در روزگاری که وطن ما افغانستان هنوز از زخم‌های جنگ ، مهاجرت ، فقر، بی‌اعتمادی و ویرانی رنج می‌برد ، دردناک‌ تر از هر مصیبت آن است که شماری از کسانی که سال‌ها بر گرده‌ی مردم سوار بودند ، امروز دوباره با لباس روشنفکری ، قوم‌گرایی ، سیاست‌بازی و شعارهای رنگین به میدان آمده‌اند تا آتش اختلاف را در میان ملت شعله‌ور سازند.
دیروز در چوکی‌های قدرت بودند ، وزیر بودند ، وکیل بودند ، سناتور بودند ، رهبر قومی و سیاسی بودند ، قانون‌دان و حاکم بودند. سال‌ها از بیت‌المال خوردند ، از نام مردم استفاده کردند ، با سرنوشت ملت معامله نمودند ، اما امروز که قدرت از دست شان رفته ، به جای اعتراف به اشتباهات و خدمت صادقانه ، در فضای مجازی دکان تازه‌ای باز کرده‌اند ، یکی شعار”لوی پشتونستان” می‌دهد ، دیگری خواب “خراسان” می‌بیند ، سومی از “هزارستان” سخن می‌گوید ، چهارمی نسخه‌ی “فدرالیزم” و پنجمی”تورکستان “ را بدون درک شرایط واقعی جامعه تبلیغ می‌کند.
اما پرسش اساسی این است:
آیا اینان واقعاً برای مردم می‌سوزند؟
آیا درد گرسنگی کودک افغان را می‌فهمند؟
آیا شب‌های تار مهاجران ، بی‌کاری جوانان ، بی‌سرنوشتی دختران و رنج دهقان و کارگر را لمس کرده‌اند؟
هرگز!
بیشتر این مدعیان امروز در کشورهای امن و آرام جهان ، در خانه‌های مجلل و زندگی‌های آسوده به‌ سر می‌برند. فرزندان شان در بهترین پوهنتون‌ها درس می‌خوانند ، در آرامش و رفاه زندگی می‌کنند ، اما جوان بیچاره‌ی داخل وطن را با شعارهای دروغین ، احساسات قومی ، نفرت زبانی و وعده‌های خیالی به میدان دشمنی می‌کشانند.
آنان خود در خارج شراب قدرت و پول‌های به‌ باد رفته‌ی ملت را نوشیده‌اند ، ولی برای جوان فقیر وطن نسخه‌ی جنگ ، نفرت و قربانی شدن می‌پیچند.
این بزرگ‌ترین خیانت به ملت است.
ملت افغانستان سال‌ها قربانی همین سیاست‌های نفاق‌افگن شده است. هر بار گروهی به نام قوم ، زبان ، مذهب یا منطقه آمدند و مردم ساده‌ دل را فریب دادند. نتیجه چه شد؟ وطن ویران شد ، مردم مهاجر شدند ، جوانان قربانی گردیدند ، دانش نابود شد ، و فرصت‌های ترقی از میان رفت.
اما رهبران معامله‌ گر و شعارفروش ، هر بار با جیب‌های پر و خانه‌های امن ، از میدان گریختند و مردم را تنها گذاشتند.
امروز نسل جوان باید بیدار باشد.
جوان آگاه نباید هر شعار بلند و هر سخن احساسی را حقیقت بداند. هرکس که صدای بلند دارد ، الزاماً وطن‌دوست نیست. هرکس که از قوم سخن می‌گوید ، نماینده‌ی واقعی قوم نیست. هرکس که نام عدالت را می‌برد ، الزاماً عادل نمی‌باشد.
وطن‌دوست واقعی کسی است که: میان اقوام تخم نفرت نپاشد ، مردم را به جنگ داخلی دعوت نکند ، جوانان را ابزار قدرت‌ طلبی نسازد ، درد ملت را از نزدیک لمس کند ، برای وحدت ، علم ، کار، عدالت و انسانیت تلاش نماید.
مردم‌دوست واقعی کسی است که اگر در قدرت بود ، دستش آلوده به فساد نباشد ، اگر در خارج زندگی می‌کند ، برای آرامش ملت سخن بگوید نه برای شعله‌ور ساختن اختلافات.
امروز افغانستان بیش از هر زمان دیگر به خرد ، همدیگرپذیری ، احترام متقابل و اتحاد نیاز دارد ، نه به شعارهای تجزیه‌طلبانه و قوم‌گرایانه.
قوم‌های افغانستان قرن‌ها در کنار هم زیسته‌اند ، تاجیک ، پشتون ، اوزبیک ، هزاره ، ترکمن ، بلوچ ، نورستانی و دیگران ، همه فرزندان یک خاک‌اند. دشمنان واقعی ملت ، فقر، جهل ، فساد ، تعصب ، وابستگی و خیانت‌اند ، نه قوم و زبان یکدیگر.
اگر روشنفکری قلمش را برای نفرت به‌کار ببرد ، او روشنفکر نیست ،
اگر سیاستمداری مردم را قربانی آرزوهای شخصی کند ، او رهبر نیست ،
اگر کسی از دور آتش جنگ را گرم نگه دارد و خود در آسایش زندگی کند ، او خادم ملت نیست ، بلکه تاجر خون مردم است.
ملت باید فرق میان صادق و منافق را بشناسد.
صادق آن است که: در سختی کنار مردم بایستد ، به جای نفرت ، امید بدهد ،
به جای قوم‌پرستی ، انسانیت را تبلیغ کند ، به جای شعار، عمل داشته باشد.
و منافق آن است که: از درد مردم نردبان قدرت بسازد ، امروز یک شعار دهد و فردا خلاف آن عمل کند ، جوانان را قربانی جاه‌ طلبی خود سازد ، از بیرون کشور آتش اختلاف را شعله‌ور نگه دارد.
امروز رسالت نسل نو افغانستان این است که فریب بازیگران کهنه‌ی سیاست را نخورد. باید با عقل ، مطالعه ، آگاهی و تجربه ، چهره‌های واقعی را بشناسد. نباید اجازه دهد وطن دوباره قربانی تعصب ، نفرت و جاه‌ طلبی شود.
افغانستان خانه‌ی مشترک همه‌ی ماست. این خانه با نفرت آباد نمی‌شود ، با اتحاد ، دانش ، عدالت ، کار و احترام متقابل آباد می‌گردد.
بیایید به‌جای دشنام ، گفتگو کنیم ، به‌جای تعصب ، عدالت بخواهیم ،
به‌جای شعارهای خیالی ، برای ساختن آینده‌ی واقعی تلاش نماییم.
و به یاد داشته باشیم:
وطن را نه شعار نجات می‌دهد ، نه قوم‌ پرستی ، نه نفرت ، بلکه صداقت ، آگاهی ، انسانیت و اتحاد ملت .
با عرض حرمت و ادب
داکترعزیزالله فاریابی

 ۲۵/۰۵/۲۰۲۶