۲۴ ساعت

26 آگوست
۳دیدگاه

چشم ِ بیمار

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  سه شنبه ۴ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۶ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

   چشم ِ بیمار

 از کوچه ی ما گذشت آن یار

 آمد   به   هوا   نسیم ِ  گلزار

 تا  باز  نمود  ، حلقه ی موی

 هر خفته بشد ز خواب بیدار

 جادو   بنمود   ،  با   نگاهی

 دل   را بربود  گویی یک بار

 در چنبر ِ   زلف ِ   عنبر ینش

 بیچاره   دلم   بشد  گرفتار

 تا لب بگشود تشنه گشتم

 خمار   شدم   بکوی  خمّار

 دستم نرسد بدامن ِ عشق

 پایم   نبَرَد   بکوی    دلدار

 جرئت   نکند   دل ِ حزینم

آری گلی است با دوصدخار

 ترس من از آنک  او برانَد

 خوفم نبوَد ز خار و اغیار

 آسوده بودم ندیده بودم

 بیمار شدم ز چشم ِ بیمار

 این پیری و عشقبازی ها چیست؟

این خوی همایون است بگذار

    همایون شاه (عالمی)

      ۲۵ اگست ۲۰۲۵م

06 آگوست
۶دیدگاه

گفتگویی با محترم سید همایون شاه عالمی شاعر نکته سنج .

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه  15 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی – 6  آگست  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 

در ادامهِ گفتگو  با همکاران قلمی سایت 24 ساعت

اینک صحبتی داریم  با شاعر  نکته سنج و  با درک   

 جناب سید همایون شاه عالمی که حضور

خواننده گان محترم پیشکش میگردد.

پرسش  :

جناب عالمی گرامی با سپاس و امتنان از همکاری های قلمی شما میخواهم در نخست خود را برای خوانندگان محترم سایت 24 ساعت معرفی کنید و بفرمایید صاحب چند فرزند میباشید ؟

پاسخ :

من متولد شهر کابل هستم.  هنوز تحصیلاتم را در رشتۀ فارمسی به اتمام نرسانیده بودم که مجبور به ترک کاشانۀ عزیزم افغانستان شدم، متعاقباً در سال 1982 م به ایالات متحده رسیدم ، انگلیسی را در مونتگامری کالج مریلند و درسهای کمپیوتر را در گیلفورد کالج هایپاینت کارولینای شمالی فرا گرفتم و دروس ( مدیریت املاک

Property Management) را  در مکتب دانمور گرینزبورو ( نارت کارولینا) به اتمام رساندم.

 من با خانمم و یگانه دخترم در ورجنیا زندگی می کنم.

پرسش  :

لطف نموده در مورد کار و فعالیت های قبلی تان در افغانستان قدری روشنی انداخته و همچنین بفرمایید در حال حاضر مصروف چه فعالیت ها می باشید؟

پاسخ :

اکثرآ من شغل های آزاد داشتم. در اوایل در کار فرش بودم، زمانی رستورانت داشتم. حالا نیز برای خودم کار می کنم و موسم تقاعدی ام نیز نزدیک است.  

پرسش  :

علت ترک وطن و پیوستن به خیل مهاجرین چه بوده و در کدام سال ناگزیر به ترک وطن شدید و در حال حاضر در کدام کشور زندگی می کنید؟

پاسخ :

در سال 1980م که در پوهنتون کابل درس هم نبود و از سوی دیگر پدرم به پاکستان مهاجر شده بود از ما خواستتند تا وطن را ترک نموده به پاکستان برویم. در اوایل در شهر پشاور مقیم شدیم و من شامل ینورستی شدم  تا در رشتۀ هنر نقاشی درس بخوانم، اما تغییری آمد و از لحاظ مالی سپانسر شپ ما کنسل شد و در شهر راولپندی رفتیم و از آنجا به امریکا آمدیم.

پرسش  :

در مورد سرودن شعر میخواهم بدانم که از کدام سال به سرودن آغاز نمودید و در کدام قالب های شعری می سرایید؟

پاسخ :

اولین سروده من در سال 1352 خورشیدی در جریده مکتب سید جمال الدین افغان نشر شد که صنف ششم مکتب بودم. بعد ها در بعضی از مجلات ، بعضی از  سروده های من نشر می شد. اما مصروفیتهای مکتب از یکسو ،رفتنم در کورسهای نقاشی صنایع مستظرفه از سوی دیگر مرا وقت نمیداد تا شعر بسرایم. من 3 سال کورسهای نقاشی را ادامه داده و فراغت حاصل نمودم.

اولین قصیدۀ من بنام ( عقاب حاکمیت) در سال 1980 از رادیوی پاکستان نشرشد. و ممکن در حدود 50 سروده در راولپندی سروده باشم. بعد غزل های در امریکا نیز سرودم.

 در سال 2000 در ایالات ورجنیا پروگرام شعر و موسیقی برگزار میشد که بنام (شامِ عرفان) معروف بود و اولین مثنوی خود را در محفل شام عرفان خواندم و در اثر تشویق دوستان گران ارج و هموطنان عزیز به این کار ادامه دادم و هر ماه از کارولینای شمالی تا ورجنیا آمده و شعرم را می خواندم و مورد پسند دوستان واقع میشد. جناب حامد نوید ، جناب ولی پوپل ، برادرم ولیشاه جان عالمی و خانمم کریمه جان عالمی از جمله مشوقین خوبم بودند و هستند. بعد ها با صدای امریکا آشنا شده و اشعارم را می خواندم. تا اینکه سایت های انترنتی ایجاد شد و همکاری ام را با سایت های آریایی، فردا و 24 ساعت آغاز کردم . سایت 24 ساعت به مدیریت جناب مهدی بشیر یک سایت وزینی بود و اشعارم را بلاوقفه نشر می کرد که تا هنوز ادامه دارد. من در قالبهای قصیده، رباعی ، دوبیتی، مثنوی و غزل شعر سروده ام و یگان شعر نیمایی و سپید نیز دارم اما خودم را نمی توانم شاعر بگویم ، زیرا شاعر یک نام بزرگی است و شعر سرودن من بدین معنی نیست که من خودم را شاعر قلمداد کنم.

پرسش  :

آیا مجموعه هایی از اشعار شما تابحال بصورت مستقل به زینت چاپ آراسته شده یا خیر ؟ اگر شده بفرمایید که چند مجموعه است .

پاسخ :

در سال 2005 برای نشر اشعارم به وزارت اطلاعات و فرهنگ مراجعه کردم جناب سید مخدوم رهین (وزیر وقت آن وزارت) بیحد لطف کردند و نظریات شان را ارائه دادند. اما براستی هنوز خیلی زود بود ، اما در سال 2013 م دیوان اشعارم را جناب فهیم هنرور با دیزاین عالی نشر کردند که ممنون احسان شان هستم.

 از سال 2013 تا بحال اشعارم بصورت پراگنده نشر می شود. من مصاحبه های  نیز با صدای امریکا، رادیو بیان و اخبار آزادی داشته ام.

پرسش  :

آیا به جز از سرودن شعر درکار های فرهنگی و اجتماعی دیگر در شهر محل سکونت تان فعالیت دارید یا خیر؟

پاسخ :

بلی من با افغان اکادمی که مقیم ورجنیا است همکاری داشته ام و مهتمم کتاب کابل قدیم نیز بودم که به ابتکار جناب هاشم رایق نشر شد.

همچنان من و دوستانم با جناب نذیر دقیق همکاری نمودیم و سوانج بیشتر از 150 شاعر را نشر کردیم. این کتاب بنام ( خنیاگران قلم) نشر شد. همچنان در سال 2007 من مسئول و مؤلف کتابی بنام ( میثاق قوانین مدنی افغانستان) بودم

که چاپ اول آن به تیراژ 40 هزار جلد به چاپ رسید. بعدآ با همکاری وزارت عدلیه و ریاست تألیف وزارت معارف آنرا به کتاب درسی متعلمین مبدل کردیم ….. اما چه فایده.

پرسش  :

شعر را چگونه تعریف میکنید و به نظر شما شاعر خوب کیست و از چه خصوصیاتی میتواند برخوردار باشید؟

پاسخ :

شعر پدیدۀ فطری انسان و احساسی است که بصورت خودجوش متبلور می گردد و این مظهر را شاعر در قالب نظم درآورده ، صیقل داده و به دیگران ارایه میدارد.

 شاعر خوب کسی است که شعر نمی سازد بلکه احساس را برای ذهن خود انعکاس میدهد و ذهن آنرا به نظم می کشاندو نمیتوان شعر را به چند واژه و کلمه و جمله تعریف کرد. شعر همانند کوه بزرگی است که نمیتوان آنرا با یک چراغ کوچک روشن ساخت و تا به امروز چنان آفتابی پدید نیامده است که این کوه بزرگ را بصورت کامل روشن کند.

پرسش  :

اشعار کدام شاعران را بیشتر می پسندید؟

پاسخ :

شعر مولانا را بیحد دوست دارم، شعر حافظ ورد زبانم است ، از سعدی بسیار زیاد آموخته ام،  بیدل را بالاتر از سویه ام یافتم، صائب تبریزی را می پسندم، اشعار عنصری ، منوچهری، فرخی، انوری ابیوردی نغز و قشنگ هستند. وحشی بافقی زیبا سروده است، از مثنوی سرایان بازهم به مولانا و نظامی علاقه فراوان  دارم،  اما هفت اورنگ جامی نیز یکی از شهکار های شعری برایم بوده است.

 از شاعران معاصر نیز اشعار ، خلیلی ، بیتاب ، قاری عبدالله، شایق جمال و عشقری را دوست دارم. رباعیات خیام نیز شهکار است. استادان سخن رودکی و سعدی مورد پسند من هستند. شاعران امروزی را نیز همه شان را دوست دارم .

پرسش  :

نظر تان در مورد سایت 24 ساعت چیست و از کدام سال به همکاری آغاز نمودید؟

پاسخ :

فکر کنم از سال 2008 با سایت وزین 24 ساعت همکاری ام را آغاز کردم. سایت 24 ساعت همیشه اصالت ادبی و هنری و فرهنگی را حفظ نموده و بدون تعصب همیشه فعال بوده و بسا از شاعران نو را معرفی کرده و به شهرت رسانیده ، با انتشار یاداشت ها و مضامین ادیب بزرگ کشور زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی همیشه صفحات این سایت آراسته شده است. فعالیتهای بیحد مهدی بشیر و جناب شما قیوم بشیرهروی باید قدردانی شود.

قابل ذکر است که از طریق سایت 24 ساعت من با شاعرانِ خوبی آشنا شدم.

پرسش  :

برای جوانان هموطن ما که در دیار غربت زندگی می کنند چه توصیه های دارید؟

پاسخ :

در دیار غربت انسان دو گزینه دارد؛ یا  باید خودش را محصور ساخته و در یک گوشه ای غم وطنش را بخورد و هیچ چیزی هم از دستش نبراید و یا هم از موقف ها و موقعیت ها استفاده کند ، خودش را با جامعه وفق داده و راه ترقی و پیشرفت را باز کند و برود تا به قله های موفقیت برسد، ناامید نشود وفرهنگ و عنعنۀ خودش را نیز حفظ کند.

 جوانان بدانند که هیچ کار مشروعی شرم نیست اما کوشش کنند که یک کسب بیاموزند، می بینم که اکثر تازه واردین  به دریوری و تکسی رانی مشغول می شوند .  بدون شک عیب نیست اما چندان آینده ای هم ندارد. باید کسبی را فرا بگیرند چه تخنیک موتر باشد یا سافت ویر کمپیوتر و یا ترمیم ایرکندیش و غیره. اما باید کوشش کنند که زبانهای اصلی وطنی خود را فراموش نکنند.

پرسش  :

در پایان اگر پیام و یا مطلبی است که نپرسیده باشم لطف نموده بیان کنید.

پاسخ :

در پایان معذرت مرا بپذیرید که بسیار مصروف بودم و نتوانستم  زود تر در این گفتگو شرکت جویم ، مؤفق و مؤید باشید.

من  ذره ی  از   کتاب   شعرم

احساس درون حجاب شعرم

در بحر مگو  که قطره ام من

با عمری کمی حباب ِ شعرم

 

 

بشیر هروی :

همایون جان عزیز وگرانقدر از اینکه در این گفتگو سهم گرفتید و به  سؤالاتم پاسخ دادید از لطف  شما تشکر و قدردانی نموده ، سعادتمندی و طول عمر با برکت برایتان تمنا دارم.

22 جولای
۳دیدگاه

لحظه ی لبخند

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه 31 سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی -22 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

    لحظه ی لبخند   

 لب ِ شیرین ِ  تو  خاموش ِ  خاموش

 دو  زلفت همچو  گل آویزه بر دوش

 نگاه ِ   گرم ِ    مستت    شد  دلاویز

 مرا از  سر  ربودی   دامن ِ   هوش

 بدن  در   پیرهن   یک   گلشن ِ  ناز

 به  اندام ِ لطیفت   گشته   گلپوش

 فدای ِ     لحظه ی     لبخند ِ   نازت

 بگو حرفی سراپا گشته ام   گوش

 سرم مصروف ِ سودای ِ  دو  زلفت

 دلم در شوق ِ وصلت گشته پر جوش

زگوشم شور و شر گویی که در رفت

 شدم در خاموشی بیهوش و مدهوش

 بیا دستی بده  بر  دست ِ   عاشق

 که نام ِ  من  شود  از نام ِ تو رُوش

 تمام ِ    تلخیی       فرقت    سراید

 چو شهدی آن لبانت را  کنم  نوش 

         همایون شاه « عالمی »       

               ۲۰ جولای ۲۰۲۵م            

 

11 ژوئن
۳دیدگاه

ذهن ِ تخیل

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه 21  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 11 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

ذهن ِ تخیل

 این دل غلطیده  در   خون خانۀ بیتاب ِ کیست

 این سر ِ اندیشه سایی غرقۀ گرداب ِ کیست

 این تن ِ خم گشته  قامت   بار ِ غم را می برد

 دست و پایی خسته گی ها نسخۀ آداب ِ کیست

 گلشن ِ پر رنگ و بویی  را نمی یابد دوچشم

جفت ِ ابروی ِ کی بیند خادم ِ محراب ِ کیست

 خرمن ِ  استاره  دارد  کاروان ِ  اشک ِ چشم

نورِ پاک ِ دل سمن را حاصل ِ  مهتاب ِ کیست

عشق گلبن کرد در دل گلخنی  بیرون کشید

 آبروی رفته ام  در کوچه ی  بی آب ِ کیست

 دامنی صبری گرفتم  خامه  رقصیدن گرفت

 جامه ی خوشبینی ام در خاطر ِ بی تاب ِ کیست

 استقامت   در   توان ِ   عزم  راسخ  گُل کند

 پهلوان ِ عشق اینجا رستم و سهراب ِ کیست

 آنچه از ذهن ِ تخیل  سر  زند   گلشن شود

 حاصل ِ رویای رنگین در نهاد ِ خواب ِ کیست

 عمر ِ خود برباد  دادی  تا همایون در جهان

 معنی در امواج ِ شعرت گوهر ِ نایاب ِ کیست

 همایون شاه «عالمی»

۱۰ جون ۲۰۲۵م

25 می
۳دیدگاه

رنگ های فتنه

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه  4  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 25 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

رنگ های فتنه

 

گر خواهی پاسبانی کنی احترام ِ خویش

بر    بامِ  دیگران   مبر   برف ِ بام   خویش

زلف ِ   سخن  به  تار ِ تغافل  مکن  پریش

درس ِ   خرَد  بگیر  بکن  انسجام ِ خویش

با    رنگ   های   فتنه   میامیز  جام ِ  می

یک رنگی از شراب درآور به جام ِ خویش

از دام ِ  حرص   و   آز رها   کن تنت  گریز

بر بام ِ علم و عشق بکن صوب ِ گام ِ خویش

از بهر ِ سیم و زر که   ندارد   بقا  به کس

در دست ِ ناکسان مکن آن لگام ِ خویش

گر دانی چیست  مقص  معبود، از  عباد

خدمت برای ِ خلق بسازی مرام خویش

زاهد برو که از سخنت خلق  خسته گشت

بر   ما  حلال  کم  بنما آن  حرام  خویش

آن کس که چشم بسته  رود پشت ِ مدعی

شمشیر اهل ِ جهل کند در  نیام خویش

دانسته  نیک  مردم ِ دنیا  به   غفلت اند

شیاد برُده  نیم ِ  جهان  را   بکام ِ خویش

تأثیر قیل  و  قال به  جاهل  فزونتر است

مردم فریب، پخته زند حرف خام ِ خویش

با قلب ِ ساده  نیک  همایون  نهادی سر

در راه ِ عشق و عجز سپردی دوام ِ خویش

همایون شاه «عالمی»

۲۰ می سال ۲۰۲۵ م

27 آوریل
۳دیدگاه

چاره کو؟

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : یکشنبه 7 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 27 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

چاره کو؟

 

وای  بی اندیشه ی   گر   غرقه  در  باور  شود

 چشم هایش بسته گردد گوشهایش کر شود

 طعمه ی  شیاد  گردد  ساده  دل  در  هر کجا

مغز  زندانی   کند  در  آب ِ  حسرت   تر   شود

 عیب جویی سرکند وآن چشم و  ابرو برکشد

 خیره سر گردیده بر هر  مرد و  زن  داور شود

 دست و پای ِ خلق بندد با شعور ِ  صفر ِ  خود

 مالک ِ  رفتار ِ  مردم،   عقل ِ  خیر  و شر شود

 از  درون ِ  گنده  دیگر  انتظار ِ  خلق  چیست؟

 گندگی آرَد، جهان بی مشک و بی عنبر شود

 بر دهان ِ راستی ها  مشت ِ  محکم  می زند

هر  کجا بین  با  لگد  در  کار ِ  مردم  خر شود

 قید   سازد   هر   تفکر   جز   خیال ِ   باطلش

 وضع آن  ملت  خدا  را   از  کجا   بهتر  شود؟

 علم را   مختص  کند  در  انزوای ِ  تنگی  ها

 این  مریض ِ    پُر حقارت  حالتش  بتر  شود

 کاسه ی صبر ِ همه  لبریز گشته  چاره کو؟

 آتش ِ خاموش سوزد تا  که  خاکستر شود

 

 همایون شاه «عالمی»

۲۴ اپریل ۲۰۲۵ م

 

 

26 آوریل
۱ دیدگاه

اثر هستی

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : شنبه 6 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 26 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

اثر هستی

 

يارب    منما    دور    مرا   از    نظر   خويش

اين دل به گداز است بسی از شرر خويش

مستی و  طرب  شور  دگر برده   به گردون

در  بی  خودی  غرقيم  ندانيم  سر ِ خويش

تا ناله   برون   آمد ه   از   سوز   به   سودا

بگذاشته  اين  چشم  ز اشكی اثر خويش

اظهار    ندامت    نتوان    كرد    درين  حال

چون كوه   ملامت    بكشيديم   بر ِ خويش

تا  سلسله ی   وعده ی   ديدار    شنيديم

از نفس  به يكباره گی  بستيم در ِ خويش

گر راز  و  رموز است  به  دانشكده ی  يار

آهسته  شنيديم به اين گوش كر ِ خويش

گر محو نشان  گشت  ز گمنامی ِ  ما بود

در  چرخ  چه  جوييم  حصول ِ ثمر ِ خويش

از   ريزش ِ    باران ِ   عرق   نان  كشيديم

محنت همه  بستيم  به  دور ِكمر ِ خويش

در  اوج   تحير   به   اميد  است   همايون

از   نام ِ  تو  اندر  دهن  آرد  شكر  خويش

 

همایون شاه «عالمی»

جولای 2004 م

غزنی، افغانستان

 

27 مارس
۳دیدگاه

درب ِ خرد

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر :  پنجشنبه 7 حمل  ( فروردین ) 1404  خورشیدی -27 مارچ  2025   میلادی   ملبورن  استر

درب ِ خرد

درب خرد  گشا  که  گُلستان ِ عالم است

عطر ِ صفای ِ عقل و خرد جان آدم است

مانَد به کوزه ای که  تهی باشد از درون

آواز  ژاژ  گویی  بدان  زیر و  آن بم است

برهم   مزن   تو  فکر   مرا  مدعی  بدان

شور ِ تو بی اثر شده در و ضع  برهم است

انسانیت به گوهر ِ احساس متکی ست

خونابه های شوق بدین دیدۀ نم است

هرگز تو  شکر  ایزد  ما   را   نگفته ای

فکر ِ تو در اسارت ِ حرص است و ماتم است

این درد و غم ز سوی  خدا میرسد به ما

تا گریه هم برای خودش گاهی مرهم است

ما ایم  و  راه  عجز  و   امید  و  توکلی

پندار ِ زاهدان ِ ریایی خم و چم است

ما گر چه در  امور ِ  عبادت  کم ِ کمیم

شکر ِ خدا که کبر به  افکار ما  کم است

زاهد ز درب ِ عجز گهی در خموشی باش

دیدم صدای دهل ِ تو  دایم به دم دم است

همایون شاه عالمی

26 مارچ 2025 میلادی

15 ژانویه
۳دیدگاه

لباس عشرت

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : چهار شنبه   26  جدی  ( دی) ۱۴۰۳  خورشیدی  15  جنوری   2025   میلادی – ملبورن – استرالیا

لباس عشرت

 ای نازنین ربودی دل  را  به   خنده خنده

 از خنده های ِ نازت دل گشت  زنده زنده

 همت نبود  ما  را  اظهار   عشق   بازی

 این حرف  از زبانم  در رفت   کنده  کنده

 در بند ِ موج ِ زلفت دل گشته  بند بندان

 یارب چنین بماندم در پیش ِ بن ده  بنده

 زد تیشۀ  محبت   در   ریشه ای  حیاتم

 دل را سوهان  هجران  سائیده رنده رنده

 بی تو زخویش رفتم ماندم به  کنج  حسرت

 گوی  هدف  ندارد   چوگان   دنده  دنده

 بی عشق خانۀ  دل  گشته تهی و عریان

 ما را لباس عشرت کهنه ست  و ژنده ژنده

 همایون شاه (عالمی)

۱۴ جنوری ۲۰۲۵م

06 ژانویه
۱ دیدگاه

دل ِ محکم

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : دوشنبه   17  جدی  ( دی) ۱۴۰۳  خورشیدی  – جنوری   2025  میلادی – ملبورن – استرالیا

دل ِ محکم

 حالا که سال ِ  نو شده  من غم نمی خرم

 اشک ِ خلل  به  دیده ی  بی نم نمی خرم

مژگان ِ خشک و روشنی چشم من خوشست

 لخت ِ   جگر  چو  قطرۀ  شبنم  نمی خرم

 صلح و صفا و عشق و  محبت شعار ِ من

 جنگ و فساد و حیله که یک دم نمی خرم

 زاهد  برو  که  مطلب ِ  تو  چیز  ِ دیگرست

 حور و بهشت و چشمه ی زمزم نمی خرم

 من با خدای ِ خویش دلم راست کرده ام

افسانه های ِ   کهنه  و  مبهم   نمی خرم

 اشیای   دلفریب  و  هوای ِ   بلندِ   نفس

 هرچند  گشته  بیش  فراهم  نمی خرم

 من از  کمانِ  چرخ  هزاران   ستم کشم

 بر زخم ِ تیر ِ  عشق ز  مرهم نمی خرم

 قلبم  چو  آتش   است  مگر آه ِ  داغ  را

 برسینه قفل کرده و   همدم نمی خرم

 خوشبختی ام ز مکتب عرفان عاجزیست

 بهر ِ نگین ِ عشق که   خاتم نمی خرم

 مال و متاع چه کار   همایون   فروختم

 جز عشق ِ یار در دل ِ محکم نمی خرم

همایون شاه عالمی

سوم جنوری 2025

 

20 دسامبر
۱ دیدگاه

انتظار

هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه  30 قوس  ( آذر) ۱۴۰۳  خورشیدی  – 20 د سامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

انتظار

 آن خنده های ِ شوخ ِ لبت بسکه دیدنیست

 زآن غنچه هر سخن  که براید  شنیدنیست

 پنهان مکن تو  ماه ِ رخت را  به  شام هجر

 این سر به سرو ِ صبح ِ سپیدت خمیدنیست

 مُردم  به حسرت ِ تو  اگر  چند  این  زمان

تار ِ نفس   به   دیدن ِ  راهت   دمیدنیست

 کوته    بوَد    درازی ِ  عمرم    در    انتظار

 عاشق  بوصل ِ  یار   در آخر  رسیدنیست

دستم به زلف و لب به لبت  اوج ِ آرزوست

 این راه ِ پر ز پیج و  خمت  هم بریدنیست

با صد  هزار     ناز  بخندی   به   حال ِ  من

مروارید از کنار ِ دو چشمم که چیدنیست

 با شوخ طبعی می کشی دل را بدیده ام

 رنگین  کمان ِ  اشک  منت  ره  بریدنیست

 ناز و  کرشمه  های ِ تو  نقش  دلم شده

نازت به نقد ِ  قیمت ِ  جانم   کشیدنیست

هر لحظه    آن  نگاه  تو  رقصد   بدیده ام

 چشمی که انتظار رهت شد نمیدنیست

 بازآ که طاقتم   بخدا  طاق  گشته است

 قلبی   که  انتظار  تو  دارد  کفیدنیست

 با آن   صدای ِ  گرم،  همایون  صدا  بزن

 مرگی که زیر ِ پای ِ تو باشد چشیدنیست

همایون شاه (عالمی)

۱۸ دسامبر ۲۰۲۴ م

14 دسامبر
۳دیدگاه

سخن ِ راست

هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : شنبه 24 قوس  ( آذر) ۱۴۰۳  خورشیدی  – 14 د سامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

 

         سخن ِ راست

 

 بودیم   به     ویرانه گی    آباد   ز فرهنگ

 نی دزدی و غارت  ، نه  این  غلغلۀ  جنگ

هر  پاکی  و   هر  پاکدلی  باد    هوا  شد

 آمیخت به   هر نکته  دو صد آتش ِ نیرنگ

هر شعر  پر  از   درد    بوَد   نغمه  نفیری

 صد بار  کفیده ست  همین یک دلک ِ تنگ

هرچند   بخاموشی  روم  لب  نشود چُپ

ما شیشه دلان را همگی دامنی  از سنگ

 مغزی که غلط را به صحیح کرده نشانی

 از غیرت ِ بی عقل شده  عاقلی در ننگ

 کی می شنود گوش ِ خبیثی سخن ِ راست

 قفل ِ دل ِ کجرو زده عمریست فقط زنگ

دستی که فشردست به هر حنجره ناخن

 پای ِ همه   مردم   شده   امروز بگو لنگ

 آمیخته   هر راست  به  صد تار ِ  دروغین

 دنیا همه رنگ است همه می زندت رنگ

تلخ است مرا گفته چو از چشمۀ حق شد

 کی این سخن راست زند بر دل ِ تان چنگ

افکار ِ    پراگنده   همایون   چه کند فاش

 کی راست بیاید گل ِ این شعر به آهنگ 

 

                 همایون شاه (عالمی)

                   ۱۳ دسامبر ۲۰۲۴ م

26 نوامبر
۳دیدگاه

آسمان ِ جهان

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : سه شنبه 6 قوس (آذر) 1403 خورشیدی – 26 نوامبر 2024 میلادی – ملبورن – استرالیا

    آسمان ِ جهان

 

 کس   نپیموده      راه ِ  دور ِ مرا

کرده   تاریکی    غرق    نور مرا

 محو حیرت شدم   به ساز ِ جهان

 چه رسد غیبت  و   حضور مرا

 شاخ اندیشه ام شکسته  خزان

 عشق برده ست آن شعور مرا

 چشم سوزن شده ست راه نجات

 تو تصور   مکن     عبور ِ   مرا

 اشتباهات من ز حد بگذشت

به رخم کم بکش   قصور مرا

 تیغ ِ نفرت  بدست    نامردان

 به غم    آراسته   سرور مرا

 چه بزرگ است آسمان ِ جهان

 چه تماشاست چشم مور مرا

 از چه    آزرده   کرده    زاهد ِ

 مست این دل ِ ساده و صبور مرا

 

       همایون شاه «عالمی»

           25 نوامبر 2024

09 نوامبر
۳دیدگاه

حُسن ِ فطرت

هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : شنبه  19 عقرب  ( آبان ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 9  نوامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

        حُسن ِ فطرت

 

دل ز بزم ِ عشق  کرده   اکتشافی دیگری

 سینه آتشناک گشت از انکشافی دیگری

 چشم ِ امیدم به عشقت میشود آئینه وار

 کی خرد راضی شود در انحرافی دیگری

دل مرا کعبه ست آری در میانش خود تویی

 زآن نمی گردد رضا   اندر   طواف ِ دیگری

ما و چشم ِ حیرت ِ ما حُسن ِ فطرت چیده ایم

 زاهدا! کم گو  مرا  از  کوه ِ  قافی دیگری

 پرده های ِ غفلتی در دل ز چه اندوختی؟

تا به  روی ِ  منبر آمد  قصه  بافی دیگری

آفتاب ِ  عشق آمد  پرده  ها   پائین   فتاد

 حق چرا پوشیده ناصح در لحافی دیگری

 کائناتی هست اینجا  آفتاب ِ ما   چو گرد

 تیغ ِ زاهد با شقاوت  در   غلافی دیگری

گر کنی دقت به حرف ِ واعظان ِ شهر ما

 بیشتر    واضح  ببینی  اختلافی  دیگری

 من بدانم او بداند تو زچه قاضی شدی؟

 حکم ِ کفر ِ ما دهی اندر  گزافی دیگری

 رو تو خود را باش دیگر دست بردار از سرم

کم بکش تزویرِ تسبیح  با گرافی دیگری

 با خرد پیچیده نسج ِ این گلیم ِ عقل ِ ما

 پنبه ی خود باد کن رو با ندافی دیگری

 در شعار ِ ماست پیدا رونق ِ عجز و حیا

تو  برو  در   خانقاه   یا   ائتلاف ِ   دیگری

 معترف گشتیم در  حق  سوختیم و ساختیم

 نیست جز عشقت همایون اعتراف ِ دیگری

 

                   همایون شاه «عالمی

                       ۷ نوامبر ۲۰۲۴م

                        ورجنیا- امریکا

 

06 اکتبر
۱ دیدگاه

کجکول ِ عجز

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : یکشنبه 15 میزان  ( مهر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 6 اکتوبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

کجکول ِ عجز

 

فرسودگی  ز  چهره ی   باور نمی رود

 غیر ِ عرق ز  گونه ی   داور نمی رود

 آلودگی   چراغ ِ   خرد  را  احاطه کرد

 دود ِ  سیه  ز  قلب ِ  مکدر   نمی رود

 از هر طرف  تو نور  بینداز حیف باد

در  آسمان ِ  تیره  که  اختر  نمی رود

 هرگز مخور فریب ِ سخن های ِ طمطراق

 از آتشی که خاک شد اخگر نمی رود

 دانش ز شکل ظاهری ناید بگوش ِ عقل

 چون دهل ِ خالی شعر ِ تهی در نمی رود

 من خسته ام ز مردم ِ لشم ِ زمانه بیش

از مرده  دل  خزانۀ   گوهر  نمی رود

 امروز روز ِ  دلقکِ  بی  دانشان بوَد

بی مغز را که حرف ِ پُر از بر نمی رود

 با آستین ِ   کهنه  معزز   کجا  شوی

 خود از لباس ِ فقر که عنبر نمی رود

 شکر ِ خدا که عجز بوَد راه و رسم من

 این آفتاب ِ عشق ِ   منور   نمی رود

 در قلب ِ من که عاطفه ها خانه کرده است

 دیگر حیا و عشق برون تر نمی رود

 بدبخت تر زخود که ببینم به گریه ام

آیا زدیده   خون ِ   مکرر   نمی رود؟

در   هر  غزل   نهفته  نوای ِ محبتی

 این عشق ِ راستین ز دفتر نمی رود

 هر کینه را ز سینه برون برده کشته ام

 کجکول ِ عجز ِ عاشقی را زر نمی رود

 اندر کتاب ِ قلب ِ همایون که بنگری

 جز واژه های ِشعر ِمعطر نمی رود

همایون شاه «عالمی»

۵ اکتوبر ۲۰۲۴ میلادی

03 اکتبر
۳دیدگاه

گرهگشا

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : پنجشنبه 12 میزان  ( مهر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 3 اکتوبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

گرهگشا

 

 

 مرا که دل بجز از عشق آشنا نشده

 به پای ِ غیر ببین  قامتم دوتا نشده

نمود ِ چهرۀ خندان ِ من مبین که بسی

 نماد ِ عشقِ درون گریه  را روا نشده

سرود ِ عیش اگر خفته در  گلوی نژند

 عروج ِ شوق گهی نقش بوریا نشده

 بدان کسی که زهجران کشد  سرودۀ درد

 بغیر ِ وصل   دوای  دگر  دوا نشده

 گناه ِ من  نَبوَد  گر کسی  نمی بینم

بغیر ِ حسن ِ تو در چشم جابجا نشده

 نشاط و دلخوشی ام یاد آن نگاه تو است

 بجز تبسم ِ  تو  غم  گرهگشا نشده

به پاس ِ دیدن و شرمیدنت نشسته غمین

بدانی عاشق ِ تو هیچ بی وفا نشده

 اگر چه موی سپیدم مرا شکنجه کند

هوای ِ زلف سیاه ِ تو  بی  بقا نشده

مرا بهانه ی این زندگی خیال ِ تو است

 بدون ِ عشق همایون سخنسرا نشده

 

همایون شاه عالمی

26 سپتامبر 2024 میلادی

 

28 سپتامبر
۳دیدگاه

اگر همنفسی بود

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : شنبه  7 میزان  ( مهر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 28 سپتامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

 

27 سپتامبر
۲دیدگاه

پیام تبریکی محترم سید همایون شاه عالمی

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه 6 میزان  ( مهر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 27 سپتامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

 

مبارک

هفدهمین سالگرد نشرات سایت وزین 24 ساعت را صمیمانه به

اعضای این گروپ و فرهنگیان معزز تبریک عرض می نمایم و

از زحمات برادران معزز هریک مهدی جان بشیر و

قیوم جان بشیر هروی ابراز قدردانی می کنم.

با مزید حرمت

همایون شاه عالمی

 

 

14 سپتامبر
۳دیدگاه

نیاز ِ درد

تاریخ نشر : شنبه 24  سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 14 سپتامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

نیاز ِ درد

 عاشق بجان ِ خویش کشد  امتیاز ِ درد

 آهی  ز سینه  باز  برد  در  گدازِ  درد

 اوج مشقتست ز موج انتظار  و صبر

بر مژه های  تر  بزنم  لطف ِ  ناز ِ درد

 راز ِ حقیقتست  نهان در  حریم  عشق

هر نغمه خوان بجا نرسد در مجاز ِ درد

از پا فتی به سر بخوری دست بشکنی

 یک چاشنی اگر بچشی رمز و  راز درد

 در یافتی چو عشق ازین  درد نگذری

 آرامش ِ  عجیب  رسد  بر  فراز ِ  درد

 سرخیل ِ قصه های جهان عشق و عاشقیست

 سرتاج ِ عارفان همه شد برگ و ساز ِ درد

 بیدردی را عبادت زاهد  نمایش است

 آتش به سجده گاه رسد  از نماز درد

 کوه ِ تحمل ات ، همایون بیان نگشت

 دریای ِ اشک ِ خویش بکش در نیاز ِ درد

همایون شاه «عالمی»

۱۳ سپتامبر ۲۰۲۴ م

04 سپتامبر
۳دیدگاه

مغرور هیچ ِ خود

تاریخ نشر : چهار شنبه 14 سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 4 سپتامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا 

مغرور هیچ ِ خود

دیریست ما به پای ِ خرَد سر نمی نهیم

سر  را  برای  مقصد ِ  بهتر  نمی نهیم

خود بال ِ خود شکسته و فریاد ها کشیم

پر پر نموده بال ِ خود  و  پر نمی نهیم

پرگشته خاطرات، ز لهو لعب زچیست؟

 آموزه های علمی به دفتر  نمی نهیم

 ما خود نما و خود سر و خود  دان ِ عالمیم

 از ذهن ِ تنگ  ، پای  فراتر  نمی نهیم

 اندر زمین ِ خشک چه  مغرور ِ هیچ ِ خود

 بر   آسمان ِ  تیرگی  اختر  نمی نهیم

در دام و دانه بند شده روی خاک و گرد

 بر بام ِ این  فلک،  کبوتر  نمی نهیم

 بوی ِ دهن  کشیم ز دشنام و طعنه حیف

 اندر  کلام   نیک  ز عنبر  نمی نهیم

 از بسکه  با فریب و   ریا خو گرفته ایم

 حرف و دل  و  کلام  برابر  نمی نهیم

ما خود چنین و از  دگران  گله  ها چنان

سر را به راه ِ  عجز  بدان  در نمی نهیم

همایون شاه عالمی

سوم سپتامیر 2024  میلادی

03 آگوست
۱ دیدگاه

کلهء بی مغز

تاریخ نشر : شنبه 13 اسد ( مرداد ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 3 اگست  ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

کلۀ بی مغز

 بهر ِقلب ِ شیشه ی ما هرکه گیرد سنگ ِ خود

آهن ِ فرسوده   ریزد   خاک   اندر  زنگ ِ خود

 راه ِ روشن   را  نمی بیند   چرا  افکار ِ  پوچ

 می رود در  کوچۀ  تاریک ِ مغز ِ  تنگ ِ خود

 نشه ها بسیار  دارد  راه و  رسم ِ این  زمان

چرس ِ را دود میکند یاقوده  سازد بنگ ِ خود

 سنجش ِ گفتار  گم شد  از  میان ِ   هر زبان

می کشد کنج ِ دهن گفتاری  در  نیرنگ ِ خود

 بار ها بگذاشت ما را  زندگی  در  پیچ و خم

 می برد تا  ناکجا  با رقص ِ  بی آهنگ ِ خود

 گوش ها را گر بسازد  زاهد ِ بی ساز و برگ

 می زند ساز ِ فریبِ بی سُر ِ دنگ دنگ خود

 این تعصب تا به هر شکلی کشیده شاخ و دم

می زند   مرداری   اندر  چهرۀ  بدرنگ ِ  خود

 چیست  چیست  این ادعای  ظالمان ِ بیخرد

افتخار ِ    ابله  دارد  غیرت ِ  بی  ننگ   خود

 هر  کجا  دیدی  همایون  کلۀ  بی  مغز  را

 دور ِ دور ِ دور شو تا چهارصد فرسنگ ِ خود

همایون شاه عالمی

 اول اگست 2024 میلادی

18 جولای
۳دیدگاه

تسلای جان

تاریخ نشر : پنجشنبه 28  سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 18 جولای ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

تسلای جان

غم  را  ز چشم ِ مردم  بی غم نهان بکن

دل  را وسیع  بدار و تسلای  جان  بکن

زخم ات  نهفته دار نمک  می زنند بیش

 راه ِ  خرد  گزیده  و  قطع ِ   بیان  بکن

 از مغرضان اهریمنی گوشه  گیری کن

خاموشی  را ز مهر دهن  بر زبان بکن

 بر گریه ها واشک ِ دروغین مکن یقین

 آتش  بکام ِ   فتنه  گران ِ   جهان  بکن

 گر  دوستان ِ   نیک  بیابی  مکن  رها

 هرجا سخن کش است برون ازمیان بکن

 این قصه های ِ زاهد ِ تزویری  کم شنو

 گاهی نظر به وسعت این کهکشان بکن

 خواهی که محترم شوی اندرمیان ِ خلق

یک احترام ِ خاص به پیر و جوان بکن

 نی ناصح ام نه واعظ و نی پیر و مرشدم

 رو رو که هرچه خواست دلت رفته آن بکن

 تو تیر  های ِ  قلب ِ  همایون  ندیده ای

 رو تیر ِ عقل ِ خویش میان ِ کمان بکن

 همایون شاه (عالمی)

17 جولای 2024

08 جولای
۳دیدگاه

زمزمه ترساندن

تاریخ نشر : دوشنبه 18  سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 8 جولای ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

زمزمه ترساندن

خوشبخت کسی پاکدل  و نیک  منش بود

درراستی درخدمت  مردم  به  جهش بود

 با  جهل   نیامیخت  گرش  دار بیاویخت

 در گفتن  حق  با دل ِ سرشار ِ تپش  بود

 گر  جاهلی  غُرید  چو  اسپند  نه  جنبید

چون کوه  ِتحمل زخموشی به  روش بود

 آنکس که سرمویی حسادت نه به دل کرد

 ازخوشی و ازعشق  جهانی ز پَرِش بود

 ای وای ازان کس که درونش چوذغالست

 با کینه و با بغض  به آشی  به پزش بود

 هر لحظه   ز  آواز ِ  فرومایه  حذر  کن

 با کشمکش ِ ناحقی دیدی به کشش بود

 مژگان زدنی رفت  همین عمر ز حسرت

دنیا زکج و راست به سرعت به چلش بود

 باور مکن  اینجا ز سخنچین  سخنی را

تا  پیرهن ِ  تهمتی  آنجا  به  بُرِش  بود

 از رحمت ِ  آن   یار کسی  قصه نیاورد

هر زمزمه   ترساندن ِ  ملا و کشش بود

 بشنیده ای  بسیار همایون  تو  ز جاهل

 آن لاف و پتاقی که چو بادی به وزش بود

 سید همایون شاه «عالمی »

 ۷ جولای ۲۰۲۴ میلادی

04 جولای
۱ دیدگاه

به یادِ بهشت

تاریخ نشر : پنجشنبه 14  سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 4 جولای ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

به یاد ِ بهشت

 در  کارگاه ِ  چرخ   متینی  ندیده ایم

تلخی  هزار  داده  شیرینی  ندیده ایم

گفتند روزهای  شیرین  هم  فرا رسد

 جز ناله  های ِ تلخ ِ حزینی ندیده ایم

اندر کجی مهارت ِ مردم  به اوج  شد

 در راستی  و عجز  قرینی  ندیده ایم

 هر یک به آسمان بکشد تیغ خودسری

 در بین ِ این جهال  زمینی   ندیده ایم

گفتند  راستکاری  نگفتند  مکر ِ زهد

 هریک  شد آنچنان ، چنینی ندیده ایم

 هریک دهان کشود به تعریف خویشتن

جز فخر و  افتخار  به  بینی  ندیده ایم

گوشم ز قیل و قال بسی خسته خسته شد

 خاموشی را به  کاسۀ  چینی ندیده ایم

 زاهد ازآن سرا بزند ساز ِ وهم و جبر

 در این  سرا  کشاده  جبینی ندیده ایم

 دوزخ نموده اند  بیاد ِ  بهشت ِ خویش

 خوش گشته در گمان، یقینی ندیده ایم

 این گوهر ِ سخن تو همایون مده به باد

 خوشتر ز کنج ِ گوشه نشینی ندیده ایم

 همایون شاه « عالمی »

 سوم جولای ِ 2024 میلادی

11 می
۱ دیدگاه

منطقِ بی منطقی

تاریخ نشر: شنبه 22  ثور (اردیبهشت)  ۱۴۰۳ خورشیدی – 11  می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا

منطق ِ بی منطقی

دانم  که   زدانایی   بسی    فاصله دارم

از   بهر ِ فراگیری  مگر  حوصله دارم

صد شکر که قانع ام  و برخویش نبالم

با نقش ِ  قدم   قصد ِ یکی  قافله  دارم

آن قافله  یی است  که غفلت  نشناسد

در مستی ِ مستانه ی شان ولوله دارم

گویم ز بزرگانی که خاکی  صفتان اند

گویند نکاتی  که  از آن   زلزله دارم

در دست  ندارم لب ِ نانی  به   خدایی

در پای  ازین راه  دوصد   آبله دارم

درمحفلی کانجا گذر ِ خود  صفتی بود

بیزارم و  بیزاری ازآن  مزبله  دارم

زآنکس که ز دانایی زند  لاف گریزم

از مردم  نادان نه  چندان   گله  دارم

مست ِ سخن ِ خویشتن و نیست دلیلی

با منطق ِ بی منطقی من مسئله دارم

تا نیست مرا سنجش هرگفته همایون

خاموشم و خاموش کجا  قلقله  دارم

همایون شاه «عالمی»

9 می 2024 میلادی