شنا خت کر بلا
نو شته : نذیر ظفر
۳۰ – ۱۱ – ۲۰۱۱
ور جینیا
شنا خت کر بلا
تاریخ نشرپنجشتبه دهم قوس ۱۳۹۰ – اول دسامبر ۲۰۱۱
کر بلا را از بنا باید شناخت
مظهر عشق خدا باید شناخت
گربخواهی معرفت با شاه دین
از بیان مصطفی با ید شنا خت
نو شته : نذیر ظفر
۳۰ – ۱۱ – ۲۰۱۱
ور جینیا
شنا خت کر بلا
تاریخ نشرپنجشتبه دهم قوس ۱۳۹۰ – اول دسامبر ۲۰۱۱
کر بلا را از بنا باید شناخت
مظهر عشق خدا باید شناخت
گربخواهی معرفت با شاه دین
از بیان مصطفی با ید شنا خت
مرحوم استاد صابر هروی
۱۳۷۳
راولپندی – پاکستان
ستم است !
تاریخ نشر پنجشنبه دهم قوس ۱۳۹۰ – اول دسامبر ۲۰۱۱
ستم است گر بگویند که مرو به کشور خود
ز دیار فقر وهجرت به کنار مادر خود
ستم است گر بگویند بگذار عشق میهن
و محبت وطن را تو برون کن از سر خود
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
سی ام نوامبر ۲۰۱۱
اشکِ حسرت
روان دیدم عجایب موتری را
نه موتر بلکه جنس ابتری را
تنش فرسوده و بادی خمیده
چه گویم زانکه چشمانم چه دیده
نو شته نذ یر ظفر
۲۹ – ۱۱ – ۲۰۱۱
ماه محرم بر همه مسلمین تسلیت باد
باسم تعا لی
تاریخ نشر چهارشنبه نهم قوس ۱۳۹۰ – ۳۰ نوامبر ۲۰۱۱
هر ماه محرم بخدا ماه حسین است
در فا جعهء کرب و بلا آه حسین است
هر جا که ز حریت و تو حید علم هاست
گمره نشود هیچکسی؛ راه حسین است
روان شاد استاد صابر هروی
کابل حمل ۱۳۶۸
تاریخ نشر سه شنبه هشتم قوس ۱۳۹۰ – ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱
چون آهنم به آتش حسرت گداخته
واندر قمار زنده گیم پاک باخته
از بیم جان ز چنگل شهباز رسته ام
کو کو زنان ز باغ تعیش چو فاخته
نورالدین «همسنگر »
هالند نوامبر ۲۰۱۱
ملکی که زان ماست
تاریخ نشر سه شنبه هشتم قوس ۱۳۹۰ – ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱
ترسم ازانکه خانه زبیگانه می شود
درگیرودار فاجعه ویرانه می شود
مرزی که اوج قامت ازادگی ماست
دردام فتنه های شریرانه می شود
صالحه وهاب واصل
۲۷ – ۱۱ – ۲۰۱۱
هالند
مذهب عشق
تاریخ نشر سه شنبه هشتم قوس ۱۳۹۰ – ۲۹ نوامبر ۲۰۱۱
قسم بــه شب که من از بـــــودنـت نمی دانـم
ولی که رگ رگ جانم ز تــــوست میــــدانم
قسم به ماه که زیبا تـــر از تــــو نیست کسی
تو روح گـــــرم بهـــــاری و من زمســــتانم
ودود ” فضـلی”
اپـلـدورن – هالند
حـــلــقـــهء دا ر
تاریخ نشر دوشنبه هفتم قوس ۱۳۹۰ – ۲۸ نوامبر ۲۰۱۱
خــدایــــم دا دهـــرچــیــزی ولـــی ازمــن نــشــد کـــاری
زرنـگ وروی بـــدرنــگـــم نــگــشــتــه گـــرم بـــازاری
نــبــودم صــوفــیی خـــالـص،نگــشــتــم کــافـــر مـطـلـق
گــهـی مصحــف بــدســتــم دارم وگــــه ســـوی دلـــداری
عبدالکریم ( خشنود هروی کهدستانی )
مقیم شهر کییف-اوکرائن
شعر چیست؟
تاریخ نشر یکشنبه ششم قوس ۱۳۹۰ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
شعر همان است،که سرومغز شگافد بسُخن
از بسی معرکه در مغــــــز، سرآید به دهن
حرف موزون بنگارد ،ز الف تا آن یا(ی)
بهر هر حرفِ کلامش،مکـــان است وزَمَن
استاد شیراحمد یاور کنگورچی
۲۳ – ۳ – ۱۳۷۹ هجری خورشیدی سروده شده است
افغانستان
درد اهــل این وطن را روزی درمان میکند
تاریخ نشر یکشنبه ششم قوس ۱۳۹۰ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
جاهـل عالــم نمــا و عالمان بَـد عمل
دزد ناموس و ستمگر، مُلک ویران میکند
آدم بَد گوی و، بَد کیش و، شریر و، بَد نگر
حاسد و، بَدکار و، بَد ره ، خلق گریان میکند
فردوس اعظم
سرنوشت
تاریخ نشر یکشنبه ششم قوس ۱۳۹۰ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
دیدی چگونه چشم ترا خاک کردهاند
نام خوشت ز صحفه خود پاک کردهاند
چون دیدهاند که بیکسی و بی فریدونی
از تو، ترا ربوده و ضحاک کردهاند
جمعه گل سروری
پــــایـــیــــز
اشکاشم – بدخشان
تاریخ نشر یکشنبه ششم قوس ۱۳۹۰ – ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
پاییز مثالی خاک نمود این زمانه را
در زیرخاک وخاروخس افگند دانه را
بلبل ز بلبلی زلابلای چمن گشته واژگون
اشغال کــرده زاغ سیـا آشیــانه را
نو شته نذ یر ظفر
اندوه بشکند
تاریخ نشر شنبه پنجم قوس ۱۳۹۰ – ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱
مستی چشم فر یبای تو جادو بشکند
خال زیبای لبانت رنگ هندو بشکند
چون حکایت میکنند از قا مت زیبای تو
از خجا لت قا مت طو با به مینو بشکند
جمعه گل سروری
دوبیتیها
تاریخ نشر شنبه پنجم قوس ۱۳۹۰ – ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱
قضارا عشق تو زولانه ام کرد
اسیرم کرد در ویرانه ام کرد
نبودم از مبتلای درد جانکاه
بجانم عشق زد دیوانه ام کرد
دوکتور نوراحمد خالدی
اول اپریل سال ۲۰۰۰ در پرواز به شهر داروین در شمال آسترالیا
عنایت
تاریخ نشر شنبه پنجم قوس ۱۳۹۰ – ۲۶ نوامبر ۲۰۱۱
تو عنایتی بما کن ز نشان مهربانی
به شرار دل نه افزاَ زکمال دلربائی
به چمن دگر نباشد گل آرزوی رنگین
که بهار دل خزان شد ز جفی بیوفائی
استاد شیراحمد یاور کنگورچی
۲۹ – ۹ – ۱۳۷۹ هجری خورشیدی سروده شده است
افغانستان
تاریخ نشر جمعه چهارم قوس ۱۳۹۰ – ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱
بود و نبودِ
شهد جهان هستی همیشـــه به کام نیست
خوش بخت آن کسیکه به سودای نام نیست
خواهد هرآنکه هستی عالم برای خویش
اندیشه ای چنین بُجـز افـکار خام نیست
ادامه نوشته…
فردوس اعظم
کاش
تاریخ نشر جمعه چهارم قوس ۱۳۹۰ – ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱
کاش جایی غصّهها لبخند بود
پایی لنگ غصّه ها در بند بود
زیر چتر بیکران لحظهها
زندگی خالي ز چون و چند بود
مرحوم استاد صابر هروی
کابل – حوت ۱۳۶۷
بهوش باش!
تاریخ نشر پنجشنبه سوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱
بهوش باش که با سفله همنوا نشوی
اسیر وحشت و اعمال نا روا نشوی
بهوش باش که چون دانه زیر چرخ کبود
اسیر چرخش این چرخ و آسیا نشوی
ادامه نوشته…
نـجـیـب بـهـروش
ونـکـوور کـانـادا
نوامبر ۲۰۱۱
مــراد دل
تاریخ نشر پنجشنبه سوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱
هــــــر فـتـنـه دریـنـجــا کــه بـپـا شـد شـده بـاشـد
زانـدازه فـــزون جـــرم و خـطـا شـد شـده بـاشـد
در مـسـتـی خـواب سـحــــــــر مـحـتـسـب شـهـر
” اوراد نـمـــــــازی کــــه قـضـا شـد شـده بـاشـد”
نو شته نذ یر ظفر
۲۳ نوامبر ۱۹۹۹
تاشکند- اوزبیکستان
افغان گله دارد
تاریخ نشر پنجشنبه سوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۴ نوامبر ۲۰۱۱
از ظلم و ستم ملت افغان گله دارد
کوه و دمن و دشت و بیا بان گله دارد
کا بل که ز آتش شده چون مجمره عود
از سوز تب اش دره پغمان گله دارد
محمد اسحق « ثناء »
ونکوور – کانادا
۲۲ نوامبر ۲۰۱۱
بمناسبت سی امین سال درگذشت استاد علی اصغر بشیر « هروی » شاعر ، نویسنده ،ادیب ، مؤرخ و منجم نامدار کشور که مرگ او همچنان ضایعهء جبران ناپذیری تلقی شده و محسوس میگردد.
محمد اسحق « ثناء »
ونکوور – کانادا
۲۲ نوامبر ۲۰۱۱
تاریخ نشر چهارشنبه دوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱
خورشید جهان
استاد بشیر مالک علم و هنر
سرمه ی بینایی اهل بصر
هر که بخواند اثر ناب او
دست ز حیرت بگزد سربسر
الحاج محمد ابراهیم حبیب زی
استقبال ازشعر استاد سخن خلیل الله “خلیلی”
مصرع های اول از” حبیب زی ، و ” مصرع های دوم
از استاد “خلیلی “
تاریخ نشر چهارشنبه دوم قوس ۱۳۹۰ – ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱
خشک سالی آمـد و آبی زسـحابی نچکـید
غـنچه بر شاخ نخـندید و نسـیمی نوزید
سرخی چشم من ازشعلۀ دل رنگ گرفت
یک صـدا این دل شـوریده زجائی نشـنید
ملبورن – استرالیا
اول قوس ۱۳۹۰ خورشیدی / ۲۲ نوامبر۲۰۱۱ میلادی
پدر تو روح منی ، جان و آرزوی منی
پدرتوعطر گلستان، گلِ شب بوی منی
بیاد خاطره های دلِ جوانیِ خویش
گمان برم که بیایی و روبروی منی
محمد عزیز( عزیزی)
۱۹ – ۱۱ – ۲۰۱۱
به ارتبــاط حـــذف عدد (۳۹)
از کمیتۀ کاری پارلمان
محمد عزیز( عزیزی)
۱۹ – ۱۱ – ۲۰۱۱
تاریخ نشر سه شنبه اول قوس ۱۳۹۰ – ۲۲ نوامبر ۲۰۱۱
اگر چه مارکت جهل وخرافه پر رنگ است
سکــوت اهل نظر در برابرش ننـگ است
زپـــــارلمـــــان وطــــن ، تازه نغمـــۀ سرشـــد
به گوش عقل شنو ، بس عجیب آهنگ است؟ !
چنان به مسخره سازی سروده شد که صداش