آخرین سخن
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۲۰ اسد ( مرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۱ آگست ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————————————–
آخرین سخن
مگو از عشق تو یک لحظه روی گردانم
که من به عهد دل خویش، سخت پیمانم
اگر چه صبح وصالت به پنجره نرسید
هنوز چشم به راه ی طلوع چشمانم
سکوت توست پر از واژه های ناگفته
و من مترجم آن بغض های پنهانم
قلم به دست گرفتم که اعتراف کنم
هنوز عاشق آن لحظه های بارانم
اگر نصیب من از تو فقط خیالی بود
به حرمت همان خواب، باز حیرانم
چه باک دست من از دست گرم تو دور است
من از تبار وفا، هم قسم به جانانم
ببار ابر غزل ! بر کویر تنهایی
که تشنهام ولی از نسل رود و بارانم
مرا به جرم محبت ملامتی نکنید
که عشق جرم قشنگیست و من به آن مانم
نه عشق را سر برگشت و پشیمانیست
هنوز بر سر آن عهد خویش پیمانم
و آخرین سخنم را به باد خواهم گفت
تو را هنوز دوست دارم، از دل و جانم
میترا وصال
لندن – انگلستان

قلم تان همیشه رنگین باد بانو وصال گرامی ، کامگار باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی