نیمه شب
نیمه شب
محی الدین ” آرین “
تاریخ نشر چهارشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۱ – ۸ آگست ۲۰۱۲
امشب برای آخرین بار دلم را شکستی
آه !
من نمیدانم گناهم را
ولی من به کدام لهجه بگویم
آری چرا من دراین بی گناهی
با ابن صبر حوصله
محی الدین ” آرین “
تاریخ نشر چهارشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۱ – ۸ آگست ۲۰۱۲
امشب برای آخرین بار دلم را شکستی
آه !
من نمیدانم گناهم را
ولی من به کدام لهجه بگویم
آری چرا من دراین بی گناهی
با ابن صبر حوصله
تقدیم به شاعر گرامی نذ یر” ظفر “
محمد اسحاق ” ثنا “
ونکوور، کانادا
دوستی
تاریخ نشر چهارشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۱ – ۸ آگست ۲۰۱۲
مرنج از من به زیبایی رخت همچون قمر گفتم
و یا گفتار شیرینت پر از شهد و شکر گفتم
چراغ دیدگان روشن شود از دیدن رویت
کجا کردم غلط گر من ترا نور بصر گفتم
قافلهء هستی
عزیزه عنایت
۲۱ – ۵ – ۲۰۱۲ هالند
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – ۷ آگست ۲۰۱۲
محــوم، زکمال او شب را کــه سحـر ســـازد
این چــرخش هستی را، یک لحظه دگـــرسازد
شیــریــن نشــود هـرگــز، ایــام بــه کــام مــا
هــرگــاه کــه بخــواهد او ازتلـخ شکـــر سازد
نوای عشق
سرودۀ شکیب جانباز
اول اگست ۲۰۱۲ میلادی
اسلام آباد – پاکستان
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – ۷ آگست ۲۰۱۲
غبار عشق تو از دل من ز هیچ باب نرفت
خط سوز عشق من ز هیچ کتاب نرفت
نمیتوانم اندوۀ دلم را به خنده خنده از یاد برم
ز خنده خنده تلخی گل روی گلاب نرفت
تقدیم به جام محترم غور فروغ از لندن
۶ – ۸ – ۲۰۱۲
حقایق دَرگرفته
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – ۷ آگست ۲۰۱۲
به مُلـکِ مـا حقـایق درگـرفته
گل و برگ و شقـایق درگرفـته
بهـرسو آتشی کین و عـداوت
نبودن جملـه شایق درگرفـتـه
ای آفتاب! ای آفتاب!
عبدالکریم(خشنود هروی کهدستانی)
شهرکییف اوکرائن
مورخه ۶ – ۸ – ۲۰۱۲ م.
تاریخ نشر سه شنبه ۱۷ اسد ۱۳۹۱ – هفتم آگست ۲۰۱۲
ای مخزنِ نور وشعاع ! ای آفتــــاب ! ای آفتاب!
با لِطفِ حقّ بر ما بتاب !ای آفتـــــاب!ای آفتاب!
بیتو،چسان ظُلمت بودی!مخلوق رازحمت بودی!
دانم بســــی ذِلّت بُدی،ای آفتــــا ب !ای آفتاب !
رسم نا مردمی
قیوم بشیر
ملبورن – آسترالیا
ششم آگست ۲۰۱۲
نامه ای بهر او نوشتم دوش
نامه ای از حوالی خاموش
ماجرای دلِ شکسته ایی را
ماجرایی که غصه هاکردنوش
حُکمِ سنگسارمده
حسن شاه ” فروغ “
۵ – ۸ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر دوشنبه شانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۶ آگست ۲۰۱۲
عنانِ گلشن خود را بدست خار مده
بجُرمِ عشق به بلبل سزایِ دار مَده
دهانِ غنچه ای باغت گذارکه باز شود
برای خنده ای گل حُکمِ سنگسارمده
بساطِ نفس
صالحه وهاب واصل
۱۳ – ۶ – ۲۰۱۲
هالند
تاریخ نشر یکشنبه پانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۵ آگست ۲۰۱۲
مرا در خلوتِ جان نازِ خاموشی صدا دارد
طراوت در نگاهم رنگِ حیرت در قفا دارد
بفکر دل شدم از دست دادم راحتِ جانرا
که هر بارِ نفس اندر بساطِ خود فنا دارد
هرخس وخاردرجهان لعل وگوهرنمیشود
محمد نعیم ” جوهر ”
۳ – ۸ – ۲۰۱۲
آلمان
تاریخ نشر یکشنبه پانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۵ آگست ۲۰۱۲
دامنِ آرزوی دل،زیر و زبرنمیشود
پنجۀنفسِ سرکشم،خاک به سرنمیشود
عُمرِبه سررسیده رادل زقفس رهانشد
بختِ سیاهِ شامِ من،هیچ سحرنمیشود
خبری بنورمیبر
حسن شاه ” فروغ “
۴ – ۸ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر یکشنبه پانزدهم اسد ۱۳۹۱ – ۵ آگست ۲۰۱۲
شده سالها که شب را،بسحرگذرنبوده
بُتِ شبپرست ما را،سحری ببر نبوده
توبگو بَصبح صادق،که چرابَخواب رفته
خبری بَنور میبر،که زِشب خبر نبوده
نشریه انترناسیونال٬ شماره ٤٦۲
سکوت علامت رضاست!
در دفاع از حقوق شهروندی افغانهای ساکن ایران
سیامک بهاری
چهارم ماه اوت ( آگست ) ۲۰١۲
حملات فاشیستی و سازمان یافته دولتی به شهروندان افغان در ایران طی چند ماه گذشته موجی از اعتراض در داخل و خارج کشور را سبب شد. مردمی جنگ زده و مصیبت دیده که بیش از سی سال است در یکی از ناامن ترین نقاط جهان گرفتار آمده اند٬ چاره ای جز گریز و نجات جان خود نداشتند.
شیرازه جامعه از هم گسیخته٬ افغانستان را به چنگال جنگ سالاران قومی ــ مذهبی و تفنگچی های اجیر شده از مجاهد و طالب و کرزی و هر قشر و مسلکی انداخت.
“مهتاب”
محمد جان مهجور
تاریخ نشر شنبه چهاردهم اسد ۱۳۹۱ – ۴ آگست ۲۰۱۲
ای مهتاب ای مهتاب ای مهتاب خوش نقاب
آخر بیرون شو از حجاب برما بتاب برما بتاب
روشن نما این خانه ها آبا دی و ویرانه ها
نورت بود چون آفتاب برما بتاب برما بتاب
سازو سرودِ مرگ
حسن شاه فروغ
۳- ۸ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر شنبه چهاردهم اسد ۱۳۹۱ – ۴ آگست ۲۰۱۲
آن زهرِکین وجامِ شرنگت عوض نشد
آب و هوایِ آن دلِ سنگت عوض نشد
هرجا نهالِ آشتی در خون نِشانده ای
تخمِ نِفاق وشیوه ای جنگت عوض نشد
از جمع این خفتگان
نورالدین ” همسنگر ”
جولای ۲۰۱۲ هالند
تاریخ نشر جمعه سیزدهم اسد ۱۳۹۱ – سوم آگست ۲۰۱۲
جز پر یشانی ز شهر ما صدایی بر نخاست
حال ما داند دل درد آ شنایی بر نخاست
دست بیداد فلک بشکست بال آرزو
کس به داد ما رسد هرگز زجایی بر نخاست
دوستان ارجمند سلام عرض میدارم
این شعر را که خدمت شما عزیزان پیشکش نمودم با ۳۰ شعر دیگر از شاعران هالندی در مجموعه شعری تحت عنوان آینده چه میشود چاپ شده و ترجمه گردیده است.
ودود ” فضـلی”
اپـلـدورن – هالند
فــــــــردا چـــه مـیـشـــود
تاریخ نشر پنجشنبه دوازدهم اسد ۱۳۹۱ – دوم آگست ۲۰۱۲
امــروز طـفـلکــانِ عـلـیـل وشکستـه بــال
درکـنجِ آشـیــان
بـا نـیـمـه بـال خـویـش
بـا قـلـبِ ریـش ریـش
ما مورد تمسخرِ شاه و گدا شدیم
حسن شاه ” فروغ “
لندن
تاریخ نشر پنجشنبه دوازدهم اسد ۱۳۹۱ – دوم آگست ۲۰۱۲
مارا اسیرو بند بزنجیرکرده اند
خودرا مُریدو زاهدو یا پیرکرده اند
ازدین و ازکلامِ خداوندو از رسول
دایم به نفع حادثه تفصیرکرده اند
« هوای قناعت»
شفیق احمد ستاک
تاریخ نشر چهار شنبه یازدهم اسد ۱۳۹۱ – اول آگست۲۰۱۲
غیر از خدای خویش، ستایش نمیکنم
بر هر دری، دعا و نیایش نمیکنم
تا میکشم نـَفـَس به هوای ِ قناعتی
سوی هوای ِ نفس، گرایش نمیکنم
چوبا توهمنَفَسـَـــم،مَصــد ر ســـعا دة منم
عبدالکریم (خشنود هروی کهدستانی)
شهر کییف – اوکرائین
مورخه ء۳۰ – ۷ – ۲۰۱۲ م.
تاریخ نشر چهار شنبه یازدهم اسد ۱۳۹۱ – اول آګست ۲۰۱۲
همانکه سربکف از روی مِهرنها ده ،منم
غُلامِ حَلقه بگـــــــوش،دلفگار وسا ده منم
دراین رباطِ کُـهن، بی غــــذا وبی مسکن
شکسته بال وپـَر،افتـــاده روی جا ده منم
ایوای وطنم نیست
حسن شاه ” فروغ “
۳۱ – ۷ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر چهار شنبه یازدهم اسد ۱۳۹۱ – اول آګست ۲۰۱۲
درسر همه وقت بادو هوایِ وطنم هست
ایوای وطنم نیست
هر چند که در غُربتم آسوده تنم هست
ایوای وطنم نیست
اینجا وطنم نیست
نوشته نذ یر ظفر
۲۷ – ۷ – ۲۰۱۲
لویزیانا
تاریخ نشر دوشنبه نهم اسد ۱۳۹۱ – ۳۰ جولای ۲۰۱۲
آواز قناری و هوای چمنم نیست
اینجا وطنم نیست
آتش به زبان دارم و کس همسخنم نیست
اینجا وطنم نیست
فِرعونهای قرنِ جدید
حسن شاه ” فروغ “
۲۹ – ۷ – ۲۰۱۲ لندن
تاریخ نشر دوشنبه نهم اسد ۱۳۹۱ – ۳۰ جولای ۲۰۱۲
ما را هزار شاخه تمنا شکسته اند
نخل و نهالِ نوخطِ زیبا شکسته اند
درباغ ما نه سرو سپیدارو بید ماند
گلغنچه های هرگلِ رَعنا شکسته اند
غم و بلا
قیوم بشیر
بیست ونهم جولای ۲۰۱۲
ملبورن – آسترالیا
در امتداد یک شب طولانی از جفا
آتش گرفت سینه ز رنج وغم و بلا
حرفی برای گفتن دلواپسی نماند
حرفی که مرهمی بکند دردِ بی دوا
آغاز جاده
صالحه وهاب واصل
۱۲ – ۶ – ۲۰۱۲
هالند
تاریخ نشر شنبه هفتم اسد ۱۳۹۱ – ۲۸ جولای ۲۰۱۲
از کثرتِ جنون دلم از پا فِتاده است
چشمم دَرِ نظر سوی صحرا گشاده است
در چهار سوی جان من آئینه ها ولی
دودِ نفس به صورت آن پرده زاده است
غم لړلي ماښامونه
سميع الدين افغاني
٢٧ – ٧ – ٢٠١۲م ٠ کال
د نشرنیټه : د جولای ۲۸ مه ، د ۲۰۱۲ میلادی ــ کال
لراو بر ماتم دی پدې سيمو کې قرارژاړي
غـم دی فريادونه کوراو کلي په مزار ژاړي
هرخواته دغم نارې سورې دي فريادونه دي
دلته په دې خلکو غم لړلي ماښامونه دي