۲۴ ساعت

آرشیو 'اشعار'

05 دسامبر
بدون دیدگاه

قسم

تاریخ نشر: سه شنبه 14 قوس 1402 خورشیدی – 5 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا

 

قسم

ای عزیز بهتر از جان بر سر و  جانت قسم

بر قدِ  بالا    بلند    و  زلف  پیچانت   قسم

می سزد بینم سرشب تاسحر بر دیده ات

نازنینا  بر دو  چشم آتش  افشانت  قسم

بسکه زد آتش  به رخسارم نگاه  دلکشت

ای فدای  آن نگاه  ، بر ماه   تابانت  قسم

هرچه گویم ازدوزلف پیچ درپیچت کمست

دلبرا  بر خط   ابرو   و  دو   زلفانت   قسم

سخت  مجذوب تو گردیده « بشیر » بینوا

نازنین  برخنده ها و عشق سوزانت قسم

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

5 دسامبر 2023

05 دسامبر
۱ دیدگاه

ترانه های خوشبختی

تاریخ نشر: سه شنبه 14  قوس 1402 خورشیدی – 5 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

ترانه های خوشبختی

اگر روزی

بی دریغا برایم بخندی

همه ترانه های خوشبختی را

به پای تو خواهم ریخت

ودر سینه ام

گلی خواهم کاشت

که فقط اسم ترا شگوفه کند

واز برگ ، برگ آن

پیراهنی خواهم دوخت

که در تن مردانه ِ تو

سبز شود

که من سال هاست

خنده را

گم کرده ام.

میترا وصال

 

04 دسامبر
بدون دیدگاه

کٌلبهِ عشق

تاریخ نشر : دوشنبه 13 قوس 1402 خورشیدی – 4 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

کُلبه ِعشق

در سکوتِ ظلمتِ شب آنچه زیبا است تویی

در طلوع صبح  صادق ز ینت افزا است تویی

ازصبا تا نیمه شب درسینه غوغای تو است

منکه مجنون گشته ام آنکس  که لیلا است تویی 

در نمازم هر  زمان  من  سجده  می آرم بجا

بعدِ  معبودم  مقدس  آنکه  تنها  است تویی

کاش باشی یک شبی درکلبه عشق جان من

ورنه هرشب درخیالم خواب و رؤیا است تویی

باخبر جانا « بشیر» دیوانه ی دیدارِ توست

چونکه درنزدش گلِ من آنکه شیدا است تویی

قیوم بشیرهروی

ملبورن – استرالیا

4 دسامبر 2023

03 دسامبر
۲دیدگاه

هیچ نمیدانم

تاریخ نشر: یکشنبه 12 قوس 1402 خورشیدی – 3 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا

هیچ نمیدانم
که چندمین بار است
از من تولد میشوی
میان خواب های که
خیالت حتی آبستن هم نمیشود
هیچ نمیدانم
چندمین« مریم» هستم که
آغوشم درد می زائید
و برای بی پدر بودن« عیسی »
مقدس میشوم
هیچ نمیدانم چندمین« لیلی» هستم
که « قیس » در حجله ی نگاهم عاقل میشود
و بیابان سهم شتروان های میشود
که عشق را زنده به گور میکنند
هیچ نمیدانم چندمین« رابعه »هستم
که شعر هایم را با خونم حمام میدهم
تا عشق را فریاد زند
میان این همه نمیدانم ها،
نمیدانم ها
فقط میدانم ،
زنی در شب ها
با نگاه هایش ستاره میچیند
و در سپیده دمان افتاب
از چشمانش طلوع میکند
تا برای تو آغوشی باز میکنم
از جنس نور و هستی .
میترا وصال
03 دسامبر
۲دیدگاه

نگاهِ شاد

تاریخ نشر : یکشنبه 12 قوس 1402 خورشیدی – 3 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

نگاهِ شاد

دیدم هلال روی تو حیران تو گشته ام
ناگه شهید ناوک  مژگان  تو گشته ام

با یک  نگاه  ساده  دهی  زندگی  مرا
با یک اشاره بسمل چشمان تو گشته ام

آندم که برون بیامدی از هاله ماهِ من
آیینه سان عاشق سوزان تو گشته ام

با  آن  نگاهِ  شاد  ” و ”  لبخند  ناز  تو
من محو محو آن لب خندان تو گشته ام

دل از کفم ربودی و جان گر کنی طلب
امر دگر نما چو به فرمان تو گشته ام

من مست و عاشقانه به کوی تو سر  کشم
آشفته و پریش و پریشان تو گشته ام

عالیه میوند 

فرانکفورت 

1 اپریل 2023

03 دسامبر
۲دیدگاه

پرنده تنهاست

تاریخ نشر : یکشنبه 12 قوس 1402 خورشیدی – 3 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

پرنده تنهاست

با بال عشق بسراغت آمدم

ای در کدامین سرزمین پیدایت کنم

ازنهانخانه ی جانم

تیری به بسویت رفت

و برگشت به اصالت یک موج

اکنون خاموشانه نگاهت می کنم

*********

برگ ها از شاخه ها جدا می شوند

ولی باغ را با خود نمی برند

گلها درسنگفرش ها قربانی می شوند

ولی درخت هنوز استوار است

بهاران بار ها در سفر اند

ولی پرنده همیشه تنهاست

همیشه تنهاست

همیشه تنهاست

هما طرزی

نیویورک

20 می 2023

02 دسامبر
۲دیدگاه

به انگشتانت بگو

تاریخ نشر: شنبه 11 قوس 1402 خورشیدی – 2 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا
به انگشتانت بگو
لب های مرا ببوسند ،
به انگشتانت بگو
راه بروند روی صورتم
بپیچند لای موهایم
لمس کنند باغ تنم را
آنگاه خواهی دید
دستان تو عاشق می شوند و من عاشق ترین
اما گاهی هم
نفس عمیق بکش و
مگذار تنم از حسودی بشکند
آخر من گلی در دست تو ام
گلهای دگر را بو مکن.
میترا وصال
01 دسامبر
۲دیدگاه

دلِ دیوانه

تاریخ نشر : جمعه 10 قوس 1402 خورشیدی – 1 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

دل دیوانه

این   دل  دیوانه   بین   باز   هوایش   می کند
امشب ام مانند آن  شب ها صدایش می کند

از  سر  شب  می سراید  باز  این دل تا سحر
این دو  بیتی و  غزل  را  هم  نوایش  می کند

چشم خود  را  گر  ببستم  تا  نبینم   صورتش
چشم و هوش این دلم هردم هوایش می کند

می زند   خنجر   نگاهش   بر  دل  مهجور  باز
زندگی   و    زندگانی   را   فدایش    می کند

خنده هایش سخت این دل را به خود وابسته کرد
نی بدست می آرد و هم نی رهایش می کند

عالیه میوند

فرانکفورت   
13 جنوری 2023
30 نوامبر
۲دیدگاه

لاله ها را باد می برد

تاریخ نشر : 9 قوس 1402 خورشیدی – 30 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

لاله ها را باد می برد

من به چشمه های عشق می روم

تا تن خسته ام را

غسل عشق دهم

و با زبان محبت آشنایش سازم

ای کاش در دشت لاله ها

 مرا دیده بودی

که بیصبرانه در انتظارت بودم

و صدای دلم پر از عشق بود

و باد آهنگ ما را زمزمه میکرد

سبزه ها سبز می شوند

درختان گل می دهند

ولاله ها…

واما لاله ها را باد می برد

و قصه ها ناتمام خواهند ماند

گاهی تردید در سراست

و گاهی طعم سکر آور عشق در دهان

که چه تلخ است و گوارا

و گاهی در آفتاب

و گاهی در سایه ها قدم می زنیم

و از شوق تکرار در لباس نمی گنجیم

اما لاله ها را باد خواهد برد

و قصه ها ناتمام خواهند ماند

و تمام جان من

پر شده از قصه های ناتمام است

که هنوزعطش گرم و داغی در درونم

در شکوه باغ آغوشم

و در سبد پر از برگ لاله هام

ترا فریاد می زند

و به کام دلم روانه می کند

تا بیصبرانه ترا در جام دلم بریزم

وجرعه جرعه بنوشمت

ای گنگ ترین فریاد عاشقانه

و لاله ها را باد می برد

و لاله ها را باد می برد

و قصه ها نا تمام خواهد ماند

هما طرزی

نیویورک 19 می 2023

30 نوامبر
۱ دیدگاه

امید لطف

تاریخ نشر : پنجشنبه 9 قوس خورشیدی – 30 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا

امید لطف

مرا ز  دولت  عشقی  دلی جوان باقیست

به باغ  خاطره  گرچ  آفت  خزان   باقیست

اگر چه  از   شرر   شمع   سوخت  پروانه

خود آب گشت و کجا غیر دود آن باقیست

فدای  غیرت  فرهاد  اگر شویم  سزاست

ز عشق او به جهان طرفه دادستان  باقیست

نشان ز صلح به گیتی نمی رسد به  نظر

ولیک جنگ به هرگوشه همچنان  باقیست

گذشت عمر ولی تا دمی که هست نفس

امید  لطف  از  آن  یار   مهربان   باقیست

اگرچه رفت به  تاراج  هست و  بود  وطن

ولی برای سگان نعش و استخوان باقیست

محمد اسحاق ثنا

ونکوور کانادا

۲۹ نوامبر ۲۰۲۳

29 نوامبر
۲دیدگاه

حرف نگفته

تاریخ نشر: چهارشنبه 8 قوس 1402 خورشیدی – 29 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

حرف نگفته

تا کی هوای عشقت در دل نهفته  باشم
اسرار  روی ماهت  تا  کی  نگفته  باشم

خواهم که تا قیامت از خواب و بر  نخیزم
در بستر تو هر گه یک شب که خفته باشم

تلخی   روزگارم   شیرین     کند    کلامت
هرگاه لب  گشایی حرفی شنفته باشم

هرگل بدیده خارست از  دوری  تو جانان
هردم خیال وصلت چون گل شکفته باشم
ای سرو دلربایم بخشی به من  جوانی
یک بوسه از دهانت هر گه گرفته باشم
عالیه میوند 
فرانکفورت   
28 می 2023
28 نوامبر
۲دیدگاه

های مردم !

تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس 1402 خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

! ‎های مردم
‎که من
‎ رویایی دارم
‎رویایی سبز و شگفتن ستاره
‎رویایی لبخند بی وقفه
‎از جهان بی کینه
‎رویایی انسان بودن و انسان ماندن
‎در برگه های سیاه قرن بیست و یک
‎رویایی سپید از پیراهن بیداری
‎رویایی از دنیای بی مرزی
‎رویایی آزادی و رهایی
‎رویایی ختم درد های تکراری
‎درد های که ما را از عشق تهی کرده
‎رویایی که هیچ کودکی محکوم به یتیم بودن نیست
‎رویایی که هیچ زنی محکوم به زن بودن نیست
‎رویایی که هرگز پول ایمان مردم نیست
‎رویایی که نفرت راز پنهان گندم نیست
‎رویایی دنیای بی جنگ و بی ارتش
‎رویایی بی اشک و بی آتش
‎رویایی لبخند گل ها
‎رویایی امید دل ها
‎رویایی برابری و برادری
‎رویایی همزیستی و همدیگر پذیری
‎رویایی از جنس مهر
‎ … رویایی از دنیای نور
میترا وصال
28 نوامبر
۲دیدگاه

کوچه ای ما

تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس 1402 خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

کوچه ای ما

در سر کوچه ی دیرینه ای ما –

بوی کباب از هرسو برخاسته بود

ونسترن …

به جستجوی عشق ،

بهگیسوان با د پیوسته بود

عطرعشق

با اذان سحری همراه بود

مزه ای خنده ای مان

درشاخه های اقاقیا خوابیده بود

و من و تو

دو عابرعجول

به فکر گرفتن مدرک تحصیل در خارج بودیم

و نمی دانستیم :

که خارج ….

روزی وطن مان خواهد شد …..

نیویورک

۴ فبروری ۲۰۱۷

 

 

 

28 نوامبر
۲دیدگاه

دخت وطن

تاریخ نشر : سه شنبه 7 قوس خورشیدی – 28 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

دخت وطن

اگر خواهی بگویم  تا  سخن من
همی گویم از آن دخت وطن  من

درین  دنیا  اگر   خلد  برین  است
که زن جنت سرای عنبرین است

بنازم       پیکر       دخت     زمینم
که با  عفت  و  هم  شیرین ترینم

به   چنگ   قاتلان   افتیده   اکنون
تنش افسرده و قلبش چو پرخون

بنالم     از     قضا      یا    روزگارم
و    یا   از    خالق    و   پروردگارم

که  ما  را  این  چینن بیچاره کرده
چرا در  خاک  خویش  آواره  کرده

به  سیر  آمد  ز این   دنیا  دل  من
که خوش باشد به خاک و هم گِل من

روا کن ا ی  خدا مشکل  تو آسان
مراد     عالیه     خاطر      پریشان

عالیه میوند قمر

فرانکفورت  – جرمنی
15 مارچ 2023
27 نوامبر
۱ دیدگاه

بار غم

تاریخ نشر : دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

بار غم 

کشور  ما   کشور   درد    و  غم  است 

رنج در رنج است و اندوه پی هم است 

نیست آرامی  نه  روز  و  نی  به  شب

آنچه   میبنی    فغان    و   ماتم   است 

مردم اش   در  جستجوی   آب  و  نان 

راهشان مسدود و پر پیچ  و خم است

درد مردم یک دم و  یک  لحظه  نیست 

بلکه تکرار است و تکرار هر دم  است 

قامت   نخل      جوان       این     وطن 

در جوانی  زیر  باری   غم  خم   است 

از   غم     ایام       و      جور     روزگار 

شهد درکام « ثنا »هم چون سم است 

محمد اسحاق ثنا 

ونکوور کانادا 

27 نوامبر 2023 

27 نوامبر
۲دیدگاه

حال و ماضی

تاریخ نشر : دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

  حال و ماضی

هی گذشت سالِ دگر با درد و غم ها ساختیم 

ما ندانستیم  که  چه  بردیم  و  چی ها باختیم 

در قمار زندگی  دور کرده ایم  هستی  خویش

آنچه  بردیم  یا   نبردیم   لیک   پس   پرداختیم

ظالمی  رفت  و   ظالم  تر  از  آن  شد   رویکار

ای دریغا !   حادثات   این    جهان    نشناختیم 

أمد و شد حال و  ماضی  دست  ما  هرگز نبود

حکم  دیگر  است  اینجا ، ار  چه  ما   پرداختیم

پیر گردیدیم    و   تا     اکنون    دیگر   آزاد  نییم

گر چه  با  سران  عالم   در  معرکه  ها  تاختیم

گاه  روس آمد  و  گاهی   آمریکا   در  ملک  ما

با همه این دو  جهانخوار سوختیم  و ساختیم 

ملک  ما  در کام  هر خار  و خسی  افتاد  و ما

خوب می دانستیم و خود ،  بی خبر  انداختیم

از  محبت   دم   زدیم    اما   به    یکدیگر   عدو

ساز   ارزش‌   های  معنا   کی   کجا   بنواختیم

 سیدجلال علی یار

 ملبورن –  آسترالیا

نوامبر ۲۰۲۳

27 نوامبر
۲دیدگاه

کجا رفتی

تاریخ نشر: دوشنبه 6 قوس 1402 خورشیدی – 27 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

کجا رفتی

در این  فصل  بهار و  باغ و بستان
نهادی باغ   جانم   را  به   عصیان
دلم درسوز و سینه در شرارست
کجا رفتی ؟ بیا دل  بی  قرارست
تو  رفتی  خانه ی  دل  تار  کردی
زمین گیر  از  همه   بیزار    کردی
نگفتی مه ی من امشب  چه زیباست
ندیدی جان من از غم شکیباست
چو  گویم  با  زبان  بسته خویش
به  تو  راز  درون  خسته  خویش
خیالت  گرچه  هردم  یار  من بود
امید  عشق  تو   پندار   من   بود
شب و روزم به غم یکسان  گشته
امید   و  زندگی    ویران   گشته
در آن سوز دلم صد سوز  پنهان
که از عمق نگاهی تُست ویران
بیا  امشب  مرا   پیمانه ی   ده
از آن کنج  لبت  شکرانه ی  ده

عالیه میوند

فرانکفورت – جرمنی

3 آگست 2023
26 نوامبر
۲دیدگاه

یاد کابل

تاریخ نشر : یکشنبه 5 قوس 1402 خورشیدی – 26 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

یاد کابل

 ای وای نگر که  مرغ  دلم با نگاه سرد 

سوی دیار خاطره ها 

پر گشوده است 

سوی همان کوچه که با قصه های درد 

سالهاست مرا 

به غصه و اندوه سپرده است 

****

یادش بخیر 

خانه ای پر نور و رحمتش 

و آن بیشه های سبز و شبستان عزتش

آن شهر پر صفا 

از درد و غم جدا 

 آن شهر پر صدا  و  نوا ها و عزلتش

آن کابل عزیز

آن کابل عزیز …

امروز به کوچه ها ،   صدا ها  غریبه ا‌ند

هر جا که می رویم ،  نگاه ها غریبه ا‌ند

سر تا  بپای شهر به اندوه  نشسته ا‌ند

مرغان  پر امید  ، به  هر سو   پریده ا‌ند 

****

بیچارگی چهره ای حیران شهر ماست 

آوارگی  قصه ای  ویران  شهر  ماست 

لب ها همه خموش ، 

ساکت نشسته ایم،   

حیران مانده ایم ، 

در دام این فساد  بیجان و  خفته ایم 

انگار مرده ایم ، 

انگار مرده ایم …

  هما طرزی

نیویورک ۱ سپتامبر ۲۰۲۱  

25 نوامبر
۲دیدگاه

مرگ من روزی فرا خواهد رسید

تاریخ نشر: 4 قوس 1402 خورشیدی – 25 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

به استقبال شعری از « فروغ فرخزاد »
« مرگ من روزی فرا خواهد رسید »
امروز،
یا فردا
در لابلای هیاهوی ابر ها
در سکوت بی درنگ نیمه شب ها
در تحیر لحظه های آشنا
در نجوای دریایی بی صدا
در معصومیت خار ها
در پریشانی گل ها
در سینه تنگ برگ ها
در اشک فرو ریخته « مادرم»
آنجا که دیگر چشمان من
به انتظار سپیده صبح نخواهد ماند
“گونه هایم”
خالی از بوسه های داغ « دخترم »
لب هایم خاموش از مستی گفتن « پسرم »
مو های پیچ پیچانم در ابدیت حجاب
دست هایم خنک از عاشقانه های ناب
آوازم با آهنگ سفر
همسفر به سوی خاک
عزیزان میگذارند به قبرم
و
من آهسته آهسته
سنگینی خاک را
در بر و دوش خویش
احساس میکنم
روح من به دنبال نور
در کهکشان بی فرجام
سرگردان ،
پنهان ،
تنها ،
پس از آن
در قلمرو هستی
مرثیه خوانی میکنند
و بعد
“گور من”
در غروب ابدی
در غربت بی پایان
در بی کجا ،
در ناکجا
در تنور های داغ نام ها
ننگ ها
در گمنامی مطلق ،
فراموش میشود
دقیقا” آنجا که شاه و گدا
همه بی همه رفتند و بر نگشتند
آری !
” مرگ من روزی فرا خواهد رسید “
میترا وصال
25 نوامبر
۱ دیدگاه

اختر تابنده

تاریخ نشر : شنبه 4 قوس 1402 خورشیدی – 25 نوامبر 2023 – ملبورن – آسترالیا

به یادبود از چهل و دومین سال درگذشت جاودان یاد

مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی

محمد اسحاق ثنا

ونکور – کانادا

2 قوس 1402 خورشیدی

اختر تابنده

ز باغ  شعر  و  ادب  بلبلِ  غزلخوان  رفت

چنان  چو   اختر  تابنده   و   فروزان  رفت

چنو  ندید  کسی  بعد   ازین  نخواهد دید

که بعد خدمت  پربار سوی  رضوان  رفت

کسی  ندیده   چنین   مرد  خبره   و  دانا

قلم به صفحه گریست ،گفت که این سخندان رفت

به بزم جمع ادیبان چو نور شعله  فشاند

ز آسمان  سخن  همچو  ماه  تابان  رفت

بفهم و دانش او کم کسی  نمود  سراغ

ز جمع خامه طرازان  و لیک آسان  رفت

ندید  صبح   سپیدی   در   آسمان  وطن

به آه وحسرت و حرمان زین شبستان رفت

همیشه حین سخن همچو چشمه جوشان بود

چه با خروش  ولی با  دلِ  پریشان رفت

« ثنا » به روح ” بشیر” صد دعا  نثار نما

دریغ و درد که استاد ز جمع  یاران  رفت

23 نوامبر
۱ دیدگاه

گوهر دریا

تاریخ نشر پنجشنبه 2 قوس 1402 خورشیدی – 23 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا

گوهر دریا

عشق مجنون دیگر و  عشوهء  لیلا دیگر است

قصر سلطان دیگر و گوشهء صحرا دیگر است

یکی از هجر شود  کور  و یکی  مست  وصال

حزن یعقوب  دیگر  و عشق زلیخا  دیگر است‌

صحبت   اهل‌   صفا   جان   دیگر   می بخشد

آب  باران  دیگر  و  جرعهء  صهبا  ديگر  است

با ادب باش تو  در مکتب  عشق  ای  سالک

منصب  عشق  دیگر  مکتب  دنیا دیگر است

تا من  از  عشق  تو  تعلیم   سخن  آموختم

سخنِ قال  دیگر  نکته‌ ای  معنا  دیگر  است

کوهِ   طور   تاب   تجلیئِ   رُخِ   یار    نداشت

نور  مهتاب   دیگر  و برقِ  تجلا  دیگر   است

«خنجری» مغز  سخن گفت به یاران  عزيز

سنگ  خارا  دیگر  و  گوهر دریا  دیگر است

عقرب / ۱۴۰۲ خورشیدی

 کابل چهار دهی

20 نوامبر
بدون دیدگاه

دریغ

تاریخ نشر : دوشنبه 29 عقرب 1402 خورشیدی – 20 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

دریغ

به جز دریغ  نگفت کس به غصه های  شما

به درد  های   زن  و مرد  و  بچه  های  شما

به ظهر و شام و سحر غزه غرق خون گردید

کجا   کسی    شنید   آهِ   بی   صدای  شما

سکوت به  قتل  عزیزانِ  بی نوا  جرم است

کجاست  مرهمی  بر زخم  بی  دوای شما

به شهر غزه  دگر  زیر  بنایی  باقی  نیست

جفا گران    همه    خواهند    انزوای   شما

« بشیر» کجاست بگو حامیان  نسل بشر

به جز دریغی  نگفت  کس در  عزای  شما

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

بیستم نوامبر 2023

19 نوامبر
۲دیدگاه

شمع عمر

تاریخ نشر : یکشنبه 28 عقرب 1402 خورشیدی – 19 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا 

شمع عمر

گفته  بودی  با  حریفان  کآشنایت  نیستم

لحظه ای  بنگر  بسویم  تا  بدانی  کیستم

درد ها    دارم  بد ل  پیوسته   بیتاب تو ام

غصه  هایم  را  ببین دیگر مگو من چیستم

سینه ام آتش گرفته ، شمع عمرم آب شد

بسکه  در هجران تومن تا سحر  بگریستم

رنج ها  دیدم   کجایی  تا  ببینی  حالِ  من

با تحمل، درسکوت، بی آه  و فریاد زیستم

پیچیش  زلفت  ز بس   پیچید  در پای  دلم

شانه بر دستِ « بشیر» گوید که  زلفت  ریستم

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

28 عقرب 1402

16 نوامبر
۲دیدگاه

ای وطن

تاریخ نشر : پنجشنبه 25 عقرب 1402 خورشیدی – 16 نوامبر 2023 میلادی- ملبورن – استرالیا

ای وطن

ای وطن  دیگر  مرا  افسون  مکن

بهر هجرت سینه ام پرخون  مکن

ای که میدانی امیدم  بسته  شد

ظلم بر من زندگی ام خسته شد

بسته شد راه جنون ها بر  سرم

سوخت سر تا پا مرا  هم  پیکرم

عشق تو هم دلبر  و  هم  یاورم

پر  گهر  باشد  ز  تو  بال  و  پرم

ساختی    آواره ی    دنیا    مرا

عشق  شیرینت نبود  آنجا  مرا

عشق خود را در دلت  انداختم

صد  قمار  عشق  یکجا  باختم

ای که از هجران تو شیدا  منم

عاشق گم گشته ای دنیا منم

5 فبروری 2023

16 نوامبر
۲دیدگاه

چشم هایم طلوع میکنند

تاریخ نشر : پنجشنبه 25 عقرب 1402 خورشیدی – 16 نوامبر 2023 میلادی- ملبورن – استرالیا

چشم هایم طلوع می‌کنند

بر فراز شانه های ” پامیر “

دست هایم جاری می‌شوند

در رود آبی ” پنجشیر “

پا هایم جوانه میزند

در آغوش ” بودا “

قلبم می‌تپد

در بزم سیمرغان ” تکسار “

و در نفس هایم

تمام ماهی های سپید

” آمو “

می‌رقصند

ریشه های من در ” اندراب “

سبز است

من «هراتم در هریرود» ستاره میچینم

پس ما را

چگونه خاموش میکنید ؟

چرا ما باید بمیریم ؟

وقتی بگویم آزادی !

ای نهنگ های خونخوار !

ای گلوله های از هر جهت شرعی !

شما را به ایمان تان درنگ !!!!

در ما خورشید متجلی است

ما نماد خداییم بعد از خدا

که از کلام ما عشق متولد است

و در پوست ما به عدالت و برابری می‌رسد

حالا شما بگوئید

ریشه تان از کجا آب میخورد ؟