کابوس جنگ
تاریخ نشر سه شنبه ۱۱ دسامبر ۲۰۱۲هالند
کابوس جنگ
صادق پیکارعصیانگر
****
نه سر دارم نه صورت، هیکلی پر از خطر دارم
دهان دارم چو دوزخ، چشمهای پر شرر دارم
زمین را لرزه می گیرد ز پیک مرگبار من
تن کوه آب میگردد حرارت بیشتر دارم
پیام مرگ می آرم ز اقلیم تباه کاران
سرود غم همی خوانم، کجا دیگر هنر دارم
نسازد تر لبم بارانهای اشکهای غم
مرا دریای خون باید که عطشی در جگر دارم
نه رحمی بر بشر دارم نه مهر کودکان بر دل
بسوزم شهر هسستی را چو آتش تیز تر دارم
ز آهم دود آتش خیزد و محشر ز فریادم
شنیدن کی توانم شکوه ها چون گوش کر دارم
وجودم پر ز کلفت باشد و بیزارم از الفت
نه از نیکی اثر دارم، نه از خوبی خبر دارم
نفاق و دشمنی باشد ره آورد پلید من
خرابی دوست میدارم ز آبادی حذر دارم
زنم آتش به خر منهای مهر و دوستی از کین
بکارم تخم نفرت حاصل خونبار بر دارم
فغان از دست نجوا های صلح و حرف اتش بس
از این اندیشه های پاک احساس خطر دارم
اگر دستم رسد روزی قیامت میکنم بر پا
نه شرمی از خدا دارم نه بیمی از بشر دارم
منم ویرانگر دهر وچو جلا دادان خون آشام
نه دین دارم نه ایمان نی از این گپها خبر دارم
صادق پیکارعصیانگر
عالیست و پر محتوا، خواندم و لذت بردم
بسیار شیوا و گویاى واقعیت هاى جامعه اى ما . خود کارت همیشه پر نگ باد (شوخى کردم)
درود جناب!
حقا که زیباست.
بلی پیکار هرچه گفت گفتارش به حق باشد
منم شاهد به گفتارش کز اینها هم خبر دارم
جناب استاد اشعار شما همیشه زیبا وبا طراوت است دیر زنده باشین