۲۴ ساعت

18 آوریل
۱ دیدگاه

چرا نمی‌پرسی……

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ  ۲۹ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۱۸ اپریل  ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

چرا ز  خامشیِ  خویش  و  ما  نمی پرسی
چرا ز گم  شدن این  « چرا »  نمی پرسی
جهان که مسلخ اندیشه ها و سر شده است
چرا چنین شده؟ زین ماجرا  نمی‌ پرسی؟
چرا جذامیِ   تسلیمِ    مرگِ     ذره‌   شدن
ز چشمه سار  قیام از  شفا  نمی پرسی
ز  مرگِ  آمده  در روحِ  خویش  خرسندی؟
که   از   تحملِ   شلاق   ها   نمی‌ پرسی
نشسته ای  که نهنگان  ترا به کام کشند
که دل  نمی‌ سپری  وز شنا  نمی‌پرسی
ترا به  محبسِ هستیِ  بسته  خو  دادند
افق    ندیده   و   از  نا کجا  نمی‌ پرسی
چو خانه  با نمِ صبرت، به‌ خاک می‌افتی
که عشق و داغیِ خورشید را نمی‌پرسی
به سینه مرده  ترا هر نفس  امیدِ طلوع
تو بی نفس شدی و بی‌صدا، نمی‌پرسی
بمان که  هیچ ترین‌ات  کنند بر سرِ هیچ
که    از  جنونِ   نظامِ   طلا  نمی‌پرسی
جهان  فتاده  سراپا  به   کامِ   اختاپوس
چرا ز شورش و رزم و  صلا نمی‌پرسی
هنوز راهی محراب های مرگ هستی
« تو مرده ای که ز مرگِ خدا نمی‌پرسی؟ » *
فاروق فارانی
اپریل ۲۰۲۶
——-
* اشاره‌ به “خدا مرده استِ” از نیچه شاعر و فیلسوف آلمانی.
یک توضیح لازم:
با کاوه شفق شاعر و نویسنده توانا همیشه در رابطه اشعارم ، در مباحثه هستم.
اصلاحات و پیشنهاد های او بسیار به من کمک می‌کند.
این بار علاوه بر پیشنهاد های زیبای خود یک مصراع کامل را لطف نمود که حیفم آمد آن را بیاورم و از سراینده اش نام
نبرم.
مصراع آخر که در گیومه آمده، بصورت کامل از کاوه شفق شاعر توانای ماست.

 

 

یک پاسخ به “چرا نمی‌پرسی……”

  1. admin گفت:

    جناب استاد فارانی عزیز قلم زیبای تان را می ستایم ، بسیار عالی قلم زدید.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما