۲۴ ساعت

13 آگوست
۱ دیدگاه

هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد (بخش هشتم)

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۲ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۱۳ آگست ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
———————————————————————————————————————————————–

هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد

دروازه خوش، بازار خوش

پیوسته به گذشته :

شهر ارگانیزم زنده ایست که تولد می شود. رشد می کند. گاهی بیمار می شود و زمانی شکوفان می گردد. هر شهر مثل هر جامعه، مثل هر انسان سرگذشت خود را دارد. هرات شهری اسطوره ای و تاریخی، پر فراز و فرود است. بارها ویران شده است و سپس ققنوس وار از میان خاکستر بال کشیده است.

میرزا شاهرخ و همسر او گوهر شاد بیگم شهر هرات را پایتخت امپراتوریی بزرگ و مرکز خراسان و فراتر ازان ساختند. شگفت انگیز است که فرزندان این زوج نامدار همیشه زنده، همه گویا نابغه بوده اند. میرزا الغ بک فرمانروای سمرقند ، ریاضی دان، ستاره شناس، شاعر و حافظ قرآن، زیچ الغ بکی شهرت جهانی دارد و این فرزند هراتی را در صف بزرگانی مثل کوپرنیک و کپلر قرار می دهد، میرزا بایسنقر مؤسس کتابخانه هرات، حامی فرهنگ و هنر و احیاگر آثاری مثل شاهنامه، مثنوی، دیوان حافظ، خمسه نظامی و غیره بود. پس از حمله چنگیز این آثار تقریبن از بین رفته بودند. مکتب هرات به حمایت میرزا بایسنقر میراث مکتوب و بی مانند بزرگان کلاسیک زبان فارسی را زنده ساخت، میرزا ابراهیم سلطان فرمانروای اصفهان و فارس و مبتکر نگارش ظفرنامه تیموری، فرزند دیگر شان فرمانروای کابل و غزنی، حامی گسترش فضل و هنر و دانش و فرهنگ و…

بدانسان که خانه از دروازه آغاز می گردد شهر از دروازه شروع می شود. هرات چهار دروازه اصلی دارد. دروازه ملک، دروازه عراق، دروازه قندهار و دروازه خوش. هریک ازین دروازه ها نام بازاری را می سازد. بازار خوش، بازار عراق، بازار قندهار و بازار ملک. نام دروازه وجه تسمیه بازار ها را بیان می کند. بازار عراق سوی عراق عجم می رفت آن چه امروز بخشی از ایران است. حرکت کاروان های تجارتی و زیارتی ازین دروازه به شهرهای تربت جام، مشهد و تا اصفهان ادامه می یافت. بازار قندهار سوی قندهار می کشید. بازار ملک دو وجه تسمیه دارد، یکی این که بار اول توسط ملک غیاث الدین کرت ساخته شده است و دیگر این که چهار باغ مرکز تخت نشینی پادشاهان در این بازار موقعیت داشت. دریغ، چهار باغ با احداث جاده لیلامی در غرب مسجد جامع ویران گشت و با خود برگ های درخشان تاریخ هرات را به گور برد. احداث دو جاده شمالی و جنوبی نیز احتمالن آثار معماری مهمی را از بین برده است. مهمتر این که بافت تاریخی شهر قدیم هرات اندر پیرامون مسجد جامع از بین رفت. این خود الگویی شد که به تدریج باروها و برج های مشهور شهر مورد هجوم قرار بگیرند و خاک و خشت آن به غارت رود. اگر این بازارها در زمان زنده یاد ملکیار احداث شده باشد، کلان ترین اشتباه آن مرد بزرگ باید حساب شود.

شهر قدیم قندهار احمد شاهی نقشه هرات را به کار برده است. چهار دروازه و چهار بازار در محورهای شمال ، جنوب و شر ق غرب دارد. بازار هرات، بازار کابل، بازار شکار پور و بازار شاه. بازار شاه به قرارگاه حکومت می پیوندد. بازار شکار پور به شکارپور هند که اینک شهری در پاکستان است و بازار کابل به کابل می رود.

بازار خوش نام با مسمایی بوده است. زیرا دروازه خوش در سمت شرق شهر بود. نخستین اشعه خورشید صبح جای پای رهروان شهر را بوسه می زد. در شرق دروازه خوش باغ های با صفا، کاخ ها، کشتزارهای حاصلخیز و جوی های آب فراوان بودند. نسیم خوش سمت شرق هوای گوارا و معطر باغ ها را به شهر می آورد. بازار خوش مرکز صنایع هرات بود. از دروازه تا چهار سو همه اش کارگاه های صنعتگران و پیشه وران. شعر بافی و پارچه بافی، خیاطی و کفاشی، قنادی و عطاری، نعل بندی و سراجی، آهنگری و مسگری، گدازگری و ریخته گری…. چه روزهایی که با شگفت زده گی در برابر کارگاه گداز گری می ایستادم و به کار کارگران و هنر استاد کار خیره می نگریستم. در کارگاه گدازگری از مس داغمه و از کار افتاده ورق مسی درست می کرد. مس کهنه و داغمه را ذوب می کردند. مس مذاب را به قالب می ریختند و به گونه شمش های کلوله آماده می کردند. استاد کار این کلوله های مسی را به کوره می گذاشت و همین که مس رنگ سرخ آتشی می گرفت با انبر دراز سنگین خود آن را بر می داشت و روی سندان می گذاشت. در اطراف سندان در بین چاله ای سه چهار کارگر توانمند با پتک های سنگین و با ضربه های آهنگین بر این کلوله می کوبیدند. استاد با مهارت طوری که در کار پتک زنان خلل وارد نگردد، این کلوله آتشین مس را دور می داد که همسان هموار شود. چندین بار این عمل تکرار می شد و سرانجام تخته مس قرصی تولید می شد که ازان بیشتر در ساختن کف دیگ های مسی استفاده می کردند. ریتم ضربه های پتک کارگران چنان جالب بود که بی خواست توجه عابرین را به خود جلب می کرد و ای چه بسا که آدم های بیکار، در هرات آدم های بیکار مثل من از آدم های کارکن بیشتر بوده اند، به تماشای این صحنه پر هیجان می پرداختند. آهنگ منظم پتک کارگران گوشنواز و هیجانی بود مثل یک ملودی موسیقی آهنگ داشت و چون با های وهوی مرتب پتگران می آمیخت خود پردازی می شد که در سمفونی رسته مسگران کنسرت بازی چکش و سندان را به نمایش می گذاشت.

 

ادامه دارد . . .

 

 

یک پاسخ به “هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد (بخش هشتم)”

  1. admin گفت:

    جناب استاد غیرت گرامی از معلومات و خاطرات زیبای تان در مورد هرات جهانی سپاس ، سعادتمند باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما