مشاعرهٔ شاعران گرانمایه، ادیبان و عندلیبانِ رحلت کردهٔ هرات قدیم
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۲۶ سرطان ( تیر) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۷ جولای ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
——————————————————————————————————————————————————–
امنی :
ز خونابِ جگر پروردهام نخلِ جوانش را
مباد آن دم که بینم ز آفتِ دوران خزانش را
به کف لختِ جگر آیم به طوفِ آستانِ او
به این تقریب شاید آشنا سازم سگانش را
——————————–
رجائی :
به جای ناله باید شعله خیزد از دلِ بلبل
بدین گرمی که گل در سینه بندد آشیانش را
شود گر بعدِ مردن در درونِ خاک نیاسایم
ز ناکامی نشد حاصل چو بوسم آستانش را
——————————–
غلام احمد خان :
به میدانِ جفا رخشِ تطاول تند میراند
بود یارب که گیرد نالهٔ زارم عنانش را
ز غم بیهوده منعم میکند واعظ ، نمیداند
که بهتر میشناسد هر کسی سود و زیانش را
——————————–
فکری :
ز بس دارد تجمل، از جفای چرخ میترسم
که سازد زعفرانی طلعتی چون ارغوانش را
مصور در خیالِ غنچه تصویر میبندد
به کاغذ هر زمان از شوق میپیچد دهانش را
——————————–
شایق :
به تقریبی که با عاشق سگِ او آشنا گردد
مگر از لاغری سازد نمایان استخوانش را
به یادِ نرگسِ بیمار و مژگانِ جگرسوزش
مغیلان روید از هر تارِ بسترِ ناتوانش را
——————————–
هراتی شیرین سخن :
به صحرای محبت این دلِ گمکردهٔ خود را
ز هر کس جستجو کردم، نمییابم نشانش را
به امیدی که در چشمم رود گردِ سرِ کویش
گرفتم تنگ در بر خاک روبِ آستانش را
——————————–
طالع :
به افسون و فریب دل به دامِ عشق افتادم
ندانم از چه دادم اعتبارِ اول بیانش را
وجودِ آن دهان جز در سخن واضح نمیگردد
بدین تقریب فهمیدیم ما رمزِ نهانش را
——————————–
امیدی :
نویدِ کشتنم می داد قاصد از زبانِ او
ز خرسندی هزاران دفعه بوسیدم زبانش را
ز بعدِ مردنم خاکِ مرا پیمانهای سازید
به امیدی که بوسم وقتِ میخوردن لبانش را
——————————–
منبع: مجلهٔ ادبی هرات، ص ۴۸۹، شمارهٔ ۱۰ و ۱۱

جناب شیرین سخن عزیز از ارسال این مشاعرهء زیبای شاعران فقید هرات سپاسگزارمم ، روان همه این عزیزان شاد وخشنود باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
هرات؛ گهوارهٔ شعر، ادب و عرفان:
هرات باستان، سرزمین فرهنگ، شعر، ادب و عرفان است؛ دیاری که تاریخ آن با نام دانش، هنر و فضیلت درهم آمیخته و از سدههای دور تاکنون، چراغ علم و معرفت را فروزان نگاه داشته است. این شهر کهن، نهتنها خاستگاه اندیشمندان، شاعران، عارفان و هنرمندان بزرگ بوده، بلکه همواره یکی از درخشانترین کانونهای تمدن زبان و ادب فارسیدری به شمار آمده است
در هر انجمن هرات، ادیبی فرهیخته و در هر باغ آن، عندلیبی خوشآواز و خوشقریحه میتوان یافت نسیم این سرزمین هنوز عطر سخن بزرگان را با خود دارد و هر کوچه و هر بنای تاریخی آن، روایتگر خاطرهای از شکوه فرهنگ و ادب است
در دامان این خاک پاک، مفاخر بیشماری آرمیدهاند؛ بزرگمردانی که با قلم، اندیشه و ایمان خویش، میراثی جاودانه برای جهان فرهنگ بر جای نهادهاند. هرچند پیکر آنان در دل خاک آرام گرفته است، اما زمزمهٔ شعر، پیام حکمت و آوای دلنشین آثارشان همچنان در گوش زمان طنینانداز است و نسلهای امروز و فردا را به علم، اخلاق، انسانیت و زیبایی فرا میخواند
پاسداری از این میراث گرانبها، رسالتی همگانی است. اگر هرات را دوست داریم، باید فرهنگ کتابخوانی، شعر، پژوهش، هنر، اخلاق و احترام به دانشمندان و اهل قلم را زنده نگه داریم؛ زیرا ملتهایی که گذشتهٔ فرهنگی خود را ارج مینهند، آیندهای روشنتر و استوارتر میسازند
هرات تنها یک شهر نیست؛ هرات مکتب اندیشه، بوستان معرفت، و نگین درخشان فرهنگ و تمدن افغانستان و جهان فارسیزبان است
سپاس فراوان از محبت جناب آقای قیوم بشیر هروی شاعر فرهیخته وفرهنگ پرور وطن دارم
با حرمت ارادت خاص
بشیر شیرین سخن
بدون شک چنین است که فرمودید جناب شیرین سخن عزیز ، ممنون از حضور گرم و محبت همیشگی تان، سرفراز باشید.