به یادِ خندهات
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۸ سرطان ( تیر) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۹ جولای ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————-
………………………………………
به یادِ خندهات
دلِ حسرت نشینِ من اسیرِ دستِ غم ها شد
نیامد روزِ دلشادی ، شبم همرنگِ فردا شد
نگاهم ماند بر ساعت، به روی صفحهای خالی
غبارِ بیکسیِ من ، بر این کاشانه پیدا شد
جهان با این همه وسعت برایم تنگ و تاریک است
وجودم در دلِ غربت ، دوباره بیتو تنها شد
به یادِ خندهات افتادم و باران به شیشه زد
دوباره پنجره وا شد، دوباره چشمِ من وا شد
میانِ دستِ من عکسِ قدیمی از تو باقی هست
که این تکرارِ دیدارش ، برایم عینِ رویا شد
کنارِ استکانِ چای و تنهاییِ خود ماندم
بخارِ چای من گم شد ، غمِ تو آشکارا شد
به پایان آمد این دفتر، ولی داغِ تو باقی ماند
دلِ حسرت نشینِ من، اسیرِ دستِ دنیا شد
یحیی ماندگار
حاصل بداهه سرایی تخصصی گلشن شعرا

ماندگار عزیز زیبا قلم زدید ، طبع تان همیشه رسا و قلم تان رنگین باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی