هیچ نمیدانم
تاریخ نشر: یکشنبه 12 قوس 1402 خورشیدی – 3 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
تاریخ نشر: یکشنبه 12 قوس 1402 خورشیدی – 3 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
تاریخ نشر : یکشنبه 12 قوس 1402 خورشیدی – 3 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
نگاهِ شاد
دیدم هلال روی تو حیران تو گشته ام
ناگه شهید ناوک مژگان تو گشته ام
با یک نگاه ساده دهی زندگی مرا
با یک اشاره بسمل چشمان تو گشته ام
آندم که برون بیامدی از هاله ماهِ من
آیینه سان عاشق سوزان تو گشته ام
با آن نگاهِ شاد ” و ” لبخند ناز تو
من محو محو آن لب خندان تو گشته ام
دل از کفم ربودی و جان گر کنی طلب
امر دگر نما چو به فرمان تو گشته ام
من مست و عاشقانه به کوی تو سر کشم
آشفته و پریش و پریشان تو گشته ام
عالیه میوند
فرانکفورت
1 اپریل 2023
تاریخ نشر : یکشنبه 12 قوس 1402 خورشیدی – 3 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
پرنده تنهاست
با بال عشق بسراغت آمدم
ای در کدامین سرزمین پیدایت کنم
ازنهانخانه ی جانم
تیری به بسویت رفت
و برگشت به اصالت یک موج
اکنون خاموشانه نگاهت می کنم
*********
برگ ها از شاخه ها جدا می شوند
ولی باغ را با خود نمی برند
گلها درسنگفرش ها قربانی می شوند
ولی درخت هنوز استوار است
بهاران بار ها در سفر اند
ولی پرنده همیشه تنهاست
همیشه تنهاست
همیشه تنهاست
هما طرزی
نیویورک
20 می 2023
تاریخ نشر : جمعه 10 قوس 1402 خورشیدی – 1 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
دل دیوانه
این دل دیوانه بین باز هوایش می کند
امشب ام مانند آن شب ها صدایش می کند
از سر شب می سراید باز این دل تا سحر
این دو بیتی و غزل را هم نوایش می کند
چشم خود را گر ببستم تا نبینم صورتش
چشم و هوش این دلم هردم هوایش می کند
می زند خنجر نگاهش بر دل مهجور باز
زندگی و زندگانی را فدایش می کند
خنده هایش سخت این دل را به خود وابسته کرد
نی بدست می آرد و هم نی رهایش می کند
عالیه میوند
تاریخ نشر : 9 قوس 1402 خورشیدی – 30 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
لاله ها را باد می برد
من به چشمه های عشق می روم
تا تن خسته ام را
غسل عشق دهم
و با زبان محبت آشنایش سازم
ای کاش در دشت لاله ها
مرا دیده بودی
که بیصبرانه در انتظارت بودم
و صدای دلم پر از عشق بود
و باد آهنگ ما را زمزمه میکرد
سبزه ها سبز می شوند
درختان گل می دهند
ولاله ها…
واما لاله ها را باد می برد
و قصه ها ناتمام خواهند ماند
گاهی تردید در سراست
و گاهی طعم سکر آور عشق در دهان
که چه تلخ است و گوارا
و گاهی در آفتاب
و گاهی در سایه ها قدم می زنیم
و از شوق تکرار در لباس نمی گنجیم
اما لاله ها را باد خواهد برد
و قصه ها ناتمام خواهند ماند
و تمام جان من
پر شده از قصه های ناتمام است
که هنوزعطش گرم و داغی در درونم
در شکوه باغ آغوشم
و در سبد پر از برگ لاله هام
ترا فریاد می زند
و به کام دلم روانه می کند
تا بیصبرانه ترا در جام دلم بریزم
وجرعه جرعه بنوشمت
ای گنگ ترین فریاد عاشقانه
و لاله ها را باد می برد
و لاله ها را باد می برد
و قصه ها نا تمام خواهد ماند
هما طرزی
نیویورک 19 می 2023
تاریخ نشر : پنجشنبه 9 قوس خورشیدی – 30 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
امید لطف
مرا ز دولت عشقی دلی جوان باقیست
به باغ خاطره گرچ آفت خزان باقیست
اگر چه از شرر شمع سوخت پروانه
خود آب گشت و کجا غیر دود آن باقیست
فدای غیرت فرهاد اگر شویم سزاست
ز عشق او به جهان طرفه دادستان باقیست
نشان ز صلح به گیتی نمی رسد به نظر
ولیک جنگ به هرگوشه همچنان باقیست
گذشت عمر ولی تا دمی که هست نفس
امید لطف از آن یار مهربان باقیست
اگرچه رفت به تاراج هست و بود وطن
ولی برای سگان نعش و استخوان باقیست
محمد اسحاق ثنا
ونکوور کانادا
۲۹ نوامبر ۲۰۲۳
تاریخ نشر: چهارشنبه 8 قوس 1402 خورشیدی – 29 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
حرف نگفته
تا کی هوای عشقت در دل نهفته باشم
اسرار روی ماهت تا کی نگفته باشم
خواهم که تا قیامت از خواب و بر نخیزم
در بستر تو هر گه یک شب که خفته باشم
تلخی روزگارم شیرین کند کلامت
هرگاه لب گشایی حرفی شنفته باشم
تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس 1402 خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس 1402 خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
کوچه ای ما
در سر کوچه ی دیرینه ای ما –
بوی کباب از هرسو برخاسته بود
ونسترن …
به جستجوی عشق ،
بهگیسوان با د پیوسته بود
عطرعشق
با اذان سحری همراه بود
مزه ای خنده ای مان
درشاخه های اقاقیا خوابیده بود
و من و تو
دو عابرعجول
به فکر گرفتن مدرک تحصیل در خارج بودیم
و نمی دانستیم :
که خارج ….
روزی وطن مان خواهد شد …..
نیویورک
۴ فبروری ۲۰۱۷
تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
دخت وطن
اگر خواهی بگویم تا سخن من
همی گویم از آن دخت وطن من
درین دنیا اگر خلد برین است
که زن جنت سرای عنبرین است
بنازم پیکر دخت زمینم
که با عفت و هم شیرین ترینم
به چنگ قاتلان افتیده اکنون
تنش افسرده و قلبش چو پرخون
بنالم از قضا یا روزگارم
و یا از خالق و پروردگارم
که ما را این چینن بیچاره کرده
چرا در خاک خویش آواره کرده
به سیر آمد ز این دنیا دل من
که خوش باشد به خاک و هم گِل من
روا کن ا ی خدا مشکل تو آسان
مراد عالیه خاطر پریشان
عالیه میوند قمر
تاریخ نشر : دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
بار غم
کشور ما کشور درد و غم است
رنج در رنج است و اندوه پی هم است
نیست آرامی نه روز و نی به شب
آنچه میبنی فغان و ماتم است
مردم اش در جستجوی آب و نان
راهشان مسدود و پر پیچ و خم است
درد مردم یک دم و یک لحظه نیست
بلکه تکرار است و تکرار هر دم است
قامت نخل جوان این وطن
در جوانی زیر باری غم خم است
از غم ایام و جور روزگار
شهد درکام « ثنا »هم چون سم است
محمد اسحاق ثنا
ونکوور کانادا
27 نوامبر 2023
تاریخ نشر : دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
حال و ماضی
هی گذشت سالِ دگر با درد و غم ها ساختیم
ما ندانستیم که چه بردیم و چی ها باختیم
در قمار زندگی دور کرده ایم هستی خویش
آنچه بردیم یا نبردیم لیک پس پرداختیم
ظالمی رفت و ظالم تر از آن شد رویکار
ای دریغا ! حادثات این جهان نشناختیم
أمد و شد حال و ماضی دست ما هرگز نبود
حکم دیگر است اینجا ، ار چه ما پرداختیم
پیر گردیدیم و تا اکنون دیگر آزاد نییم
گر چه با سران عالم در معرکه ها تاختیم
گاه روس آمد و گاهی آمریکا در ملک ما
با همه این دو جهانخوار سوختیم و ساختیم
ملک ما در کام هر خار و خسی افتاد و ما
خوب می دانستیم و خود ، بی خبر انداختیم
از محبت دم زدیم اما به یکدیگر عدو
ساز ارزش های معنا کی کجا بنواختیم
سیدجلال علی یار
ملبورن – آسترالیا
نوامبر ۲۰۲۳
تاریخ نشر: دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

کجا رفتی
در این فصل بهار و باغ و بستان
نهادی باغ جانم را به عصیان
دلم درسوز و سینه در شرارست
کجا رفتی ؟ بیا دل بی قرارست
تو رفتی خانه ی دل تار کردی
زمین گیر از همه بیزار کردی
نگفتی مه ی من امشب چه زیباست
ندیدی جان من از غم شکیباست
چو گویم با زبان بسته خویش
به تو راز درون خسته خویش
خیالت گرچه هردم یار من بود
امید عشق تو پندار من بود
شب و روزم به غم یکسان گشته
امید و زندگی ویران گشته
در آن سوز دلم صد سوز پنهان
که از عمق نگاهی تُست ویران
بیا امشب مرا پیمانه ی ده
از آن کنج لبت شکرانه ی ده
عالیه میوند
فرانکفورت – جرمنی
تاریخ نشر : یکشنبه 5 قوس 1402 خورشیدی – 26 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
یاد کابل
ای وای نگر که مرغ دلم با نگاه سرد
سوی دیار خاطره ها
پر گشوده است
سوی همان کوچه که با قصه های درد
سالهاست مرا
به غصه و اندوه سپرده است
****
یادش بخیر
خانه ای پر نور و رحمتش
و آن بیشه های سبز و شبستان عزتش
آن شهر پر صفا
از درد و غم جدا
آن شهر پر صدا و نوا ها و عزلتش
آن کابل عزیز
آن کابل عزیز …
امروز به کوچه ها ، صدا ها غریبه اند
هر جا که می رویم ، نگاه ها غریبه اند
سر تا بپای شهر به اندوه نشسته اند
مرغان پر امید ، به هر سو پریده اند
****
بیچارگی چهره ای حیران شهر ماست
آوارگی قصه ای ویران شهر ماست
لب ها همه خموش ،
ساکت نشسته ایم،
حیران مانده ایم ،
در دام این فساد بیجان و خفته ایم
انگار مرده ایم ،
انگار مرده ایم …
هما طرزی
نیویورک ۱ سپتامبر ۲۰۲۱
تاریخ نشر: 4 قوس 1402 خورشیدی – 25 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : شنبه 4 قوس 1402 خورشیدی – 25 نوامبر 2023 – ملبورن – آسترالیا
به یادبود از چهل و دومین سال درگذشت جاودان یاد
مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی
محمد اسحاق ثنا
ونکور – کانادا
2 قوس 1402 خورشیدی
اختر تابنده
ز باغ شعر و ادب بلبلِ غزلخوان رفت
چنان چو اختر تابنده و فروزان رفت
چنو ندید کسی بعد ازین نخواهد دید
که بعد خدمت پربار سوی رضوان رفت
کسی ندیده چنین مرد خبره و دانا
قلم به صفحه گریست ،گفت که این سخندان رفت
به بزم جمع ادیبان چو نور شعله فشاند
ز آسمان سخن همچو ماه تابان رفت
بفهم و دانش او کم کسی نمود سراغ
ز جمع خامه طرازان و لیک آسان رفت
ندید صبح سپیدی در آسمان وطن
به آه وحسرت و حرمان زین شبستان رفت
همیشه حین سخن همچو چشمه جوشان بود
چه با خروش ولی با دلِ پریشان رفت
« ثنا » به روح ” بشیر” صد دعا نثار نما
دریغ و درد که استاد ز جمع یاران رفت
تاریخ نشر پنجشنبه 2 قوس 1402 خورشیدی – 23 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
گوهر دریا
عشق مجنون دیگر و عشوهء لیلا دیگر است
قصر سلطان دیگر و گوشهء صحرا دیگر است
یکی از هجر شود کور و یکی مست وصال
حزن یعقوب دیگر و عشق زلیخا دیگر است
صحبت اهل صفا جان دیگر می بخشد
آب باران دیگر و جرعهء صهبا ديگر است
با ادب باش تو در مکتب عشق ای سالک
منصب عشق دیگر مکتب دنیا دیگر است
تا من از عشق تو تعلیم سخن آموختم
سخنِ قال دیگر نکته ای معنا دیگر است
کوهِ طور تاب تجلیئِ رُخِ یار نداشت
نور مهتاب دیگر و برقِ تجلا دیگر است
«خنجری» مغز سخن گفت به یاران عزيز
سنگ خارا دیگر و گوهر دریا دیگر است
عقرب / ۱۴۰۲ خورشیدی
کابل چهار دهی
تاریخ نشر : پنجشنبه 2 قوس 1402 خورشیدی – 23 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
جوانی دانه یا Acne
این مرض اکثرا پوست جوانان و نوجوانان را در قسمت های پوست روی ، سینه ،پشت ،شانه ها و بازوها مصاب میسازد که باعث بوجود آوردن دانه های خورد با سر سفید ، دانه های سیاه و بخار های سرخ رنگ و دانه های چرک که اکثرا در روی و کمتر در سینه و بازو ها و شانه ها میباشد بملاحظه میرسد.
علت به وجود آمدن این نوع دانه ها که در صورت و نواحی دیگر میباشد اکثرا از باعث بسته شدن مجرای غدههای چربی ساز میباشد که در صورت اندفاعت کیست ها و نودول ها میباشند بمشاهده میرسد .
عامل مهم اینکه در این موضوع دخیل است افزایش هورمون تستسترون است که یک هورمون جنسی است .در این مرض پیاز موی غدههایی که تولید کننده چربی که محتويات خود را جهت طراوت و شادابی جلد افراز مینماید.
آنها تحت تاثیر هورمون جنسی تستسترون بوده و با آن ارتباط مستقیم دارد از همین سبب به سرعت نشرونمو میباشد .زیرا با تولید هورمون جنسی نشر و نمو غده وات چربی ساز از حالت نرمال خود کرده بیشتر میگردد.
این مرض زیاد تر در سنین نو جوانی بیشتر در نزد طبقه ذکور و اناث بمشاهده میرسد. در زمانهای قدیم فکر میشد که جوانی دانه بعد از ازدواج شفا یاب میگردد مگر این نظریه درست نیست به علت اینکه هورمون های جنسی نزد همه جوانان وجود دارد اما بافت های طبیعی پوست جلد در نزد بعضی از آنها طوریست که میتواند آنها را از مصاب شدن به این مرض محافظت نماید .
اسباب و عوامل مرض:
علت اصلی را افزایش هورمون تستسترون میدانند اما عوامل دیگر مانند جگر خونی ها ، استرس و اضطراب، چرب کردن روی و موی ، لبنیات چرب ، چاکلت های چرب و کاکودار و غذاهای چرب و شیرین و گرفتن مواد پروتئینی که حوای مقدار تستسترون میباشند که جوانان جهت زیبایی جلد ازان کار میگیرند کمبود ویتامینهای(A,E)زنک ، هوای گرم و مرطوب تماس با نور آفتاب ، چرب کردن روی و موی و استفاده از مواد آرایشی همه از جمله در مصاب با مرض دخیل میباشند.
نوت:
خانم هایی که از مواد آرایشی استفاده میکنند باید قبل از خواب روی خود را با آب شیر گرم بشویند .روی بسیار مهم است و در ۲۴ساعت دوبار بیشتر روی خود را نشویند و زمانی که عرق مینمایند بهتر است شاور بگیرند .
تداوی :
تداوی مرض هفته ها ، ماه ها و حتی یک سال را در بر میگیرد و اگر تداوی منظم طبی نمایند در ۳ الی ۴ ماه شفا یاب میگردند مگر جوانان آرزو دارند که هر چه زودتر شفا یابند اکثرا حوصله خود را از دست می دهند مگر با حوصله و تدابیر درست در صورتی که از کندن و فشار دادن و ترکاندن ابله و زخم خود داری نموده باشند بقایای اسکار آن در وجه به ملاحظه نمی رسد .
در قسمت تداوی یک قسممرحم ها و مایع های غلیظ وجود دارد که اکثر از مرکبات تتراسایکلین ها می باشند که روزانه ۲ تا ۳ مرتبه از آن تطبیق میگردد.
با احترام
داکتر علیشاه جوانشیر
سدنی- استرالیا
تاریخ نشر – چهارشنبه 1 قوس 1402 خورشیدی – 22 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا
یادی از زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی
در چهل و دومین سالروز درگذشت آنمرحوم
قیوم بشیر هروی
ملبورن – آسترالیا
1 قوس 1402 خورشیدی
امروز اول قوس 1402 خورشیدی برابر با 22 نوامبر 2023 میلادی ، مصادف است به چهل و دومین سالروز درگذشت پدر عزیز ما زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی، روزنامه نگار ، شاعر ، نویسنده ، مؤرخ ،منجم ،ادیب ، محقق و طنز نویس شناخته شده ،نه تنها در کشور افغانستان بلکه در مجامع فرهنگی کشور های منطقه که عمر پربارش را برای شکوفایی فرهنگ غنامند سرزمینش سپری نمود و لحظه ای نیاسود.
مرحوم استاد بشیر هروی در سال 1298 خورشیدی در شهر باستانی هرات دیده بجهان گشود ، در آوان کودکی برخی علوم متداوله، علوم وفنون ادبیات فارسی و زبان عربی را بصورت خصوصی فرا گرفت. بشیر در جوانی عضویت کلوپ ادبی هرات را حاصل نمود و در عین زمان به فعالیت های سیاسی نیز اشتغال میورزید.
چنانچه در سال 1322 خورشیدی در شهر هرات با جمعی از یاران چون علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، مرحوم عبدالغفار بیدار ،مرحوم لطیف جان سرباز ، مرحوم حجة الاسلام سید حیدر شاه قطب ، مرحوم سرور جویا ،مرحوم آخوند زاده ، مرحوم حجة الاسلام سید فضل الله ( مشهور به میرآقا هراتی ) ،مرحوم ملا عبدالحسین منجم باشی و تعداد دیگر در تأسیس حزب ارشاد سهیم شدند.
مرحوم استاد بشیر کارهای ادبی و نویسندگی را با مجله ادبی هرات آغاز و با روزنامه اتفاق اسلام ادامه می داد و کارهای اداری را ابتدا با اداره ارزاق وقت و دوایر دولتی و بعداً با شرکتهای تجارتی خصوصی به پیش میبرد.
ایشان پس از یک عمر زندگی و خدمت در ولایت هرات به کابل مهاجرت نموده و در سال 1344 خورشید ی در هفته نامه ژوندون شامل کار شدند و در کنار سایر فعالیت های فرهنگی و تهیه مطالب ادبی و عرفانی با همکاری پروفیسور دکتور عبدالرحیم نوین صفحات طنز و کارتون مجله را نیز بدوش گرفتند ، تا اینکه در بیست و نهم حمل 1347 خورشیدی برابر با 18 اپریل 1968 میلادی به تأ سیس هفته نامه معروف ترجمان پرداختند که مرحوم استاد بشیر بصفت سردبیر و مرحوم پوهاند نوین بحیث صاحب امتیاز کار میکردند.
ترجمان که هر پنجشنبه در مطبعهء دولتی کابل به زینت چاپ آراسته میشد بسرعت در دل علاقه مندان و خواننده گان جای گرفت و نشریه محبوب همگان شد.
قابل تذکر است که هفته نامه فکاهی ، سیاسی ، انتقادی و اجتماعی ترجمان نخستین نشریه اختصاصی افغانستان در حوزه طنز بود که دیری نپایید به مرکز تجمع نویسندگان و طنز نویسان مبدل گشت و از همانجا جوانان با ذوق نوشته های شانرا بدفتر ترجمان میبردند و مرحوم استاد بشیر با استقبال و تشویق آنها ، پس از رهنمایی های لازم مطالب شانرا اصلاح و در ترجمان به چاپ میرساندند ، چنانچه بیشتر شان به طنز نویسان بزرگ سالهای بعد تبدیل شدند.
طنز نویسانی چون زنده یاد جلال نورانی ، زنده یاد نصیر احمد نشاط پنجشیری ، زنده یاد استاد عبدالکریم تمنا هروی ، زنده یاد میر محمد امین مشعوف ، زنده یاد پاییز حنیفی ، زنده یاد کاظمی هروی ، زنده یاد علی امید ، زنده یاد میر زمان الدین مصلح ، زنده یاد طالب کندهاری ،زنده یاد سید مسعود طلوع ، زنده یاد فتح محمد ولی پور ،زنده یاد محمد ابراهیم زاده «ایما» ، زنده یاد متین اندخویی ، محترم سید آقا هنری ، محترم استاد محمد علی فرحتیار و تعداد دیگر طنز نویسانی بودند که باترجمان همکاری دایمی داشتند. از مرحوم استاد بشیر بعنوان بنیان گذار طنز نوین در افغانستان یاد می شود که با زبان پرنیش و نوش طنز کاستی ها ونارسایی های جامعه را نقادانه بیان می کرد.
برخی از طنز ها و نوشته های استاد بشیر با نام های مستعار بچاپ می رسید که عبادتند از :
1 – آشپز باشی .
2 – ب – عامی .
3 – پوستین روز .
4 – ناظر خودرو هروی .
5 – علیل الشعراء .
6 – مفلوک الشعراء .
7 – ع – ب .
8 – میرزا قیوم.
ترجمان بعد از پنج سال و اندی بالاخره پس از 26 سرطان 1352 که همزمان بود با کودتای سردار محمد داؤد ، در حالیکه چندین شماره از سال ششم نشراتی اش بچاپ رسانده بود با تعدادی زیادی از نشرات آزاد دیگر از چاپ ایستاد.
قابل یادآوری می باشد که مرحوم استاد بشیر از سال 1352 تا 1357 بعنوان منجم رسمی کشور با استخراج های نجومی دقیق وظیفه ِ خویش را به نحو احسن انجام می داد.
از استاد بشیر کتب و رسالات زیادی به یادگار مانده که بخش عمده ء آنها بصورت قلمی در آرشیف ملی افغانستان نگهداری می شود که استاد مرحوم هنگام ترک وطن آنها را به دفتر آرشیف ملی افغانستان هدیه دادند تا در آینده بعنوان مآخذ برای سایر پژوهشگران بکار آید. تعدادی ازین آثار به شرح ذیل می باشد:
1 – حالات پیر هرات چاپ 1330 خورشیدی در هرات .
2 – شاهراه تورغندی هرات ، قندهار – چاپ 1344 خورشیدی در کابل.
3 – هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی در سه جلد که جلد آول آن قبلآ در سال 1356 در کابل اقبال چاپ یافته و دو جلد دیگر بصورت خطی در آرشیف ملی موجود می باشد.
4 – خمیرخان – مجموعه مطالب و اشعار طنزی شماره های مختلف جریده ترجمان در مورد سمبول وکالت پارلمان آن وقت – چاپ 1353 کابل .
5 – اسلام یا عالی ترین مکتب اخلاق .
6 – حماقت های خودم ( سوانح استاد بشیر).
7 – برخی از اندیشه های عرفانی پیرهرات – چاپ 1355 – کابل .
تحشیه و تعلیق ” مقامات شیخ الاسلام جامی ” چاپ 1355 – کابل .
8 – تکمله حواشی نفحات الانس چاپ 1343 – کابل . کاپی پی دی اف این کتاب از طریق اینترنت قابل دسترسی است .
9 – فرهنگ اصطلاحات نجوم .
10 – سیری در ملک سنایی – چاپ 1356 کابل .
11 – شیوهء داستانسرایی امیر خسرو .
12 – اندیشه های عرفانی پیرهرات – چاپ 1374 انتشارات اساطیر تهران .
13 – منظق بزبان ساده – اثر پر ارزشی که بصورت پاورقی در روزنامه بیدار مزارشریف چاپ می شد.
14 – نجوم و احکام نجوم – قسمت هایی ازین کتاب در شماره 119/25 در آرشیف ملی موجود است.
15 – ده ها اثر پژوهشی ادبی و عرفانی منجمله تحقیقی در بارهء کلمه امی، برگردان قصیده معروف برده از عربی و صدها مقاله ادبی و پژوهشی دیگر .
زنده یاد استاد بشیر هروی علاوه بر زبان مادری اش به زبان های پشتو ، عربی ، انگلیسی و اسپرانتو نیز کاملا مسلط بود.
سرمحقق حسین فرمند در نوشته تحقیقی خویش تحت عنوان ” علی اصغر بشیر هروی در حافظه آرشیف ملی افغانستن” که در نخستین شماره فصلنامه هری منشتره قوس 1369 خورشیدی چاپ شده درین رابطه می نگارد:
“وی با دانش و تجربه و ذوق ویژه فرهنگی در پی تهیه و ترتیب فهرست علمی این آثار ( نسخ خطی) شد و به همکاری سایر کارمندان آرشیف مایل هروی ، استاد توفیق ، محمد عمر صدیقی ، داکتر اثیر ، محمد انور نیر و عبدالقدیر مشتری کار تسجیل و تشریح علمی نسخ را آغاز و در گسترده آثار موجود آرشیف در همان زمان به فرجام آورد و برای هر انثر فیش مشخص حاوی خصوصیت ها و ویژه گی های آن تهیه نمود”
استاد بشیر دارای هفت فرزند بودند ، چهار دختر (دختر بزرگ شان چند سال قبل وفات نمود ) و سه پسر که همه با خانواده های شان در خارج از افغانستان زندگی میکنند . پسران استاد همه در مسایل فرهنگی دست دارند.
پسر بزرگ شان انجنیر رضا مؤدب بشیری مؤلف کتاب امثال موزون در ادب فارسی است که از طرف سازمان میراث فرهنگی ایران در سال 1375 خورشیدی در تهران بچاپ رسیده است.
محمد مهدی بشیر ( قبلآ عضو هیئت تحریر روزنامه انیس و مدیر مسئول مجله دکمکیانو انیس ) ، مؤسس سایت اینترنیتی ادبی اجتماعی 24 ساعت.
و قیوم بشیر هروی ( شاعر، نویسنده ، ژورنالیست ، سابق مدیر مسئول نشریه های پیام شهدأ در پیشاور ، افغانستان وجهان امروز در ادیلاید مرکز آسترالیای جنوبی و مجله گلبرگ چاپ ملبورن – آسترالیا) و در حال حاضر سرپرست سایت 24 ساعت میباشد.
از قیوم بشیر هروی تا حال چند مجموعه شعری بنام های ترانه ی لالایی ، زمزمه های دل و ترامپنامه بچاپ رسیده.
مرحوم استاد بشیر با همت والایی که داشت هرگز نزد اربابان زر و زور وتزویر سر تعظیم فرود نیاورد، آزادانه زیست و مردانه با قلم گهربارش تا آخرین رمق حیات در مقابل بی عدالتی ها ایستاد و مبارزه کرد. و تا ساعاتی قبل از مرگش می نوشت . آخرین مضمونی که درست چند ساعت قبل از وفات شان به رشته تحریر درآمد تحت عنوان « ریش ببرک در اختیار برژنف » بود
همچنان تعداد زیادی از مقالات پژوهشی استاد بشیر هروی که در سیمینار ها و سمپوزیم های علمی و مطبوعا ت کشورطی دوران حیات شان ایراد نموده بودند نشر وتعدادی هم نزد دوستان و فرهنگیان کشور موجود می باشد که امیدوارم در صورت امکان لطف نموده و کاپی آنرا در اختیار سایت 24 ساعت قرار دهند تا با نشر آنها خدمتی به جامعه فرهنگی کشور صورت بگیرد و علاقمندان و خواننده گان محترم نیز از آن استفاده کنند.
استاد بشیر هروی با ذوق ادبی بی مانند خویش و استعداد عالی در سرایش شعر ، علاوه بر اشعار طنزی ،سروده های نیز در قالب غزل ، مثنوی ، قصیده ، مخمس ، رباعی و دوبیتی دارند که متأسفانه بصورت مجموعه ای جداگانه هنوز بچاپ نرسیده .
اینک توجه خواننده گان محترم را به چند نمونه از اشعار ایشان جلب می کنیم:
ای عشق
چه چیزی وز کدامین جایی ای عشق
که هر جا مایه ء غوغایی ای عشق
کتاب افتخارات بشر را
بهین سر لوحهء زیبایی ای عشق
اگر جان فی المثل گلخانه باشد
تو از خوشبو ترین گلهایی ای عشق
وگر دل ساغری باشد پر از می
تو در آن نشئهِ صهبایی ای عشق
گهی در کسوت زیبای مهتاب
زمین را روشنی افزایی ای عشق
گهی چشمک زنان در شکل اختر
دل از پیر و جوان بربایی ای عشق
گهی اندر لباس سبزه و گل
طراز دامنِ صحرایی ای عشق
گهی در گوش اهل ذوق و مستی
نوای بلبلِ شیدایی ای عشق
گهی در دیدهِ آتش نگاهان
نگاهِ دلکش و گیرایی ای عشق
یکی دریاست ، روح آدمیزاد
تو چون گوهر در آن دریایی ای عشق
ره آورد نفیسِ اهل بینش
ز سیر عالم بالایی ای عشق
جهان بی توست وحشتزای و تاریک
مگر مهر جهان آرایی ای عشق
«بشیرت» را به سوزی آشنا ساز
ولیکن سوز پر معنایی ای عشق
بسوزان مرغ جانش را پر و بال
که تاب شعلهء سینایی ای عشق
تظاهر
نگاهِ دلنوازت را بنازم
تظاهر بر نمازت را بنازم
تو سرگرم نماز و کرده نازت
مرا دیوانه ، نازت را بنازم
لبخند دل انگیز
ترا گر باور آید یا نیاید
بیادت مرغ جان پر می گشاید
به لبخند دل انگیز تو سوگند
که دل هر لحظه سویت می گراید
در پایان بدین مناسبت مراتب تسلیت و همدردی خود را بخانواده های بشیر و همه فرهنگیان و قلم بدستان عزیز کشور تقدیم میکنم
روان شان شاد ، یادشان گرامی و خاطرات شان جاودانه باد
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
1 قوس 1402 خورشیدی
ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : دوشنبه 29 عقرب 1402 خورشیدی – 20 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
دریغ
به جز دریغ نگفت کس به غصه های شما
به درد های زن و مرد و بچه های شما
به ظهر و شام و سحر غزه غرق خون گردید
کجا کسی شنید آهِ بی صدای شما
سکوت به قتل عزیزانِ بی نوا جرم است
کجاست مرهمی بر زخم بی دوای شما
به شهر غزه دگر زیر بنایی باقی نیست
جفا گران همه خواهند انزوای شما
« بشیر» کجاست بگو حامیان نسل بشر
به جز دریغی نگفت کس در عزای شما
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
بیستم نوامبر 2023
تاریخ نشر : یکشنبه 28 عقرب 1402 خورشیدی – 19 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
شمع عمر
گفته بودی با حریفان کآشنایت نیستم
لحظه ای بنگر بسویم تا بدانی کیستم
درد ها دارم بد ل پیوسته بیتاب تو ام
غصه هایم را ببین دیگر مگو من چیستم
سینه ام آتش گرفته ، شمع عمرم آب شد
بسکه در هجران تومن تا سحر بگریستم
رنج ها دیدم کجایی تا ببینی حالِ من
با تحمل، درسکوت، بی آه و فریاد زیستم
پیچیش زلفت ز بس پیچید در پای دلم
شانه بر دستِ « بشیر» گوید که زلفت ریستم
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
28 عقرب 1402
تاریخ نشر : پنجشنبه 25 عقرب 1402 خورشیدی – 16 نوامبر 2023 میلادی- ملبورن – استرالیا
ای وطن
ای وطن دیگر مرا افسون مکن
بهر هجرت سینه ام پرخون مکن
ای که میدانی امیدم بسته شد
ظلم بر من زندگی ام خسته شد
بسته شد راه جنون ها بر سرم
سوخت سر تا پا مرا هم پیکرم
عشق تو هم دلبر و هم یاورم
پر گهر باشد ز تو بال و پرم
ساختی آواره ی دنیا مرا
عشق شیرینت نبود آنجا مرا
عشق خود را در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم
ای که از هجران تو شیدا منم
عاشق گم گشته ای دنیا منم
5 فبروری 2023
تاریخ نشر : پنجشنبه 25 عقرب 1402 خورشیدی – 16 نوامبر 2023 میلادی- ملبورن – استرالیا
چشم هایم طلوع میکنند
بر فراز شانه های ” پامیر “
دست هایم جاری میشوند
در رود آبی ” پنجشیر “
پا هایم جوانه میزند
در آغوش ” بودا “
قلبم میتپد
در بزم سیمرغان ” تکسار “
و در نفس هایم
تمام ماهی های سپید
” آمو “
میرقصند
ریشه های من در ” اندراب “
سبز است
من «هراتم در هریرود» ستاره میچینم
پس ما را
چگونه خاموش میکنید ؟
چرا ما باید بمیریم ؟
وقتی بگویم آزادی !
ای نهنگ های خونخوار !
ای گلوله های از هر جهت شرعی !
شما را به ایمان تان درنگ !!!!
در ما خورشید متجلی است
ما نماد خداییم بعد از خدا
که از کلام ما عشق متولد است
و در پوست ما به عدالت و برابری میرسد
حالا شما بگوئید
ریشه تان از کجا آب میخورد ؟
تاریخ نشر: چهارشنبه 24 عقرب 1402 خورشیدی – 15 نوامبر 2023 – ملبورن – آسترالیا
عمرشاعر بیچاره در غم و اندوه میگذرد در زندگی کسی به دادش نمیرسد وقتی که از جهان رحلت کرد اشعار و غزلهایش را خواندند و غمهای او را که حس کردند باز تأسف ميكنند كه شاعر خوبي بود افسوس كه در گذشت این مطلب در ذهنم گذشت و به صورت غزل به وجود آمد که میخوانید:
دعا گوی تان شیخ مولوي خنجري
شاعر ما درگذشت
یک نفس راحت نگشتیم عمر بی باور گذشت
نیمی در غربت گذشت و نیمی در اخگر گذشت
هیچ کس ما را به وقت گریه دلجوئی نکرد
زندگی در وقت پیری خیلی درد آور گذشت
دیدم از یاران شیرین بیوفائی ها عجب
هر کدام از دور ما با سرعت صرصر گذشت
ناله کردم گریه کردم از فراق گلرخان
زندگی چون شبنمی آن هم به چشم تر گذشت
پیر ما هم درگهی میخانه را بر ما ببست
بزم ما بی شاهد و بی باده و ساغر گذشت
تنگ شد بر ما در اینجا چار دیواری قفس
هَستِیَم پر حسرت و پر آه و درد سر گذشت
رفتی زین وحشت سرا ای خنجری با درد دل
فاتحه خوانند گویند : شاعر ما درگذشت