رازِ عصیان
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۲۹ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۲۰ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
رازِ عصیان
نمیبیند نگاهت این بلورِ آرزویم را
ولی خواند به خاموشی تمامِ گفتوگویم را
نگاهم صد زبان دارد دلم سرشارِ خواهشهاست
چه میشد لمس میکردی تمامِ خلق وخویَم را
اگر چشمت بلغزد بر تنِ هر واژهی داغم
لبِ شعرم گداز آرد برافروزد سبویم را
برای من غزل یعنی نگاهِ گرمِ چشمانت
که میریزد به پیمانه شرابِ هایوهویَم را
نگاهت میکشد من را به دریایِ خیال، اما
هوایت مثلِ ساحل میشود پیچد گلویم را
برایَت فاش کردم از دل و جان رازِ عصیانم
تو دیدی در سکوتِ من زنانه رنگ و بویم را
عزیزِ من تو را خواهم چنان پرشور و بیپروا
دلی که عاشق است داند کمالِ جستوجویم را
زنانه دوستت دارم نه پنهان و نه با تردید
چنان روشن که شب هم مینماید رنگِ رویم را
هما باوری
جرمنی
۰۶/۰۱/۲۰۲۶

زیبا سرودید شاعربانوی گرامی ، قلم تان رنگین و طبع تان رسا باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیرهروی