جهانِ بیمار
هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۲۰ جدی ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۰ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————-
جهانِ بیمار
جهانی شد ز بیداد و ریا آباد ، ای جان
ولی از خونِ مظلومان ، بنا افتاد، ای جان
سحرگاهی که دزدان، تاجِ عدلانگیز بردند
هنوز این باغ، از آهِ سحر، فریاد، ای جان
کدامین کوچه از زخمِ خیانت پاک مانده؟
کدامین بام، بیفریادِ مظلومان، نهاد، ای جان؟
همه اغوا شده از متع دنیا و دروغ اند
قفس را میخرند، گویی که آن آزاد، ای جان
حکیمی مرده در کنجی، به فقر و انزوا، لیک
هر ابله بر سریرِ حکم ، شاد و شاد، ای جان
سپاهی از دروغ و رشوه و قاچاق و تزویر
چنین لشکر ، عدوِ آدمی نهاد ، ای جان
ببین بر بامِ قصرِ آن رشوه خواران
پرِ عقابِ ظلم، هر لحظه بالافزاد ، ای جان
ولی در گوشِ زندان، زمزمهی خروش است
که خاموشی، دگر طاقت نمیآورد، ای جان
نوای مرگِ سخت از شاخسارِ شهر برخاست
درختِ زندگی را مور ، عزا بنهاد، ای جان
به نامِ آ بادی ، ویرانگری رونق گرفته
فساد، از چهرهی قانون، نقاب انداخت، ای جان
کسی با کیسهی پر ، قاضیِ ملک و دین شد
کسی با چهرهی زهد، در درونش باد، ای جان
بر این شیشه ی عمرِ نازکِ ملت، سنگی
ز هر سو، از حراجِ شرف ، بنیاد، ای جان
اگر فریاد برآری ، جرم تو را مینویسند
اگر خاموش باشی، مهرِ رضایت داد، ای جان
فلک هم گواه است این چه بازیی غریب است؟
که ظالم محترم ، مظلوم در بیداد ، ای جان
بترسید ای کبوتر کانِ آزادی از باز
که در پروازِ بیبازگشت، آشیان افتاد، ای جان
در این بازارِ تاریک، هر چه هستی میفروشند
فقط قیمت ندارد، دینِ بیفساد، ای جان
مپندارید که این دیوار ها باقی بماند
طنینِ یک فغان، صدخنجر آماده است، ای جان
ستون های دروغ ، با نیرنگ استوارند
ببین از جانِ مردم ، پایهاش افتاد ، ای جان
دلا ، زنهار ا ز این دنیای فریب آلود
که در پس نقابِ زیبایش، مرگ باد، ای جان
هنوز از شاخسارِ آرزو ، برگی بروید
ولی موریانه ، ریشه را برباد ، ای جان
فائز آمد که بگوید: «این جهان بیمارِ مرگ است
ولی امید، داروی جانِ بیدار است، ای جان»
خلیل الله فائز تیموری

جناب فائز تیموری عزیز ممنونم ، مؤفق ومؤید باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی