۲۴ ساعت

06 نوامبر
۱ دیدگاه

دندان‌سازان حرفه‌ای و پیشکسوت هرات

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۱۵ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

دندان‌سازان حرفه‌ای و پیشکسوت هرات
=======================
از غلام حیدر افغان تا دکتر سینا همایونی؛ روایت یک خاندان
پیشگام در تاریخ طب دندان افغانستان
=================
مقدمه
در سفری که به شهر تاریخی هرات داشتم، برای معاینهٔ دندان‌هایم به کلینیک تخصصی و دیجیتالی دهان و دندان داکتر همایون مراجعه کردم. من در سال‌های مهاجرت در شهر مشهد ایران با داکتر محمدحسن همایون و دکتر حسین همایون آشنایی داشتم. این آشنایی دیرینه، زمینهٔ دیدار دوباره و گفت‌وگوهای صمیمانه را فراهم ساخت.
در این مرکز تخصصی، اعضای یک خانواده، شامل پدر، مادر، همسر و عروس خانواده، با اتاق‌های معاینهٔ جداگانه و تجهیزات پیشرفتهٔ دندان‌پزشکی، به مراجعین خدمات درمانی ارائه می‌کنند. کلینیک در بخش تحتانی محل رهایشی خانواده قرار دارد و مجموعهٔ آن، با ویلای بزرگ، صحن حیاط، باغچه‌های گل و سبزه و محل پارک موترها، جلوه‌ای آراسته و آرامش‌بخش دارد. شمار زیاد مراجعین نیز نشان‌دهندهٔ جایگاه این مرکز در میان مردم است.
هنگامی که در بخش پذیرش، تصویرهای غلام حیدر خان دندان‌ساز و فرزندش، مولانا غلام رسول، را دیدم، خاطرات گذشته در ذهنم زنده شد. من از زنده‌یاد مولانا غلام رسول و فرزندان ایشان خاطراتی داشتم و به همین مناسبت از اعضای خانواده خواستم تا زیست‌نامه و تاریخچهٔ فعالیت‌های این خاندان را با من شریک سازند.
در این میان، معلومات مفصلی از داکتر سینا همایونی، از نوادگان غلام حیدر خان، به دست آوردم. در چندین نوبت مراجعه به کلینیک، از صحبت‌های داکتر محمدحسن همایون و فرزندش، داکتر سینا همایونی، بهره‌مند شدم. این گفت‌وگوها مرا بر آن داشت تا گوشه‌ای از تاریخ دندان‌سازی در هرات و زندگی مردانی را بنویسم که در روزگار خود، با دانش، تجربه و تلاش شخصی، در خدمت مردم قرار داشتند.
هدف این نوشته آن است که نام و نشان این پیشگامان در حافظهٔ تاریخی و فرهنگی سرزمین ما زنده بماند و نسل جوان با بخشی از پیشینهٔ حرفه‌ای و اجتماعی آنان آشنا شود.
نگاهی کوتاه به تحول دندان‌سازی در هرات:
شهر تاریخی هرات، همانند دیگر شهرهای بزرگ افغانستان، در عرصهٔ طب دندان نیز مسیر پرفرازونشیبی را از شیوه‌های سنتی و تجربی تا آموزش‌های اکادمیک و تکنولوژی‌های نوین پیموده است. این تحول را می‌توان به‌گونهٔ کلی در چند مرحله بررسی کرد:
۱. دورهٔ سنتی: روزگاری که درمان درد دندان و کشیدن دندان بیشتر به دست حکیمان، دلاک‌ها و برخی پیشه‌وران، از جمله زرگران، انجام می‌شد و دانش این حرفه عمدتاً بر تجربه‌های شخصی و شیوه‌های موروثی استوار بود.
۲. دورهٔ آموزش‌های نیمه‌مسلکی: با گسترش آشنایی مردم با ابزارهای تخصصی‌تر، برخی افراد از طریق شاگردی، تجربهٔ عملی و کورس‌های کوتاه‌مدت دندان‌سازی به این حرفه روی آوردند.
۳. دورهٔ گسترش دانش و مهارت‌های تخصصی: در این مرحله، آموزش‌های منظم‌تر، آشنایی با ابزارهای جدید و توسعهٔ خدمات ترمیمی و ساخت پروتزهای دندانی، زمینهٔ پیشرفت این حرفه را فراهم ساخت.
۴. دورهٔ آموزش‌های اکادمیک و دندان‌پزشکی نوین: تأسیس دانشکده‌های ستوماتولوژی و گسترش آموزش‌های دانشگاهی، زمینه را برای تربیهٔ دندان‌پزشکان متخصص و استفاده از روش‌های علمی و تکنولوژی‌های جدید فراهم کرد.
در این مسیر، نام شماری از دندان‌سازان تجربی و پیشکسوت هرات در خاطرهٔ مردم باقی مانده است. در میان آنان، غلام حیدر خان و فرزندش مولانا غلام رسول جایگاه ویژه‌ای دارند؛ دو شخصیتی که زندگی‌شان تنها به حرفهٔ دندان‌سازی محدود نبود، بلکه با تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی روزگار خود نیز پیوند داشت.
غلام حیدر افغان؛ پیشگام دندان‌سازی تجربی و نوگرایی:
بر اساس روایت خانوادگی و معلوماتی که در اختیارم قرار گرفته است، غلام حیدر خان، مشهور به غلام حیدر افغان، از چهره‌های پیشگام دندان‌سازی تجربی در افغانستان و از شخصیت‌های ترقی‌خواه و آزادی‌دوست روزگار خود بود. در روایت زندگی او، افزون بر مهارت حرفه‌ای، از علاقه‌مندی‌اش به دانش، نوگرایی و فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی نیز یاد می‌شود.
گفته می‌شود که وی در روزگار زمامداری امیر عبدالرحمن خان، در شهر تاریخی قندهار چشم به جهان گشود. او فرزند احمد شاه خان افغان و نوادهٔ محمدعلی خان افغان بود و به یکی از خانواده‌های شناخته‌شدهٔ قندهار تعلق داشت.
غلام حیدر خان در چهارده‌سالگی زادگاه خود را ترک کرد و برای آشنایی با جهان و فراگیری دانش، راه سفر به سرزمین‌های دوردست را در پیش گرفت. در جریان این سفر، از هند بریتانیایی، حجاز، قلمرو امپراتوری عثمانی و روسیهٔ تزاری گذشت و سرانجام در شهر مسکو اقامت گزید.
اقامت در مسکو، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود. در همین شهر با داکتر ارنست راسخوف، دندان‌پزشک ارمنی‌تبار، آشنا شد. این آشنایی زمینهٔ ورود او به عرصهٔ آموزش و فراگیری دانش و مهارت‌های دندان‌پزشکی را فراهم ساخت.
غلام حیدر خان در کنار فراگیری مهارت‌های حرفه‌ای، به مطالعهٔ اندیشه‌های نوین و آشنایی با جنبش‌های ترقی‌خواهانه و تحولات سیاسی و اجتماعی زمان خود نیز علاقه داشت. بر اساس روایت‌های موجود در خانواده، آشنایی او با وزیر مختار سفارت افغانستان در مسکو و گسترش ارتباطاتش با شخصیت‌های سیاسی، زمینهٔ نزدیکی بیشتر وی به دربار افغانستان را فراهم کرد. در همین چارچوب، از ارتباط او با امیر عبدالرحمن خان و فرزندانش، امیر حبیب‌الله خان و نصرالله خان، نیز یاد شده است.
اقامت غلام حیدر خان در روسیه تا انقلاب اکتوبر ۱۹۱۷ میلادی ادامه یافت. پس از این انقلاب و در پی دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی ناشی از آن، او تصمیم گرفت به سرزمین آبایی خود بازگردد. در روایت زندگی وی آمده است که در این جریان از همسر روس خود جدا شد و راه بازگشت به افغانستان را در پیش گرفت.
بازگشت او با یکی از دوره‌های مهم تاریخ معاصر افغانستان، یعنی مبارزات استقلال‌طلبانه و اصلاحات سیاسی و اجتماعی، هم‌زمان بود. گفته می‌شود که غلام حیدر خان از دوستان نزدیک و حامیان شاه امان‌الله خان به شمار می‌رفت و با اندیشه‌های آزادی‌خواهانه و تجددطلبانهٔ آن دوره هم‌سویی داشت.
با گسترش تحولات سیاسی و اجتماعی، موقعیت او نیز دستخوش تغییر شد. پس از استرداد استقلال افغانستان، در چارچوب مأموریت‌های دولتی و فعالیت‌های اجتماعی، راهی ولایت هرات گردید و در این شهر اقامت اختیار کرد.
ورود مظاهر تمدن جدید به هرات:
غلام حیدر خان در هرات، افزون بر فعالیت در عرصهٔ دندان‌سازی، در میان شخصیت‌های بانفوذ اجتماعی و فرهنگی شهر نیز حضور داشت. او به آشنایی جامعه با مظاهر تمدن جدید و دستاوردهای علمی و فنی زمان خود علاقه‌مند بود.
در روایت‌های مربوط به زندگی وی، از واردکردن نخستین موتر یا اتومبیل، موتورسایکل، بایسکل، کمرهٔ عکاسی و تجهیزات سینما به هرات یاد شده است. این موارد، در صورت تأیید از طریق اسناد تاریخی، می‌توانند بخشی مهم از تاریخ ورود فناوری‌های جدید به این شهر را روشن سازند.
در روزگاری که بسیاری از این وسایل برای مردم ناشناخته بودند، ورود چنین ابزارهایی می‌توانست نشانه‌ای از تغییر در شیوهٔ زندگی و گسترش آشنایی با فناوری‌های جدید باشد. غلام حیدر خان را در روایت خانوادگی، از جمله کسانی می‌دانند که در معرفی این مظاهر نو به جامعهٔ هرات سهم داشته‌اند.
زندگی خانوادگی او نیز با فرازونشیب‌هایی همراه بود. بنا بر معلومات ارائه‌شده، وی در حدود چهل‌سالگی با فرخ بانو لقا، دختر یکی از خوانین شناخته‌شده، ازدواج کرد. حاصل این پیوند، هفت فرزند، شامل چهار پسر و سه دختر، بود. اما این زندگی با اندوهی بزرگ روبه‌رو شد؛ زیرا فرخ بانو پس از تولد آخرین فرزندش، بر اثر عفونت ناشی از ولادت درگذشت.
در ادامهٔ تحولات سیاسی افغانستان، سقوط سلطنت شاه امان‌الله خان و به قدرت رسیدن حبیب‌الله کلکانی، شرایط تازه‌ای را به وجود آورد. این دگرگونی‌ها بر زندگی بسیاری از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی آن دوره تأثیر گذاشت و غلام حیدر خان نیز از پیامدهای آن بی‌نصیب نماند. با وجود این، او فعالیت‌های حرفه‌ای خود را ادامه داد و دانش و تجربه‌اش را در خدمت مردم هرات قرار داد.
وی بخش عمدهٔ سال‌های بعدی عمر خود را در این شهر سپری کرد. افزون بر دندان‌سازی، در عرصهٔ فعالیت‌های اجتماعی و امور اصناف نیز نقش داشت و به‌عنوان یکی از شخصیت‌های بانفوذ و وکیل عمومی اصناف مختلف شناخته می‌شد.
بر اساس روایت خانوادگی، غلام حیدر خان در مجموع از دو ازدواج خود در افغانستان، نه پسر و هفت دختر داشت. شماری از پسرانش در رشته‌های دندان‌سازی، طب دندان و طب معالجوی فعالیت کردند. بدین ترتیب، پیوند این خاندان با عرصهٔ طبابت، به‌ویژه دندان‌سازی، در نسل‌های بعدی نیز ادامه یافت.
در میان فرزندان او، مولانا غلام رسول جایگاه ویژه‌ای دارد؛ شخصیتی که زندگی‌اش از آموزش و مطالعه تا دندان‌سازی، شعر و معاشرت با اهل فرهنگ، گسترهٔ متنوعی را در بر می‌گرفت.
مولانا غلام رسول؛ دندان‌ساز، آموزگار و اهل اندیشه:
زنده‌یاد مولانا غلام رسول، فرزند غلام حیدر افغان و نوادهٔ احمد شاه خان افغان، در سال ۱۳۰۴ هجری خورشیدی در شهر قندهار افغانستان متولد شد.
او آموزش‌های ابتدایی خود را تا صنف پنجم در قندهار فراگرفت و سپس برای ادامهٔ تحصیل به لیسهٔ سلطان رفت. پس از آن، وارد مکتب حربی شد، اما مسیر آموزشی خود را تغییر داد و به لیسهٔ امانی، که بعدها با نام لیسهٔ نجات نیز شناخته می‌شد، پیوست. وی در سال ۱۳۲۲ هجری خورشیدی از این لیسه فارغ شد.
پس از فراغت، مدتی به فراگیری دانش و مهارت‌های دندان‌سازی در کورس دندان‌سازی کابل پرداخت. با این حال، به دلیل شرایط خاص روزگار و علاقهٔ فراوان به آموزش و پرورش، مسیر کاری خود را به سوی معارف تغییر داد و در چارچوب وزارت معارف به‌عنوان معلم ایفای وظیفه کرد.
او در دوره‌ای در هرات و بادغیس به تدریس پرداخت. این سال‌ها با زمانی هم‌زمان بود که خانواده‌اش به هرات تبعید شده بود و پدرش، غلام حیدر افغان، نیز در این شهر سکونت داشت.
مولانا غلام رسول، در کنار فعالیت آموزشی، ذهنی جست‌وجوگر و علاقه‌مندی فراوانی به مطالعه داشت. او موضوعات فلسفی، علوم ماورای طبیعت و هیپنوتیزم را دنبال می‌کرد؛ مباحثی که در فضای اجتماعی و فکری آن زمان، گاهی با برداشت‌های سنتی تعارض پیدا می‌کرد و واکنش‌هایی را برمی‌انگیخت.
بر اساس روایت خانوادگی، پرداختن او به این موضوعات با فشارهای اجتماعی و عقیدتی همراه شد و سرانجام به انتقال وی به منطقه‌ای دورافتاده انجامید. با آن‌که جزئیات اداری و تاریخی این رویداد نیازمند بررسی بیشتر است، آنچه در خاطرهٔ آشنایان او باقی مانده، تصویر مردی است که به مطالعه، تجربه و جست‌وجوی اندیشه‌های متفاوت علاقه داشت.
خاطره‌ای از یک شب در بکرآباد هرات:
حدود پنج دهه پیش، در شبی که در یک ضیافت بزرگ در محلهٔ بکرآباد هرات برگزار شده بود، من نیز در جمع مهمانان و در کنار مولانا غلام رسول حضور داشتم.
در جریان محفل، حاضران از مولانا خواستند تا یکی از افراد را با استفاده از هیپنوتیزم به خواب ببرد. او شخصی را انتخاب کرد و وی را در حالت خواب هیپنوتیزمی قرار داد و سپس بیدار ساخت.
پس از آن، مولانا به من اشاره کرد و گفت که از میان حاضران، همین جوان برای خواب هیپنوتیزمی مناسب است. از من خواسته شد که موافقت کنم، اما من که در آن زمان جوان بودم، نپذیرفتم.
این خاطره هنوز در ذهنم زنده است. آن شب، گذشته از شگفتی حاضران، گوشه‌ای از شخصیت متفاوت مولانا و علاقهٔ او به موضوعاتی را نشان می‌داد که در آن روزگار برای بسیاری از مردم ناشناخته بود.
از معلمی تا دندان‌سازی:
مولانا غلام رسول پس از پایان فعالیت آموزشی خود، به دندان‌سازی روی آورد. این تغییر مسیر، او را بار دیگر به حرفه‌ای پیوند داد که پیش از او در خانواده‌اش ریشه داشت.
دکان دندان‌سازی وی، افزون بر آن‌که محل کار و ارائهٔ خدمات به مردم بود، به پاتوقی برای گفت‌وگو و تبادل اندیشه میان شماری از فرهنگیان، روشنفکران و اهل دانش هرات تبدیل شد. همان‌گونه که عطاری مرحوم محمدعلی عطار محلی برای دیدار و گفت‌وگوی اهل فرهنگ بود، محل کار مولانا نیز فضایی برای طرح مباحث فلسفی، تاریخی، اجتماعی و فکری به شمار می‌رفت.
مولانا به پیروی از پدر، در منزل دوم سرای حاجی عبدالخالق خان نیازی دستگاه دندان‌سازی خود را برپا کرد. او تا اواسط دههٔ ۱۳۵۰ هجری خورشیدی در کاروان‌سرای زرد هرات به فعالیت حرفه‌ای ادامه داد.
در سال‌های پایانی جمهوری سردار محمد داوود خان، محل کار خود را به جای دیگری انتقال داد؛ مکانی در نبش جادهٔ بهزاد، در جوار عکاس‌خانهٔ امید. در آن‌جا نیز به فعالیت دندان‌سازی ادامه داد و با شمار زیادی از مردم و فرهنگیان در ارتباط بود.
با وقوع کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ و تحولات سیاسی پس از آن، زندگی مولانا نیز وارد مرحله‌ای دشوار شد. بنا بر روایت موجود، مدتی پس از کودتا از سوی استخبارات حکومت وقت بازداشت گردید و در جریان تصفیه‌های سیاسی آن دوره، با خطر جدی اعدام روبه‌رو شد.
این رویداد، نقطهٔ عطفی در زندگی او بود و سرانجام زمینهٔ مهاجرت و تبعید اجباری وی به شهر مشهد ایران را فراهم کرد. پس از مهاجرت، از فعالیت حرفه‌ای در عرصهٔ دندان‌سازی کناره گرفت و سال‌های باقی‌ماندهٔ عمر خود را در محیط خانواده و فضایی آرام‌تر سپری کرد.
در آن سال‌ها، مطالعه، سرودن شعر، دیدار با دوستان و معاشرت با آشنایان قدیمی، بخش مهمی از زندگی روزمرهٔ او را تشکیل می‌داد.
دندان‌سازی در مهاجرت؛ پیوندی میان استاد و شاگرد
دوران مهاجرت بسیاری از دندان‌سازان هرات به ایران، تنها به جابه‌جایی محل زندگی آنان محدود نبود؛ این دوره با انتقال تجربه‌ها، شکل‌گیری روابط حرفه‌ای و آموزش نسل‌های تازه نیز همراه بود.
در مشهد، در یک ساعت‌سازی واقع در چهارراه لشکر، که به یکی از ساعت‌سازان پیشکسوت هرات تعلق داشت، شماری از فرهنگیان هرات به شمول مولانا در آن ساعت سازی می نشستند و با هم تبادل افکار می کردند. بکی از اقوام ووابستگان مرحوم مولانا همانا شیراحمد وطن دوست بود که در عرصه ء ساخت دندان آموزش دیده بود. شیر احمد بشر دوست، که بعدها در قسمت شمالی پارک پای‌حصار هرات به همسایگی ما به آپارتمان های حاجی امیر محمد خزانه دار دکان دندان‌سازی داشت، . او هم شخصیتی بود متواضع واحتماعی وی همچنان به مشهد هجرت نموده بود با تاسف با همسرش یکجا بطور مرموزی درخانه اش کشته شد.
از شاگردان شیر احمد بشر دوست نیز زنده‌یاد قاضی غلام نبی حکاک، دوست و هم‌صنفی من، بود که بعدها ریاست عمومی ادارهٔ حقوق بشر در هرات را بر عهده داشت. او در کنار ساخت پروتزهای دندانی، در پرکاری دندان نیز مهارت قابل توجهی داشت.
یکی از دندان‌های مرا نیز وی پر کرده بود؛ پرکاری‌ای که پانزده سال دوام آورد. روزی که یک دندان‌پزشک ایرلندی دندان‌هایم را معاینه می‌کرد، به همان دندان اشاره کرد و گفت که به‌خوبی پر شده است.
در پاسخ برایش گفتم که این کار را یکی از هم‌صنفی‌های قاضی‌ام انجام داده بود؛ در روزگاری که برق در دسترس نبود و دستگاه برمه را با نیروی پا به حرکت درمی‌آوردند.
این خاطره، برای من نمونه‌ای از مهارت و تجربهٔ دندان‌سازانی است که در شرایط محدود، با ابزارهای ساده و تکیه بر دانش عملی خود، خدمات ارزشمندی به مردم ارائه می‌کردند.
نشست‌های فرهنگی در مشهد:
مولانا غلام رسول در دوران اقامت در مشهد، همچنان با جمعی از فرهنگیان و آشنایان هرات نشست و برخاست داشت. از میان آنان، زنده‌یاد سخی‌داد خان سخا، سرمعلم، را به یاد دارم؛ هرچند نام شماری دیگر از حاضران این نشست‌ها از خاطرم رفته است.
در آن سال‌ها، من برای مدتی به‌عنوان ترجمان موقت در کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان کار می‌کردم. این دوره با زمانی هم‌زمان بود که حکومت اسلامی در افغانستان اعلام شده بود و شماری از پناهندگان، با تحویل کارت‌های مربوط، در برابر دریافت مبلغی برای بازگشت به کشور آماده می‌شدند.
من همراه با یکی دو تن از کارکنان دنمارکی و نارویژی آن سازمان، در میان مردم عادی، فرهنگیان و تجار ملی رفت‌وآمد می‌کردیم و دیدگاه‌های آنان را دربارهٔ روند بازگشت جمع‌آوری می‌نمودیم.
یکی از محل‌هایی که برای این دیدارها پیشنهاد کردم، همان ساعت سازی بود که مولانا غلام رسول و شماری از فرهنگیان در آن رفت‌وآمد داشتند.
یک روز پیش از مراجعه، ساعت‌ساز را از آمدن خود و همکاران سازمان ملل متحد آگاه ساختم. روز بعد، هنگامی که به آن‌جا رفتیم، مولانا نیز حضور داشت و گفت‌وگوهایی دربارهٔ وضعیت پناهندگان و موضوع بازگشت به افغانستان صورت گرفت.
این دیدارها برای من اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا بار دیگر فرصت می‌یافتم با مردی هم‌صحبت شوم که افزون بر مهارت حرفه‌ای، تجربه‌های فراوانی از تاریخ، سیاست و فرهنگ هرات در سینه داشت.
پایان زندگی مولانا غلام رسول:
سرانجام، زنده‌یاد مولانا غلام رسول در سال ۱۳۹۰ هجری خورشیدی، در هشتادوششمین سال زندگی، بر اثر عارضهٔ قلبی درگذشت.
از او سه پسر و پنج دختر به یادگار ماند. از میان فرزندانش، داکتر محمدحسن همایون و حسین همایون راه حرفه‌ای خانواده را ادامه دادند و در عرصهٔ طب دندان به فعالیت پرداختند. در نسل بعد نیز داکتر سینا همایونی به این مسیر پیوست.
با درگذشت مولانا، زندگی مردی پایان یافت که در طول عمر خود، نقش‌های گوناگونی را تجربه کرده بود: آموزگار، دندان‌ساز، اهل مطالعه، شاعر و همراه فرهنگیان. یاد او برای کسانی که با وی نشست و برخاست داشتند، تنها به حرفه‌اش محدود نمی‌شود؛ بلکه با خاطرهٔ گفت‌وگوها، دیدگاه‌های متفاوت و پیوندهای فرهنگی نیز همراه است.
داکتر سینا همایونی؛ ادامهٔ راه در عصر دندان‌پزشکی دیجیتالی:
داکتر سینا همایونی، فرزند داکتر محمدحسن همایون، نوهٔ مولانا غلام رسول و از نوادگان غلام حیدر افغان، از دندان‌پزشکان شناخته‌شدهٔ شهر هرات است که در عرصهٔ دندان‌پزشکی معاصر فعالیت دارد.
بر اساس معلومات ارائه‌شده، وی افزون بر فعالیت‌های درمانی و کلینیکی، در بخش آموزش اکادمیک نیز سهم داشته و به‌عنوان عضو کادر علمی و رییس دانشکدهٔ ستوماتولوژی پوهنتون غالب ایفای وظیفه کرده است. او همچنان برای مدتی مسئولیت بخش معالجوی شفاخانهٔ کادری غالب هرات را بر عهده داشت.
داکتر سینا همایونی پس از کناره‌گیری از ریاست دانشکده، فعالیت‌های تخصصی خود را در کلینیک شخصی‌اش ادامه داد. او در کنار پدرش، داکتر محمدحسن همایون، مادر و همسرش، داکتر انوشه اوستا، دختر داکتر عبدالسبحان صدیقی، استاد فاکولتهٔ طب پوهنتون هرات، به ارائهٔ خدمات دندان‌پزشکی می‌پردازد. بر اساس معلومات موجود، او در کنار کار کلینیکی، فعالیت آموزشی خود را در پوهنتون غالب نیز ادامه می‌دهد.
کلینیک تخصصی و دیجیتالی دهان و دندان این خانواده، نمونه‌ای از پیوند تجربهٔ نسل‌های گذشته با آموزش‌های دانشگاهی، تجهیزات پیشرفته و روش‌های نوین درمانی است. در این مرکز، خدمات در چارچوب یک مجموعهٔ خانوادگی و تخصصی ارائه می‌شود؛ مجموعه‌ای که در آن، تجربهٔ پدر و آشنایی نسل جوان با فناوری‌های تازه در کنار هم قرار گرفته‌اند.
داکتر سینا همایونی دوره‌های تخصصی مرتبط با دندان‌پزشکی زیبایی، لمینت‌های سرامیکی و ایمپلنت‌های دندانی را نیز سپری کرده است. او از جمله کسانی دانسته می‌شود که در گسترش دندان‌پزشکی دیجیتالی در حوزهٔ غرب افغانستان سهم داشته‌اند.
این مرحله از تاریخ خانواده، نشان می‌دهد که چگونه حرفه‌ای که در گذشته بیشتر بر تجربهٔ عملی، ابزارهای ابتدایی و مهارت‌های فردی استوار بود، امروز به حوزه‌ای علمی و تخصصی تبدیل شده است؛ حوزه‌ای که با دانش دانشگاهی، فناوری دیجیتالی، تجهیزات پیشرفته و روش‌های نوین درمانی پیوند دارد.
سخن پایانی؛ پاسداشت پیشکسوتان و میراث حرفه‌ای هرات:
تاریخ یک شهر تنها در کتاب‌های رسمی، بناهای تاریخی و اسناد دولتی خلاصه نمی‌شود. بخش مهمی از تاریخ اجتماعی هر جامعه در زندگی مردمانی نهفته است که در حرفه‌های گوناگون کار کرده‌اند، دانش خود را به دیگران انتقال داده‌اند و در شرایط دشوار، خدمت به مردم را ادامه داده‌اند.
غلام حیدر افغان، مولانا غلام رسول و نسل‌های بعدی این خاندان، در روایت خانوادگی و خاطرات کسانی که با آنان آشنا بوده‌اند، نمونه‌ای از چنین پیوندی میان حرفه، فرهنگ و زندگی اجتماعی به شمار می‌روند.
غلام حیدر خان با تجربهٔ زندگی در سرزمین‌های دور، آشنایی با دندان‌پزشکی و علاقه‌مندی به مظاهر تمدن جدید، به‌عنوان یکی از پیشگامان این حرفه در خاطرهٔ خانواده و مردم هرات باقی مانده است. مولانا غلام رسول نیز با تجربهٔ معلمی، فعالیت در عرصهٔ دندان‌سازی، مطالعات فلسفی و نشست‌های فرهنگی، چهره‌ای فراتر از یک پیشه‌ور معمولی داشت. نسل‌های پس از آنان، با ادامهٔ فعالیت در عرصهٔ طب دندان و ورود به آموزش‌های تخصصی و فناوری‌های نوین، این میراث را به دوره‌ای تازه انتقال داده‌اند.
البته، برای نگارش تاریخ جامع دندان‌سازی در هرات، بررسی اسناد تاریخی، مدارک آموزشی، آرشیف‌های دولتی، عکس‌های قدیمی و روایت‌های مستقل دیگر نیز ضروری است. چنین پژوهشی می‌تواند جایگاه هر یک از این شخصیت‌ها را با دقت بیشتری روشن سازد و زمینهٔ ثبت منظم تاریخ طب دندان در افغانستان را فراهم کند.
من این نوشته را بر پایهٔ خاطرات شخصی، گفت‌وگوهای خود با اعضای خانوادهٔ همایون و معلوماتی که در اختیارم قرار گرفته است، تهیه کردم. امیدوارم این تلاش کوچک بتواند زمینه‌ساز توجه بیشتر به تاریخ پیشه‌وران، دندان‌سازان تجربی، دندان‌پزشکان و خاندان‌هایی شود که در تحول حرفه‌ای و فرهنگی هرات سهم داشته‌اند.
یاد و نام پیشکسوتان، هنگامی به‌درستی زنده می‌ماند که تجربه‌های آنان ثبت شود، نسل جوان از تلاش‌هایشان آگاهی یابد و میراث علمی و فرهنگی‌شان با دقت و امانت به آیندگان انتقال پیدا کند.
قابل تذکر می دانم اینکه احفاد و نوادگان زنده یاد غلام حیدر خان دندانساز که اکثر آنها دندانساز و داکتر با لقب و تخلص های مختلف هم زیاد است چون: نصرالدین ممتاز، غلام محی الدین حیدری، غلام محمد رنجبر، فضل احمد رنجبر ، گل احمد حیدرپور، علی احمد رنجبر متخصص ارتوپیدی، همچنان دکتور شکیلا ممتاز، دکتر اسدالله ممتاز ، دکتور جواد ممتاز ، دکتور مهدی ممتاز، سیروس ممتاز، دکتور فاطمه رنجبر ، دکتور سجاد ابراهیمی ،دکتر علیرضا ابراهیمی ، نسیم احمدی ، جابر احمدی ، علی احمد احمدی می باشند
یاد همهٔ پیشکسوتان دندان‌سازی و دندان‌پزشکی هرات گرامی باد.
منابع و مآخذ
زندگی‌نامۀ مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان
الف. اسناد رسمی و مدارک تاریخی
۱.⁠ ⁠شهادت‌نامۀ دورۀ ابتدایی مرحوم غلام‌رسول مولانا. صادره از مراجع تعلیمی قندهار، تاریخ صدور نامشخص. سند رسمی تحصیلی حاوی مشخصات هویتی شاگرد و نام پدر، مورد استناد برای اثبات کاربرد تخلص «افغان» در نام مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان. اصل سند در شهر مشهد، نزد فرزندان ارشد مرحوم غلام‌رسول مولانا، محفوظ است.
در متن این شهادت‌نامه، مشخصات هویتی به زبان پشتو چنین ثبت گردیده است:
«غلام رسول خان افغان د غلام حیدر خان افغان زوی و»
این عبارت، که نام فرزند و پدر را با تخلص «افغان» ثبت کرده است، از شواهد مکتوب و رسمی در تأیید کاربرد این تخلص در اسناد هویتی خاندان به شمار می‌رود.
۲.⁠ ⁠سند مالکیت ملک مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان در مسکو. روسیه، تاریخ صدور نامشخص. سند ملکی متعلق به نامبرده، مورد استناد در بررسی پیشینۀ مالکیت و اقامت ایشان در شهر مسکو. منبع: اسناد تاریخی خانوادگی.
۳.⁠ ⁠تذکره و شهادت‌نامه‌های تحصیلی مرحوم غلام‌رسول مولانا. صادره از مراجع رسمی و تعلیمی افغانستان، تاریخ صدور اسناد نامشخص. مدارک هویتی و تحصیلی مورد استناد برای بررسی محل تولد، سوابق تحصیلی و پیشینۀ خانوادگی نامبرده. منبع: اسناد خانوادگی.
ب. منابع تاریخ شفاهی و خاطرات خانوادگی
۴.⁠ ⁠مولانا، غلام‌رسول. خاطرات و روایت‌های شفاهی از زندگی مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان، پدر ایشان؛ شامل اطلاعات مربوط به پیشینۀ خانوادگی، زندگی شخصی، فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و رویدادهای دوران حیات نامبرده. منبع: روایت‌های شفاهی منتقل‌شده در خاندان.
۵.⁠ ⁠همایون، محمدحسن. خاطرات و روایت‌های خانوادگی پیرامون زندگی، فعالیت‌های علمی و اجتماعی مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان و تداوم طبابت دندان در نسل‌های خانوادگی. منبع: تاریخ شفاهی خاندان.
۶.⁠ ⁠همایونی، سینا. روایت‌ها و اطلاعات خانوادگی دربارۀ پیشینۀ تاریخی خاندان داکتر غلام‌حیدر خان افغان، میراث علمی و حرفه‌ای ایشان و استمرار طبابت دندان در نسل‌های متوالی. منبع: تاریخ شفاهی خاندان.
ج. منابع منتشرشده و الکترونیکی
۷.⁠ ⁠غیرت، سخی (انجینر). خاطرات و یادداشت‌های تاریخی منتشرشده در صفحۀ فیسبوک ایشان. منبع الکترونیکی؛ تاریخ انتشار و نشانی مستقیم مطلب نیازمند تکمیل است.
د. آرشیف تصاویر و اسناد خانوادگی
.
.
۸.⁠ ⁠آرشیف خصوصی خاندان داکتر غلام‌حیدر خان افغان. مجموعۀ عکس‌های تاریخی، تصاویر خانوادگی و اسناد مرتبط با زندگی، فعالیت‌های اجتماعی و پیشینۀ خانوادگی مرحوم داکتر غلام‌حیدر خان افغان. منبع: مجموعۀ اسناد و تصاویر محفوظ نزد بازماندگان خاندان.
.
نصرالدین سلجوقی
۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶

06 نوامبر
۱ دیدگاه

جلجتای عشق….

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۱۵ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

جلجتای عشق….

از زبانش شراره بر می خاست ، حالیا خفته  اژدهای عشق

کشتی اش را نهنگ و موج شکست، غرق دریاست ناخدای عشق

گفت جانان* که ماندنی است صدا،بعد از او بی صداست سینه ی شعر-

بر لبان صدا نشسته سکوت، رفته از گوش ها صدای عشق

گشته از دیر لانه ی ابلیس، هرچه محراب و سینه و سر هاست

به جز از قصه ها نمی یابی، خبری  نیست از خدای عشق

سفر و کاروان و راه به  راه،  قطب  رنگین به  گمرهی آورد

هر کجا جستجو به پایان خورد، گم شد از  چشم ناکجای  عشق

در رهت  میخ زار   می روید  ، ناخن   آفتاب   در   چشم ات

در دل ات رعد و برق می غرد، تو به  ره میخزی برای عشق

گرچه خفته است اژدهای عشق، گرچه غرق است ناخدای عشق

لیک از دشت و کوه می روید، شعله ور نقش های پای عشق

زخم  ناسور   آفتاب   سپهر  ، مرهم   ماه   را   نصیب نشد

چشم خود دوخته است بر فردا ، تا بیارد بر او شفای عشق

راه آذین  شده به سبزه و گل  ، سوی  مقصود ره نبرد ترا

دشنه زاران گذر بکن که شوی، مقصد و راه و رهگشای عشق

آسمان، کهکشان گرفته به بر، خانه جوید میان سینه ی من

غم خود را کجا نهم بیرون، که شود باز سینه جای عشق

میخ تثلیث  بر سرا  پایش ، سفر خویش  از صلیب گشود

داد  پیغام را  که  می یابید:  ره فردا  ز جلجتای عشق **

فاروق فارانی

اگست ۲۰۲۶


 

*اشاره به فروغ فرخزاد و مصراع معروف اش: « تنها صداست که می ماند»

**تثلیث در مسیحیت:

پدر، پسر و روح القدس

جلجتا:

محلی که عیسی مسیح را به صلیب کشیدند.

————–

نقاشی پایین از سالوادور دالی، نقاش مشهور سوریالیست اسپانیایی

 

 

06 نوامبر
۱ دیدگاه

در فراق مادرم

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۱۵ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

در فراق مادرم

دیرگاهیست   ز هجر  تو   خرابم   ، مادر

خسته و  غمزده  ، در رنج و عذابم ، مادر

خنده ات مانده   به  آیینه ی  دیوار  هنوز

هر طرف  می نگرم ، پر‌تب  و‌ تابم ، مادر

روی دیوار نوشتم  که  کجایی ای دوست

پاسخی نیست، چو یک نقش برآبم، مادر

سفره خالی است ز لبخند صمیمانه ی تو

مانده ام بی تو پر از بغض و کبابم، مادر

گرچه از یاد تو‌یک‌ لحظه رها نیست دلم

از فراقت شده این عشق ، عذابم، مادر

در دل باد  صدایی  است  شبیهت انگار

می کشد سوی تو‌هر لحظه  طنابم، مادر

کاش با  باد   بیایی  و زنی  حلقه به در

که  رسد    بوی  تو  از باغ  گلابم ، مادر

با  تمنای تو  هر  شام   سحر می‌گردد

و‌   هوای  تو   مرا  جام  شرابم  ، مادر

سمیع تمنا

اگست ۲۰۲۵

کانادا

06 نوامبر
۱ دیدگاه

سیاسی، اقتصادی، ټولنیز او کلتوری سیستمونه

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۱۵ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

نور محمد غفوری

سیاسی، اقتصادی، ټولنیز او کلتوری سیستمونه

ځانګړتیاوې، داخلی جوړښت او د فعالیت څرنګوالی

============================

لمړی برخه :

سریزه

انسانان په ټولنه کې ژوند کوی او د خپلو ګډو اړتیاوو د پوره کولو، د ستونزو د حل، د نظم د رامنځته کولو او ګډ ژوند د تنظیم له پاره بېلابېل جوړښتونه او سیستمونه رامنځته کوی. ټولنه یوازې د وګړو له یوځای ژوند کولو څخه نه جوړېږی، بلکې د اړیکو، بنسټونو، اصولو، ارزښتونو او فعالیتونو یوه پېچلې مجموعه ده چې هره برخه یې د ټولنیز ژوند په تنظیم او دوام کې ځانګړی رول لری.

د ټولنې د پېژندلو او د هغې د فعالیت د څرنګوالی د درک له پاره د سیستمونو مفهوم ځانګړی اهمیت لری. سیستم د هغو عناصرو، بنسټونو، اړیکو او بهیرونو یوه منظمه مجموعه ده چې د یوه ګډ هدف یا دندو د ترسره کولو له پاره په متقابل تړاو کې فعالیت کوی. د یوه سیستم عناصر جلا جلا دندې لری، خو د دوی ترمنځ اړیکې او ګډ فعالیت د ټول سیستم بڼه او پایلې ټاکی.

د ټولنې د مطالعې له پاره څلور مهم سیستمونه په ځانګړې توګه د یادونې وړ دی:

۱. سیاسی سیستم:  هغه جوړښت او بهیرونه په ځان کې رانغاړی چې د ټولنې د سیاسی واک د تنظیم، د پرېکړو د نیولو، د قوانینو د جوړولو، د عامه پالیسیو د ټاکلو او د هغو د پلی کولو له پاره فعالیت کوی.

۲. اقتصادی سیستم:  د اړتیا وړ کالیو د تولید، وېش، تبادلې او مصرف ټول فعالیتونه او اړیکې تنظیموی. دا سیستم ټاکی چې په یوه ټولنه کې توکی او خدمتونه څنګه تولیدېږی، سرچینې څنګه وېشل کېږی او اقتصادی اړتیاوې څنګه پوره کېږی.

۳. ټولنیز سیستم:  د وګړو، ډلو او ټولنیزو بنسټونو ترمنځ اړیکې، دندې، دریځونه او متقابل تعاملات په غیږ کې نیسی. کورنۍ، ښوونځی، ټولنیزې ډلې او نور بنسټونه د دې سیستم مهمې برخې دی.

۴. کلتوری سیستم:  د یوې ټولنې ګډ ارزښتونه، باورونه، دودونه، ژبه، پوهه، هنر، تاریخی حافظه او د ژوند طرز په ځان کې رانغاړی. دا سیستم د ټولنې د هویت په رامنځته کولو، د وګړو په فکری روزنه او د ټولنیزو ارزښتونو په لېږد کې مهم رول لری.

دا څلور ډوله سیستمونه که څه هم بېلابېلې دندې او ځانګړتیاوې لری، خو له یو بل څخه خپلواک نه دی. د یوه سیستم بدلون پر نورو سیستمونو هم اغېز کوی. د بېلګې په توګه، سیاسی پرېکړې پر اقتصادی فعالیتونو اغېز لری، اقتصادی وضعیت د خلکو پر ټولنیز ژوند اغېز کوی او کلتوری ارزښتونه د سیاسی او ټولنیزو چلندونو په ټاکلو کې ونډه لری.

له همدې امله، د ټولنې د سمې پېژندنې له پاره اړینه ده چې دا سیستمونه هم په خپلواکه توګه او هم د یو بل په تړاو مطالعه شی.

په دې لیکنه کې لومړی د سیاسی سیستم مفهوم، ځانګړتیاوې، داخلی جوړښت او د فعالیت څرنګوالی څېړو، څو د ټولنې د سیاسی نظم او د واک د کارونې د بهیر په اړه روښانه درک ترلاسه کړو.

لومړی څپرکی: سیاسی سیستم

۱. د سیاسی سیستم مفهوم

سیاسی سیستم د ټولنې هغه منظم جوړښت او بهیرونه دی چې د سیاسی واک د ترلاسه کولو، وېش، کارونې او کنټرول له پاره فعالیت کوی. د دې سیستم له لارې په ټولنه کې ګډې اړتیاوې او غوښتنې په سیاسی موضوعاتو بدلېږی، د هغو په اړه پرېکړې کېږی، قوانین او عامه پالیسۍ جوړېږی او د پلی کېدو له پاره یې اړین اقدامات ترسره کېږی.

په بل عبارت، سیاسی سیستم یوازې حکومت یا دولتی ادارې نه دی، بلکې د واک ټول بنسټونه، سیاسی سازمانونه، قوانین، سیاسی فعالان، د پرېکړو بهیرونه او هغه اړیکې هم په غیږ کې نیسی چې د ټولنې د سیاسی ژوند په تنظیم کې ونډه لری.

پارلمان، حکومت، محکمې، سیاسی ګوندونه، مدنی ټولنې، رسنۍ، ټاکنیز بنسټونه او د خلکو سیاسی ګډون د سیاسی سیستم بېلابېلې برخې دی. د دغو برخو ترمنځ اړیکې او متقابل فعالیت د سیاسی سیستم څرنګوالی ټاکی.

سیاسی سیستم په هره ټولنه کې په یوه بڼه نه وی. د هغه جوړښت او فعالیت د سیاسی نظام، اساسی قانون، تاریخی تجربو، ټولنیزو شرایطو، اقتصادی وضعیت او کلتوری ارزښتونو له مخې توپیر لری. په ځینو ټولنو کې سیاسی واک د بېلابېلو بنسټونو ترمنځ وېشل شوی وی، په ځینو نورو کې بیا په یوه یا څو محدودو ادارو او اشخاصو کې متمرکز وی.

له همدې امله، د سیاسی سیستم د پېژندلو پر مهال باید یوازې د حکومت رسمی جوړښت ته ونه کتل شی، بلکې دا هم باید وڅېړل شی چې واک په عمل کې څوک کاروی، پرېکړې څنګه نیول کېږی، خلک څومره ګډون لری او د واک د کنټرول او حساب ورکونې کومې لارې موجودې دی.

۲.  د سیاسی سیستم اساسی ځانګړتیاوې

سیاسی سیستم د څو مهمو ځانګړتیاوو له مخې پېژندل کېږی. دغه ځانګړتیاوې د هغه د جوړښت، فعالیت او د ټولنې پر ژوند د اغېز څرنګوالی څرګندوی.

۲.۱.  سیاسی واک

سیاسی واک د سیاسی سیستم یوه اساسی ځانګړتیا ده. واک هغه وړتیا ده چې د هغې له لارې افراد، ډلې یا دولتی بنسټونه د ټولنې پر ګډو چارو اغېز کوی، پرېکړې نیسی او د هغو د پلی کولو لپاره اقدامات کوی.

په سیاسی سیستم کې واک د قوانینو، اساسی قانون او نورو منل شویو اصولو له مخې تنظیمېږی. د واک د سرچینې، وېش او کارونې څرنګوالی د یوه سیاسی نظام ځانګړتیاوې څرګندوی.

په ډیموکراتیکو نظامونو کې سیاسی واک د خلکو له ارادې او سیاسی ګډون څخه مشروعیت ترلاسه کوی او د بېلابېلو بنسټونو ترمنځ وېشل کېږی. خو په استبدادی نظامونو کې واک ډېر ځله د یوه فرد، یوې ډلې یا محدودو سیاسی کړیو په لاس کې متمرکز وی.

د واک د ترلاسه کولو او کارونې تر څنګ، د هغه د محدودولو او څارلو لارې هم مهمې دی. که واک له اغېزمن کنټرول پرته وکارول شی، د استبداد، فساد او د عامه ګټو د زیانمنېدو زمینه برابرولای شی.

۲. ۲.  قوانین او اصول

قوانین او اصول د سیاسی سیستم د فعالیت بنسټ جوړوی. د هغو له لارې د دولتی بنسټونو واکونه او دندې، د وګړو حقونه او مکلفیتونه او د ټولنیزو چارو د تنظیم لارې ټاکل کېږی.

اساسی قانون د یوه هېواد تر ټولو لوړ حقوقی سند دی چې د دولت جوړښت، د واک وېش، د دولتی بنسټونو صلاحیتونه او د وګړو اساسی حقونه او ازادۍ تعریفوی.

نور قوانین او مقررات د اساسی قانون د اصولو په رڼا کې جوړېږی او د ټولنې بېلابېل سیاسی، اقتصادی او ټولنیز فعالیتونه تنظیموی.

د قوانینو اغېزمنتیا یوازې د هغو په شتون پورې تړلې نه ده، بلکې د عادلانه پلی کېدو، د ټولو وګړو پر وړاندې د برابر تطبیق او د قانون د حاکمیت په عملی شتون پورې هم اړه لری.

۲.۳. د پرېکړو او پالیسیو جوړول

د سیاسی سیستم یوه مهمه دنده د ټولنې د ګډو چارو په اړه د پرېکړو نیول او د عامه پالیسیو جوړول دی.

عامه پالیسی هغه اصول، موخې او اقدامات دی چې حکومت یا اړوند دولتی بنسټونه یې د ټولنې د یوې ستونزې د حل، د اړتیاوو د پوره کولو یا د یوه عامه هدف د ترلاسه کولو له پاره ټاکی.

د بېلګې په توګه، د ښوونې او روزنې پراختیا، د روغتیایی خدمتونو ښه کول، د بېکارۍ کمول، د امنیت ټینګښت او د چاپېریال ساتنه د عامه پالیسیو له مهمو برخو څخه دی.

د پرېکړو او پالیسیو جوړول باید د ټولنې د واقعی اړتیاوو، شته امکاناتو، قانونی اصولو او د خلکو د ګټو پر بنسټ ترسره شی. د پالیسیو کیفیت تر ډېره د هغو د جوړولو د بهیر، د معلوماتو د کره‌والی او د اړوندو خلکو د ګډون له څرنګوالی سره تړاو لری.

۲.۴.  سیاسی ګډون او استازیتوب

سیاسی ګډون هغه لارې او فعالیتونه دی چې خلک یې د سیاسی ژوند او عامه پرېکړو په بهیر کې د ونډې اخیستلو له پاره کاروی.

په دې ګډون کې په ټاکنو کې برخه اخیستل، د سیاسی ګوندونو غړیتوب، د مدنی ټولنو فعالیت، سوله‌ییز لاریونونه، عامه بحثونه، د نظر څرګندول او د استازو له لارې د غوښتنو مطرح کول شامل دی.

سیاسی استازیتوب هغه بهیر دی چې د هغه له لارې د خلکو ګټې، غوښتنې او نظرونه د ټاکل شویو یا منل شویو استازو له خوا په سیاسی بنسټونو کې مطرح کېږی.

د سیاسی ګډون او استازیتوب له لارې خلک کولای شی د پرېکړو پر بهیر اغېز وکړی، د خپلو حقونو دفاع وکړی او د حکومت پر فعالیتونو څارنه وکړی.

البته، یوازې د سیاسی ګډون رسمی حق د اغېزمن ګډون ضمانت نه کوی. د بیان ازادی، د غونډو او ټولنو د جوړولو حق، د معلوماتو لاسرسی، ازادې ټاکنې او د سیاسی فعالیتونو د ترسره کولو مناسب شرایط د رښتینی ګډون له مهمو اړتیاوو څخه دی.

۲.۵.  حساب ورکونه او څارنه

حساب ورکونه هغه اصل دی چې له مخې یې دولتی چارواکی او سیاسی بنسټونه باید د خپلو پرېکړو، کړنو او پایلو په اړه خلکو او اړوندو قانونی ادارو ته ځواب ووایی.

څارنه هغه بهیر دی چې د هغه له لارې د دولتی بنسټونو فعالیتونه ارزول کېږی، د قوانینو د پلی کېدو څرنګوالی څېړل کېږی او د احتمالی سرغړونو، فساد او د واک د ناوړه کارونې مخنیوی کېږی.

پارلمان، خپلواک قضایی بنسټونه، د پلټنې ادارې، رسنۍ، مدنی ټولنې او عامه افکار د څارنې په بهیر کې مهم رول لری.

حساب ورکونه او څارنه د سیاسی سیستم د شفافیت، اغېزمنتیا او مشروعیت په پیاوړتیا کې مرسته کوی. که د واک د کارونې د ارزونې او حساب غوښتنې اغېزمنې لارې موجودې نه وی، د فساد او بې‌مسؤلیته حکومتولۍ خطر زیاتېږی. (یادونه: د سیاسی سیستم په اړه پاته دوهمه برخه به په راتلونکې لیکنه کې دوام ومومی)

۰۵.۱۱.۲۰۲۶

 

06 نوامبر
۱ دیدگاه

در سوگ مردی از تبار دانایی، نیکوکاری و خدمت به انسان

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  مؤرخ  ۱۵ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۶ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

در سوگ مردی از تبار دانایی، نیکوکاری

و خدمت به انسان

===================

یادنامه مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی، معلم هرات باستان

و مسئول مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام

در مشهد مقدس

=============

خدمت به انسان، میراثی است که با رفتن انسان‌های نیک‌اندیش پایان نمی‌یابد؛ بلکه در زندگی کسانی که از دانش، مهر و همت آنان بهره‌مند شده‌اند، تداوم می‌یابد.

درگذشت انسان‌های نیکوکار، تنها فقدان یک فرد برای خانواده و نزدیکان او نیست؛ گاه خاموشی چراغی است که سالیان متمادی در مسیر زندگی محرومان روشن مانده و گرمای امید را به خانه‌های بی‌شماری رسانده است. رفتن چنین انسان‌هایی، جامعه را به تأملی دوباره درباره معنای خدمت، مسئولیت اجتماعی و ارزش ماندگار نیکوکاری فرامی‌خواند.

با نهایت تأسف و تأثر، مرحوم مغفور حاج محمدکاظم یوسفی، معلم دلسوز، خیر نیکوکار، خادم اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام و از خدمتگزاران جامعه مهاجران افغانستانی در ایران، در روز ۲۵ مهرماه ۱۴۰۵، پس از یک دوره بیماری، در شهر مشهد دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.

با درگذشت این مرد نیک‌اندیش، جامعه فرهنگی و آموزشی هرات باستان، خانواده بزرگ خیرین و نیکوکاران و به‌ویژه کسانی که سال‌ها با فعالیت‌های مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام آشنایی داشته‌اند، یکی از چهره‌های خدمتگزار خود را از دست داد؛ انسانی که بخش مهمی از عمر خویش را در دو عرصه ارزشمند تعلیم و تربیت و خدمت به محرومان سپری کرد.

نام و یاد آن مرحوم با سال‌ها تلاش در راه آموزش و پرورش نسل جوان، رسیدگی به محرومان، حمایت از دانش‌آموزان نیازمند، کمک به خانواده‌های کم‌برخوردار و فراهم‌ساختن زمینه زندگی شرافتمندانه برای انسان‌هایی گره خورده است که در دشواری‌های روزگار، بیش از هر چیز به همدلی، حمایت و دستگیری دیگران نیاز داشته‌اند.

معلمی؛ رسالتی مقدس در مسیر دانایی و پرورش انسان

مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی، سالیان متمادی از عمر پربرکت خویش را در هرات باستان، این شهر دیرپای فرهنگ، ادب، دانش و هنر، به شغل شریف معلمی اشتغال داشت و در راه تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین تلاش کرد.

معلمی از جمله شریف‌ترین مسئولیت‌های اجتماعی است؛ زیرا معلم تنها آموزگار دانش و دانسته‌ها نیست، بلکه در شکل‌گیری شخصیت، پرورش اندیشه، تقویت اخلاق و ساختن آینده نسل جوان نیز سهم دارد. اثر یک معلم دلسوز، به دیوارهای کلاس درس و سال‌های حضور دانش‌آموزان محدود نمی‌ماند؛ چه‌بسا کلامی آموزنده، رفتاری انسانی یا نکته‌ای تربیتی، سال‌ها در ذهن و جان شاگردی باقی بماند و مسیر زندگی او را دگرگون سازد.

مرحوم یوسفی در دوران طولانی خدمت آموزشی خود، شاگردان بسیاری را تربیت کرد و در پرورش نسل‌هایی از فرزندان هرات سهم گرفت. بی‌تردید، شمار شاگردان یک معلم تنها بخشی از کارنامه اوست؛ ارزش واقعی این خدمت را باید در دانشی جست‌وجو کرد که منتقل شده، اندیشه‌هایی که پرورش یافته و انسان‌هایی که با بهره‌گیری از آموزش و راهنمایی معلم خود، قدم در مسیر زندگی گذاشته‌اند.

هرات باستان، با پیشینه درخشان علمی و فرهنگی و با نام‌های ماندگار دانشمندان، ادیبان، هنرمندان و اندیشمندان خود، همواره جایگاهی ویژه در تاریخ فرهنگ این سرزمین داشته است. خدمت در عرصه آموزش و پرورش در چنین شهری، سهم‌گرفتن در استمرار همین میراث فرهنگی و انسانی است.

مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی نیز با سال‌ها حضور در محیط آموزشی هرات، بخشی از عمر خود را وقف آموختن و پروراندن کرد؛ خدمتی که آثار آن، فراتر از دوران اشتغال او، در خاطره شاگردان و در حافظه فرهنگی جامعه باقی خواهد ماند.

اگر مدرسه جایگاه افروختن چراغ دانایی است، معلم کسی است که روشنایی آن چراغ را به خانه‌های بسیاری می‌رساند. از همین رو، یاد معلمانی که با تعهد، صداقت و احساس مسئولیت به جامعه خدمت کرده‌اند، با گذشت زمان نه‌تنها کمرنگ نمی‌شود، بلکه در خاطره شاگردان و نسل‌های پس از آنان جایگاهی ماندگار می‌یابد.

از تعلیم و تربیت تا نیکوکاری و خدمت اجتماعی

یکی از جنبه‌های ارزشمند زندگی مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی، پیوند میان رسالت معلمی و فعالیت‌های خیرخواهانه اوست. او در مقام معلم، در مسیر آموزش و پرورش نسل جوان گام برداشت و در عرصه امور خیریه نیز برای حمایت از دانش‌آموزان، خانواده‌های نیازمند و محرومان جامعه تلاش کرد.

این پیوند، تصویری از انسانی ارائه می‌دهد که خدمت به همنوع را به یک حرفه، موقعیت یا دوره خاص از زندگی محدود نکرد؛ بلکه در عرصه‌های گوناگون، متناسب با مسئولیت و توانایی خود، در مسیر بهبود زندگی دیگران قدم برداشت.

اگر در کلاس درس می‌کوشید چراغ دانش را در دل شاگردان روشن نگه دارد، در عرصه نیکوکاری نیز برای فراهم‌کردن فرصت آموزش، تأمین نیازهای ضروری و کاهش دشواری‌های زندگی خانواده‌های محروم تلاش می‌کرد.

چنین مسیری یادآور این حقیقت است که آموزش و نیکوکاری، با وجود تفاوت در شیوه و ابزار، در هدفی مشترک به هم می‌رسند: کمک به رشد انسان، حفظ کرامت او و فراهم‌کردن زمینه‌ای بهتر برای زندگی فردی و اجتماعی.

نیکوکاری؛ از اندیشه خیر تا خدمت ماندگار

تاریخ زندگی اجتماعی ملت‌ها همواره با نام انسان‌هایی همراه بوده است که بی‌آنکه در پی شهرت و نام‌آوری باشند، بخشی از عمر و توان خویش را وقف کاستن از رنج دیگران کرده‌اند. ارزش چنین انسان‌هایی را نه در دارایی و موقعیت اجتماعی آنان، بلکه باید در شمار دل‌هایی جست‌وجو کرد که به واسطه تلاش و همتشان آرام گرفته‌اند؛ در چهره کودکانی که فرصت آموختن یافته‌اند؛ در خانه‌هایی که پناه خانواده‌های بی‌سرپناه شده‌اند و در زندگی انسان‌هایی که در روزگار تنگدستی، دست یاریگری را در کنار خود احساس کرده‌اند.

مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی از جمله افرادی بود که بخش مهمی از زندگی خود را در مسیر خدمت به مردم و حمایت از نیازمندان سپری کرد. فعالیت‌های او در چارچوب مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام، نمونه‌ای از تلاش برای پیوند دادن نیت خیر با اقدام عملی و سازمان‌یافته در عرصه امور اجتماعی و انسانی بود.

بر اساس اطلاعات موجود، فعالیت‌های این مؤسسه خیریه از سال ۱۳۶۷ در هرات و مشهد شکل گرفت و زمینه خدمت‌رسانی به خانواده‌های نیازمند و محروم را فراهم کرد. این مجموعه در گذر سال‌ها، با مشارکت و همراهی خیرین نیکوکار، در حوزه‌های مختلف حمایتی، آموزشی، درمانی و معیشتی به فعالیت پرداخت.

مرحوم یوسفی از سال ۱۳۸۰ مسئولیت مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام را در مشهد بر عهده داشت و در سال‌های مسئولیت خود، در پیگیری و پیشبرد برنامه‌های حمایتی و عام‌المنفعه این مجموعه نقش ایفا کرد.

آنچه در بررسی این فعالیت‌ها اهمیت دارد، گستره نیازهایی است که مؤسسه برای پاسخ‌گویی به آن‌ها تلاش می‌کرد؛ نیازهایی که از تأمین ابتدایی‌ترین مایحتاج زندگی آغاز می‌شد و تا آموزش، درمان، سرپناه و حمایت اجتماعی امتداد می‌یافت.

مدرسه‌سازی؛ سرمایه‌گذاری برای آینده

یکی از ارزشمندترین عرصه‌های نیکوکاری، فراهم‌کردن زمینه آموزش برای کودکانی است که به دلیل فقر و محرومیت، ممکن است از فرصت تحصیل بازبمانند. آموزش تنها انتقال دانش نیست؛ راهی برای توانمندسازی انسان، افزایش فرصت‌های زندگی و گشودن افق‌هایی تازه پیش روی نسل آینده است.

در شمار فعالیت‌های اساسی و زیربنایی مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام در دوران مسئولیت مرحوم یوسفی، ساخت مدارس در هرات قرار داشت. اهمیت این اقدام را باید فراتر از احداث یک ساختمان آموزشی دانست؛ زیرا مدرسه محل پرورش اندیشه، شکوفایی استعدادها و شکل‌گیری امید به آینده است.

برای خانواده‌ای که درگیر دشواری‌های اقتصادی است، فراهم‌بودن امکان تحصیل فرزند می‌تواند تفاوتی اساسی در مسیر زندگی او ایجاد کند. حمایت از آموزش کودکان محروم، از آن رو که آثارش به سال‌های آینده و حتی نسل‌های بعدی گسترش می‌یابد، از ماندگارترین جلوه‌های نیکوکاری به شمار می‌رود.

افزون بر فعالیت‌های مربوط به ساخت منواده‌ای نیازمند می‌رسد، تنها ارزشی مادی ندارد؛ بلکه پیام روشنی از همدلی و همراهی با خود به همراه می‌آورد: اینکه انسان در دشواری‌های زندگی تنها نیست و در جامعه کسانی هستند که رنج او را می‌بینند و برای کاهش آن تلاش می‌کنند.

در همین چارچوب، خانواده‌های نیازمند تحت پوشش مؤسسه در مشهد، مهمان‌شهر تربت‌جام، هرات، کابل ،فراه ،بدخشان و دیگر مناطق افغانستان از کمک‌های این مجموعه بهره‌مند می‌شدند.

گستردگی جغرافیایی این فعالیت‌ها، بیانگر توجه به نیازهای بخشی از جامعه افغانستانی در دو سوی مرز و تلاش برای پاسخ‌گویی به مشکلات معیشتی آنان بود.

خدمت به مهاجران؛ مسئولیتی انسانی و اجتماعی

مهاجرت، به‌ویژه هنگامی که با ناچاری، دشواری‌های اقتصادی و دوری از خانه و کاشانه همراه باشد، می‌تواند زندگی خانواده‌ها را با چالش‌های فراوان روبه‌رو سازد. مهاجران نیازمند، علاوه بر مشکلات معیشتی، ممکن است در دسترسی به آموزش، درمان، سرپناه و دیگر امکانات ضروری نیز با موانعی مواجه شوند.

در چنین شرایطی، حضور نهادهای خیریه و همراهی خیرین نیکوکار می‌تواند نقشی مؤثر در کاهش دشواری‌ها و تقویت احساس امنیت و تعلق اجتماعی ایفا کند.

مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام با فعالیت در مشهد و ارتباط با نیازمندان در بخش‌هایی از افغانستان، در مسیر حمایت از خانواده‌های محروم و مهاجر گام برمی‌داشت. خدمت‌رسانی به خانواده‌های تحت پوشش در مشهد و مهمان‌شهر تربت‌جام و نیز کمک به نیازمندان در هرات، کابل و دیگر مناطق افغانستان، بخشی از دامنه فعالیت‌های این مجموعه بود.

مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی در سال‌های مسئولیت خود، در چارچوب این فعالیت‌ها به خدمت‌رسانی به جامعه مهاجران افغانستانی و دیگر خانواده‌های نیازمند اهتمام داشت.

این مسیر، یادآور حقیقتی مهم است: نیاز انسان به یاری و همدلی، محدود به مرزهای جغرافیایی نیست و نیکوکاری در عمیق‌ترین معنای خود، از مرزبندی‌های قومی و ملی فراتر می‌رود.

خیرین نیکوکار؛ سرمایه‌های انسانی جامعه

یاد و نام مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی، فرصتی است برای قدردانی از همه خیرین نیکوکاری که با بخشش مال، صرف وقت، همراهی اجتماعی و احساس مسئولیت، در مسیر کاهش محرومیت گام برمی‌دارند.

نهادهای خیریه برای تداوم فعالیت‌های خود به اعتماد عمومی، مشارکت خیرین، مدیریت مسئولانه منابع و شناخت واقعی نیازهای جامعه وابسته‌اند. هر مدرسه‌ای که برای آموزش کودکان محروم ساخته می‌شود، هر خانواده‌ای که از سرپناه مناسب برخوردار می‌گردد، هر دانش‌آموزی که به کمک هزینه تحصیل خود ادامه می‌دهد و هر بیماری که امکان دریافت خدمات درمانی پیدا می‌کند، می‌تواند نتیجه هم‌افزایی میان نیت خیر و اقدام سازمان‌یافته باشد.

از این منظر، نیکوکاری تنها عملی فردی نیست؛ بلکه ظرفیتی اجتماعی است که با مشارکت افراد و نهادها گسترش می‌یابد و می‌تواند بخشی از دشواری‌های جامعه را کاهش دهد.

حفظ و تقویت این ظرفیت مستلزم آن است که تجربه‌های ارزشمند خیرین ثبت شود، خدمات انجام‌شده به‌درستی معرفی گردد و زمینه مشارکت نسل‌های تازه در فعالیت‌های انسان‌دوستانه فراهم آید.

۲

.

درگذشت خیرین و خدمتگزاران اجتماعی، هرچند اندوهبار است، می‌تواند فرصتی برای بازخوانی میراث آنان و تأکید بر ضرورت تداوم راه خدمت باشد. یاد نیکوکاران هنگامی زنده‌تر می‌ماند که اندیشه خیرخواهانه آنان به الگویی برای عمل تبدیل شود و خدمات عام‌المنفعه با برنامه‌ریزی، شفافیت و توجه به کرامت انسان ادامه یابد.

میراثی فراتر از عمر

انسان‌ها در گذر زمان از میان ما می‌روند، اما آثار اعمال آنان می‌تواند در زندگی دیگران باقی بماند. نام نیک، نه صرفاً با سخن و ستایش، بلکه با آنچه انسان برای بهبود زندگی همنوعان خود انجام داده است، در حافظه جامعه ماندگار می‌شود.

مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی با سال‌ها فعالیت در عرصه تعلیم و تربیت و امور خیریه، دو میراث ارزشمند از خود بر جای گذاشت: یکی در ذهن و جان شاگردانی که از آموزش او بهره بردند و دیگری در زندگی انسان‌هایی که از خدمات و تلاش‌های خیرخواهانه او برخوردار شدند.

او در مقام معلم، در مسیر دانایی و پرورش نسل جوان گام برداشت و در جایگاه مسئول مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام، در حد توان و مسئولیت خویش برای حمایت از محرومان تلاش کرد. خدمات مرتبط با مدرسه‌سازی، خانه‌سازی، حمایت از تحصیل دانش‌آموزان، پشتیبانی از نیازهای درمانی و کمک‌های معیشتی، ابعاد گوناگون این مسیر خدمت را تشکیل می‌داد.

بی‌گمان، ارزیابی دقیق و مستند از کارنامه هر نهاد خیریه، نیازمند ثبت اسناد، آمار و گزارش‌های مربوط به فعالیت‌های آن است؛ بااین‌حال، اصل خدمت به انسان و تلاش برای کاستن از رنج محرومان، ارزشی است که در همه زمان‌ها و جوامع مورد احترام قرار می‌گیرد.

اکنون که این معلم و خیر نیکوکار در روز ۲۵ مهرماه ۱۴۰۵ در مشهد چشم از جهان فروبسته است، یادآوری خدمات و فعالیت‌های او، ادای احترام به سال‌هایی است که در مسیر آموزش، نیکوکاری و خدمت اجتماعی سپری شد.

نام او در خاطره شاگردانی که روزگاری در کلاس درسش به آموختن پرداختند و در یاد خانواده‌هایی که از فعالیت‌های خیریه بهره‌مند شدند، می‌تواند به‌عنوان یادگار انسانی از جنس خدمت و مسئولیت باقی بماند.

ارزش زندگی انسان‌ها را تنها با سال‌هایی که زیسته‌اند نمی‌سنجند، بلکه با دانشی که آموخته‌اند، انسان‌هایی که پرورش داده‌اند و رنج‌هایی که از دوش دیگران برداشته‌اند، می‌توان شناخت.

در پایان، درگذشت مرحوم مغفور حاج محمدکاظم یوسفی را به خانواده محترم ایشان، بستگان، دوستان، شاگردان، همکاران فرهنگی، خیرین نیکوکار، مسئولان و همراهان مؤسسه خیریه امام جواد علیه‌السلام و همه کسانی که از خدمات آن مرحوم بهره‌مند بوده‌اند، تسلیت می‌گوییم.

از درگاه خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت و مغفرت واسعه الهی و برای بازماندگان و دوستداران ایشان، صبر و شکیبایی مسئلت داریم.

یادش گرامی، روانش شاد و راه دانایی، نیکوکاری و خدمت به انسان، پررهرو باد.

این یادنامه به پاس سال‌ها خدمت فرهنگی و اجتماعی مرحوم حاج محمدکاظم یوسفی و در تجلیل از جایگاه والای معلمی و نیکوکاری تقدیم می‌شود.

با تشکر 

میرویس رضازاده 

نیاگارا کانادا

05 نوامبر
۳دیدگاه

ناوک مژگان

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه  مؤرخ  ۱۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۵ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

ناوک مژگان

شاید که  از  این  معرکه  سالم نبرم جان

چون گشته مسلح به سلاح ناوک مژگان

از جنگ   جهانی   نبَوُد    هیچ    هراسم

ترسم   که   بمیرم  به غمِ سرو خرامان

صد   تیر   رها   کرد  که  در خاک فتادم

زخمِ که به تن هست نه داور است نه درمان

گر دیر   مغان   رفتم    و  یا درب کلیسا

چون رانده مرا از نظرش دخت مسلمان

ای     یار    گریزان    مددی    کن نمیرم

این    بار    دلِ   شاعر   دیوانه مرنجان

افتاده به دامش دلِ  غمدیده ای طاهر

جایم شده با اشک  روان گوشهٔ زندان

سیدآصف طاهری

 نیدرزاکسن-  آلمان 

 

05 نوامبر
۳دیدگاه

بودنت

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه  مؤرخ  ۱۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۵ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

بودنت

 

بودنت،

در استواری وجودم

همان سنگ رخشنده و تابناک

که در زلال

رودخانه ی عشق

همیشه ماندگار

و همیشه پایدار

 

و من

آن رودخانه پر خروش

که هنوز

در سیلاب زمان

ترا به دور از

صدا

و به دورازغرش

نوازشگرم

چون خورشیدی

بر سبزه ها

در بیشه های نورسته

و سر زمین های  بار دار

از عشق های باکره…

 

هما طرزی

نیویورک

۶ سپتامبر ۲۰۲۶

Your presence

within the steadfastness of my being

is that radiant, gleaming stone

,that remains forever enduring

 ,forever constant

amidst the crystal-clear

.river of love

 . . . And I

that surging river

 , still, amidst the torrent of time

caress you

 , far from noise

 ,far from thunder

like the sun

upon the greenery

in groves of new growth

and lands made fertile

 … by loves untouched and pure

Homa Tarzi

New York,

September 6, 2026

 

05 نوامبر
۳دیدگاه

در هوای نگاه تو

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه  مؤرخ  ۱۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۵ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

در هوای نگاه تو
.
به شوق دیدنت هر شب، دلم روشن ز ماه تو
.
جهانم  غرق  رؤیا  شد، در آن  چشم سیاه تو
.
بهار از خنده‌ هایت رنگ و  بوی  تازه  می‌گیرد
.
گلستان می‌شود هر جا، ز عطر  دلگشای تو
.
نسیم   صبح   می‌آید   ، ز  باغ   خاطرات    تو
.
دلم پر می‌کشد هر دم، به سوی کوی و راه تو
.
اگرچه   فاصله   گاهی    میان  ما  حصار  آرد
.
نمی‌میرد امید من، به شوق وصل و دیدار تو
.
ز اندوه   زمانه   خسته بودم  ، بی‌پناه و تنها
.
نجاتم    بخشید   آن   روز،   نگاه   مهربان تو
.
جهان بی‌تو سکوتی سرد و بی‌رنگ و غبارآلود
.
حیاتم    روشنایی   یافت، ز مهر بی‌ریای تو
.
 در دل شب‌  ها ، صدای   عشق    می‌پیچد
.
دلم آرام   می‌گیرد   ، به یاد   روی    ماه تو
.
فائز از عشق تو هر شب، غزل با اشک می‌نگارد
.
که نامت   تا ابد    ماند   ، به دفتر  یادگار تو
.
خلیل الله فائز تیموری.
بهار ۱۴۰۴خورشیدی
تهران –ایران
04 نوامبر
۱ دیدگاه

د سیستمونو ډولونه (دوهمه برخه)

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه  مؤرخ  ۱۳ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۴ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

د سیستمونو ډولونه (دوهمه برخه)

اصلی او فرعی سیستمونه او د فعالیت

د ډګر له مخې طبقه‌بندی

نور محمد غفوری

سریزه

سیستمونه د جوړښت، فعالیت، موخې او له چاپېریال سره د اړیکو له مخې له یو بل سره توپیر لری. د دې توپیرونو د پېژندلو له پاره سیستمونه د بېلابېلو معیارونو له مخې طبقه‌بندی کېږی. په تېره برخه کې مو د سیستمونو د رامنځته کېدو او له چاپېریال سره د اړیکو له مخې د هغوی ډولونه وڅېړل. په دې برخه کې به د دوو نورو معیارونو په اړه خبرې وکړو: لومړی، په یوه لوی جوړښت کې د سیستم ځای او د مطالعې کچه؛ او دویم، د سیستم د فعالیت ډګر.

د دغو معیارونو پېژندل له موږ سره مرسته کوی چې د یوه سیستم حدود، داخلی جوړښت، ځانګړې دندې او له نورو سیستمونو سره اړیکې په سمه توګه درک کړو. همدارنګه، دا روښانوی چې یو سیستم څنګه د یوه لوی سیستم برخه کېدای شی، خو په عین وخت کې د جلا مطالعې او تحلیل موضوع هم ګرځېدای شی.

۴.  اصلی سیستمونه او فرعی سیستمونه

د سیستمونو د طبقه‌بندۍ یو مهم معیار په یوه لوی جوړښت کې د هغوی ځای او د مطالعې کچه ده. د دې معیار له مخې، د اصلی سیستم او فرعی سیستم ترمنځ توپیر کولای شو.

دلته د «اصلی سیستم» اصطلاح هغه سیستم ته اشاره کوی چې د یوې ځانګړې مطالعې یا تحلیل اصلی موضوع وی. له همدې امله، د اصلی او فرعی سیستم توپیر یوازې د سیستم په ذاتی جوړښت پورې نه، بلکې د څېړنې له موخې او کچې سره هم تړاو لری.

۱.۱. اصلی سیستم څه ته وایی؟

اصلی سیستم هغه سیستم دی چې د یوې ځانګړې څېړنې یا تحلیل تمرکز پرې وی. څېړونکی د خپلې مطالعې د موخې له مخې د دغه سیستم عناصر، داخلی اړیکې، جوړښت، د فعالیت بهیر او پایلې څېړی.

اصلی سیستم معمولاً له څو برخو یا فرعی سیستمونو څخه جوړ وی. دا برخې خپلې ځانګړې دندې او داخلی اړیکې لری، خو فعالیتونه یې له یو بل سره تړلی وی. د دغو برخو ګډ فعالیت د اصلی سیستم پر عمومی فعالیت او پایلو اغېز کوی.

د بېلګې په توګه، که د یوه هېواد اقتصادی سیستم د مطالعې موضوع وی، نو اقتصادی سیستم به اصلی سیستم وی. په دې حالت کې د تولید، بانکدارۍ، سوداګرۍ او مالیاتو اړوند جوړښتونه او بهیرونه د دغه سیستم د بېلابېلو برخو (فرعی سیستمونو) په توګه څېړل کېدای شی.

۱.۲. فرعی سیستم څه ته وایی؟

فرعی سیستم د یوه لوی سیستم هغه برخه ده چې خپل عناصر، جوړښت، داخلی اړیکې او ځانګړې دندې لری، خو فعالیت یې له لوی سیستم سره هم تړلی وی.

فرعی سیستم یوازې یوه جلا یا بې‌نظمه برخه نه ده؛ بلکې خپله هم یو سیستم کېدای شی. یعنې عناصر لری، د عناصرو ترمنځ یې اړیکې تنظیم شوې وی او د خپلو فعالیتونو له لارې ټاکلې پایلې رامنځته کوی. له همدې امله، یو فرعی سیستم هم د خپل جوړښت او فعالیت له مخې په جلا توګه مطالعه کېدای شی.

د بېلګې په توګه، بانکی سیستم د یوه هېواد د اقتصادی سیستم یوه برخه ده. بانکونه د سپما د راټولولو، پورونو د برابرولو، د پیسو د لېږد او د مالی خدمتونو د وړاندې کولو په برخه کې ځانګړې دندې ترسره کوی. د دغو فعالیتونو څرنګوالی د اقتصادی سیستم پر نورو برخو، لکه تولید، سوداګرۍ او پانګونې، اغېز کوی. په ورته وخت کې، د اقتصادی وضعیت بدلون هم د بانکی سیستم پر فعالیت اغېز لرلای شی.

په همدې ډول، د یوه ښوونیز نظام د مطالعې پر مهال د ښوونکو د روزنې سیستم، د درسی نصاب سیستم او د زده‌کړې د ارزونې سیستم د هغه فرعی سیستمونه ګڼل کېدای شی. هر یو یې ځانګړې دندې لری، خو د ښوونیز نظام د عمومی فعالیت او پایلو په جوړولو کې ونډه لری.

۱.۳. د اصلی او فرعی سیستمونو ترمنځ اړیکې

د اصلی او فرعی سیستمونو اړیکه یوازې په دې معنا نه ده چې لوی سیستم له څو برخو جوړ دی؛ بلکې د دغو برخو ترمنځ د متقابل اغېز اړیکې هم مهمې دی.

د یوه فرعی سیستم بدلون کولای شی د لوی سیستم پر نورو برخو او عمومی پایلو اغېز وکړی. په ورته ډول، د لوی سیستم په جوړښت، اصولو، سرچینو یا فعالیت کې بدلون د هغه پر فرعی سیستمونو هم اغېز لرلای شی.

د بېلګې په توګه، که بانکی سیستم د پورونو د ورکولو شرایط بدل کړی، دا بدلون د سوداګرو پر پانګونه، د تولید پر کچه او د کارموندنې پر فرصتونو اغېز کولای شی. په مقابل کې، اقتصادی رکود یا د دولت د مالی سیاستونو بدلون هم د بانکی سیستم پر فعالیت اغېز لرلای شی. دا ښیی چې فرعی سیستمونه له لوی سیستم څخه په بشپړ ډول خپلواک نه دی، بلکې د اړیکو په یوه پراخه شبکه کې فعالیت کوی.

د دې اړیکو د ښه درک له پاره د سیستم د حدودو ټاکل هم مهم دی. د څېړنې موخه ټاکی چې کومې برخې د مطالعې په اصلی چوکاټ کې شاملې شی او کومې برخې د لوی سیستم یا چاپېریال په توګه وڅېړل شی. البته، له ټاکل شوی چوکاټ څخه بهر برخې هم د سیستم پر فعالیت اغېز لرلای شی؛ د سیستم حدود ټاکل یوازې د تحلیل د منظمولو یوه لاره ده.

۱.۴. د اصلی او فرعی سیستمونو توپیر نسبی دی، نه مطلق

یو سیستم په هر حالت کې په ثابت ډول نه اصلی وی او نه فرعی. دا چې یو سیستم د مطالعې اصلی موضوع ګڼل کېږی او که د یوه لوی سیستم برخه، د څېړنې له موخې او کچې سره تړاو لری.

د بېلګې په توګه، که د یوه هېواد اقتصادی سیستم وڅېړو، بانکی سیستم به یې فرعی سیستم وی. خو که د بانکونو جوړښت، د پورونو بهیر، د سپما راټولول او د مالی خدمتونو څرنګوالی په جلا توګه مطالعه کړو، بانکی سیستم به د مطالعې اصلی موضوع شی. په دې حالت کې د بانکی سیستم خپلې برخې هم د فرعی سیستمونو په توګه څېړل کېدای شی.

له همدې امله، د اصلی او فرعی سیستمونو ترمنځ توپیر باید د هغوی دایمی او نه بدلېدونکې ځانګړنه ونه ګڼل شی. دا توپیر د مطالعې له کچې او موخې سره سم ټاکل کېږی او له موږ سره مرسته کوی چې د سیستم حدود، داخلی جوړښت او له نورو سیستمونو سره اړیکې په سمه توګه تحلیل کړو.

۵.  د فعالیت د ډګر له مخې د سیستمونو ډولونه

سیستمونه یوازې د رامنځته کېدو د څرنګوالی، له چاپېریال سره د اړیکو او په یوه لوی جوړښت کې د خپل ځای له مخې نه طبقه‌بندی کېږی؛ بلکې د فعالیت د ډګر له مخې هم بېلابېل ډولونه لری.

د فعالیت د ډګر له مخې طبقه‌بندی پر دې بنسټ ترسره کېږی چې یو سیستم په کومه ساحه کې فعالیت کوی، کومې دندې ترسره کوی او د کومو اړتیاوو د پوره کولو له پاره کار کوی.

د دې معیار له مخې، د سیاسی، اقتصادی، ټولنیز او کلتوری سیستم ترڅنګ حقوقی، امنیتی، ښوونیز او تخنیکی سیستمونه هم د یادونې وړ دی. دا سیستمونه د خپلو ځانګړو دندو او فعالیتونو له مخې پېژندل کېږی، خو په عملی ژوند کې یې اړیکې له یو بل سره نږدې وی.

۵.۱. سیاسی سیستم

سیاسی سیستم له هغو بنسټونو، اړیکو او بهیرونو څخه جوړ دی چې د سیاسی واک له ترلاسه کولو، تنظیم او کارونې، د ګډو پرېکړو له نیولو او د ټولنې د سیاسی چارو له مدیریت سره تړاو لری. د دولت بنسټونه، سیاسی ګوندونه، ټاکنیز بهیرونه او د خلکو سیاسی ګډون یې د فعالیت له مهمو اړخونو څخه دی.

۵.۲. اقتصادی سیستم

اقتصادی سیستم هغه جوړښتونه، اړیکې او بهیرونه رانغاړی چې د سرچینو د تولید، وېش، تبادلې او مصرف څرنګوالی تنظیموی. بازارونه، بانکونه، سوداګریز بنسټونه او د کار بازار یې د بېلګو په توګه یادولای شو.

۵.۳. ټولنیز سیستم

ټولنیز سیستم د افرادو، ډلو، ټولنیزو بنسټونو او د هغوی ترمنځ د اړیکو هغه مجموعه ده چې د ټولنیز ژوند په تنظیم او دوام کې ونډه لری. کورنۍ، ټولنیزې شبکې او بېلابېل ټولنیز بنسټونه یې د مهمو برخو بېلګې دی.

۵.۴. کلتوری سیستم

کلتوری سیستم له هغو ارزښتونو، باورونو، ژبې، دودونو، سمبولونو او د معنا د لېږد له بهیرونو سره تړاو لری چې د یوې ټولنې د کلتوری ژوند په جوړولو او دوام کې ونډه لری. د ژبې، ادبیاتو، هنرونو او دودونو ساتنه او لېږد یې د فعالیت له مهمو اړخونو څخه دی.

د دغو څلورو سیستمونو داخلی جوړښت، د فعالیت څرنګوالی او له یو بل سره اړیکې پراخ بحث ته اړتیا لری؛ له همدې امله به په راتلونکې برخه کې هر یو په جلا او تفصیلی ډول وڅېړو.

۵.۵. حقوقی سیستم

حقوقی سیستم له قوانینو، اصولو، بنسټونو او کړنلارو څخه جوړ دی چې د حقونو او مکلفیتونو، قانونی اړیکو او د شخړو د حل چارې تنظیموی. د قانون جوړونې بهیرونه، قضایی بنسټونه او د قوانینو د تطبیق لارې یې د مهمو برخو بېلګې دی.

۵.۶. امنیتی سیستم

امنیتی سیستم هغه بنسټونه، اړیکې او کړنلارې په ځان کې رانغاړی چې د امنیت د تأمین، د ګواښونو د پېژندلو، د خطرونو د ارزونې او مدیریت او د بحرانونو پر وړاندې د غبرګون له پاره فعالیت کوی. د اړوندو ادارو ترمنځ همغږی او د معلوماتو شریکول یې د فعالیت له مهمو اړخونو څخه دی.

۵.۷. ښوونیز سیستم

ښوونیز سیستم له هغو بنسټونو، سرچینو، تګلارو او بهیرونو څخه جوړ دی چې د زده‌کړې او روزنې د تنظیم، د پوهې د لېږد او د مهارتونو د ودې له پاره فعالیت کوی. ښوونځی، پوهنتونونه، ښوونکی، زده‌کوونکی، درسی نصاب او د زده‌کړې د ارزونې لارې یې د مهمو عناصرو بېلګې دی.

۵.۸. تخنیکی سیستم

تخنیکی سیستم له وسایلو، تجهیزاتو، ټکنالوژیو، کړنلارو او اړوندو انسانی فعالیتونو څخه جوړ وی چې په ګډه یوه تخنیکی دنده ترسره کوی. د برېښنا د تولید او وېش سیستم، مخابراتی شبکې او د اوبو رسولو سیستمونه یې د بېلګو په توګه یادولای شو.

۶.  د سیستمونو د فعالیتی ډګرونو ترمنځ اړیکې

د فعالیت د ډګر له مخې د سیستمونو طبقه‌بندی د هغوی ځانګړې دندې روښانوی، خو دا په دې معنا نه ده چې سیستمونه له یو بل څخه په بشپړ ډول جلا دی. په عملی ژوند کې د یوه سیستم فعالیت د نورو سیستمونو پر جوړښت، سرچینو او پایلو اغېز کولای شی.

د بېلګې په توګه، د ښوونیز سیستم فعالیت له اقتصادی سرچینو سره تړاو لری، ځکه د ښوونځیو جوړول، د ښوونکو روزل او د تعلیمی موادو برابرول مالی امکانات غواړی. په ورته وخت کې، ښوونیز سیستم د پوهې او مهارتونو په پراخولو سره پر اقتصادی او ټولنیز ژوند اغېز کوی.

همدارنګه، سیاسی پرېکړې د اقتصادی فعالیتونو شرایط بدلولای شی؛ حقوقی اصول د ادارو او افرادو د فعالیت چوکاټ ټاکلای شی؛ او کلتوری ارزښتونه د خلکو پر ټولنیزو اړیکو او چلند اغېز لرلای شی. تخنیکی سیستمونه هم د اقتصاد، ښوونې، امنیت او نورو برخو د فعالیتونو د ملاتړ له پاره کارول کېږی.

دا اړیکې ښیی چې د یوه سیستم د بشپړ درک له پاره کله ناکله اړینه ده چې له نورو سیستمونو سره یې اړیکې هم وڅېړل شی. که یو سیستم په بشپړ ډول له نورو څخه جلا تحلیل شی، ښایی د هغه د فعالیت ځینې مهم لاملونه او پایلې له پامه وغورځول شی.

۷.  د سیستمونو د طبقه‌بندۍ په اړه مهمه یادونه

د سیستمونو د طبقه‌بندۍ په اړه یو مهم ټکی دا دی چې د وېش بېلابېل معیارونه د یوه سیستم بېلابېل اړخونه راښیی. دا معیارونه د یو بل بدیل نه دی، بلکې یو د بل بشپړوونکی دی.

یو سیستم د رامنځته کېدو له مخې طبیعی یا مصنوعی کېدای شی؛ له چاپېریال سره د اړیکو له مخې پرانیستی یا تړلی کېدای شی؛ په یوه لوی جوړښت کې د خپل ځای او د مطالعې د کچې له مخې اصلی یا فرعی کېدای شی؛ او د فعالیت د ډګر له مخې اقتصادی، ښوونیز، تخنیکی یا د بلې ځانګړې ساحې اړوند سیستم ګڼل کېدای شی.

د بېلګې په توګه، بانکی سیستم د انسانانو له خوا د مالی اړتیاوو د پوره کولو له پاره جوړ شوی، نو د رامنځته کېدو له مخې مصنوعی سیستم دی. دا له مشتریانو، بازارونو، دولتی ادارو او نورو مالی بنسټونو سره پیسې او معلومات تبادله کوی، نو پرانیستی سیستم هم دی. د یوه هېواد د اقتصادی سیستم په چوکاټ کې فرعی سیستم ګڼل کېدای شی، خو د فعالیت د ډګر له مخې اقتصادی سیستم دی.

په همدې ډول، ښوونیز سیستم مصنوعی او پرانیستی سیستم دی؛ د یوه پراخ ټولنیز جوړښت د فرعی سیستم په توګه مطالعه کېدای شی؛ او د فعالیت د ډګر له مخې ښوونیز سیستم ګڼل کېږی.

دا بېلګې څرګندوی چې د یوه سیستم د پېژندلو له پاره یوازې د هغه نوم یا د فعالیت ډګر معلومول بسنه نه کوی. د سیستم د بشپړ درک له پاره باید د څېړنې له موخې سره سم د هغه د رامنځته کېدو څرنګوالی، له چاپېریال سره اړیکې، په لوی جوړښت کې ځای، داخلی جوړښت او د فعالیت ډګر هم وڅېړل شی.

له همدې امله، د سیستمونو طبقه‌بندی یوازې د نومونو او ډلو ټاکل نه دی؛ بلکې د هغوی د جوړښت، فعالیت او اړیکو د تحلیل یوه علمی وسیله ده.

پایله

د سیستمونو د ډولونو مطالعه له موږ سره مرسته کوی چې د بېلابېلو سیستمونو ترمنځ ورته‌والی او توپیرونه په منظم ډول وپېژنو. د اصلی او فرعی سیستمونو توپیر روښانوی چې یو سیستم په یوه لوی جوړښت کې څه ځای لری او د مطالعې د موخې له مخې څنګه تحلیل کېدای شی. په ورته وخت کې، د فعالیت د ډګر له مخې طبقه‌بندی د سیستمونو ځانګړې دندې او د فعالیت ساحې راښیی.

خو د سیستمونو د بشپړ درک له پاره یوازې د یوه معیار پېژندل بسنه نه کوی. د یوه سیستم د دقیق تحلیل پر مهال باید د هغه داخلی جوړښت، د اجزاوو ترمنځ اړیکې، له چاپېریال سره تعامل، په لوی جوړښت کې ځای او له نورو سیستمونو سره متقابل اغېز په پام کې ونیول شی.

په راتلونکې برخه کې به د سیاسی، اقتصادی، ټولنیز او کلتوری سیستمونو جوړښت، ځانګړتیاوې او د فعالیت څرنګوالی په تفصیلی ډول وڅېړو، څو روښانه شی چې دا سیستمونه څنګه فعالیت کوی او له یو بل سره څه ډول اړیکې لری.

۰۲.۱۱.۲۰۲۶

 

04 نوامبر
۳دیدگاه

دوست دارم میهنم را !

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه  مؤرخ  ۱۳ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۴ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

دوست دارم میهنم را

 آبِ  او  را ، نانِ  او  را

 خانهٔ  دهقانِ   او   را،

باغِ   او  را ،  راغِ او  را

 دشتِ او،  آفاقِ او را

 دوست  دارم  میهنم را،

عزّت  و    آهنگِ   او را

 حکمت  و  فرهنگِ او  را،

 علمِ  او ،  دانشِ او را

 جامی  و   اورنگِ او را

دوست دارم میهنم را،

 صلح و  آرامشِ   او را

 عشق و  آسایشِ او را،

در  همه   ادوار   عالم

همچو شیر، غرشِ او را

دوست دارم  میهنم را،

 خاکِ پاکِ   مأمنش  را

 مردمانِ   روشنش  را،

نسلِ  فردای   وطن را

 رونقِ هر  گلشنش را

 دوست دارم میهنم را،

عزمِ    اولادِ    وطن  را

 دوست دارم مرد و زن را،

 دوست دارم هر نفس را

 دوست دارم روح و تن را

 دوست دارم میهنم را،

 در بهاران  دشتِ  او را

در زمستان تشتِ او را،

 لاله‌  های   سرخِ او را

 مردمِ سرمستِ  او را

 دوست دارم میهنم را،

دوست دارم کوهسارش

سبزه‌زار  و  لاله‌زارش،

 رودبار    و     آبشارش

هم شکوه و اعتبارش

دوست دارم  میهنم را،

 جنگل و  اشجارِ   او را

 دامن و کوهسارِ او را،

جنگِ  او ،  ایثارِ   او را

مردمِ   دیندارِ    او   را

دوست دارم میهنم را،

 کابل    و  پروانِ  ا و را

 درهٔ    پغمانِ    او   را،

 چاریکار  و    گلبهارش

 پنجشیر و  پریانِ  او را

دوست دارم  میهنم را،

 هم هرات، هم قندهارش

هم بدخشان و مزارش،

 زابل و غزنی و بامیان

گوشه‌گوشه اقتدارش

 دوست دارم میهنم را،

 هر کجای سرزمین را

 کشورِ افغان‌زمین  را،

 دوست دارم خاکِ او را

 مردمِ   بی‌باکِ   او را

 دوست دارم میهنم را،

***************

بشیر احمد شیرین سخن

هرات – افغانستان

04 نوامبر
۴دیدگاه

۲۴ ساعت چراغ فروزان فرهنگ و اندیشه

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه  مؤرخ  ۱۳ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۴ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

درود و سپاس به مناسبت بازگشایی دوبارهٔ پایگاه وزین ۲۴ ساعت
با مسرت و خرسندی از فعال‌ شدن دوبارهٔ سایت وزین ۲۴ ساعت و رفع دشواریهای پیش‌ آمده، مراتب سپاس و امتنان خویش را به پیشگاه رهبری فرهیخته، جناب محترم استاد مهدی بشیر صاحب و شاعر گرانقدر جناب محترم استاد قیوم بشیر هروی صاحب، همچنان تمامی دست‌ اندرکاران ارجمند این پایگاه فرهنگی و ادبی تقدیم میدارم.
همچنین در برابر بزرگان، اهل قلم، فرزانگان و عزیزانیکه با فرستادن آثار و مطالب پربار علمی، ادبی و فرهنگی، چراغ دانش و آگاهی را فروزان نگه میدارند و حاصل اندیشه و دانش خویش را برای بهره‌ مندی همگان به زیور نشر می‌ آرایند، مراتب ارادت، سپاس و حرمت خویش را نثار شان میدارم.
بی‌ گمان، پایگاه‌ هایی از این دست، گنجینه‌ ای ارزشمند برای پاسداشت فرهنگ، ادب و اندیشه‌ اند.
**پایدار و سربلند باد سایت وزین ۲۴ ساعت.**
با احترام و حرمت
احمد محمود امپراطور
۱۲ عقرب ۱۴۰۵ خورشیدی
کابل/افغانستان
03 نوامبر
۳دیدگاه

ادب چیست؟

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

ادب چیست؟

از   خدا      جوییم      توفیق      ادب 

 بی  ‌ادب  محروم  گشت از لطفِ رب  

بی‌ ادب  تنها   نه  خود  را  داشت بَد 

  بلکه    آتش    در  همه   آ فاق  زد

مولانا جلال الدین « بلخی »

ادب: ادب  در لغت؛ به معنی «  تربیت سالم ، دانش ، فَرهنگ،  معرفت ، علم ، احترام ،  حسن رفتار،  تنبیه و تأدیب، رسم ، روش پسندیده ، خوی خوش و آراسته شدن  به فضائل  اخلاقی » است.  متضاد  ادب: « بی‌ ادبی »، مترادف ‌ادب:« نزاکت، تهذیب ،اخلاق و انسانیت » و جمع ادب:« آداب » میباشد.

ادب: ادب در اصطلاح اخلاقی و اجتماعی؛ عبارت از گفتار، رفتار و پندار « پسندیده، سنجیده،  سالم، و نیکو » است  که انسان را از اشتباه،  لغزش،  حسادت، غرور،  تکبر و ستم  باز می‌دارد.  

ادب و اخلاق در آیین زرتشت « کتاب گات‌ها و اوستا»:

درآیین  زرتشت، ادب  و اخلاق بر پایه سه اصل بنیادین: «  پندار نیک،  گفتار نیک و کردار نیک » استواراست که ارکان آن: « راستی ، شادی و احترام  به محیط زیست » میباشد.

ادب از دیدگاه دین مبین اسلام:  

دین مبین اسلام  برمبنای ادب و اخلاق اسلامی بنا شده است. زیرا اسلام ادب  را نه تنها  یک فضیلت اخلاقی،  بلکه نشانه‌ای عمیق از ایمان و احترام  به حقوق  دیگران  در جامعه می‌داند.

 همچنان در قرآن عظیم‌الشان، آیات مبارک متعددی در مورد ادب و اخلاق اسلامی وجود دارد؛ خاصتاً  سوره الحجرات که به نام « سوره آداب و اخلاق » نیز یاد می‌شود، گواهی روشن براین حقیقت است.

باید خاطر نشان ساخت که:  ادب و اخلاق  درمنابع  روایی نیز جایگاه ارزشمند  و مهم  دارد، چنانچه  در کتاب  صحیح بخاری « جلد ششم »، فصل جداگانه به نام « کتاب الأدب » تذکر داده شده  که موارد عمده آن دراین باب چنین است:

« نیکی، خوش رفتاری و خدمت پدر و مادر، جهاد است؛  به  پدر و مادر دشنام  دادن  بزرگترین گناه است؛  بزرگترین  گناهان این است که کسی پدرو مادر خود را لعنت کند؛  کسی که پیوند با خیشاوندان را قطع  می کند  به بهشت وارد نمی شود؛  برمسلمان  روا نیست  که  پیش از سه روز با  برادر خود قطع رابطه  کند؛  کسی  که مهربانی نکند به  او مهربانی نمی شود؛ کسی  که رحم نکند،  بر وی رحم نمی شود؛ سخن  نیک، سخن  خوش  صدقه است؛ سخن دروغ  و شهادت دروغ  از برزگترین گناهان است؛ و حتی بیان شده که: پیامبر بزرگوار اسلام محمد « ص » به ادب و اخلاق اسلامی سخت ارزش می داد و شخصاً کار خانه خود را میکرد؛ چون وقات نماز فرا می رسید، به نماز می ایستاد».

شیخ عبدالله انصاری « پیرهرات » در کتاب « صد میدان » چنین بیان کرده است: « ادب  بحد زیستن است و قدم  باندازه نهادن. و آن در سه چیزاست: در خدمت، در معرفت، و درمعاملت …. ».

مولانا سعید افغانی در مورد « ادب و اخلاق اسلامی » چنین نوشته است: « اسلام  د ادب او د اخلاقو دین دی؛ اسلام د عمومی اوضاعو او دعامو خلکو سره د ښه ژوند کولو قوی خیال ساتلی دی او د یو مکمل ادبی او اخلاقی  ژوند  د برابرولو د پاره په  کښې  پاخه  اساسونه  شته دی … ».

الهی؛ آی الله تعالی با حکمت! 

ــ میدانم که ادب: جوهر انسانیت، ترازوی سنجش شخصیت و آیینه‌ی اعمال  و کردار انسان در خانه، خانواده و اجتماع است. البته این نعمت الهی بر دو محور استوار است: « آداب باطنی » که ریشه  در پاکی نیت و فروتنی دارد، و « آداب ظاهری »  که در گفتار نیکو و اعمال احسن تجلی می‌یابد.

ــ میدانم که ادب: عالی‌ ترین  مظهر اخلاق میباشد و تمامی فضایل و خوبی‌ های انسان در آن  خلاصه شده است. بنابراین، آراسته شدن آدمی به زیورِ « علم، ادب  و معرفت » ، نه ‌تنها  زمینه‌ ساز اعمال حسنه،  تقوا،  پرهیزگاری و سبب خیر و برکت در این دنیا  می‌ گردد،  بلکه باعث  رسیدن  به سعادت ابدی و رستگاری در آخرت نیز می‌ شود.

ــ میدانم که آداب و اخلاق انسانی : ریشه‌ای عمیق در تعـقل، تدبیرنیک و منطـقی،  استدلال  حقیقی و خاصتاً در وجدان بیدار انسان  دارد.  بدین منظور رعایت  مواردی چون: « ادب  سخن  گفتن  با  پدر، مادر، همسر، فرزندان، اقارب ، علما ، بزرگان و خُردان؛  ادب  پاسخ  دادن  به سلام  با لحن  نیکو و بهتر؛ عفت کلام در اجتماع ؛ ادب ورود به خانه‌ و حریم خصوصی دیگران؛ آداب نشستن و برخاستن؛  آداب  مجالس؛  بردباری در برخورد با نادانان  و حتی  حفظ  تعادل  و میانه‌ روی در حدّ  و مرز آداب عبادت، احکام دین و شریعت » از میوه‌های شیرین تربیت صالح  وعلم نافع  به شمار می‌روند.

ــ میدانم  که علم  بدون ادب،  جز غرور نمی‌ افزاید  و ادب  بدون علم، راه  به  جایی  نمی‌  برد!  زیرا بی ادبی؛ آدمی را از خانواده و اجتماع و حتی ازسر چشمه فیض وعنایت الله تعالی محروم می‌سازد. 

پس؛ ای الله تعالی عزیز و مهربان!                                                                                 

با فضل و لطف بیکران  خود،  قلبم  را به  زینتِ ادب ، کمالِ اخلاق و نور علم نافع  منور بگردان، تا با عقل سلیم و ایمان خالصانه، مایه‌ی افتخار فامیل، خدمتگزار خانواده و منشأ خیر و خدمت صادقانه برای سعادت بشریت شوم.

آمین یا ربَّ العالَمین

برهان الدین « سعیدی »

 

مآخذ و منابع:

سوره ۴۹: الحجرات « سوره آداب » از ایات مبارکه « ۱ تا ۱۸»  در مورد آداب معاشرت. ــ

ــ سوره ۱۷: الإسراء ، ایات مبارکه « ۲۳ و ۲۴ » :احسان و آداب سخن گفتن فرزندان با والدین.

ــ سوره ۲: البقره ، ایه مبارکه « ۸۳ » : در مورد احسان و سخن خوش.

ــ سوره ۳۱: لقمان ، ایه مبارکه « ۱۹ »: در راه‏ رفتن  خود میانه‏ رو باش و صدایت را آهسته ‏ساز.

ــ سوره ۲۴: النور ، ایه مبارکه « ۲۷ »: بدون اجازه به خانه ‏دیگران  داخل مشوید و بر اهل آن سلام بگویید.

ــ سوره ۵۸: المجادله ، ایه مبارکه « ۱۱»: در مجالس و جا دادن به تازه‌ واردها.

ــ  سوره ۴: النساء ، ایه مبارکه « ۱۱»: جواب دادن به سلام دیگران با لحنی بهتر یا حداقل مساوی.

ــ سوره ۲۵: الفرقان ، ایه مبارکه « ۶۳ »: روى زمین به نرمى گام بردارید و جواب نادان  را به ملایمت دهید.

ــ  کتاب صحیح بخاری: جلد ششم، از صفحه « ۴۸۴  تا  ۶۰۳ » از حدیث « ۵۹۷۰  تا ۶۰۲۶ »  باب کتاب ادب.

ــ کتاب گات ها « آیین زرتشت ــ اوستا »: تالیف و ترجمه ابراهیم پور داود؛ صفحات «۹۱  و ۹۳ ».

ــ کتاب صد میدان: خواجه عبدالله انصاری، مولف: اکرم شفائی: میدان پنجاه و پنجم ، فصل ادب ، صفحه « ۲۰ » .

ــ د مرحوم مولانا سعید افغانی لیکنو څخه څو انتخابی مقالی: صفحه « ۳۳» ، اسلام د ادب او د اخلاقو دین دی.

ــ فرهنگ زبان فارسی: دکتر« مشیری»، صفحه « ۴۹ » و فرهنگ فارسی عمید: صفحه « ۷۲ »: در مورد ادب. 

03 نوامبر
۳دیدگاه

به  تمّنای  تو

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

به تمّنای تو

گفتم که دلم   را ز کفت  باز ستانم
هرگز  نتوان ،خاک   دو عالم بزبانم 
هرچند که  عمرِ به  تمّنای  تو بودم 
تا روز  قیامت  پیِ   وصلِ  تو  دوانم 
یک عمر به امیدی وصالِ  تو دویدم
آنقدر دویدم که کمر  همچو  کمانم
تا خواسته ام سجدهٔ شکرانه نمایم
ابروی  تو  را  قبله  نما داد نشانم
آنقدر به دل رخنه نمودی  که چنینم
 
آیات لبت  جای  نماز از تو بخوانم
دل داده ام آنقدر که دیگر رمقی نیست
تا جان به قدم های عزیزت بفشانم
ترسم که اجل آید و وصلِ تو نبینم 
سوزد بکف جان و تن و روح و روانم
سی سال چو طاهر غمِ عشقِ تو کشیدم
پیرم به  هوای لبِ لعلِ  تو جوانم
سیدآصف طاهری
نیدرزاکسن – آلمان 

 

03 نوامبر
۵دیدگاه

مکتب کلاسیک

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

مکتب کلاسیک

هر چند نوجوانی، شهد و شراب و قند است

لیکن حیات هستی، آلوده ای گزند است

دنیا  به  کام  دارا ،  همواره  میزند   چرخ 

وارونه زندگانی، در شاََن  مستمند است

گر یوسف و زلیخا ، یعقوب ام  که باشی 

زنجیر نامرادی، در پای  عشق  بند است

این گردش زمین و، این ابر و  باد و باران 

در چشم اهل دانش، آموزه ها و پند است

در مکتب  کلاسیک  ، پر میزنم  چو عنقا

باشد غزل روانم، تخمیس دلپسند است

اشعار بی ردیف و، بی قافیه خوشم نیست 

شعر سپید و نیما، در پیش من چرند است 

دور از امام و عالم ، دور از کرامت خلق

این ریش صوفی و شیخ، از بهر  ریشخند  است 

در خاک من هما  و ، سیمرغ لانه دارد

گستاخی گر نباشد، اقبال من بلند است

معیار آدمیت ، پول  و متاع و جا نیست 

عاشق به پیش محمود، نیکو و ارجمند است

——-

احمد محمود امپراطور 

یکشنبه ۱۱ عقرب ۱۳۹۹ خورشیدی 

برابر  به ۰۱ نوامبر ۲۰۲۰ ترسایی 

 

 

03 نوامبر
۳دیدگاه

سرگرمی ریاضی

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  -۳ نوامبر۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

با تشکر از همکار گرامی ما محترم انجنیر غیاثی ، اینک

سرگرمی ریاضی این هفته را خدمت شما عزیزان

پیشکش می نماییم.

============

سرگرمی ریاضی

عدد سوالیه چند است؟

.

 

جواب در هفته اینده . . .

03 نوامبر
۱ دیدگاه

غروب نارنجی

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۸ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

غروب نارنجی

چه زیباست غروب نارنجی که

خیابان‌ها را همیشه

همراهی می‌کند

گونه‌های سرخ

درختان شهر را می‌بوسند

چقدر دلتنگ می‌شوند

برگ‌های عاشق برای

لمس تن زمین

با گرمای چراغ پاییزی

پشت پنجره با عطر چای عصرانه ،

به هجرت پرستوها می نگرم

برگ‌های آرزوهایم،

یکایک زرد می شوند

آفتاب‌دیدگانم سرد،

خاطراتم پر درد و

اشک‌هایم چون باران

دلتنگی دامنم را زرد می‌سازد

صدای باد می‌آید من مسافرم

همواره مرا به وسعت برگ‌ها ببرید

برگ‌های امیدم یکی پس

از دیگری می‌ریزند

چه سخت است برگ درون

خود جان دارد

اما هر رفتنی پایان نیست!

عالیه میوند

فرانکفورت – آلمان

03 نوامبر
۱ دیدگاه

 مرغ خیال 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

 مرغ خیال 

 دل  از  بهار عشقت  رنگ  دگر  گرفته

باغ   امید   عاشق ، از  نو  ثمر  گرفته

 دل‌ کرده  آرزویت  اندر  هوای   کویت

 مرغ  خیال  عاشق  امروز   پر  گرفته

 مثل‌  کویر خسته افسرده   بود حالم

اما به  یاد  رویت  ، جانِ    دگر  گرفته

 در  وادی خیالت ، گر  پا نهاد  این دل

رسوایی وجنون را   مد   نظر   گرفته

در  آتش  فراقت   بیچاره  این  دل من

 بنیاد نیڪ   نامی   ، زیر  و  زبر گرفته

 اندر پی وصالت  این عاشق  فسرده

عمرو جوانی‌اش‌ را خرج  سفر گرفته

عاشق تورا ندارد ، در آغوش حقیقت

 در عالم  خیالش  محکم  به بر گرفته

 با شبنمِ نگاهی، لطفی نما به حالم

کزدوری توعاشق  وضع  خطر گرفته

چمن علی رشیدی

 غزنی – افغانستان

03 نوامبر
۱ دیدگاه

مردم جان فدا

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

مردم جان فدا

 باز آ و  بر  کفم  نه  آن  جام  بی حیا  را

 تا افکنم  به  پایت  این  مست  بینوا  را

 بر  مطربان  بگوئید   ساز  طرب  نوازند

 مستیی باده سازد امشب خراب ما را

از عشق و از محبت، دگر نپرسید از من

 زاندم که  دیده  دیده  آن قامت رسا را

 روز در حضور باشم ، شبها دعا نمایم

یارب تو  خود  نگهدار آن  یار جان بلا را

 بس کن دگر خدایا ظلم و ستم به مردم

 در خون تپیده  دیدم  امت مصطفی را

با سوز دل امشب  دست دعا بلند کن

 الله  قبول  نماید  در  دل  شب دعا را

 هر چند کرده باشی سیر و  صفا به دنیا

هرگز ندیده باشی چون  ملک با صفا را

 شب تا دم سحرگاه ” امان“نشسته با ما

 بر خاک و خون دیدم مردم جان فدا را

 امان قناویزی

31 اکتبر
بدون دیدگاه

قابل توجه خوانندگان محترم و همکاران عزیز!

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۹ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

قابل توجه خوانندگان محترم

 

و همکاران عزیز!

===============

نسبت مشکلات تخنیکی سایت ۲۴ ساعت

تا اطلاع بعدی نشرات ندارد.

بامید رفع هرچه زودتر این مشکل ، سعادتمندی

شما را تمنا داریم. 

با عرض حرمت

مسئولین سایت ۲۴ ساعت

شنبه ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۶

29 اکتبر
۳دیدگاه

جواب چیستان ها ومعمای کلمات تصویری (شماره ۷)

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ  ۷ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

با سپاس از همکار گرامی ما جناب انجنیر صاحب غیاثی عزیز ،

اینک چیستان ها و معمای کلمات تصویری هفته گذشته

را خدمت شما پیشکش می نماییم. 

جواب چیستان ها:

۱- تاریکی

۲- باد

۳- سکوت

۴- شانه

 

حل معمای کلمات تصویری شماره (۷)

.

                                                

29 اکتبر
۱ دیدگاه

عاشقِ زار

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ  ۷ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

عاشقِ زار

خویش میدانم که آخر بر سری دارش منم

گرچه  میدانم  ولی   بازم   خریدارش  منم

می‌زند هردم به مژگان بر دلی صد پاره ام

تیر باران  کرده  ما  را  عاشقِ  زارش  منم

خنده بر لب  دارد  اما  راز ها در خنده اش

قصد جان  دارد  مرا  منظور   آزارش  منم

می‌کُشد  آخر  مرا  با هر  نگاهش  نازنین

بینِ مرگ و زنده گی مشتاق دیدارش منم

تاب و طاقت می برد  افتد  فشارم ناگهان

بس که معتادم به او از بس گرفتارش منم

می‌دهد هشدار دل را با لبِ شیرین خود

لرزه ها  افتد  به  تن  بر  زیر آوارش  منم

سر به تن هرگز نباشد  یا  سرِ  زانوی یار

یا که این باشد و آن باشد سزاوارش منم

یک نفس باشد به تن دیگر مرا امید نیست

از نفس افتاده ام از  بس  طلبگارش منم

سال ها با ناز چشمش زنده گورم کرده است

یک همین سر مانده در تن این بدهکارش منم

او اگر خواهد که می‌خواهد نمی‌گوید مرا

همچو طاهر عاشق و بیمار و دلدارشدلدارش منم

سید آصف طاهری

نیدرزاکسن – آلمان 

 

29 اکتبر
۳دیدگاه

فراز و فرودِ زندگی

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ  ۷ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

فراز و فرودِ زندگی

 دلم  چون   موجِ    دریا  در  خروش است

 گهی   آرام   و گه پُر جنب‌ و جوش است

 گهی  نقد  و  گهی  نسیه،   گه مسدود

 گهی بی‌رنگ  و  رونق ، کم‌ فروش است

 گهی    لبریزِ   عشق  و  شور و شادی

 گهی از  غُصه  و  غم ، پرده‌ پوش است

 گهی      در      آرزوی       وصلِ     یاران

 گهی از   هجرِ  آنان  ، دل خموش است

 گهی با  خنده    می‌پوشم   غمِ  خویش

 گهی اشکم چو باران   در  خروش  است

 گهی چون شیرِ بیشه،  مست  و مغرور

 گهی از ترسِ دوران،  مثلِ   موش است

 بشیر ، این  زندگی  پست  و  بلند است

 گهی  شهدِ  وصال ، گه زهرِ نوش است

بشیراحمد شیرین سخن

28 اکتبر
۱ دیدگاه

د سیستمونو ډولونه

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۶ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

د سیستمونو ډولونه

د سیستمونو د وېش عمده معیارونه

نور محمد غفوری

سریزه

په تېرو دوو مقالو کې مو درنو لوستونکو ته د سیستم د مفهوم او د هغه د فعالیت د څرنګوالی په اړه معلومات وړاندې کړل. په لومړۍ مقاله کې مو وڅېړل چې سیستم څه ته ویل کېږی او اساسی ځانګړتیاوې یې کومې دی؛ په دویمه مقاله کې مو تشریح کړه چې د سیستم بېلابېلې برخې څنګه فعالیت کوی، له یو بل سره څه ډول اړیکې لری او د خپلو متقابلو اړیکو له لارې څنګه پایلې رامنځته کوی.

سیستمونه د جوړښت، فعالیت او موخو له مخې له یو بل سره توپیر لری. ځینې یې په طبیعی ډول رامنځته کېږی، لکه د انسان بدن او ایکولوژیکی سیستمونه؛ ځینې نور د انسان له خوا د ځانګړو اړتیاوو د پوره کولو له پاره جوړېږی، لکه بانکی او ښوونیز سیستمونه. همدارنګه، ځینې سیستمونه له خپل چاپېریال سره د موادو، انرژۍ یا معلوماتو تبادله کوی، او د ځینې نورو اړیکې له چاپېریال سره محدودې وی. ځینې سیستمونه د مطالعې اصلی موضوع وی، خو ځینې نور د لویو سیستمونو د برخو (اجزاوو)  په توګه فعالیت کوی.

د دغو توپیرونو د پېژندلو او د سیستمونو د جوړښت او فعالیت د ښه درک له پاره، په سیستمونو پورې په اړوندو علمی څانګو کې له بېلابېلو معیارونو څخه ګټه اخیستل کېږی. دې بهیر ته د سیستمونو تصنیف یا کلاسیفیکاسیون ویل کېږی. د تصنیف موخه یوازې د سیستمونو په ډلو وېشل نه دی، بلکې دا هم ده چې د هغوی ځانګړتیاوې، له یو بل سره توپیرونه او په لویو جوړښتونو کې د هغوی اړیکې په منظم ډول وپېژندل شی.

البته، د سیستمونو د تصنیف له پاره یو واحد وېش نشته چې په ټولو علمی څانګو او د څېړنې په ټولو موخو کې یو شان وکارول شی. د وېش معیارونه د څېړنې له موضوع، موخې او علمی ډګر سره سم توپیر کولای شی. په دې مقاله کې به د سیستمونو د تصنیف څلور عمده معیارونه وڅېړو او د هر یوه له مخې به د سیستمونو بېلابېل ډولونه تشریح کړو.

۱.   د سیستمونو د وېش عمده معیارونه

د سیستمونو د ښه پېژندلو له پاره باید لومړی روښانه کړو چې د کومې ځانګړتیا له مخې او په کوم معیار یې په ګروپونو وېشو. په دې مقاله کې د سیستمونو د تصنیف له پاره څلور عمده معیارونه په پام کې نیسو:

۱.  د سیستم د رامنځته کېدو له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه په طبیعی او مصنوعی سیستمونو وېشل کېږی. دلته د سیستم د رامنځته کېدو څرنګوالی مهم دی؛ یعنې سیستم په طبیعی بهیرونو کې رامنځته شوی او که د انسان له خوا طرحه او په مصنوعی ډول جوړ شوی دی.

۲.  له چاپېریال سره د اړیکو له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه په پرانیستو او تړلو سیستمونو وېشل کېږی. دلته د سیستم او چاپېریال ترمنځ د موادو، انرژۍ او معلوماتو د تبادلې څرنګوالی په پام کې نیول کېږی. البته، په پرانیستو او تړلو سیستمونو کې د توپیر دقیق معیار د علمی څانګې له مخې بدلېدای شی؛ ځکه په بېلابېلو علمی ډګرونو کې له چاپېریال سره د سیستم د اړیکو ډولونه په یو شان معنا نه کارول کېږی.

۳.  په یوه لوی جوړښت کې د ځای او د مطالعې د کچې له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه د اصلی سیستم او فرعی سیستم په توګه پېژندل کېږی. دلته مهمه دا ده چې د څېړنې په مهال سیستم په یوه لوی جوړښت کې څه ځای لری او د مطالعې په بهیر کې په کومه کچه ورباندې تمرکز کوو.

۴.  د فعالیت د ډګر له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه د فعالیت د برخې او ساحې پر بنسټ وېشل کېږی؛ لکه سیاسی، اقتصادی، ټولنیز، کلتوری، امنیتی، حقوقی، ښوونیز، تخنیکی او نور سیستمونه.

دا معیارونه د سیستمونو بېلابېل اړخونه روښانوی؛ له همدې امله، یو سیستم د یوه معیار له مخې په یوه ډله او د بل معیار له مخې په بله ډله کې راتلای شی. د بېلګې په توګه، یو بانکی سیستم د رامنځته کېدو له مخې مصنوعی سیستم دی، ځکه انسانانو د مالی خدمتونو د وړاندې کولو له پاره جوړ کړی دی. له چاپېریال سره د اړیکو له مخې پرانیستی سیستم ګڼل کېږی، ځکه له مشتریانو، نورو مالی بنسټونو، دولتی ادارو او اقتصادی چاپېریال سره اړیکې او تبادلې لری. د یوه هېواد د اقتصادی سیستم په چوکاټ کې فرعی سیستم دی، خو د فعالیت د ډګر له مخې اقتصادی سیستم ګڼل کېږی.

له دې بېلګې څخه څرګندېږی چې یاد څلور معیارونه یو د بل بدیل نه دی؛ بلکې هر یو د سیستم یوه ځانګړې ځانګړتیا راڅرګندوی. همدارنګه، دا څلور معیارونه د سیستمونو د تصنیف یوازینی معیارونه نه دی، بلکې د دې مقالې د موخې له مخې غوره شوی عمده معیارونه دی
.

۲.  طبیعی او مصنوعی سیستمونه

د سیستمونو د وېش لومړی معیار د هغوی د رامنځته کېدو څرنګوالی دی. د دې معیار له مخې، سیستمونه په دوو عمومی ډلو وېشل کېدای شی: طبیعی سیستمونه او مصنوعی سیستمونه. د دواړو ترمنځ اساسی توپیر دا دی چې سیستم په طبیعی بهیرونو کې رامنځته شوی او که د انسان له خوا د یوې ټاکلې اړتیا یا موخې له پاره جوړ شوی دی.

طبیعی سیستمونه

طبیعی سیستمونه هغه دی چې د طبیعی بهیرونو او شرایطو په پایله کې (تر ډیره د انسان له مداخلې پرته) رامنځته شوی وی، نه دا چې انسان په مستقیم ډول د یوه ټاکلی پلان له مخې جوړ کړی وی. د انسان بدن، د ځمکې د اقلیم سیستم، د سیندونو سیستم او ایکولوژیکی سیستمونه یې بېلګې دی.

د انسان بدن یو طبیعی سیستم دی، ځکه له بېلابېلو غړو او جوړښتونو څخه جوړ شوی او هره برخه یې ځانګړې دنده ترسره کوی. زړه وینه پمپ کوی، سږی د اکسیجن او کاربن ډای‌اکسایډ تبادله ترسره کوی او عصبی سیستم د بدن د بېلابېلو فعالیتونو په تنظیم کې ونډه لری. د دغو برخو فعالیتونه له یو بل سره تړلی دی؛ له همدې امله، د یوې برخې فعالیت پر نورو برخو او د ټول بدن پر فعالیت اغېز کولای شی. د بدن د ژوندی پاتې کېدو او عادی فعالیت له پاره د دغو برخو ترمنځ همغږی اړینه ده.

مصنوعی سیستمونه

مصنوعی سیستمونه هغه دی چې انسان یې د یوې ځانګړې اړتیا د پوره کولو، موخې ته د رسېدو یا د ستونزې د حل له پاره طرحه او رامنځته کوی. ښوونیز نظام، بانکی سیستم، ترانسپورتی سیستم، ترافیکی سیستم، د یوه شرکت اداری جوړښت او د برېښنا د وېش سیستم او داسې نور یې بېلګې دی.

د بېلګې په توګه، ښوونیز سیستم د زده‌کړې او پوهې د لېږد له پاره رامنځته کېږی. په دې سیستم کې زده‌کوونکی، ښوونکی، ښوونځی، درسی مواد، تعلیمی ادارې او اړوندې تګلارې بېلابېلې برخې دی. خو یوازې د دغو برخو شتون ښوونیز سیستم نه جوړوی؛ د هغوی ترمنځ اړیکې، د دندو وېش، همغږی او ګډ فعالیت هم مهم دی. د بېلګې په توګه، د ښوونکو تدریس، د زده‌کوونکو زده‌کړه، د درسی موادو کیفیت او د تعلیمی ادارو مدیریت ټول د ښوونیز سیستم پر فعالیت او پایلو اغېز کوی.

د طبیعی او مصنوعی سیستمونو ترمنځ توپیر

د طبیعی او مصنوعی سیستمونو ترمنځ اساسی توپیر د هغوی د رامنځته کېدو په څرنګوالی کې دی، نه دا چې یو حتماً منظم وی او بل نه وی، یا یو موخه ولری او بل یې ونه لری. طبیعی سیستمونه هم منظم جوړښتونه او د فعالیت ځانګړتیاوې لری، او مصنوعی سیستمونه هم د انسان له خوا د ټاکلو موخو د ترلاسه کولو له پاره جوړېږی.

همدارنګه، دا توپیر په دې معنا نه دی چې طبیعی سیستمونه هېڅکله د انسان تر اغېز لاندې نه راځی، یا مصنوعی سیستمونه له طبیعی شرایطو سره اړیکه نه لری. انسان کولای شی طبیعی سیستمونه بدل کړی؛ د بېلګې په توګه، د ځنګلونو وهل د یوې سیمې پر ایکولوژیکی سیستم اغېز کوی. په ورته وخت کې، مصنوعی سیستمونه هم د طبیعی چاپېریال، سرچینو او شرایطو تر اغېز لاندې فعالیت کوی. د برېښنا د تولید او وېش سیستم، د بېلګې په توګه، د اوبو، باد، سون‌توکو او نورو سرچینو له شتون سره تړاو لرلای شی.

په ځینو مواردو کې طبیعی او مصنوعی عناصر په یوه ګډ جوړښت کې سره یوځای کېږی. کرنیز سیستم یې یوه بېلګه ده: خاوره، اوبه، اقلیم او ژوندی موجودات طبیعی عناصر دی، خو د کرنې وسایل، د اوبو لګولو شبکې او د انسان د مدیریت لارې مصنوعی عناصر دی. له همدې امله، د سیستم د رامنځته کېدو د څرنګوالی پېژندنه د هغه د طبیعی او مصنوعی اړخونو د درک له پاره مهمه ده.

۳. پرانیستی (واز) او تړلی (بسته) سیستمونه

د سیستمونو د وېش دویم معیار له خپل چاپېریال سره د هغوی د اړیکو څرنګوالی دی. د دې معیار له مخې، سیستمونه په عمومی ډول پرانیستی او تړلی سیستمونه بلل کېږی. د دې وېش اساسی موخه دا ده چې معلومه کړو سیستم له خپل چاپېریال سره څه ډول اړیکې لری او کوم شیان د سیستم او چاپېریال ترمنځ تبادله کېږی؛ یا په بل عبارت: د «پرانیستی» او «تړلی» سیستم تعریف او د توپیر معیار په ټولو علمی څانګو کې یو شان نه دی.

پرانیستی سیستمونه

پرانیستی سیستمونه هغه دی چې له خپل چاپېریال سره د مادې، انرژۍ یا معلوماتو تبادله کوی. د دې تبادلې ډول او کچه د سیستم له ماهیت او فعالیت سره تړاو لری.

د بېلګې په توګه، د انسان بدن له چاپېریال څخه خواړه، اوبه او اکسیجن ترلاسه کوی، انرژی مصرفوی او تودوخه، کاربن ډای‌اکسایډ او نور مواد چاپېریال ته باسی. له همدې امله، د انسان بدن یو پرانیستی سیستم ګڼل کېږی؛ ځکه فعالیت او ژوند یې له چاپېریال سره له دوامداره تبادلې سره تړلی دی.

په همدې ډول، ښوونیز نظام له ټولنې څخه زده‌کوونکی، سرچینې او معلومات ترلاسه کوی، ښوونه او روزنه وړاندې کوی او د ټولنې پر پوهه، مهارتونو او ټولنیز ژوند اغېز کوی. ټولنیز، اقتصادی او سیاسی سیستمونه هم له خپل چاپېریال او نورو سیستمونو سره اړیکې لری. د بېلګې په توګه، اقتصادی سیستم له کورنیو، بازارونو، دولتی ادارو او نړیوال اقتصاد سره اړیکې او تبادلې لری؛ له همدې امله، په دغو برخو کې بدلونونه د اقتصادی سیستم پر فعالیت او پایلو اغېز کولای شی.

تړلی سیستمونه

د تړلی سیستم اصطلاح باید د اړوند علمی ډګر له تعریف سره سم وکارول شی؛ ځکه په بېلابېلو علمی څانګو کې یې معنا یو شان نه ده. په عمومی او ځینو ټولنیزو یا سازمانی بحثونو کې تړلی سیستم هغه سیستم ته ویل کېږی چې له چاپېریال سره یې اړیکې یا تبادلې محدودې وی، یا د تحلیل پر مهال یې داخلی جوړښت ته تر بهرنیو اړیکو ډېر پام کېږی.

خو په ترمودینامیک کې د تړلی سیستم تعریف دقیق دی: تړلی سیستم له چاپېریال سره ماده نه تبادله کوی، خو انرژی ورسره تبادله کولای شی. په مقابل کې، منزوی سیستم نه ماده او نه انرژی له چاپېریال سره تبادله کوی.

په عملی نړۍ کې بشپړ منزوی سیستمونه ډېر کم دی. همدارنګه، په ټولنیزو او سازمانی مطالعاتو کې کله ناکله یو سیستم د تحلیل له پاره تر ډېره له چاپېریاله جلا په پام کې نیول کېږی؛ خو دا تحلیلی جلاوالی په خپله دا معنا نه لری چې سیستم په واقعیت کې له چاپېریال سره هېڅ اړیکه نه لری.

د پرانیستو او تړلو سیستمونو د توپیر پېژندل ځکه مهم دی چې د یوه سیستم فعالیت یوازې د هغه په داخلی برخو او اړیکو پورې نه تړل کېږی. چاپېریال، سرچینې، بهرنی شرایط او له نورو سیستمونو سره اړیکې هم د هغه پر فعالیت او پایلو اغېز کولای شی. د همدې اړیکو څېړنه مرسته کوی چې د سیستم د بدلونونو او د هغه د پایلو لاملونه په ښه توګه درک کړو.

د تړلیو او منزوی سیستمونو ترمنځ توپیر

په ټرموډینامیک (Thermodynamics)  فزیک کې – چې د تودوخې، انرژۍ، کار او د هغوی ترمنځ د بدلونونو او اړیکو مطالعه کوی– تړلی او منزوی سیستمونه یو له بل سره توپیر لری. تړلی سیستم له خپل چاپېریال سره ماده نه تبادله کوی، خو انرژی تبادله کولای شی. د بېلګې په توګه، په یوه کلک او تړلی لوښی کې د ګاز اندازه ثابته پاتې کېدای شی، خو که لوښی له بهر سره تودوخه تبادله کړی، د ګاز د تودوخې درجه بدلېدای شی.

برعکس، منزوی سیستم هغه دی چې له چاپېریال سره نه ماده او نه انرژی تبادله کوی. په واقعی نړۍ کې د بشپړ منزوی سیستم رامنځته کول ډېر ستونزمن دی؛ له همدې امله، په علمی څېړنو کې ډېر وخت د داسې سیستمونو فرضی یا نږدې بېلګې کارول کېږی.

په دې توګه، د دواړو ترمنځ اساسی توپیر دا دی چې تړلی سیستم له چاپېریال سره د انرژۍ تبادله کولای شی، خو منزوی سیستم په بشپړ تعریف کې له چاپېریال سره هېڅ ډول ماده یا انرژی نه تبادله کوی.

په راتلونکې لیکنه کې به د اصلی او فرعی سیستمونو او د فعالیت د ډګر له مخې د سیستمونو د کتګوریزاسیون (طبقه بندۍ) په اړوند معلومات وړاندې شی.

۲۵/۱۰/۲۰۲۶م

(پاته لری)

28 اکتبر
۲دیدگاه

هر ملتی که دل به هنر داد ماند نیست 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۶ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

.

هر ملتی که دل به هنر داد ماندنیست 

.
( رازق احمدیان)
.
رفتی  و  خاطرات  تو  در  یاد ماندنیست 
.
آثار   ماندگار    تو   استاد    ماند نیست 
.
گلدسته های مسجد و محراب شهر ما 
.
با این  کتیبه  های  تو  اباد  ماندنیست 
.
تاریخ  نام  و  یاد  تو   را  زنده  می کند 
.
هر ملتی که دل به هنر داد ماندنیست 
.
شاگرد  زنده  یاد  تو  پیرزاد بوده است 
.
روحش کنار روح شما شاد ماندنیست 
.
روحت همیشه شاد و خدا رحمتت کند 
.
ای زنده یاد ،  یاد تو  در یاد ماندنیست 
.
عطار  افتخار   هنر   هست  در  جهان 
.
نامش به سبک مکتب بهزاد ماندنیست 
.
.
رازق احمدیان در روز جهانی هنر با مخاطب قرار دادن استاد نورالله وثوق و عنوانی کانون هنرهای زیبا، اندیشه و دانش برای گرانمهر رفیع اصیل یوسفی یاد آوری نموده است :
.
در شرایط فعلی ، هنر خطاطی،شاعری و در مجموع زبان و ادبیات فارسی در معرض خطر، فروپاشی و فراموشیست.
بی توجهی به اساتید خوشنویسی و شعرای معاصر و پیر شدن آنان از یک سو ـ و مبارزه آشکار و نهان با زبان و ادبیات پارسی از سوی دیگر زنگ خطریست که خیلی‌ ها نمی خواهند بشنوند.
.
از این پس اساتید هنر خوشنویسی را همچون زنده یاد حضرت استاد محمد علی عطار، استاد میر آقا حسینی و استاد پیرزاد هروی را باید در تاریخ جستجو کنیم !
.
چنانچه شعرای چون ملوک تابش، براتعلی فدایی، کفاش،شکوهی، فرخاد، ناهض،،،،،، و  به تاریخ پیوسته اند و آثار شأن را برای ما  یادگار نهادند و عطر کلام خودرا پراکنده اند.
متأسفانه امروز کسی قدر معلم خوشنویسان ـ استاد نجیب الله انوری و یاران اورا حرمت نمی نهد و کسی قدردان شان نیست!
بهمین روال شعرای چون،محمد ظاهر رستمی، علیشاه حکیمی، اسد الله یوسفی، علی احمد زرگر پور و ده ها و صد ها ی دیگر بفراموشی 
و نسیان ذهن و روان خود سپرده ایم……
باید بگویم که شعرا و خطاطان معاصر ما در جامعه امروزی خود مورد بی مهری و در حالت انزوا و فراموشی قرار گرفته آند.
خوبست که جوانان و نو جوانان در هر جایی که هستند حتی المقدور از نعمت آموزش هنر و نعمت شاگردی اساتید هنر ـ خودرا آراسته و بهره مند سازند.
اساتید هنر، سرمایه های معنوی جامعه هستند ـ. بهره مندی از تجارب و اندوخته های آنان میراث گذشتگان ما را حفظ و حافظ میراث‌ های فرهنگی هنری،شعر، موسیقی و خوشنویسی وحتا خوانندگی خواهد بود، زیرا آفریدگار روح، کلمه و عاطفه  بود که روز ازل هنر را در کالبد جسمانی،،نی،، و نوای داوودی پیامبرانش نهاده است…….
مطلبی دومی که شاعر و فرهنگی گرامی هریوا جناب رازق احمدیان عنوان می دارد  مخاطبش به معلمان هنر این سرچشمه های خرد و خودباوری و خلوص و پاکی است ؛
( به اساتید خوشنویس و شعرای معظم عرض می‌کنم جوانان را تا می توانند تشویق نمایند و در انتقال تجربیات و اندوخته های هنری فرهنگی خود وسپردن  رمز وراز آن به نسل جوان بکوشند تا نام و یاد خودرا برای همیشه در جامعه و تاریخ وفرهنگ، زنده، پویا و ماندگار سازند.
متأسفانه نویسندگان، هنرمندان و شاعرانی که نام و نشان بیشتری در جامعه پیدا کرده اند،گاهی از جوانان دور شده واز مردم خود فاصله گرفته اند.
در شرایط فعلی که فرهنگ و زبان پارسی در معترض خطر و تهدید جدی قرار دارد، تشویق جوانان به،، شعر خوانی،، و فراتر از آن به آموزش شعر -هنر وادب و مهارت های چون خط، نگارگری،تذهیب و نقاشی ـ در میان مدت و دراز مدت گامی قوی در راستای توسعه،حفظ و پاسداشت فرهنگ 
و زبان گرانسنگ پارسی خواهد بود.)
در خاتمه با یاد آوری این سخن،،نیچه،، که شعار جهانی جوامع فرهنگی شده؛ »(در نهایت هنر نجات بخش است.)« این دل سرودهِ رفیع اصیل یوسفی را تقدیم شما خوبان می نمایم.
با درود وبدرودی چو نور دل پارسایان ؛
.
 بوی گل  عالمی را  مست  و حیران  می کند 
.
گفتن از  تو صد  هزاران  دردرا  درمان می کند
.
بعضی ها می گویند با یک گل نمی گردد بهار 
.
من گلی  دارم که  عالم  را  گلستان  می کند 
دوم عقرب / آبان ۱۴۰۵ خورشیدی
28 اکتبر
۴دیدگاه

احمد محمود امپراطور؛شاعر،نویسنده ومخمس‌ سرای معاصر افغانستان

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۶ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

احمد محمود امپراطور، شاعر، نویسنده و

مخمس‌ سرای معاصر افغانستان

*************************

احمد محمود امپراطور، شاعر، نویسنده، گرافیست و مخمس‌ سرای معاصر افغانستان، از جمله شاعرانی است که در کنار قالب های کلاسیک شعر فارسی دری، مانند: غزل، مخمس، مثلث، مستزاد، رباعی، مثنوی، مسدس و دیگر قالبهای شعری، به آفرینش آثار ادبی پرداخته است.

او با علاقه به شعر کلاسیک و معاصر، تا اکنون بیش از ۱۲۰ مخمس بر غزلیات خود و شاعران دیگر سروده است. در میان شاعرانی که غزلیات شان مورد توجه او قرار گرفته‌ اند، میتوان از این چهره‌ های ادبی نام برد:

۱. حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل

۲. کمال‌الدین مسعود خجندی (کمال خجندی)

۳. ابوالقاسم عارف قزوینی

۴. صوفی غلام‌نبی عشقری

۵. اسدالله عفیف باختری

۶. محمد نذیر ظفر

۷. حبیب‌الله بلبل

۸. نعیم جوهر پارسا

۹. مسعود خلیلی

۱۰. استاد گلنور بهمن

۱۱. شهلا شهریاری

۱۲. استاد احمد ضیا رفعت

۱۳. هلال فرشیدورد

۱۴. خیام خموش

۱۵. دوکتور شگوفه باختری

۱۶. لیلی حبیب

انتشار آثار در رسانه‌ ها و پایگاه‌ های ادبی

بر اساس اطلاعات ارائه‌ شده دربارهٔ آثار احمد محمود امپراطور، مخمسات او طی سال‌ های متمادی در شبکه‌ های اجتماعی، وبلاگ‌ ها و پایگاه‌ های اینترنتی، از جمله سایت ۲۴ ساعت، جام غور، کابل ناته، خراسان زمین، ماریا دارو، جاودان، سبزمنش، افغان موج، ویرگول و دیگر رسانه‌ ها و پایگاه‌ های ادبی، از سوی خود شاعر و دوستدارانش منتشر شده‌ اند.

نمونه‌ هایی از مخمسات احمد محمود امپراطور

از نمونه‌ های آثار او می توان به مخمس بر غزل صوفی غلام‌ نبی عشقری با مطلع « در لعل لبت گرچه حیات دو جهان است »

 ، مخمس بر غزل کمال خجندی با مطلع « ما را ز گل روی تو چیدن نگذارند » ، مخمس بر غزل غیر منقوط حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل و مخمس بر غزل ابوالقاسم عارف قزوینی اشاره کرد.

یکی از ویژگی‌ های قابل توجه درکار نامهٔ مخمس‌ سرایی احمد محمود امپراطور، تجربه در سرایش مخمس غیرمنقوط است؛ قالبی که در آن، واژگان باید بدون استفاده از حروف نقطه‌ دار نوشته شوند.

رعایت این محدودیت، انتخاب واژگان و ساختار دهی به مصراع‌ ها را دشوار تر می‌سازد.

مخمس بر غزل غیر منقوطه (بدون نقطه)

حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل(رحمت الله علیه)

—

اصــــــــــل آدم اگــــــــــــــر روا گردد

گــــــــرد صحـــــــرا و روح  سوا گردد

همـــــــــه واحــــد و   اهـــــورا گردد

دل اگـــــــــر محــــــــو مــــدعا گردد

درد در کـــــــام مــــــــــــــا دوا گردد

—

هوس و حرص اگــــــر رسـد در کام

سر ســـــــردار اگــــــر رسد در کام

رم آهـــــــــــــو اگــــــر رسد در کام

طعمـــــــه درد اگــــــر رسد  درکام

هــــــر مگس همســـــر هما گردد

—

سُــــر  اســـــــــــــرار  ســــرهء او را

عالـــــــــــــــم روح و مهــــــرهء او را

کـــوه و صحـــــــــــــــــرا و درهء او را

محــــــــو اســــــــــرارطـــــرهء او را

رگ گـــــل دام مـدعـــــــــــــــا گردد

—

همـــــه در همهمه و حرص وهوس

سر و ســـــــودا اصول حرص هوس

صارم هــم در هوا و  حرص و هوس

گر سگالــــــــد وداع حرص و هوس

گــــــــــره دل گهـــــــــــــــر ادا گردد

—

گر رسد هــــــر که در مواصل  وهم

مـــــــگر امـــــلاک در صلاصل  وهم

گل آمــــــــــــــاس گردد حاصل  وهم

گسلد گـــــــر هوس سلاس  وهم

کوه و صحــــــــــــرا همه هوا گردد

—

که رسد در هـــــــــوا مصرع سرو

در کمــــــــال دعــــا  مصرع سرو

رســــــــم دارد گــواه مصرع سرو

محو گــــــــردد سواد مصرع سرو

مـــّد آهـــــــــم اگـــر رســــا گردد

—

ســـــــــــــــر حکام عصر  درد آلود

هــــــم دل و، هم طحال  درد آلود

ســـــر مولــــــــو، گــــرا  درد آلود

ما و احـــــــــــــــــــرام آه درد آلود

هــــــــــم هوا گــــرد را عصا گردد

—

در اســـــــــــرار وهــم سُر حواس

مرگ را عــــــــــــرصهء دگر مواس

رســــــــدم محمل  طلسم رواس

دل آســوده کــــو؟  مگر  وسواس

گـــــــــــــــــره آرد که دام ما گردد

—

طـــــرح محمــــــود وصال بیدل ما

سحــــــــــــــــر دارد دوال بیدل ما

عرصــــــــــهء ماه و سال بیدل ما

در طلوع کمـــــــــــــــــال بیدل ما

ماه در هالـــــــــــــهء سهـــا گردد

—

احمد محمود امپراطور

—

مخمس بر غزل ابوالقاسم عارف قزوینی

–—

بیگانه آمدی  و  به  جان  آشنا  شدی

بر زخم  های  روح  و روانم  دوا شدی

از پرده های غیب به من رو نما شدی

امروز ای  فرشتۀ  رحمت  ، بلا شدی

خوشگل شدی، قشنگ شدی، دلربا شدی

—

حسن تو میزند به  دلم  شعلهء گداز

حیرت گرفته است جگر به عشق گاز

باشد محال حور و پری  گردد هم تراز

پا تا به سر کرشمه و سر تابه پای ناز

زیبا شدی، لوند شدی، خوش ادا شدی

—

می از لبت بریزد و ا ز کام ات انگبین

از پیکر ات برون زده است عطر یاسمین

رخساره ات به پاکی خورشیدی آتشین

خود ساعتی در آیینه اطوار خود ببین

من عاجزم از این که بگویم چه ها شدی

—

هر چند مست و سرخوشی هشیار چون خودی

پیوسته در تعاملی دیدار  چون خودی

در سیر و گشت عالم گلزار  چون خودی

به به چه خوب شد که گرفتار چون خودی

گشتی و خوبتر که تو هم مثل ما شدی

—

محمود عاشق تو شد و نیستی خبر

شام اش به غصه صبحگه با دیدگان تر

آخر بگو چرا تو   چنین   میکنی حذر

ما را چه شد که دست به سر کرده‌ای مگر

از ما چه سر زد این که تو پا در هوا شدی

احمد محمود امپراطور

یکشنبه ۰۲ اسد ۱۴۰۱خورشیدی

که برابر میشود به ۷/۲۴/۲۰۲۲ ترسایی

سروده شده.

جایگاه مخمس‌ سرایی در فعالیت ادبی احمد محمود امپراطور

فعالیت ادبی احمد محمود امپراطور در قالب های گوناگون کلاسیک، نشان‌ دهندهٔ علاقهٔ او به سنت شعر فارسی دری و تلاش برای گسترش تجربیات شاعرانه در قالب‌ های مختلف است.

توجه به غزلیات شاعران کلاسیک و معاصر، در کنار تجربیات مانند سرایش مخمس بر غزل غیر منقوط حضرت بیدل، بخشی از فعالیت ادبی او را تشکیل می‌دهد.

سرایش مخمس بر غزلیات شاعران گوناگون، امکان گفت وگوی شاعرانه با آثار پیشینیان و معاصران را فراهم می‌سازد.

در این شیوه، شاعر با حفظ ارتباط با غزل اصلی، بند های تازه‌ ای می‌ افزاید و برداشت ادبی خود را در قالبی کلاسیک بیان می‌کند.

با بیش از ۱۲۰ مخمس سروده‌ شده تا اکنون و آثاری که در رسانه‌ ها و پایگاه‌ های اینترنتی منتشر شده‌ اند، احمد محمود امپراطور از مخمس‌ سرایان فعال معاصر افغانستان به شمار میرود.

۲۴ ساعت :

قابل یادآوری می باشد که جناب محمود جان امپراطور از همکاران فعال قلمی سایت ۲۴ ساعت می باشند که از زمان تأسیس همکاری شانرا آغاز و تا کنون ادامه دارد. ضمن سپاس از این همکار عزیز ما ، مؤفقیت های مزید و روز افزون شانرا در همه مراحل زندگی آرزومندم.