۲۴ ساعت

21 اکتبر
۱ دیدگاه

عشق آموخت مرا شکل دیگر خندیدن 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  چهارشنبه مؤرخ  ۲۹ میزان ( مهر) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۱ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

عشق آموخت مرا شکل دیگر خندیدن

==============
بر  نوشته   هیچ  بنویسد  کسی
هیچکس سازد ز کشته مغرسی
ای  برادر موضع   نا کشته   باش
کاغذ   اسپید  نا  بنوشته    باش
( مثنوی معنوی مولانا)
برگ زرین دیگری از زنجیره طلایی مطبوعات مهاجران افغان را می خواهم رونمایی نمایم و از چهره دوست داشتنی، پرکار، کوشا وخوشنام یکی دیگر از هنر آوران هری، ذکر خیری بمیان آورم که همکاری دیرینه با او دارم.
یکی از یاران با وفا، گرافیست خلاق و سوچه که نقش راهبردی هنری در تجسم بخشی بصری داشته، هنرمند خوشنویس و طراح ( وحید عباسی) نستعلیق نویس معاصر است که از نخستین یاران و همراهان کانون هنرهای زیبا، اندیشه و دانش در دیار غربت بوده است.
او بخش انتشارات کانون کهزاد را با درایت، صداقت و صمیمیت خاص خودش طی سه دهه گذشته با انتشار اولین شماره تقویم نیکو کاری خیریه حضرت جوادالائمه،ع، نمایندگی و مدیریت نموده است.
وحید الله ـ در سال ۱۳۵۶ خورشیدی در شهر باستانی و آریایی کابل متولد شد، اما ریشه های فرهنگی و اصالت خانوادگی او به هرات باستان باز می گردد.
او در سال ۱۳۶۸ ش در حالی که دوازده ساله بود، با خانواده اش به ایران مهاجرت نمود.
دوران نوجوانی و جوانی او در هجرت با آموزش فشرده هنرخطاطی در کنار درس و آموزش و هنر و اندیشه همراه بود ورفعالیت های فرهنگی پیوسته او در کنار استاد کاظمی و استاد مظفری در {درـ دری} و فصلنامه [ خط سوم ] پربار ترین رویشها را در آن فضای فکری و ذهنی در پی داشت.
اینک او با آن اندوخته ها و تجارب گرانبها، بعنوان طراح مستقل و چهره فرهنگی وطن ـ در سرزمین گل و گیاه،، هلند،،مقیم و فعال عرصه هنر شرقی در هماهنگی با هنر غربی است ،،،،
او ریشه های هنری خودرا هنوز مرهون و مدیون اساتیدی چون زنده یاد استاد محمد علی عطار هروی، استاد رضوی، استاد پیرزاد هروی و نجیب الله انوری می داند.
.
.
او با تکیه بر ذوق فطری و ممارست فراوان موفق بدریافت،، مدرک ممتاز،، در شیوه ی نستعلیق از انجمن خوشنویسان ایران شد.
بر علاوه وحید عباسی بعنوان یکی از برجسته ترین [ طراحان جلد] کتاب و مجلات، ماهر ترین فعال فرهنگی حوزه هنر گرافیک بوده ودر این راستا ابداعات و ابتکارات جالب و دیدنی داشته و برای مجموعه اشعار شاعران معاصر افغانستان هم اکنون نیز طرح و دیزاین و صفحه آرایی کار اوست.
او در کارنامه نگار آفرینی، گرافیک،، خود بیش از یک صد جلد کتاب ، مجله و فصلنامه را دارد.
سابقه دیرینه او در تدوین، تنظیم، صفحه آرایی و حروف چینی سالنامه عرفانی،فرهنگی و هنری،، مهر آیین،، و تقویم های نیکو کاری کانون هنرهای زیبا، اندیشه و دانش طی ربع قرن یاد آور پر شور ترین هنر آفرینی هاست که در ذهن، ضمیر و حافظه تاریخی ما منعطف گشته است.
او پس از استقرار در هلند آرمان‌ های فرهنگی خود را رها نکرده و تجربیات و دستاوردهای خودرا در قالب یک شروع تازه تحت عنوان [ نشر فرم ] تداوم و استمرار بخشیده است.
.
وحید عباسی نمونه درخشان از نسل پرورده شده،،مکتب هرات،، در کانون هنر شرقیست، انسانی که هنر کتیبه نویسی، شکسته و عروس خطوط شرقی یعنی نستعلیق را با توانایی و مهارت بکرسی می نشاند.
در کتاب رنگ و رنج در کنار زندگی نامه و کار نامه او که بقلم اینجانب نگارش و پژوهش شده ـ دیدگاه او را از صفحه ۴۷۰ انتخاب و درین نبشته تقدیم نگاه گهر خیز هنر دوستان می نمایم ؛
عباسی پیرامون ضرورت شناخت هنر و جایگاه هنرمندان و خوشنویسان بعد از جریان رنسانس بزرگ مکتب هرات می نویسد:
(«گذشته فرهنگی هرات از غنامندی خاصی برخوردار بوده که این { رنسانس} بر همگان آشکار وبر اهل هنر افتخار است. اما صرفاً افتخارات گذشته نمی تواند راه‌گشای ما در حال و آینده باشد!
متأسفانه در حال حاضر در سرزمین ما، تنها چیزی که به آن اهمیت داده نمی شود –فکر و هنر است.»)
این دیدگاه ۲۲ سال پیش منعکس در مجموعه [رنگ ورنج ] مرا به یاد خاطره ی از جریان انتشار مرقع قرآنی [ اساور] اثر جاودانه و مانای أمیر کشور خط و شاعر کتیبه ها انداخت که درین زمینه وزمان شرحش خالیاز لطف و محبت یاران و اساتید کانون هنرهای زیبا نیست.
درگذشت استاد امین الله پیرزاد هروی دقیقا ده سال بعد از رحلت استاد محمد علی عطار هروی در اواخر سال ۱۳۸۱ بعد از اینکه از سفر آسمانی بیت‌الله باز گشته بود روی داد.
سفری که استاد پیرزاد هنگام وداع تلفنی اش برایم از زبان حافظ نجوا کرده بود ؛
{ زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت
کانکه شد کشته او  نیک  سر انجام افتاد}
شوربختانه موقع برگشت استاد، بنده در بیمارستان بعلت بیماری نادری که در هر یک میلیون نفر – برای یکنفر اتفاق می افتاد و « گیلن باره » نام دارد و نوعی ویروس است که سیستم عامل عصب اندام دست وپا را  مختل وسپس فلج و در نهایت بمرگ می کشاند،   مبتلا شده بودم و با حالت کما در بیمارستان قایم مشهد بستری و زیر نظر دکتر مهدی اعتمادی سرپرست بیمارستان قرار داشتم،دوران شدید بیماری و فلج کامل بدن مصادف بود با آخر ین روز های سال ۱۳۸۱شمسی و آمدن حجاج از ضیافت الهی بکشور،خانه و کاشانه شان.با پیکری نحیف، تنی رنجور و دست وپایی بی حس مرا از بیمارستان بعد مدت یک ماه بخانه بر گشتاندند، آن زمان بیش از سه هفته از وفات استاد پیرزاد گذشته بود که من مطلع شدم که استاد دار فانی را وداع و آهنگ سفر ابدی را آغاز کرده بود.
در بیستمین روز رحلت استاد پیرزاد بود که پسر خاله ام بدیدارم آمد و ضمن مقدمه وموخره ی از چگونگی آغاز و فرجام آدمها واینکه؛ مرگ پایان کبوتر نیست گفت!
امروز مهمانانی به دیدن تو می آیند که در مسجد برای بیستمین روز فراغ استاد پیرزاد در مراسم فقدانش حضور یافته بودند و سراغ وضعیت جسمی و بیماری تورا گرفته و جویای احوال گیری و دیدار تو هستند.
آن میعاد بشکوه در دهمین روز بهار ۱۳۸۲ش با حضور استاد نجیب مایل هروی، استاد سعادت ملوک تابش، محمود عطار، نورالله پیرزاد، احمد خطاط، میرویس رضا زاده، محمد شاه پیرزاد، دکتر معصومی، معلم کاظم یوسفی و محمد قاسم هاشمی همراه بود.
در آن دیدار با اشاره به تابلو های آویخته بدیوار از خطاطان و نگار گران هرات ـ جناب استاد علامه مایل گفت !
(با اینکه دو مجموعه هنری از  آثار خوشنویسی استاد عطار را ـ ایرانی ها با کیفیت خوبی منتشر ساخته اند، ما تاکنون که دهسال از رحلتش می گذرد نتوانستیم حتا یک برگ از خطوط اورا منتشر کنیم؟)
این سخن در آن مجلس جرقه ای بر افروخت واین سوال را بر انگیخت که ماهم می توانیم اثری درخور منتشر بداریم.
واستاد تابش گفت که ،، مقدمه جامع،، بر آن خواهد نگاشت، واز محمود عطار تقاضای همرهی و همکاری نمود و استاد نجیب مایل هروی پیشنهاد داد اگر بشود مرقع قرآن اساور را که نزد استاد عطار در زمان حضور و زندگی شان در هرات بین سالهای ۱۳۵۷ و ۱۳۵۹ خورشیدی نگاشته شده از گنجینه آثار باقیمانده استاد عطار انتخاب و چینش مرقعات  آن زیر نظر آگاهان خطوط اسلامی و شرقی فراهم گردد و روی آن کار شود که همین قضیه مرا نیزانگیزه بخشید که بگویم جوانب اجرایی و عملی و انتشار آن نیز بدوش من باشد.
آنان در آن جلسه دیدار جمعی با دعای روشنگرانه دکتر سید عبدالحمید معصومی،کلید،، زیور کده انوار،،علامه  سعادت ملوک تابش را با این دیباچه وطلاییه استاد میر علی هروی گشودم:
پادشاه ممالک خطیم
صفحه مشق ما قلمرو ماست.
به لطف و عنایت خداوند بعد از بهبودی نسبی من با استاد مرحوم تابش به منزل فرزند بزرگ استاد عطار رفتیم و محمود جان مجموعه ای از تصاویر را در انتخاب و دسترس ما قرار داد که تصویر بیاد ماندنی استاد عطار برای نخستین بار در آخر خطوط ماندگار،، اساور،، بحله طبع آراسته وبر زیبایی اثر افزود.
اوراق پراکنده اساور أمیر کشور خط را از نزد فرزندان استاد عطار گرفته و بهمراه استاد سعادت ملوک تابش به تهران نزد استاد محمد علی کشاورز رفتیم که علاوه بر تسلط بر هنر هفتم یعنی سینما، دستی قوی در هنر نقاشی و نگارگری اسلیمی داشت.
استاد محمد علی کشاورز علاقه عجیبی به هنر و خطوط نگاشته شده کوفی استاد عطار هروی داشت و قبلاً اثر معروف، ارزشمند وتاریخی ( هنر آیه نگاری قرآن کریم) را بکوشش استاد محمد مهدی هراتی ـ با دقت و ظرافت خیره کننده ای نگار گری، صفحه آرایی و طراح  گرافیکی نموده بود.
خوبست یاد آوری کنم که [قرآن محلی] نخستین اثری بود که در زمان حیات استاد عطار توسط انتشارات صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران وبا تلاش های پیوسته جناب ،، محمد مهدی هراتی،، که خودرا اصالتا از شهر { هرات یزد} در ایران میداند منتشر شد.
قرآن محلی بدلیل رنگ آمیزی لاجوردی و طلایی، مخلوطی نا متقارن در کنار قلم گهر ریز عطار، در بر گرفته که این رویکرد را استاد محمد علی کشاورز با صفحه آرایی روشن و با استفاده از نقوش برجسته اسلامی و بکارگیری،، گرافیک،، روحی تازه به آن بخشیده است.
بدین گونه استاد کشاورز با وجود کهولت و مریضی پذیرفت که،، قرآن اساور،، را نیز بهمان اسلوب دلخواه،نگار آفرینی کند که استاد تابش مقدمه نگاشته شده خودرا با برگهای بیست و چهار گانه آن در اختیار آن هنرمند وارسته سینما و تلویزیون ایران قرار داد.
بعد  از  مدتی مرحوم کشاورز ـ سی دی ـ آماده شده قرآن اساور را به مشهد ارسال و استاد تابش در تهران اوراق اساور را تحویل گرفتند و امانت مذکور را به جناب محمود عطار را بر گشتاندند که ایشان در آن آوان بار سفر و مهاجرت به دیاری دور دست از بلاد فرنگ گرفته بود.
من c d سی دی مذکور را به استاد محمد کاظم کاظمی سپردم برای صفحه آرایی و استاد کاظمی پذیرفت که آن بخش ها را اجرایی کند.،اما طرح جلد و طراحی زمینه و انتخاب رنگ صفحات راسپرد به جناب گرانمهر آقای وحید عباسی که بتازگی در جوار خانه استاد کاظمی قرار یافته بود و خانه ای را اجاره و تشکیل خانواده داده بود.از قضای روزگار و شاید سهل انگاری خانه دار، شوربختانه شبی دزد به این خانه دستبرد می زند و اموالی را بشمول کامپیوتر و سی دی ها ـ ظبط وصوت وبلند گوها را هم ضمیمتا با خود به تاراج و یغما می برد.
با مطلع شدن ما، اندوهی ژرف و ناکرانه بر قلب و روحم سایه فکند ودر هرات نزد استاد تابش شکایت بردم که ما اشتباه نمودیم ،اگر در نخست کپی از آن سی،دی ذخیره می ساختیم،چنین عقوبتی نداشتیم؟
.
استاد تابش گفت، نا امیدی کفر است ونا سپاسی دوباره کار خودرا از سر گیر و اراده خودرا قویتر ساز!
وسپس بداخل کتاب خانه اش رفت و از لا بلای کتب یک نسخه آرشیوی کپی شده از «زیور کده انوار » را که بعنوان مقدمه بر مرقع قرآنی اساور ـ قبلاً نگاشته بود به من سپرد……   
بعد از چهار سال تلاش و پشتکار و خون دل خوردن های بیشمار در کنار وحید الله عباسی بالاخره در صدمین سال روز تولد استاد محمد علی عطار ۱۴۲۸ قمری در بهار سال ۱۳۸۶ خورشیدی – مرقع خطوط قرآنی ،، اساور،، از چاپ بر آمد.
این رویداد در دهمین سالگرد تأسیس کانون هنرهای زیبا، اندیشه و دانش و با همکاری مالی یکتن از هنر دوستان ـ جناب صفی الله باقرزاده توسط انتشارات،، ملک اعظم،، ودر پانزدهمین سال یاد رحلت استاد عطار در مشهد رضوی منتشر گشت ‌.
این اثر در قطع وزیری بزرگ بصورت رنگی و قابلیت تابلو شدن با کاغذ گلاسه اعلای آلمانی با بهای ۱۵۰ افغانی معادل سه هزار تومان در دسترس دوستداران فرهنگ و هنر قرار گرفت. سه صفحه نخست مرقع اساور توسط فرزند استاد عطار ـ محمود خطاط هروی تذهیب و نگار گری شده است.
اساور در سال ۱۳۹۱ توسط انجمن خوشنویسان هرات ودر بیستمین سال روزرحلت استاد بعنوان اثر بر گزیده سال انتخابشد و همچنین ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت هرات در مراسم رونمایی از مرقع اساور ـ نمایشگاهی از خطوط و مرقعات استاد عطار و سایر خوشنویسان هرات را در ارگ تاریخی شمیره خاتون و قلعه اختیار الدین،، فعلی،، برپای داشت.
.
در ایران نیز انجمن خوشنویسان این کشور، لوح تقدیر ویاد بود تقدیم کانون هنرهای زیبا اندیشه ودانش نمودند و درنشریات و خبرگزاری های رسمی افغانستان و ایران انتشار آن بازتاب گسترده‌ای در مطبوعات جامعه میزبان داشت.
در صفحه ۱۹ ثلث کتیبه ای با قلم نوازی عطار وبا خط زیبای نستعلیق شرقی با این مضمون  آمده است که بسیار چشم نواز است!
بندگی     کن     خدای  یکتا  را
خیر  و   احسان  ز خلق بازمگیر
خاصه  با  والدین   و  مسکینان
خویش وهمسایه و یتیم و فقیر

استاد عطار در صفحه مقابل همین کتیبه ی ثلث با اشاره به آیه « ثمم یحیکم ثم الیه  ترجعون » با خط محقق و نستعلیق که در

بیستم برج دلو ۱۳۵۹ در هرات نوشته آورده ؛
ز  خاک   مرده ات  حی   توانا 
برون  آورد  و   میراند  دگر  بار 
پس از مرگت حیات تازه بخشد 
که یابی در قیامت مزد  کردار 
رفیع اصیل یوسفی
۲۵ میزان ۱۴۰۵ شمسی
۱۷ اکتوبر ۲۰۲۶
 

یک پاسخ به “عشق آموخت مرا شکل دیگر خندیدن ”

  1. admin گفت:

    جناب اقای اصیل یوسفی عزیز ، با سپاس از شما ، مؤفقیت روزافزون جناب وحید جان عباسی را تمنا دارم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما