۲۴ ساعت

24 آگوست
۱ دیدگاه

معرفی یک اثر ماندگار ” دیوان قصاید حامد فاریابی “

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۲ سنبله ( شهریور) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۴ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

گنجینه‌ای از شعر، تاریخ و پیوندهای فرهنگی

در روزگاری که غبار فراموشی بر بسیاری از نسخه‌ های خطی و آثار چاپ‌ ناشدۀ شاعران و نویسندگان سرزمین ما نشسته است ، انتشار هر اثر ادبی را باید روشن‌ شدن چراغی در خانۀ فرهنگ و گشوده‌ شدن دریچه‌ ای به سوی تاریخ دانست. چاپ “دیوان قصاید حامد فاریابی” تنها انتشار یک مجموعۀ شعری نیست ، بلکه بازگرداندن بخشی از حافظۀ ادبی فاریاب و افغانستان به حوزۀ فرهنگ مکتوب و معرفی دوبارۀ یکی از چهره‌های برجستۀ شعر معاصر کشور است.

این اثر ارزشمند ، به همت ، کوشش و پژوهش دوکتوراستاد محمد کاظم امینی ، شاعر، نویسنده ، پژوهشگر و مترجم پرتلاش کشور، در سال ۱۴۰۵ خورشیدی ، برابر با ۲۰۲۶ میلادی ، از سوی انتشارات آیدین خزر در زنجان جمهوری اسلامی ایران به چاپ رسیده است.

انتشار این کتاب در خارج از زاد گاه شاعر، آن هم در شرایطی که افغانستان و اهل فرهنگ آن با مهاجرت ، پراکندگی ، دشواری‌های اقتصادی و کمبود امکانات نشر و پژوهش روبه‌ رو هستند ، خود رویدادی شایستۀ توجه و قدردانی است. این کار نشان می‌دهد که فرهنگ ، مرزهای جغرافیایی را درمی‌نوردد و یک اثر اصیل ادبی ، هرجا که امکان نشر و معرفی بیابد ، می‌تواند به زندگی دوبارۀ خود ادامه دهد.

معرفی اثر

  • شاعر: شادروان عبدالمؤمن حامد فاریابی
  • نام اثر: “دیوان قصاید حامد فاریابی”
  • دورۀ سرایش قصاید: از سال ۱۳۲۹ تا ۱۳۶۸ خورشیدی
  • تدوین ، مقدمه و توضیحات: محمد کاظم امینی
  • زبان اثر: فارسی و اوزبیکی
  • شمار صفحات: ۴۴۲ صفحه
  • ناشر: انتشارات آیدین خزر
  • محل چاپ: زنجان ، جمهوری اسلامی ایران
  • تاریخ چاپ: ۱۴۰۵ خورشیدی / ۲۰۲۶ میلادی
  • شابک: ۹۷۸-۶۲۲-۱۳۵۳-۱۷-۰
  • شمارۀ ثبت کتاب‌شناسی ملی: ۱۰۶۰۲۸۵۵

این کتاب به پشتیبانی مالی مستقیم خانوادۀ شادروان استاد حامد فاریابی ، مقیم کشور آسترالیا ، به چاپ رسیده است. این اقدام فرهنگی خانوادۀ شاعر، نمونه‌ ای ارزشمند از احساس مسئولیت در برابر میراث فکری و ادبی یک خانواده ، یک ولایت و یک کشور به شمار می‌رود. پاسداری از آثار بزرگان تنها حفظ نام آنان نیست ، بلکه نگهداری بخشی از هویت تاریخی نسل‌های آینده است.

“دیوان قصاید حامد فاریابی” مانند شماری از آثار چاپ‌ ناشدۀ شاعر، به دست خود او تنظیم و مرتب شده است. این ویژگی بر ارزش نسخه‌ شناختی و اعتبار ادبی کتاب می‌افزاید ، زیرا ترتیب اصلی اشعار، انتخاب قصاید و ثبت تاریخ سرایش آن‌ها بر اساس یادداشت‌ها و ارادۀ خود شاعر صورت گرفته است.

این کتاب ، سومین اثر از آثار شادروان حامد فاریابی است که به اهتمام و کوشش دوکتور استاد محمد کاظم امینی زمینۀ چاپ و انتشار یافته است. دفتر اصلی ، مطابق ترتیب شاعر، شامل ۵۵ قصیدۀ فارسی و یک قصیدۀ تورکی اوزبیکی ، در مجموع ۵۶ قصیده و ۲۲۴۸ بیت بوده است.

بر مبنای یادداشت‌های شاعر، نخستین قصیدۀ این دفتر در سال ۱۳۲۹ و آخرین قصیدۀ آن در سال ۱۳۶۸ سروده شده است. ازاین‌رو، این دیوان نزدیک به چهار دهه از زندگی فکری ، ادبی، اجتماعی و عاطفی شاعر را در خود جای داده است ، چهار دهه‌ ای که افغانستان در آن شاهد دگرگونی‌های فراوان سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی بوده است.

دوکتوراستاد محمد کاظم امینی دو قصیدۀ دیگر با عنوان‌های “انقلاب” ، سروده‌ شده در ۲۷ حوت ۱۳۶۱، و “مدینۀ فاضله” ، سروده‌ شده در ۲۵ جوزای ۱۳۶۳، را نیز بر این مجموعه افزوده است. این دو قصیده پیش‌تر در دفتر “سفینۀ اِدبار، مجموعۀ ادبیات سیاه” آمده بود که در سال ۱۳۹۸، با کوشش ، مقدمه ، شرح لغات و توضیحات استاد امینی در مطبعۀ دوستان بلخ چاپ شده بود.

با افزوده‌ شدن این دو شعر، شمار قصاید چاپ‌شده در این کتاب به ۵۸ قصیده می‌رسد.

این تعداد قصیده ، آن هم از یک شاعر معاصر افغانستان ، رقم چشمگیری است. اهمیت آن هنگامی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم آثار بسیاری از شاعران صاحب‌ دیوان فاریاب هنوز چاپ نشده و نسخه‌های آن‌ها در کتابخانه‌ های شخصی ، صندوق‌های خانوادگی یا در میان اوراق پراکنده باقی مانده است. چه‌ بسا بخشی از این میراث در اثر مهاجرت ، جنگ ، آتش‌سوزی ، رطوبت ، بی‌توجهی یا گذشت زمان برای همیشه از میان رفته باشد.

بنابراین ، چاپ “دیوان قصاید حامد فاریابی” تنها خدمت به یک شاعر نیست ، بلکه اقدامی برای نجات بخشی از تاریخ ادبی فاریاب و افغانستان از خطر نابودی و فراموشی است.

قصیده در ادبیات فارسی یکی از دیرینه‌ ترین و استوارترین قالب‌های شعری است. این قالب در طول تاریخ برای بیان ستایش ، حکمت ، اندرز، عرفان ، شکایت ، نقد اجتماعی ، توصیف طبیعت ، رویدادهای تاریخی و تأملات فلسفی به کار رفته است. سرودن قصیده ، به‌ ویژه قصیده‌های بلند ، نیازمند توانایی زبانی ، احاطه بر وزن و قافیه ، حافظۀ نیرومند ادبی و قدرت ادامۀ مضمون در ساختاری منسجم است.

قصاید حامد فاریابی را می‌توان تنها مجموعه‌ ای از ابیات موزون و مقفا ندانست ، بلکه آن‌ها پنجره‌هایی به سوی روزگار شاعر، اندیشه‌های او، نگرانی‌های اجتماعی‌اش ، آرمان‌های انسانی‌اش و نگاهش به وطن و مردم هستند. بررسی قصاید وی می‌تواند برای پژوهشگران ادبیات ، تاریخ اجتماعی ، زبان‌شناسی ، جامعه‌ شناسی فرهنگی و مطالعات منطقۀ شمال افغانستان سودمند باشد.

فاصلۀ زمانی میان نخستین و آخرین قصیدۀ این دیوان نشان می‌دهد که خواننده با محصول یک دوره کوتاه و زودگذر روبه‌رو نیست ، بلکه با کارنامۀ شعری چندین دهه از زندگی شاعر مواجه است. هر قصیده می‌تواند نشانی از یک مرحله ، یک رویداد ، یک امید ، یک اندوه یا یک دگرگونی فکری باشد.

ارزش این اثر تنها در متن قصاید خلاصه نمی‌شود. تدوین‌کننده کوشیده است کتاب را با مقدمه‌ها ، توضیحات و اسناد تکمیلی همراه سازد تا خواننده پیش از ورود به جهان شعر، با زندگی ، روزگار، شخصیت و مناسبات فرهنگی شاعر آشنا شود.

کتاب دربرگیرندۀ بخش‌های زیر است:

  • زندگانی شادروان عبدالمؤمن حامد فاریابی، صفحات ۹ تا  ۴۹،
  • دربارۀ “دیوان قصاید حامد فاریابی” ، صفحات ۵۰ تا ۶۱ ،
  • جغرافیای قصاید حامد فاریابی ، صفحات ۶۱ تا ۶۴،
  • در جست‌وجوی حقیقت یک رابطۀ ادبی ، صفحات ۶۴ تا ۶۷،
  • مکاتبات فروغ فرخزاد و حامد فاریابی ، صفحات ۶۷ تا ۶۹،
  • یادداشت حامد فاریابی ، صفحات ۷۰ تا ۷۶،
  • مکاتبۀ حامد فاریابی با حلیم حیا فاریابی ، صفحات ۷۶ تا ۸۰،
  • متن ۵۸ قصیده ، از صفحۀ ۸۱ تا صفحۀ ۴۳۲.

همچنین نوشته‌ ای از دکتر اکبر همت فاریابی ، برادر شاعر و مقیم کشور هالند ، در کتاب گنجانیده شده است. حضور چنین نوشته‌ ای می‌تواند تصویر نزدیک‌ تر و خانوادگی‌ تری از زندگی ، منش و سیمای انسانی شاعر به خواننده ارائه کند.

بخش “جغرافیای قصاید حامد فاریابی” نیز عنوانی قابل توجه است ، زیرا شعر هر شاعر در خلأ پدید نمی‌آید. مکان‌ها، شهرها، روستاها، سفرها، رویدادها و محیط اجتماعی در تکوین زبان و تخیل شاعر نقش دارند. شناخت جغرافیای شعر، ما را به شناخت ژرف‌ تر جهان شاعر می‌رساند.

مکاتبات حامد فاریابی و فروغ فرخزاد

یکی از مهم‌ ترین و کنجکاوی‌ برانگیزترین بخش‌های کتاب ، مطالب مربوط به مکاتبات ادبی حامد فاریابی با شادروان فروغ فرخزاد ، شاعر برجستۀ معاصر ایران است.

بر اساس توضیحات ارائه‌ شده در این اثر، میان حامد فاریابی و فروغ فرخزاد مناسبات و مکاتباتی ادبی وجود داشته است. دوکتوراستاد محمد کاظم امینی کوشیده است با گردآوری و معرفی اسناد موجود ، از گوشه‌ ای کمترشناخته‌ شده از روابط فرهنگی و ادبی میان شاعران افغانستان و ایران پرده بردارد.

طرح این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تاریخ ادبیات فارسی تنها در محدودۀ مرزهای سیاسی امروز قابل بررسی نیست. زبان و ادب فارسی طی قرن‌ها میان بلخ ، هرات ، کابل ، بخارا ، سمرقند ، نیشابور، شیراز، تبریز، تهران و دیگر مراکز فرهنگی در رفت‌وآمد بوده است. شاعران و دانشمندان این حوزۀ تمدنی از آثار یکدیگر تأثیر پذیرفته و با یکدیگر ارتباط داشته‌ اند.

اگر این مکاتبات با نسخه‌ها ، تاریخ‌ها و شواهد قابل بررسی همراه باشد ، می‌تواند دریچه‌ای تازه در پژوهش‌های مربوط به حامد فاریابی ، فروغ فرخزاد و روابط ادبی دو سرزمین هم‌زبان بگشاید. امید است پژوهشگران و مسئولان چاپ آثار فروغ فرخزاد نیز این اسناد را با دقت علمی بررسی کنند تا در صورت تأیید و تکمیل مدارک، جایگاه شایستۀ آن در پژوهش‌ها و چاپ‌های انتقادی آینده در نظر گرفته شود.

مهم‌ترین ارزش چنین پژوهش‌هایی آن است که حلقه‌های گمشده را پیدا می‌کنند ، پرسش‌های تازه‌ای پیش می‌کشند و پژوهشگران بعدی را به جست‌وجوی اسناد بیشتر فرامی‌خوانند.

خاطره‌ ای از نخستین دیدار با حامد فاریابی

من در سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۵ میلادی ، دورۀ مکلفیت عسکری خود را در ولایت فاریاب سپری می‌کردم. از دوران مکتب و لیسه به خواندن کتاب‌های شاعران ، نویسندگان و ادیبان علاقه داشتم. حتی در روزهای دشوار عسکری ، کتاب و شعر برایم پناهگاهی روحی بود. در میان هیاهوی وظیفه ، صدای فرمان‌ها و سنگینی روزهای نظامی، هرگاه فرصتی دست می‌داد ، به سوی کتاب و ادبیات پناه می‌ بردم.

در دل خود آرزو داشتم شاعران و نویسندگانی را که نام و آثارشان را شنیده یا خوانده بودم ، از نزدیک ببینم. برای جوانی که به شعر و ادب دلبستگی داشت ، دیدن یک شاعر بزرگ تنها دیدار با یک انسان نبود ، گویی آدمی با بخشی از جهان آرزوهای خود روبه‌ رو می‌شد.

در آن سال‌ها ، هنگامی که در یک پوستۀ امنیتی وظیفه داشتم ، گاه شادروان حامد فاریابی را می‌دیدم که از جاده عبور کرده ، به سوی کتابخانۀ عامۀ فاریاب در شهر میمنه می‌رفت. از همان لحظه‌ای که در میدان دیدم ظاهر می‌شد تا هنگامی که وارد کتابخانه می‌گردید ، با احترام و اشتیاق نگاهش می‌کردم.

قامت میانه داشت ، کلاه قره‌قولی بر سر می‌گذاشت و چپن وطنی بر تن می‌کرد. گاهی یک آستین چپن را پوشیده و آستین دیگر را آزاد می‌گذاشت. سگرتی نیز بیشتر اوقات در دست داشت. در شیوۀ راه‌رفتن ، پوشش و حضورش صلابتی آرام دیده می‌شد ، صلابتی که نه از تکبر، بلکه از شخصیت، تجربه و وقار فرهنگی او سرچشمه می‌گرفت.

بارها آرزو کردم روزی از وظیفۀ عسکری رخصت بگیرم ، به کتابخانه بروم و او را از نزدیک ببینم. دوست داشتم صدایش را بشنوم ، از سخنانش بهره ببرم و بدانم شاعری که نامش در میان اهل فرهنگ با احترام برده می‌شود، در نشست‌های ادبی چگونه سخن می‌گوید.

سرانجام ، روزی او را دیدم که به سوی کتابخانۀ عامۀ شهر میمنه روان بود. فرصت را از دست ندادم. بی‌ درنگ از پی او به راه افتادم. او با همان کلاه قره‌قولی ، چپن وطنی ، سیمای متین و سگرتی که دود آن در هوا پراکنده می‌شد ، وارد کتابخانه گردید و من نیز مانند یک شاگرد مشتاق ، پژوهشگر جوان یا کتاب‌خوانی خاموش ، داخل کتابخانه شدم.

در آنجا شماری از نویسندگان و ادیبان حضور داشتند. من کمی دورتر نشستم. نه جرئت آن را داشتم که بی‌مقدمه وارد صحبت شوم و نه می‌خواستم آرامش مجلس را برهم بزنم. تنها گوش می‌دادم. برای من همان نشستن در گوشه‌ای از کتابخانه و شنیدن سخنان آنان ، درسی بزرگ و خاطره‌ای فراموش‌نشدنی بود.

از سخنان و رفتار حامد فاریابی دریافتم که با انسانی حلیم ، آگاه ، باوقار، وطن‌دوست و مردم‌ دوست روبه‌ رو هستم. بزرگی او تنها در قصیده‌ها و سروده‌هایش خلاصه نمی‌شد ، در آرامش کلام ، متانت رفتار و نحوۀ حضورش نیز بازتاب داشت.

آن روز شاید برای دیگران یک نشست عادی کتابخانه‌ای بود ، اما برای من روز تحقق یک آرزو به شمار می‌رفت. جوانی علاقه‌مند به شعر، در میان دشواری‌های دورۀ عسکری، توانسته بود شاعر محبوب و نامدار سرزمینش را از نزدیک ببیند و سخنانش را بشنود.

سال‌ها از آن روز گذشته است. بسیاری از چهره‌ها، صداها و رویدادها در غبار زمان دور شده‌اند؛ اما تصویر حامد فاریابی، با کلاه قره‌ قولی، چپن وطنی و گام‌های آرام و باصلابتش در جادۀ منتهی به کتابخانۀ عامۀ فاریاب ، هنوز در ذهنم زنده است.

اکنون که “دیوان قصاید حامد فاریابی” چاپ شده است ، آن تصویر دیرین دوباره در برابر چشمانم جان می‌گیرد. گویی شاعر بار دیگر از همان جاده می‌گذرد، اما این بار نه تنها به سوی کتابخانۀ میمنه ، بلکه به سوی کتابخانه‌های جهان فارسی‌زبان و به سوی حافظۀ نسل‌های آینده روان است.

دوکتور استاد محمد کاظم امینی ، پاسدار خستگی‌ ناپذیر میراث فرهنگی

در کنار معرفی شاعر و اثر، نمی‌توان از کوشش‌های علمی و فرهنگی دوکتوراستاد محمد کاظم امینی به سادگی گذشت. در روزگاری که بسیاری از اهل قلم با دشواری مهاجرت ، بی‌خانمانی ، مشکلات اقتصادی ، پراکندگی منابع و نبود امکانات پژوهشی روبه‌ رو هستند ، گردآوری ، تصحیح ، توضیح و آماده‌ سازی یک اثر ۴۴۲ صفحه‌ای کاری آسان نیست.

برای انتشار چنین کتابی باید نسخه‌ها گردآوری ، مقابله و بازخوانی شوند ، تاریخ‌ها و نام‌ها بررسی گردند؛ مقدمه و شرح‌حال نوشته شود ، ترتیب اشعار مشخص گردد، دشواری‌های زبانی توضیح داده شود و اثر از مراحل تایپ ، ویرایش ، صفحه‌آرایی ، دریافت مجوز و چاپ عبور کند. پشت جلد آرام هر کتاب ، ماه‌ها و گاهی سال‌ها کار پنهان است.

استاد امینی در شرایطی به احیا و نشر آثار شاعران و دانشمندان فاریاب پرداخته است که انجام چنین کارهایی برای بسیاری از نهادهای فرهنگی نیز دشوار است. تلاش او نشان می‌دهد که گاهی ارادۀ یک پژوهشگر مسئول می‌تواند کار یک نهاد را انجام دهد و میراثی را که در آستانۀ فراموشی قرار دارد، دوباره به جامعه بازگرداند.

خدمت فرهنگی را باید با معیار نتیجه سنجید. هنگامی که نسخه‌ ای فراموش‌ شده به کتابی معتبر تبدیل می‌شود ، شرح‌حال شاعری از پراکندگی نجات می‌یابد و اثری در اختیار نسل آینده قرار می‌گیرد ، ارزش آن کوشش آشکار می‌شود.

ممکن است دربارۀ هر پژوهش ، تدوین یا برداشت ادبی دیدگاه‌های متفاوتی وجود داشته باشد. نقد علمی ، حق طبیعی خوانندگان و پژوهشگران است ، اما نقد باید مستند، منصفانه، مسئولانه و به دور از تحقیر و خصومت شخصی باشد. دشنام نه جای سند را می‌گیرد و نه از ارزش یک کار فرهنگی می‌کاهد. اگر کسی برداشت متفاوتی دارد، شایسته است آن را با دلیل ، مدرک و زبان علمی مطرح کند.

اگر خود توان انجام کار فرهنگی را نداریم ، دست‌کم نباید راه کسانی را ببندیم که با عمر، دانش ، توان و امکانات محدود خود برای حفظ فرهنگ تلاش می‌کنند. میدان فرهنگ به همکاری نیاز دارد، نه رقابت ناسالم ، به همدلی نیاز دارد ، نه تخریب ، و به نقد سازنده نیاز دارد ، نه دشمنی شخصی.

دوکتوراستاد محمد کاظم امینی در این مسیر یکه‌ تاز و پرتلاش ظاهر شده است. انتشار آثار حامد فاریابی ، گردآوری سرگذشت شاعران ، معرفی شخصیت‌های معاصر و پژوهش دربارۀ سخنوران فاریاب ، مجموعه‌ای از خدماتی است که ارزش آن‌ها در گذر زمان روشن‌تر خواهد شد.

چاپ این اثر می‌تواند الگویی برای خانواده‌های شاعران ، نویسندگان و پژوهشگران درگذشته باشد. در خانه‌های بسیاری از بزرگان ما هنوز دفترهای خطی ، نامه‌ها ، عکس‌ها، یادداشت‌ها و نسخه‌های چاپ‌نشده وجود دارد. اگر این اسناد به‌ موقع گردآوری، فهرست‌ نویسی و چاپ نشوند ، خطر نابودی آن‌ها جدی است.

فرزندان و بازماندگان اهل قلم مسئولیت بزرگی دارند. میراث پدران و مادران فرهنگی تنها دارایی خصوصی یک خانواده نیست ، بخشی از حافظۀ عمومی جامعه نیز هست. خانوادۀ شادروان حامد فاریابی با حمایت مالی از چاپ این دیوان ، گامی مسئولانه و ماندگار برداشته است. شایسته است از آنان و همچنین از دکتر اکبر همت فاریابی برای همکاری در معرفی زندگی شاعر صمیمانه سپاسگزاری شود.

نهادهای فرهنگی ، انجمن‌های ادبی ، دانشگاه‌ها ، کتابخانه‌ها و فرهنگ‌ دوستان فاریاب نیز باید برای معرفی ، نقد و بررسی این اثر برنامه‌هایی برگزار کنند. چاپ کتاب پایان کار نیست ، آغاز مرحلۀ تازه‌ای از خواندن ، شناختن ، نقدکردن و معرفی آن است.

پیشنهاد می‌شود نشست‌های علمی و ادبی دربارۀ این دیوان برگزار شود و پژوهشگران ، موضوع‌هایی مانند زبان قصاید ، اندیشه‌های اجتماعی شاعر، ویژگی‌های عروضی ، واژگان اوزبیکی و فارسی، جغرافیای شعر، مناسبات ادبی شاعر و تصویر روزگار در آثار وی را بررسی کنند.

“دیوان قصاید حامد فاریابی” پلی میان گذشته و آینده است ، میان شاعری که سال‌ها پیش با وقار و آرامش به سوی کتابخانۀ فاریاب گام برمی‌داشت و نسلی که امروز می‌تواند صدای او را از میان ۲۲۴۸ بیت بشنود.

حامد فاریابی از جهان رفته است ، اما شاعر تا هنگامی که آثارش خوانده می‌شود، در حافظۀ مردم زنده می‌ماند. جسم شاعر خاموش می‌شود، ولی کلمات او سفر خود را ادامه می‌دهند. روزگاری شاعر دفتر قصایدش را با دست خود مرتب کرده بود ، امروز همان دفتر، پس از سال‌ها انتظار، به صورت کتابی آراسته در برابر خوانندگان قرار گرفته است.

به دوکتوراستاد محمد کاظم امینی ، خانوادۀ گرامی شادروان حامد فاریابی ، دکتر اکبر همت فاریابی ، ناشر اثر و همۀ کسانی که در انتشار این گنجینۀ ادبی سهم داشته‌اند ، صمیمانه شادباش و سپاس می‌گویم.

امیدوارم این کتاب در کتابخانه‌های افغانستان ، ایران ، آسیای میانه ، اروپا ، آسترالیا ، کانادا و دیگر نقاط جهان جای گیرد ، پژوهشگران آن را بخوانند، نسل جوان با شخصیت و شعر حامد فاریابی آشنا شود و دیگر آثار چاپ‌ناشدۀ شاعران فاریاب نیز یکی پس از دیگری از پردۀ فراموشی بیرون آیند.

فرهنگ با شعار زنده نمی‌ماند ، با پژوهش ، کتاب ، قلم، حافظه و فداکاری زنده می‌ماند. هر کتابی که از خطر نابودی نجات داده می‌شود، چراغی است که در شبستان تاریخ روشن می‌گردد. “دیوان قصاید حامد فاریابی” یکی از همین چراغ‌هاست ، چراغی برخاسته از فاریاب که اکنون پرتو آن از تهران و زنجان تا هرجایی که دوستدار شعر و فرهنگ حضور دارد ، خواهد رسید.

روان شادروان عبدالمؤمن حامد فاریابی شاد ، یادش گرامی ، نامش ماندگار و راه خدمت‌گزاران صادق فرهنگ همواره روشن و پرفروغ باد.

با عرض ادب وحرمت 

دکتر عزیزالله فاریابی

۲۳ اگست ۲۰۲۶

 

 

 

 

یک پاسخ به “معرفی یک اثر ماندگار ” دیوان قصاید حامد فاریابی “”

  1. admin گفت:

    جناب داکتر صاحب فاریابی عزیز ، با سپاس از شما روان زنده یاد عبدالمؤمن حامد فاریابی را شاد وخشنود می طلبم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما