کند

و گلبرگ هاش

پیوسته

ترا می ستایند

تاغمی در کاسه ی دوستی

داخل نشود

و رنجشی

جاگزین عشق نگردد…

هما طرزی

نیویورک

۱۸ اکتوبر ۲۰۲۵

 

Intimacy

When the fragrance of intimacy

flows into the vessel of friendship,

a flower grows of

the kind of the

morsal roses of “Paghman”

with a special fragrance

and a magnificent dance

and a look

like old friends

and its smile

invites you to the feast of love

and its petals

continue to

praise you

May no resentment

enter the bowl of friendship

and may no resentment

replace love…

Homa Tarzi

New York

October 18, 2025

23 دسامبر
۳دیدگاه

چشمان  منتظر

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ ۲ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

چشمان  منتظر

 

چشمان منتظرم

هنوز

ترا در قاب در می طلبند

 

و هنوز دوست میدارم

تک تک در به صدا آید

و تو در قاب در حاضر شوی

 

فاصله ی جسم بی انتهاست

اما فاصله ی دل

یک نگاه ست

 

بازآ

و دریچه خالی خانه ام را

با قامت عشق

زنده ساز…

 

هما طرزی

نیویورک

۱۸ اکتوبر ۲۰۲۵

 

 

 

 

Waiting eyes

My waiting eyes

Still

Are looking for you

At the door

And I still like it for you

To knock one at the door

And I still like it for you

To appear at the door

And the heart is a gaze

come again

and revive the empty door of my house

with the height of love…

Homa Tarzi

New York

October 18, 2025

18 دسامبر
۳دیدگاه

دریاچه

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۲۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دریاچه

14 دسامبر
۳دیدگاه

دنیای تو

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۲۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دنیای تو

به پروردگارم

سرم روی زانوانت

آرمیده

و دستان سیه کارم

به دعا برخاسته

و در ستایشت

ستاره می شمارد

و آرام آرام

می نوازد ترا

ابر ها به رقص آمده اند

و خورشید

در آغوشت به خواب رفته

 

آرامش من

تنها در دنیای تست

که تمام هستی باهم در آشتی اند

وصمیمیت

در هوا رقصان

و من چون پرکاه سبکبال

و پر شده از عشق تو…

 

هما طرزی

نیویورک

۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵

 

Your world

To my Lord

My head is resting on your knees

And my sinful hands are raised in prayer

And in your praise

Counts the stars

And gently

Plays you

The clouds have come to dance

And the sun has fallen asleep in your arms

My peace

Only in your world

Where all of existence is in harmony

And your intimacy

Dancing in the air

And I am like a light-winged straw

And filled with your love…

Homa Tarzi

New York

September 30, 2025

08 دسامبر
۳دیدگاه

زمستان

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

زمستان

 

در آستانه زمستان سرد

باد پیری شیون زنان

گیسوان جوانی را

می رقصاند

و من می بینم زنی را

که موهایش را در

برکه عشق می شوید

و با شانه محبت شانه می زند

 

و من هنوزایمان دارم

به آیه های مرموزو پر نوید

که از دل ماهیان نقره یی

بر خاسته است

 

و در تاریکی پردوام زندگی

خانه ام را

با هیزم دوست داشتن و مهر

روشن میدارم

وهرروز به زنده بودن

خوش آمدید می گویم!

 

هما طرزی

نیویورک

۲۰ نوامبر ۲۰۲۵

Winter

On the threshold of cold winter

The old wind makes the wailing of women

dance in the dance of young women

And I see a woman

washing her hair in the pond of love

And combing it with a comb of love

And I still believe

In the mysterious and promising verses

That came from the hearts of silver fish

And in the enduring darkness of life

I light my house

With the firewood of love and affection

And I welcome life every day!

Homa Tarzi

New York

November 20, 2025

05 دسامبر
۳دیدگاه

یادت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۴ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۵  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

      یادت

 

یادت مرا به جاودانه ها می برد

وبه بامدادی

که چون چنار بلندی

در طلوع عریانی ام

قد بر افراشتی

و چون نسیمی

بر گیسوان بلندم عشق دمیدی

و من در برکه بسترم

چون نسترن عطراگین

ترا سرودم

ترا سرودم

و ترا سرودم

 

هما طرزی

نیویورک

 ۱۷ جنوری ۲۰۲۵

 

Remembering you

Your memory takes me to the eternal

And to the morning

When, like a tall plane tree

In the dawn of my nakedness

You raised me up

And like a breeze

You blew on the long hair of love

And I, lying in my pond

Like a fragrant narcissus

I sang about you

And I sang about you

And I sang about you

Homa Tarzi

New York,

January 17, 2025

29 نوامبر
۳دیدگاه

گل های باد برده

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۸ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

گل های باد برده

 

گل های باد برده

در باغ وجودم تا بی انتهاست

سبزه ها

در گوارش روزمره گی

و خاک آغوش نرم و بی هدف

آماسیدگی اش را تکرار میکند

 

هنوز در انتظارم

و هنوز نفس می کشم

تا بادی از مشرق بوزد

و صدای ترا در گلویش

یواش یواش

زمزمه کند

و من در ضیافت عشق

ترا دوباره پیدا کنم…

 

هما طرزی

نیویورک

۲۳ اگست ۲۰۲۵

 

Wind-blown flowers

 Wind-blown flowers

In the garden of my being, endless

The greens

In the digestion of everyday life

And the soft, aimless embrace of the soil

Repeats its readiness

 

Still waiting for me

And still breathing

For a wind to blow from the east

And whisper your voice in its throat

Slowly

And I find you again in the feast of love…

 

Homa Tarzi

New York,

August 23, 2025

 

 

20 نوامبر
۳دیدگاه

نوای شب

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ ۲۹ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۰ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

نوای شب

 

نوای آرامی

از دل مرداب می شنوم

که شب را هم آغوش شده

 

و آن منم

که ترا

بیقرارانه صدا میزند

و صمیمانه می خواند

در تاریکی های زنده بودنش

پر از سکوت های

پر صدا…

 

هما طرزی

نیویورک

۱۱ جنوری ۲۰۲۵

 

The sound of the night

I hear a quiet sound

from the heart of the swamp

that embraces the night

and it is I

who calls you

restlessly

and sings sincerely

in the darkness of its being alive

full of

loud silences…

Homa Tarzi

New York

January 11, 2025

16 نوامبر
۳دیدگاه

انار

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه  مؤرخ ۲۵ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۶ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انار

ترا چون اناری

در رگهایم پاشیدم

سرخ شدم

سرخ…

 

تو در شاخه های تنم

استواری

و نگاه هات

ترکیدن دانه های انار است

در من

که واژه عاشق بودن را

زمزمه میکند

 

و دوام دوست داشتنت

همان کاسه آغوشم است

که پر از دانه های

انار تست

در بازوان شب یلدایی ام…

 

هما طرزی

نیویورک

۱۳ فبروری ۲۰۲۵

 

 

Pomegranate

I sprinkled you like a pomegranate in my veins

I blushed

red…

You are the strength in the branches of my body

And your gaze

is the bursting of pomegranate seeds

In me

That whispers the word of being in love

And the continuation of loving you

Is the same bowl of my embrace

That is full of your pomegranate seeds

In the embrace of my Yalda night…

Homa Tarzi

New York

February 13, 2025

11 نوامبر
۳دیدگاه

واژه های نامریی

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۲۰ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 

واژه های نامریی

 

من درسرزمین واژه های عشق

چون ماهی در آب

و چون پرنده در آسمان

همیشه سرگردانم

 

گاهی چنان شناورم

که تنها ماهیان نقره یی رنگ

حال دلم را میدانند

و گاهی در میان ابر ها

بال هایم

سایه بان آسمان است

 

ولی در کنجکاوی زندگی

همیشه می سرایم

و همیشه به عشق سلام می کنم

و به زنده بودن…

 

هما طرزی

نیویورک

 ۲۷ اوگوست ۲۰۲۵

     

Invisible Words

I am always wandering in the land of words of love

Like a fish in water

And like a bird in the sky

Sometimes I float so much

That only silver fish

know the state of my heart

And sometimes among the clouds

My wings

are the shade of the sky

But in the curiosity of life

 always sing

And always greet love

And to be alive…

Homa Tarzi

New York,

 August 27, 2025

06 نوامبر
۳دیدگاه

صدا

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ ۱۵ عقرب  ( آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۶ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

صدا

 

صدام می پیچد

در دره های دور

در آغوش کوه های

پر از غرور

و فریاد می زند

تنهایی را

                                      و نام ترا در گیسوان باد

                                                                  رها میکند

صدام می پیچد

              در دره های دور

                              و عشق را

                                        تلاوت میکند

در دامان بیشه های سبز

                         و در کناره های جویباران زلال

                                                      در سپیده گاهان

                                                                     پر انتظار

صدام می پیچد

             در دره های دور

                     که نی لبک چوپان

                        نغمه ی دوست داشتن را

در گوش بره ها

          می دمد

               و نماز عشق را

                  در نماز خانه ی دل

                                     می سراید

 

آری صدام می پیچد

               در دره های دور

                    که بوی ترا

                         هنوز بیاد دارد

                                و هنوز می سراید

                                    و هنوز می سراید

                                        و هنوز می سراید

هما طرزی

نیویورک

۱۴ فبروری ۲۰۲۵

The Voice

My voice echoes

in distant valleys

in the embrace of mountains

 full of pride,

 and cries out

, leaving loneliness

 and your name

 in the hair of the wind.

My voice echoes

 in distant valleys,

 reciting love

in the lap of green groves

and on the banks of clear streams

in the dawns full of expectation.

My voice echoes

in distant valleys,

where the shepherd’s reeds whisper

the song of love

into the ears of lambs

and sing the prayer of love

in the prayer house of the heart.

Yes, my voice echoes

in distant valleys,

where your scent still remembers,

and still sings,

and still sings,

and still sings.

Homa Tarzi,

New York,

February 14, 2025

01 نوامبر
۳دیدگاه

نی لبک

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ ۱۰ عقرب  ( آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۱ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

نی لبک

ناله ی نی لبک

چه حزین بود

و چه شفاف

تنم می لرزید

چون موج های خروشنده

در رودخانه ی عشق

و آن صدای من بود

که با درد ترا صدا می زد

و در باور هاش

هنوز ترا می سرود

و هنوز ترا می نواخت

و هنوز ترا می دمید

در هستی اش

در دامان دره های سبز

پر صدا

پر صدا

پر صدا

هما طرزی

نیویورک

۱۲ جنوری ۲۰۲۵

 

 

Ney Labak

 

The moan of Ney Labak

How sad

And how clear

My body trembled

Like the roaring waves

In the river of love

And that was my voice

That called you with pain

And in its beliefs

Still sang you

And still played you

And still blew you

In its existence

In the lap of green valleys

Loud

Loud

Loud

Homa Tarzi

New York

۱۲ January 2025

 

 

 

17 اکتبر
۳دیدگاه

غچی ها

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۲۵ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۷ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

غچی ها

درختان لبخند می زنند

و غچی ها

بر شاخه های زندگی

نغمه خوان قصه های ماست

در قامت سبز باغ

 

و باغ هنوز ترا بیاد دارد

و نام ترا

در برکه جنوبی

در آغوش پر از عشقش

دکلمه میکند

و در بال مرغابیان سپید

رها می سازد

 

و من در آغوش تنهایی ام

هنوز عطرت را می ستایم

و بر هستی ام می پاشم…

 

هما طرزی

نیویورک

۲۵ فبروری ۲۰۲۵

 

 

 

The Ghichi

The trees smile

And the Ghichi

On the branches of life

The singer of our stories

In the green stature of the garden

And the garden still remembers you

And speaks your name

In the southern pond

In its loving embrace

And releases it on the wings of the white swans

And I, in the embrace of loneliness

Still praise your scent

And sprinkle it on my being…

Homa Tarzi

New York

February 25, 2025

11 اکتبر
۳دیدگاه

ساحل

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۹ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۱ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

ساحل

 

چون ساحل تشنه

به امید موجی

در اقیانوس چشمانت

پیوسته سرگردانم

 

و در آبی ترین روز ها

و پر ستاره ترین شب ها

هنوز

بهترین منی

 

ای جدا شده

و بر خاسته از وجود من

تا بی انتها

 

بگذار دمی

به تو بپیوندم

و زیستن را

در سر زمین مهرآغوشت

لمس کنم

 

هما طرزی

نیویورک

۴ می ۲۰۲۵

 

 

Beach

 

Like a thirsty beach

I keep wandering

in the hope of a wave

in the ocean of your eyes

And in the bluest days

And the starriest nights

You are still the best of me

You are separated

And have risen from my being

Until infinity

Let me

join you for a breath

And touch living

On the earth of your embrace

Homa Tarzi

New York

May 4, 2025

07 اکتبر
۱ دیدگاه

حیرانی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۵ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۷ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

حیرانی

 

و تو آن صدایی

که در قله های فکرم

چه آزاد جهیدی

چه باشکوه رقصیدی

و چه پر توان سرودی

 

و امروز

تو آن صدایی

که فرسنگ ها

از من دوری

و در واژه جدایی

در جولانی

 

هنوز دوست میدارمت

و هنوز

در شاخه های فکرم

حیرانی

حیرانی…

 

هما طرزی

نیویورک

۱۴ فبروری ۲۰۲۵

 

Astonishment

And you are that voice

That jumped freely in the peaks of my mind

How magnificently you danced

And how powerfully you sang

And today

You are that voice

That is miles away from me

And in the word separation

In the Golan

I still love you

And still

In the branches of my mind

You are wondering

Wondering

Wonder…

Homa Tarzi

New York

February 14, 2025

01 اکتبر
۳دیدگاه

بال هایم را بستم

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۹ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

بال هایم را بستم

 

چه پر شکوه

و چه گسترده بال

در سرزمین مهر

 صدایت زدم

و سرودمت عاشقانه

و دوستت داشتم صادقانه

 

و اما پژواک آغوشت

دوری بود

و بیخبری

 

و امروز سروده هام

ترا بیرنگ می سرایند

و در سکوت

تا بگوشت نرسند

ودر زباله دان زندگی ات

چون کاغذ پاره های بی بها

زندانی نشوند!

 

هما طرزی

نیویورک

 ۱۱ جنوری ۲۰۲۵

I closed my wings

How glorious

And how wide

In the land of love

I called you

And I sang to you lovingly

And I loved you sincerely

But the echo of your embrace

Was distant

And you were unaware

And today my songs

Sing you colorless

And in silence

So that they do not reach you

And in the trash can of your life

Like worthless scraps of paper

They do not become prisoners!

Homa Tarzi

New York,

January 11, 2025

25 سپتامبر
۳دیدگاه

از تو

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه ۳ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۵ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

از تو

 

آنچه را از تو میدانم

محبت است

و دوست داشتن

 

های ای غریبه شهرسنگی پر خروش!

در دستانت

بنفشه آبی را مهمان ساز

و به من هدیه کن

تا در پیاله قهوه ام بریزم

و صبحگاهانم

چون چشمان آسمان

آبی رنگ گردد

و عسل عشق را

در دهانم احساس کنم

 

هما طرزی

نیویورک

۲۷ اگست ۲۰۲۵

 

 

From you

What I know from you

is love

and loving

Oh stranger in the roaring stone city!

In your hands,

make the blue violet a guest

and give it to me

so that I can pour it into my coffee cup

and my mornings

will be as blue as the sky

and I can feel the honey of love

in my mouth

Homa Tarzi

New York,

August 27, 2025