بحر طوفانى
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۲۱ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۳ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
بحر طوفانى
بسکه درغوغاى این دهرسخت پریشانست دلم
همچو موج پرخروش در حالِ طوفانست دلم
گر نبود آن لطف بى پایان تو اى مهربان
در میان بحر طوفانى به جولانست دلم
گر دعا بسیار نمودم دایم در حق وطن
حاصلش ناچیز و هم در حال گریانست دلم
تا که در آغوش مادر در وطن بود زندگى
بعد ها چون دور گشتم بس پشیمانست دلم
داشت این آواره گی ها رنج هاى بی شمار
دایما در خوف و در اندوه هراسانست دلم
سالهاست در حسرت آزادی اش من زنده ام
صد هزار ارمان از داغ هاى هجرانست دلم
میهن بیچاره ام هر روز بم باران شود
سینه صد پاره ز ظلم بم گزارانست دلم
از غم دورى آن دوستان ِ خوب و مهربان
روزو شب درحسرت وبادرد و حرمانست دلم
ازفشار زندگى چون سنگ زیر آسیاب
دایما در چرخ و در گردش و دورانست دلم
شوروى آمد خراب کرد میهن زیباى ما
غرق خون از دست پاکستان و ایرانست دلم
داد اسلام می زند آن پاکستان بی حیا
ظلم هایش را نگر در داد و افغانست دلم
تا گذشت فصلِ جوانى دایما خانه بدوش
ملک اغیار در قفس یا که بزندانست دلم
اى خداى مهربان لطف تو با من بوده است
روشن از الطاف تو با نور ایمانست دًلم
خامه ات خام است حنیفه گر بدیوان ادب
چند سطرى مینویسم چونکه سوزانست دلم
حنیفه ترابى بهنام

بسیار زیبا قلم زدید خواهر گرامی ، احساس پاک تانرا می ستایم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی