۲۴ ساعت

18 ژوئن
۳دیدگاه

تنهایی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۸ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۸ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————-

تنهایی

 

در کرانه های سرد

به دریاچه دلم نگاه می‌کنم

شهر بی‌ باران است

شهر انتها ندارد

و مردم کالبد های بی‌ نفس

ناخن های تنهایی تنم را خراشیده

زخم ها

درد ها

همه بیصدا

چشم ها بیرنگ

دست ها فلج

من در تنهایی میمیرم

من در تنهایی می‌ پوسم

من در بی‌ عشقی‌ …

 

هما طرزی

۲۸ جدی ۱۳۵۳

کابل

 

10 ژوئن
۳دیدگاه

و تو

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۲۰ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۹۱۰ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————-

و تو

      به یارم

می سرایمت با تمام هستی ام

و می خواهمت با تمام نیستی ام

و می جویمت با تمام آشفتگی ام

 

بگذاردر دامان مهرت جاودانه شوم

بگذار در شهر ستارگانت عاشقانه شوم

و بگذار با ساز فرشتگانت عابدانه شوم

 

 تو مرا از شاخه  ای عشقت خلق کردی

تا ترا بستایم

و بپرستم

و بتو عشق بورزم

و اما من بیراهه می روم

 بیراهه می روم

بیراهه می روم

 

و من دل به (خاک) می بندم

و من شور گذرا

و عشق چند صباح را

(عشق) می پندارم

مرا به من باز گردان

و مرا در سرزمینت

جاودانه ساز

و در صفای آسمانت

چون ستاره ساز

وپر از پرواز عاشقانه ساز

و مرا از شور وشیدایی خاک رها ساز

 

چه باشکوه است مرغ (هما)

در دام (خدا) باشد همیش!

 

هما طرزی

نیویورک

۱۰ فبروری ۲۰۲۴

 

 

02 ژوئن
۳دیدگاه

الهه

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۱۲ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————

 

الهه

به وطنم

با الههً بامداد

درآغوشت بدنیا آمدم

تا نوای عشق را زمزمه کنم

دیوار ها استوار

و باغچه ها سبز بود

بهار می خندید

و خورشید می درخشید

کوچه ها شاداب

و عابران دلشاد بودند

 

و امروز

که دیوار ها فروریخته اند

و برگها را

کرم های موزی به آغوش گرفته اند

نوای غم

زوزه زنان

بر شاخه ها می نوازد

و صدای بامداد را

بدست فراموشی می سپارد

و در دنیای غریب افسردگی

به دیو شب

خوش آمدید می گوید

و من هنوز

با یاد تو زندگی می کنم

و در خانه قلبم

نوای عشقت را

زمزمه می کنم.

ای خانهً ویرانه ام…

 

هما طرزی

نیویورک ۲۹ اپریل ۲۰۲۶

Goddess,

                                                                 To my homeland

With the Goddess of the dawn

I was born in your arms

To whisper the melody of love.

The walls were solid

And the gardens were green.

Spring was laughing

And the sun was shining.

The streets were fresh

And the passersby were happy.

And today,

When the walls have collapsed

And the leaves are hugged by harmful worms,

The melody of sorrow plays on the branches,

Leaving the sound of dawn to oblivion,

And in the strange world of depression,

It welcomes the demon of the night.

And I still live with your memory

And in the house of my heart,

I whisper the melody of your love.

O my ruined house…

Homa Tarzi,

New York,

April 29, 2026

14 می
۳دیدگاه

آب عشق

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۴ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۴ می ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————–

آب عشق

 

دریا ها از رفتن خسته ا‌ند

                                     و ماتم زده …

شهر عشق بی‌ آب

تردید م را بشکن با سنگ محبت هایت 

خانه ام و دیوارهایش هنوز ترا صدا می‌ زنند

                                                     به زبان صداقت ها

بوی عشق را شنیده ام

بوی عشق را –

                             دیده ام ،

                                      چشیده ام ،

                                                   و بوییده ام

دریچه قفس را شکستم …

تامرغ  های آزادی بارور شوند 

خرمن رستن هایی ابدی اینجاست

و زنبق عاشق پر آب

ای طنین خدایی !

بر سرزمینم بتاب

و اقلیم وجودم را سرشار از آب های جهنده ساز!

هما طرزی

نیویورک

۱۰ اپریل ۲۰۱۰

 

03 می
۳دیدگاه

انکار زمانه

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۱۳ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ می ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————–

 در این دروغین زمان-

که موریانه‌های گمراهی:

فکر بشر را از ریشه بر کنده،

زمانی که حقیقت راستین-

در گلوسیاستمدارانه‌ ی منکران، گیر کرده،

و در زمانی که انکار خدا را روشن فکری-

بیان حقیقت را،  خرافات-

و خرافات را ، حقیقت –

جلوه می‌‌دهند…

ما در کدامین سرزمین؟

در کدامین شهر ؟

در جستجوی حقیقت باشیم ؟

در زمانی که :

جمله ی (خدا نیست) را

هزاران  به به و چهچه نثار می‌‌کنند،

 و بر حقیقت راستین مهر باطل می‌‌زنند.

و سوداگران دین،

با دین‌های خود ساخته-

در لباس عیسی و موسی‌ و محمد:

مردم را فریب می‌‌دهند.

ما در کدامین سرزمین؟

در کدامین شهر؟

در جستجوی حقیقت باشیم ؟

در زمانی که حقیقت در ظلمت شب پنهان شده،

و نا‌ درستی را آفتاب تا بان گویند،

 و با چند کتاب روشن فکرانه-

و یا چند سطر نا‌ هنجار روضه خانی-

و چند نقل قول کهنه و نا‌ درست-

از چشمه خشکیده دین:

گمراهی را بما هدیه می‌‌کنند،

ما در کدامین سرزمین؟

در کدامین شهر؟

در جستجوی حقیقت باشیم ؟

شاید در چنین زمانی‌-

 شهر دل از همه جا امن تر باشد.

هما طرزی

نیویورک

۲۹ جنوری ۲۰۱۰

22 آوریل
۳دیدگاه

آراستن

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه  مؤرخ  ۲ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۲ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————– 

آراستن

خط سرمه را امشب عمیق تر به چشمانم کشیده ام   

لب هایم را به رنگ گلبرگ های سرخ –

                                                     دشت های فراموش شده آراسته  

و در گردنم مروارید های غلتان را با الماس های درخشان –

                                                                                        آویخته ام

شانه‌ هایم خالی‌ از پوشش

به نجابت بال های فرشتگان سفید

و لباس خوشرنگم

که با لایه های حریر های تاب دار و پر چین –

بدنم را با آرامی-

                     نسیم های ملایم –

                                             نوازش می‌ کند

و کفشهای طلایی رنگم

که قدم را یک وجب بلند تر کرده

به سرا پایم جلوه ی تازه ی داده است

مو های تاب دارم را بر شانه‌ های عریانم  ریخته ام

و دستانم را با انگشتر های الماس زینت داده ام

سرا پایم غرق در عطر های جادویی بهاریست …

تاشاید گذشته ها دوباره برایت  زنده شوند ؟

هما طرزی

نیویورک 

۱ اپریل ۲۰۱۰

 

18 آوریل
۳دیدگاه

ارمغان تو

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۹ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۱۸ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————– 

ارمغان تو

 در زیر لحاف تمنا  –

 که پر از وصله ، پینه ‌های درد  قدیمی است

 من و تو عشق را مزمزه  کردیم.

و در بیداری سحر که لب‌های  مان-

ازمکیدن ‌لذت بی‌ انجام –

 ملتهب شده بود-

با عرق بدنت،

مرا غسل پاکیزگی دادی.

                         

ارمغان تو-

 تولد نطفه ای‌ بود-

 در بطن احساس-

 در کالبد عشق،

که همیشه از آن بارورم.

و دست‌های گرمت-

 بی‌ توقف، مرا لمس می کنند   .

و چشمانت چون همیشه-

 مرا خیره خیره می‌‌نگرند…

هما طرزی

نیویورک 

اول اپریل ۲۰۱۰

 

03 آوریل
۳دیدگاه

انس

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۱۴ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۳ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

انس

انس من به صدای تو-

از ورای سیم های فرسوده زمان­-

چون قطره‌های باران هنوز:

درخت پوسید ه  تنم را نمناک و تازه می کند.

قلب‌های یمان –

 با قرارداد‌های پوشالی اجتماع،

در ازدواج‌های طولانی در جدال اند…

نرمش سخن ها،

خشونت احساس را از یاد می‌‌برد.

و افق دور با غرور همیشگی-

بر سر مایه وجود مان نیشخند می‌‌زند

و آفتاب عشق مان-

افسوس که برای همیشه غروب کرده است …

هما طرزی

نیویورک 

۲ نوامبر ۲۰۰۰

 

 

23 مارس
۳دیدگاه

آن سوی ابر ها

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

آن سوی ابر ها

 

من و تو که پیوند مان-

همیشگی است…

باید که با دوری از هم

زمان را به امانت بگیریم

و بی ثباتی جسم

نشاید که در دوام عشق مان رخنه کند 

 

ورای ابر های بی ثبات

در افق جاودان و پر نور

که پرتو خورشید

چشم‌ها را خیره می‌ کند …

ثبات عشق ترا احساس می‌‌کنم

هما طرزی

نیویورک 

۱۰ اپریل ۲۰۰۲ 

 

 

 

 

 

 

14 مارس
۱ دیدگاه

امید ابدی

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۳ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۴ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

امید ابدی

مرا  در قایق احساس ،

چو فانوس بلورین ،

پر نور و درخشنده تر از آفتاب ها …

به جاودانه ها ببر .

دستان پر مهرم را –

در باغچه ی هستی‌  ات بکار .

شاید روزی ثمر دهد ؟

هما طرزی

لاس ویگاس

۶ نوامبر ۲۰۰۶

09 مارس
۳دیدگاه

امید ها

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۱۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

امید ها

 

در تیره شب‌های تنهایی

خون منجمدم را در یخچال سینه حبس کرده ام

بدن یخ زده

عقیم گرمای امید هاست

زاد و ولد احساس در من خشکیده

با بی‌ رغبتی زیستن را دنبال می‌کنم

دستان سرد و ناتوان را

در پارچه امیدها

چون کالبدی پیچیده در کفن

پنهان کرده ام

تا شاید روز روشنی در قالب نور به سراغم آید

و بدن گرمای دیرین را لمس کند

هما طرزی

نیویورک

۹ آگست ۲۰۱۰

 

 

 

26 فوریه
۳دیدگاه

افغانستان

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۷ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۶  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

افغانستان

دستانم را می‌ بویم

بوی گندم های نورسته

در دستان پر درد و خسته

یاد زمین های سبز را در گذشته هام

زنده می‌ سازد

در زیر ناخن هایم

سبزه های زرد روییده

و گند مستان تنم

سرزمین خشکی است

با سنگ های ترک خورده

زیر قدم های بیگانگان

مین ها ی کاشته شده در زیر پوست بیمارم

سینه های پر شیرم را خشکانده

در گیسوانم دیگر لاله نمی روید

شقایق برای همیشه چشم بسته

و بنفشه ها خوابیده ا‌ند

نسترن و شب بو

داستانی‌ است

به شگفتی چشمان نرگس پر اشک

یاسمن را در تاقچه ی دلم می‌ بویم

از فرط خستگی و جنگ

یارای روییدنم نیست

همه خوبی ها

عشق ها

آوازها 

و امید ها

در من مرده

و امروز سرزمینی هستم

پر از فغان ها و ناله های بی‌ شمار

سرزمین افغانستان …

هما طرزی

۱۴ اگست ۲۰۱۰ 

نیویورک 

21 فوریه
۳دیدگاه

التجأ

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۱  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

التجأ

در زوایای وجود –

 و در نهاد هستی‌ ام،

عطش خواستن تو همیشگی

است.

ای معبود لا یزال !

ای ذات پر جلال !

ای که بنده نا‌ چیزی چو من-

همچو کبوتر بی‌ بال.

با زانوان خمیده و ناتوان،

در برا بر آنهمه عظمت و قدرت-

خودش را از همیشه نا‌ توان تر می‌‌بیند.

و تو-

ای خدای زمان من!

با آنهمه شکوه،

 با آنهمه صولت،

با من حقیر حرف می‌‌زنی‌،

به راز دلم گوش می‌‌دهی،

و مرا بنده ات می‌‌خوانی …

ای عزیز !

در ساعاتی‌ که این ناتوان-

به توانایی‌های تو پناهنده شده-

التجایم این است:

که مرا ازآستانت دور مرانی،

 و به حال خودم رها مکنی،

و همیشه ربّ من باشی‌.

و هر زمان که بی‌ یاد تو-

به خواب روم-

مرا بیدار نگهداری،

و مگذاری به خواب غفلت رفته-

درین دنیای سردی آفرین،

هستی‌ تو را،

 هستی‌ وجود عزیزت را-

با وجود ناقص این زندگی‌ بی‌ ثبات-

عوض کنم.

هما طرزی

۲۰ جنوری ۲۰۱۰ 

نیویورک

 

 

 

 

 

10 فوریه
۲دیدگاه

اعدام

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۲۱  دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۱۰  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

اعدام

 امروز در دادگاه شهر،

در دادگاه شهر مردگان،

 حکم اعدام تاک‌های انگور-

 صادر شد…

جرم تاک ها-

شراب بود.

شراب…

قاضی ریشو ،

 با عمامه ی بزرگ تر از سبد انگور ها،

و ریشی دراز تر از شال‌های بنارسی،

حکم اعدام را با چنان دبدبه ای،

به  چنان شور و هیجان …بیان کرد:

تاک‌ها را از ریشه بر چینید،

ریشه‌ها را با قیر گرم برای همیشه از زاد و ولد محروم سازید،

تاک‌ها همه (زن )اند،

بدان سان که زن مایه ی عشق است ،

و باید از همه چیز محروم باشد،

تاک‌ها هم که مادران فاسق و فاجر شراب اند.

حکم برین است که تا ابد در این سر زمین ،

فرزندی نزایند.

ختم حکم امروز…

هما طرزی

نیویورک

۲۴ مارچ  ۲۰۰۴

 

07 فوریه
۳دیدگاه

آغازی دیگر 

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۸ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۷ فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

آغازی دیگر 

 

کوچی ام من،

تیر ه بالم

 باز در ابر بهاری

شعری از پرواز خود آغاز کردم

پر گشودم

نغمه سر کردم

سرودم:

هرچه بودم

              پاک و زیبا

هرچه بودم

             خوب یا هیچ

هرچه بودم، هرچه هستم،

از برایت

در میان دست غمگینم بها ر آورده‌ام من.

تو زبانم بند کردی، تا که در شعر سکوتم:

             من ترا فریاد کردم، داد کردم…

باز هم ، دیدی ؟ ترا آغاز کردم

            ‌ای که پنهان کرده أی در چشم‌هایت شأم هایم

هر چه هستم، هرچه بودم

یا نبودم

در سرودت، در سرودم،

باز من تکرار  بودن یا نبودن‌های خود را ساز کردم

عشق را من با هوس

یا من هوس را با بزرگی‌های حرمت جوی تو

تا بیکران کهکشان‌هایم کشاندم_

دور، تا ان دور‌ها ی بیکران احساس جانم

یا تنم؟ من خود ندانم

تا الهه گشته‌ام در معبد بی‌ انتهایت

ای خداوند بزرگ و بی‌ نهایت

کوچکی خویش را احساس کردم

بنده‌ام من؟ گریه‌ام من؟ خنده‌ام من؟

هرچه بودم، هرچه هستم

تو خداوندی، بزرگی

کوچکم من، کوچی‌ام من

باز در ابر بهاری

شعر پروازم ز پشت ابر ها

آغاز کردم.

هما طرزی

Kabul

, April 19, 1973

 

 

 

 

02 فوریه
۳دیدگاه

آشتی‌

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۳ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

آشتی‌

‌گونه های کبوتران سفید –

قرمز تر از لاله هاست 

قاصدک‌های بهاری

پیام آور  مهر –

                   در سرزمین بیگانگان

و من در اتاقک پر از کاغذ و قلم ها وکامپیوتر  …

در برابر دیوار پر از آینه –

                           به چشمان خسته‌ام نگاه می‌‌کنم  

قلبم خالی‌ از عشق ها و خسته تر ازحما لان باربر …

زانو هایم  را نرم نرمک

با دستان گرمم  –

ماساژ می‌‌دهم .

در درون پر غوغای خودم-

                           به دنبال آرامشی هستم که وجود ندارد…

از هرچه در زمین است

هزاران‌ سال دورم

خیلی‌ دورم

به من عشق را هدیه کنید …

تا با خودم آشتی کنم . 

هما طرزی

نیویورک 

۱۸ مارچ ۲۰۱۰

 

 

28 ژانویه
۳دیدگاه

آشنا

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه  مؤرخ ۸ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۸  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

آشنا

 

 ای که در ساحل‌های پر حرارت غرب-

 خدا وندان آرزو  ها-

 ترا چون نوید فردا ها بمن هدیه کرده اند،

 و شراب فکرت-

به کلمات مرده ام حیات جاودانه داده ا‌ند

 تو‌ای دیرینه‌ترین یار-

 که‌در بیگانه‌ترین ایام-

چون آشنای  تازه ای‌

 صدایم را شنیده ای‌.

 حیف که در صحنه ی زندگی‌ ام_

 دیرتر از امید‌ها آمده ای‌… 

فرسود گی ایام ما را یاور نیست…

ولی‌ باور کن-

 فرسوده‌ترین دلها_

عاشقانه‌ترین سرود‌ها را بارور اند

 و مرد گان هنوز_

 در تشییع جنازه‌ها شان،

گرم‌ترین سرود های عاشقانه را زمزمه می کنند

هما طرزی

نیویورک

۶ آگست ۲۰۱۰

 

 

22 ژانویه
۳دیدگاه

عشق زمستانی

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ  ۲ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

عشق زمستانی

و عشق ترا

با صبر و شکیبایی «ایوب» وار

تار تار

در دوک آغوشم ریسیده ام

از یاد هات

تن پوشی بافته ام

که سرمای تنهایی ام را

چون پشم مهر

گرم میدارد

تو برای من همیشه گرما آفرینی

و بودنت

در زمستانی ترین روز هام

هنوز

بی انتهاست ….

هما طرزی

نیویورک

۲۶ اکتوبر ۲۰۲۵

 

Winter love

 

and your love

with the patience and perseverance of “Job”

I have spun

threads

in the spindle of my arms

I have woven a garment from your memory

that keeps the cold of my loneliness

warm like the wool of a seal

You always create warmth for me

and your presence

On my wintriest days

still

is endless…

Homa Tarzi

New York

October 26, 2025

16 ژانویه
۳دیدگاه

امید

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۲۶ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۶  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

امید

 

خورشید تابیده است

در آسمانی که چشمانم

در بدرقه ابرها

امیدوار نشسته است

 

و نور هستی

در دل های پاک و صمیمی

زمزمه عشق را

آغاز کرده است

 

در زمستانی ترین روز ها

نوید بهار

هنوز موهبتی است

پر نور و بی انتها

که باغ دلم را

با نور ایمان

سبز نموده

تا در فراسوی امید

به تو بپیوندم

 

هما طرزی

نیویورک

۴ دسامبر ۲۰۲۵

 

Hope

The sun has shone

in the sky where my eyes

hopefully sit

in pursuit of the clouds

and the light of existence

in pure and sincere hearts

has begun to whisper love

in the most wintry days

The promise of spring

is still a gift

full of light and endless

that has greened the garden of my heart

with the light of faith

so that I may

join you

beyond hope

Homa Tarzi

New York,

December 4, 2025

10 ژانویه
۳دیدگاه

شاخه های خشکیده

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ ۲۰ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۰  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

شاخه های خشکیده

بر شاخه های خشکیده تنم

نسیمی میوزد از دور ها

و نوازش میکند

خاطرات دیرینه را

 

صدا ها هنوز آشناست

و لبخند ها هنوز گیرا

 

بیا

بیا و در باغچه آغوشم

قامتت را سبز نما

و با لبخند هات

آرامش را در سرزمین وجودم

زنده ساز

 

من به یادگار های راستین

هنوز عادت دیرینه دارم…

 

هما طرزی

نیویورک

۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵ 

 

Dried branches

A breeze blows from afar on the dried branches of my body

And caresses

The ancient memories

The voices are still familiar

And the smiles are still captivating

Come

Come and in the garden of my embrace

Show your stature green

And with your smiles

Revive the peace in the land of my being

I still have an ancient habit of true memories…

Homa Tarzi

New York

September 30, 2025

06 ژانویه
۳دیدگاه

صمیمیت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ ۱۶ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۶  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

صمیمیت

 

وقتی عطر صمیمیت

در ظرف دوستی سرازیر شد

گلی می روید

از جنس

مرسل های «پغمان»

 

با عطر خاص

و رقص پر شکوه

و جلوه یی

بسان یاران قدیم

 

و لبخندش

ترا به ضیافت عشق

مهمان می کند

و گلبرگ هاش

پیوسته

ترا می ستایند

تاغمی در کاسه ی دوستی

داخل نشود

و رنجشی

جاگزین عشق نگردد…

هما طرزی

نیویورک

۱۸ اکتوبر ۲۰۲۵

 

Intimacy

When the fragrance of intimacy

flows into the vessel of friendship,

a flower grows of

the kind of the

morsal roses of “Paghman”

with a special fragrance

and a magnificent dance

and a look

like old friends

and its smile

invites you to the feast of love

and its petals

continue to

praise you

May no resentment

enter the bowl of friendship

and may no resentment

replace love…

Homa Tarzi

New York

October 18, 2025

23 دسامبر
۳دیدگاه

چشمان  منتظر

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ ۲ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

چشمان  منتظر

 

چشمان منتظرم

هنوز

ترا در قاب در می طلبند

 

و هنوز دوست میدارم

تک تک در به صدا آید

و تو در قاب در حاضر شوی

 

فاصله ی جسم بی انتهاست

اما فاصله ی دل

یک نگاه ست

 

بازآ

و دریچه خالی خانه ام را

با قامت عشق

زنده ساز…

 

هما طرزی

نیویورک

۱۸ اکتوبر ۲۰۲۵

 

 

 

 

Waiting eyes

My waiting eyes

Still

Are looking for you

At the door

And I still like it for you

To knock one at the door

And I still like it for you

To appear at the door

And the heart is a gaze

come again

and revive the empty door of my house

with the height of love…

Homa Tarzi

New York

October 18, 2025

18 دسامبر
۳دیدگاه

دریاچه

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۲۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دریاچه

14 دسامبر
۳دیدگاه

دنیای تو

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۲۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دنیای تو

به پروردگارم

سرم روی زانوانت

آرمیده

و دستان سیه کارم

به دعا برخاسته

و در ستایشت

ستاره می شمارد

و آرام آرام

می نوازد ترا

ابر ها به رقص آمده اند

و خورشید

در آغوشت به خواب رفته

 

آرامش من

تنها در دنیای تست

که تمام هستی باهم در آشتی اند

وصمیمیت

در هوا رقصان

و من چون پرکاه سبکبال

و پر شده از عشق تو…

 

هما طرزی

نیویورک

۳۰ سپتامبر ۲۰۲۵

 

Your world

To my Lord

My head is resting on your knees

And my sinful hands are raised in prayer

And in your praise

Counts the stars

And gently

Plays you

The clouds have come to dance

And the sun has fallen asleep in your arms

My peace

Only in your world

Where all of existence is in harmony

And your intimacy

Dancing in the air

And I am like a light-winged straw

And filled with your love…

Homa Tarzi

New York

September 30, 2025

08 دسامبر
۳دیدگاه

زمستان

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

زمستان

 

در آستانه زمستان سرد

باد پیری شیون زنان

گیسوان جوانی را

می رقصاند

و من می بینم زنی را

که موهایش را در

برکه عشق می شوید

و با شانه محبت شانه می زند

 

و من هنوزایمان دارم

به آیه های مرموزو پر نوید

که از دل ماهیان نقره یی

بر خاسته است

 

و در تاریکی پردوام زندگی

خانه ام را

با هیزم دوست داشتن و مهر

روشن میدارم

وهرروز به زنده بودن

خوش آمدید می گویم!

 

هما طرزی

نیویورک

۲۰ نوامبر ۲۰۲۵

Winter

On the threshold of cold winter

The old wind makes the wailing of women

dance in the dance of young women

And I see a woman

washing her hair in the pond of love

And combing it with a comb of love

And I still believe

In the mysterious and promising verses

That came from the hearts of silver fish

And in the enduring darkness of life

I light my house

With the firewood of love and affection

And I welcome life every day!

Homa Tarzi

New York

November 20, 2025