۲۴ ساعت

03 نوامبر
۱ دیدگاه

ادب چیست؟

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

ادب چیست؟

از   خدا      جوییم      توفیق      ادب 

 بی  ‌ادب  محروم  گشت از لطفِ رب  

بی‌ ادب  تنها   نه  خود  را  داشت بَد 

  بلکه    آتش    در  همه   آ فاق  زد

مولانا جلال الدین « بلخی »

ادب: ادب  در لغت؛ به معنی «  تربیت سالم ، دانش ، فَرهنگ،  معرفت ، علم ، احترام ،  حسن رفتار،  تنبیه و تأدیب، رسم ، روش پسندیده ، خوی خوش و آراسته شدن  به فضائل  اخلاقی » است.  متضاد  ادب: « بی‌ ادبی »، مترادف ‌ادب:« نزاکت، تهذیب ،اخلاق و انسانیت » و جمع ادب:« آداب » میباشد.

ادب: ادب در اصطلاح اخلاقی و اجتماعی؛ عبارت از گفتار، رفتار و پندار « پسندیده، سنجیده،  سالم، و نیکو » است  که انسان را از اشتباه،  لغزش،  حسادت، غرور،  تکبر و ستم  باز می‌دارد.  

ادب و اخلاق در آیین زرتشت « کتاب گات‌ها و اوستا»:

درآیین  زرتشت، ادب  و اخلاق بر پایه سه اصل بنیادین: «  پندار نیک،  گفتار نیک و کردار نیک » استواراست که ارکان آن: « راستی ، شادی و احترام  به محیط زیست » میباشد.

ادب از دیدگاه دین مبین اسلام:  

دین مبین اسلام  برمبنای ادب و اخلاق اسلامی بنا شده است. زیرا اسلام ادب  را نه تنها  یک فضیلت اخلاقی،  بلکه نشانه‌ای عمیق از ایمان و احترام  به حقوق  دیگران  در جامعه می‌داند.

 همچنان در قرآن عظیم‌الشان، آیات مبارک متعددی در مورد ادب و اخلاق اسلامی وجود دارد؛ خاصتاً  سوره الحجرات که به نام « سوره آداب و اخلاق » نیز یاد می‌شود، گواهی روشن براین حقیقت است.

باید خاطر نشان ساخت که:  ادب و اخلاق  درمنابع  روایی نیز جایگاه ارزشمند  و مهم  دارد، چنانچه  در کتاب  صحیح بخاری « جلد ششم »، فصل جداگانه به نام « کتاب الأدب » تذکر داده شده  که موارد عمده آن دراین باب چنین است:

« نیکی، خوش رفتاری و خدمت پدر و مادر، جهاد است؛  به  پدر و مادر دشنام  دادن  بزرگترین گناه است؛  بزرگترین  گناهان این است که کسی پدرو مادر خود را لعنت کند؛  کسی که پیوند با خیشاوندان را قطع  می کند  به بهشت وارد نمی شود؛  برمسلمان  روا نیست  که  پیش از سه روز با  برادر خود قطع رابطه  کند؛  کسی  که مهربانی نکند به  او مهربانی نمی شود؛ کسی  که رحم نکند،  بر وی رحم نمی شود؛ سخن  نیک، سخن  خوش  صدقه است؛ سخن دروغ  و شهادت دروغ  از برزگترین گناهان است؛ و حتی بیان شده که: پیامبر بزرگوار اسلام محمد « ص » به ادب و اخلاق اسلامی سخت ارزش می داد و شخصاً کار خانه خود را میکرد؛ چون وقات نماز فرا می رسید، به نماز می ایستاد».

شیخ عبدالله انصاری « پیرهرات » در کتاب « صد میدان » چنین بیان کرده است: « ادب  بحد زیستن است و قدم  باندازه نهادن. و آن در سه چیزاست: در خدمت، در معرفت، و درمعاملت …. ».

مولانا سعید افغانی در مورد « ادب و اخلاق اسلامی » چنین نوشته است: « اسلام  د ادب او د اخلاقو دین دی؛ اسلام د عمومی اوضاعو او دعامو خلکو سره د ښه ژوند کولو قوی خیال ساتلی دی او د یو مکمل ادبی او اخلاقی  ژوند  د برابرولو د پاره په  کښې  پاخه  اساسونه  شته دی … ».

الهی؛ آی الله تعالی با حکمت! 

ــ میدانم که ادب: جوهر انسانیت، ترازوی سنجش شخصیت و آیینه‌ی اعمال  و کردار انسان در خانه، خانواده و اجتماع است. البته این نعمت الهی بر دو محور استوار است: « آداب باطنی » که ریشه  در پاکی نیت و فروتنی دارد، و « آداب ظاهری »  که در گفتار نیکو و اعمال احسن تجلی می‌یابد.

ــ میدانم که ادب: عالی‌ ترین  مظهر اخلاق میباشد و تمامی فضایل و خوبی‌ های انسان در آن  خلاصه شده است. بنابراین، آراسته شدن آدمی به زیورِ « علم، ادب  و معرفت » ، نه ‌تنها  زمینه‌ ساز اعمال حسنه،  تقوا،  پرهیزگاری و سبب خیر و برکت در این دنیا  می‌ گردد،  بلکه باعث  رسیدن  به سعادت ابدی و رستگاری در آخرت نیز می‌ شود.

ــ میدانم که آداب و اخلاق انسانی : ریشه‌ای عمیق در تعـقل، تدبیرنیک و منطـقی،  استدلال  حقیقی و خاصتاً در وجدان بیدار انسان  دارد.  بدین منظور رعایت  مواردی چون: « ادب  سخن  گفتن  با  پدر، مادر، همسر، فرزندان، اقارب ، علما ، بزرگان و خُردان؛  ادب  پاسخ  دادن  به سلام  با لحن  نیکو و بهتر؛ عفت کلام در اجتماع ؛ ادب ورود به خانه‌ و حریم خصوصی دیگران؛ آداب نشستن و برخاستن؛  آداب  مجالس؛  بردباری در برخورد با نادانان  و حتی  حفظ  تعادل  و میانه‌ روی در حدّ  و مرز آداب عبادت، احکام دین و شریعت » از میوه‌های شیرین تربیت صالح  وعلم نافع  به شمار می‌روند.

ــ میدانم  که علم  بدون ادب،  جز غرور نمی‌ افزاید  و ادب  بدون علم، راه  به  جایی  نمی‌  برد!  زیرا بی ادبی؛ آدمی را از خانواده و اجتماع و حتی ازسر چشمه فیض وعنایت الله تعالی محروم می‌سازد. 

پس؛ ای الله تعالی عزیز و مهربان!                                                                                 

با فضل و لطف بیکران  خود،  قلبم  را به  زینتِ ادب ، کمالِ اخلاق و نور علم نافع  منور بگردان، تا با عقل سلیم و ایمان خالصانه، مایه‌ی افتخار فامیل، خدمتگزار خانواده و منشأ خیر و خدمت صادقانه برای سعادت بشریت شوم.

آمین یا ربَّ العالَمین

برهان الدین « سعیدی »

 

مآخذ و منابع:

سوره ۴۹: الحجرات « سوره آداب » از ایات مبارکه « ۱ تا ۱۸»  در مورد آداب معاشرت. ــ

ــ سوره ۱۷: الإسراء ، ایات مبارکه « ۲۳ و ۲۴ » :احسان و آداب سخن گفتن فرزندان با والدین.

ــ سوره ۲: البقره ، ایه مبارکه « ۸۳ » : در مورد احسان و سخن خوش.

ــ سوره ۳۱: لقمان ، ایه مبارکه « ۱۹ »: در راه‏ رفتن  خود میانه‏ رو باش و صدایت را آهسته ‏ساز.

ــ سوره ۲۴: النور ، ایه مبارکه « ۲۷ »: بدون اجازه به خانه ‏دیگران  داخل مشوید و بر اهل آن سلام بگویید.

ــ سوره ۵۸: المجادله ، ایه مبارکه « ۱۱»: در مجالس و جا دادن به تازه‌ واردها.

ــ  سوره ۴: النساء ، ایه مبارکه « ۱۱»: جواب دادن به سلام دیگران با لحنی بهتر یا حداقل مساوی.

ــ سوره ۲۵: الفرقان ، ایه مبارکه « ۶۳ »: روى زمین به نرمى گام بردارید و جواب نادان  را به ملایمت دهید.

ــ  کتاب صحیح بخاری: جلد ششم، از صفحه « ۴۸۴  تا  ۶۰۳ » از حدیث « ۵۹۷۰  تا ۶۰۲۶ »  باب کتاب ادب.

ــ کتاب گات ها « آیین زرتشت ــ اوستا »: تالیف و ترجمه ابراهیم پور داود؛ صفحات «۹۱  و ۹۳ ».

ــ کتاب صد میدان: خواجه عبدالله انصاری، مولف: اکرم شفائی: میدان پنجاه و پنجم ، فصل ادب ، صفحه « ۲۰ » .

ــ د مرحوم مولانا سعید افغانی لیکنو څخه څو انتخابی مقالی: صفحه « ۳۳» ، اسلام د ادب او د اخلاقو دین دی.

ــ فرهنگ زبان فارسی: دکتر« مشیری»، صفحه « ۴۹ » و فرهنگ فارسی عمید: صفحه « ۷۲ »: در مورد ادب. 

03 نوامبر
۱ دیدگاه

به  تمّنای  تو

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

به تمّنای تو

گفتم که دلم   را ز کفت  باز ستانم
هرگز  نتوان ،خاک   دو عالم بزبانم 
هرچند که  عمرِ به  تمّنای  تو بودم 
تا روز  قیامت  پیِ   وصلِ  تو  دوانم 
یک عمر به امیدی وصالِ  تو دویدم
آنقدر دویدم که کمر  همچو  کمانم
تا خواسته ام سجدهٔ شکرانه نمایم
ابروی  تو  را  قبله  نما داد نشانم
آنقدر به دل رخنه نمودی  که چنینم
 
آیات لبت  جای  نماز از تو بخوانم
دل داده ام آنقدر که دیگر رمقی نیست
تا جان به قدم های عزیزت بفشانم
ترسم که اجل آید و وصلِ تو نبینم 
سوزد بکف جان و تن و روح و روانم
سی سال چو طاهر غمِ عشقِ تو کشیدم
پیرم به  هوای لبِ لعلِ  تو جوانم
سیدآصف طاهری
نیدرزاکسن – آلمان 

 

03 نوامبر
۵دیدگاه

مکتب کلاسیک

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

مکتب کلاسیک

هر چند نوجوانی، شهد و شراب و قند است

لیکن حیات هستی، آلوده ای گزند است

دنیا  به  کام  دارا ،  همواره  میزند   چرخ 

وارونه زندگانی، در شاََن  مستمند است

گر یوسف و زلیخا ، یعقوب ام  که باشی 

زنجیر نامرادی، در پای  عشق  بند است

این گردش زمین و، این ابر و  باد و باران 

در چشم اهل دانش، آموزه ها و پند است

در مکتب  کلاسیک  ، پر میزنم  چو عنقا

باشد غزل روانم، تخمیس دلپسند است

اشعار بی ردیف و، بی قافیه خوشم نیست 

شعر سپید و نیما، در پیش من چرند است 

دور از امام و عالم ، دور از کرامت خلق

این ریش صوفی و شیخ، از بهر  ریشخند  است 

در خاک من هما  و ، سیمرغ لانه دارد

گستاخی گر نباشد، اقبال من بلند است

معیار آدمیت ، پول  و متاع و جا نیست 

عاشق به پیش محمود، نیکو و ارجمند است

——-

احمد محمود امپراطور 

یکشنبه ۱۱ عقرب ۱۳۹۹ خورشیدی 

برابر  به ۰۱ نوامبر ۲۰۲۰ ترسایی 

 

 

03 نوامبر
۳دیدگاه

سرگرمی ریاضی

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  -۳ نوامبر۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

با تشکر از همکار گرامی ما محترم انجنیر غیاثی ، اینک

سرگرمی ریاضی این هفته را خدمت شما عزیزان

پیشکش می نماییم.

============

سرگرمی ریاضی

عدد سوالیه چند است؟

.

 

جواب در هفته اینده . . .

03 نوامبر
۱ دیدگاه

غروب نارنجی

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۸ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

غروب نارنجی

چه زیباست غروب نارنجی که

خیابان‌ها را همیشه

همراهی می‌کند

گونه‌های سرخ

درختان شهر را می‌بوسند

چقدر دلتنگ می‌شوند

برگ‌های عاشق برای

لمس تن زمین

با گرمای چراغ پاییزی

پشت پنجره با عطر چای عصرانه ،

به هجرت پرستوها می نگرم

برگ‌های آرزوهایم،

یکایک زرد می شوند

آفتاب‌دیدگانم سرد،

خاطراتم پر درد و

اشک‌هایم چون باران

دلتنگی دامنم را زرد می‌سازد

صدای باد می‌آید من مسافرم

همواره مرا به وسعت برگ‌ها ببرید

برگ‌های امیدم یکی پس

از دیگری می‌ریزند

چه سخت است برگ درون

خود جان دارد

اما هر رفتنی پایان نیست!

عالیه میوند

فرانکفورت – آلمان

03 نوامبر
۱ دیدگاه

 مرغ خیال 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

 مرغ خیال 

 دل  از  بهار عشقت  رنگ  دگر  گرفته

باغ   امید   عاشق ، از  نو  ثمر  گرفته

 دل‌ کرده  آرزویت  اندر  هوای   کویت

 مرغ  خیال  عاشق  امروز   پر  گرفته

 مثل‌  کویر خسته افسرده   بود حالم

اما به  یاد  رویت  ، جانِ    دگر  گرفته

 در  وادی خیالت ، گر  پا نهاد  این دل

رسوایی وجنون را   مد   نظر   گرفته

در  آتش  فراقت   بیچاره  این  دل من

 بنیاد نیڪ   نامی   ، زیر  و  زبر گرفته

 اندر پی وصالت  این عاشق  فسرده

عمرو جوانی‌اش‌ را خرج  سفر گرفته

عاشق تورا ندارد ، در آغوش حقیقت

 در عالم  خیالش  محکم  به بر گرفته

 با شبنمِ نگاهی، لطفی نما به حالم

کزدوری توعاشق  وضع  خطر گرفته

چمن علی رشیدی

 غزنی – افغانستان

03 نوامبر
۱ دیدگاه

مردم جان فدا

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ  ۱۲ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

مردم جان فدا

 باز آ و  بر  کفم  نه  آن  جام  بی حیا  را

 تا افکنم  به  پایت  این  مست  بینوا  را

 بر  مطربان  بگوئید   ساز  طرب  نوازند

 مستیی باده سازد امشب خراب ما را

از عشق و از محبت، دگر نپرسید از من

 زاندم که  دیده  دیده  آن قامت رسا را

 روز در حضور باشم ، شبها دعا نمایم

یارب تو  خود  نگهدار آن  یار جان بلا را

 بس کن دگر خدایا ظلم و ستم به مردم

 در خون تپیده  دیدم  امت مصطفی را

با سوز دل امشب  دست دعا بلند کن

 الله  قبول  نماید  در  دل  شب دعا را

 هر چند کرده باشی سیر و  صفا به دنیا

هرگز ندیده باشی چون  ملک با صفا را

 شب تا دم سحرگاه ” امان“نشسته با ما

 بر خاک و خون دیدم مردم جان فدا را

 امان قناویزی

31 اکتبر
بدون دیدگاه

قابل توجه خوانندگان محترم و همکاران عزیز!

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۹ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

قابل توجه خوانندگان محترم

 

و همکاران عزیز!

===============

نسبت مشکلات تخنیکی سایت ۲۴ ساعت

تا اطلاع بعدی نشرات ندارد.

بامید رفع هرچه زودتر این مشکل ، سعادتمندی

شما را تمنا داریم. 

با عرض حرمت

مسئولین سایت ۲۴ ساعت

شنبه ۳۱ اکتوبر ۲۰۲۶

29 اکتبر
۳دیدگاه

جواب چیستان ها ومعمای کلمات تصویری (شماره ۷)

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ  ۷ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

با سپاس از همکار گرامی ما جناب انجنیر صاحب غیاثی عزیز ،

اینک چیستان ها و معمای کلمات تصویری هفته گذشته

را خدمت شما پیشکش می نماییم. 

جواب چیستان ها:

۱- تاریکی

۲- باد

۳- سکوت

۴- شانه

 

حل معمای کلمات تصویری شماره (۷)

.

                                                

29 اکتبر
۱ دیدگاه

عاشقِ زار

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ  ۷ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

عاشقِ زار

خویش میدانم که آخر بر سری دارش منم

گرچه  میدانم  ولی   بازم   خریدارش  منم

می‌زند هردم به مژگان بر دلی صد پاره ام

تیر باران  کرده  ما  را  عاشقِ  زارش  منم

خنده بر لب  دارد  اما  راز ها در خنده اش

قصد جان  دارد  مرا  منظور   آزارش  منم

می‌کُشد  آخر  مرا  با هر  نگاهش  نازنین

بینِ مرگ و زنده گی مشتاق دیدارش منم

تاب و طاقت می برد  افتد  فشارم ناگهان

بس که معتادم به او از بس گرفتارش منم

می‌دهد هشدار دل را با لبِ شیرین خود

لرزه ها  افتد  به  تن  بر  زیر آوارش  منم

سر به تن هرگز نباشد  یا  سرِ  زانوی یار

یا که این باشد و آن باشد سزاوارش منم

یک نفس باشد به تن دیگر مرا امید نیست

از نفس افتاده ام از  بس  طلبگارش منم

سال ها با ناز چشمش زنده گورم کرده است

یک همین سر مانده در تن این بدهکارش منم

او اگر خواهد که می‌خواهد نمی‌گوید مرا

همچو طاهر عاشق و بیمار و دلدارشدلدارش منم

سید آصف طاهری

نیدرزاکسن – آلمان 

 

29 اکتبر
۳دیدگاه

فراز و فرودِ زندگی

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه مؤرخ  ۷ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

فراز و فرودِ زندگی

 دلم  چون   موجِ    دریا  در  خروش است

 گهی   آرام   و گه پُر جنب‌ و جوش است

 گهی  نقد  و  گهی  نسیه،   گه مسدود

 گهی بی‌رنگ  و  رونق ، کم‌ فروش است

 گهی    لبریزِ   عشق  و  شور و شادی

 گهی از  غُصه  و  غم ، پرده‌ پوش است

 گهی      در      آرزوی       وصلِ     یاران

 گهی از   هجرِ  آنان  ، دل خموش است

 گهی با  خنده    می‌پوشم   غمِ  خویش

 گهی اشکم چو باران   در  خروش  است

 گهی چون شیرِ بیشه،  مست  و مغرور

 گهی از ترسِ دوران،  مثلِ   موش است

 بشیر ، این  زندگی  پست  و  بلند است

 گهی  شهدِ  وصال ، گه زهرِ نوش است

بشیراحمد شیرین سخن

28 اکتبر
۱ دیدگاه

د سیستمونو ډولونه

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۶ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

د سیستمونو ډولونه

د سیستمونو د وېش عمده معیارونه

نور محمد غفوری

سریزه

په تېرو دوو مقالو کې مو درنو لوستونکو ته د سیستم د مفهوم او د هغه د فعالیت د څرنګوالی په اړه معلومات وړاندې کړل. په لومړۍ مقاله کې مو وڅېړل چې سیستم څه ته ویل کېږی او اساسی ځانګړتیاوې یې کومې دی؛ په دویمه مقاله کې مو تشریح کړه چې د سیستم بېلابېلې برخې څنګه فعالیت کوی، له یو بل سره څه ډول اړیکې لری او د خپلو متقابلو اړیکو له لارې څنګه پایلې رامنځته کوی.

سیستمونه د جوړښت، فعالیت او موخو له مخې له یو بل سره توپیر لری. ځینې یې په طبیعی ډول رامنځته کېږی، لکه د انسان بدن او ایکولوژیکی سیستمونه؛ ځینې نور د انسان له خوا د ځانګړو اړتیاوو د پوره کولو له پاره جوړېږی، لکه بانکی او ښوونیز سیستمونه. همدارنګه، ځینې سیستمونه له خپل چاپېریال سره د موادو، انرژۍ یا معلوماتو تبادله کوی، او د ځینې نورو اړیکې له چاپېریال سره محدودې وی. ځینې سیستمونه د مطالعې اصلی موضوع وی، خو ځینې نور د لویو سیستمونو د برخو (اجزاوو)  په توګه فعالیت کوی.

د دغو توپیرونو د پېژندلو او د سیستمونو د جوړښت او فعالیت د ښه درک له پاره، په سیستمونو پورې په اړوندو علمی څانګو کې له بېلابېلو معیارونو څخه ګټه اخیستل کېږی. دې بهیر ته د سیستمونو تصنیف یا کلاسیفیکاسیون ویل کېږی. د تصنیف موخه یوازې د سیستمونو په ډلو وېشل نه دی، بلکې دا هم ده چې د هغوی ځانګړتیاوې، له یو بل سره توپیرونه او په لویو جوړښتونو کې د هغوی اړیکې په منظم ډول وپېژندل شی.

البته، د سیستمونو د تصنیف له پاره یو واحد وېش نشته چې په ټولو علمی څانګو او د څېړنې په ټولو موخو کې یو شان وکارول شی. د وېش معیارونه د څېړنې له موضوع، موخې او علمی ډګر سره سم توپیر کولای شی. په دې مقاله کې به د سیستمونو د تصنیف څلور عمده معیارونه وڅېړو او د هر یوه له مخې به د سیستمونو بېلابېل ډولونه تشریح کړو.

۱.   د سیستمونو د وېش عمده معیارونه

د سیستمونو د ښه پېژندلو له پاره باید لومړی روښانه کړو چې د کومې ځانګړتیا له مخې او په کوم معیار یې په ګروپونو وېشو. په دې مقاله کې د سیستمونو د تصنیف له پاره څلور عمده معیارونه په پام کې نیسو:

۱.  د سیستم د رامنځته کېدو له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه په طبیعی او مصنوعی سیستمونو وېشل کېږی. دلته د سیستم د رامنځته کېدو څرنګوالی مهم دی؛ یعنې سیستم په طبیعی بهیرونو کې رامنځته شوی او که د انسان له خوا طرحه او په مصنوعی ډول جوړ شوی دی.

۲.  له چاپېریال سره د اړیکو له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه په پرانیستو او تړلو سیستمونو وېشل کېږی. دلته د سیستم او چاپېریال ترمنځ د موادو، انرژۍ او معلوماتو د تبادلې څرنګوالی په پام کې نیول کېږی. البته، په پرانیستو او تړلو سیستمونو کې د توپیر دقیق معیار د علمی څانګې له مخې بدلېدای شی؛ ځکه په بېلابېلو علمی ډګرونو کې له چاپېریال سره د سیستم د اړیکو ډولونه په یو شان معنا نه کارول کېږی.

۳.  په یوه لوی جوړښت کې د ځای او د مطالعې د کچې له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه د اصلی سیستم او فرعی سیستم په توګه پېژندل کېږی. دلته مهمه دا ده چې د څېړنې په مهال سیستم په یوه لوی جوړښت کې څه ځای لری او د مطالعې په بهیر کې په کومه کچه ورباندې تمرکز کوو.

۴.  د فعالیت د ډګر له مخې:  د دې معیار له مخې سیستمونه د فعالیت د برخې او ساحې پر بنسټ وېشل کېږی؛ لکه سیاسی، اقتصادی، ټولنیز، کلتوری، امنیتی، حقوقی، ښوونیز، تخنیکی او نور سیستمونه.

دا معیارونه د سیستمونو بېلابېل اړخونه روښانوی؛ له همدې امله، یو سیستم د یوه معیار له مخې په یوه ډله او د بل معیار له مخې په بله ډله کې راتلای شی. د بېلګې په توګه، یو بانکی سیستم د رامنځته کېدو له مخې مصنوعی سیستم دی، ځکه انسانانو د مالی خدمتونو د وړاندې کولو له پاره جوړ کړی دی. له چاپېریال سره د اړیکو له مخې پرانیستی سیستم ګڼل کېږی، ځکه له مشتریانو، نورو مالی بنسټونو، دولتی ادارو او اقتصادی چاپېریال سره اړیکې او تبادلې لری. د یوه هېواد د اقتصادی سیستم په چوکاټ کې فرعی سیستم دی، خو د فعالیت د ډګر له مخې اقتصادی سیستم ګڼل کېږی.

له دې بېلګې څخه څرګندېږی چې یاد څلور معیارونه یو د بل بدیل نه دی؛ بلکې هر یو د سیستم یوه ځانګړې ځانګړتیا راڅرګندوی. همدارنګه، دا څلور معیارونه د سیستمونو د تصنیف یوازینی معیارونه نه دی، بلکې د دې مقالې د موخې له مخې غوره شوی عمده معیارونه دی
.

۲.  طبیعی او مصنوعی سیستمونه

د سیستمونو د وېش لومړی معیار د هغوی د رامنځته کېدو څرنګوالی دی. د دې معیار له مخې، سیستمونه په دوو عمومی ډلو وېشل کېدای شی: طبیعی سیستمونه او مصنوعی سیستمونه. د دواړو ترمنځ اساسی توپیر دا دی چې سیستم په طبیعی بهیرونو کې رامنځته شوی او که د انسان له خوا د یوې ټاکلې اړتیا یا موخې له پاره جوړ شوی دی.

طبیعی سیستمونه

طبیعی سیستمونه هغه دی چې د طبیعی بهیرونو او شرایطو په پایله کې (تر ډیره د انسان له مداخلې پرته) رامنځته شوی وی، نه دا چې انسان په مستقیم ډول د یوه ټاکلی پلان له مخې جوړ کړی وی. د انسان بدن، د ځمکې د اقلیم سیستم، د سیندونو سیستم او ایکولوژیکی سیستمونه یې بېلګې دی.

د انسان بدن یو طبیعی سیستم دی، ځکه له بېلابېلو غړو او جوړښتونو څخه جوړ شوی او هره برخه یې ځانګړې دنده ترسره کوی. زړه وینه پمپ کوی، سږی د اکسیجن او کاربن ډای‌اکسایډ تبادله ترسره کوی او عصبی سیستم د بدن د بېلابېلو فعالیتونو په تنظیم کې ونډه لری. د دغو برخو فعالیتونه له یو بل سره تړلی دی؛ له همدې امله، د یوې برخې فعالیت پر نورو برخو او د ټول بدن پر فعالیت اغېز کولای شی. د بدن د ژوندی پاتې کېدو او عادی فعالیت له پاره د دغو برخو ترمنځ همغږی اړینه ده.

مصنوعی سیستمونه

مصنوعی سیستمونه هغه دی چې انسان یې د یوې ځانګړې اړتیا د پوره کولو، موخې ته د رسېدو یا د ستونزې د حل له پاره طرحه او رامنځته کوی. ښوونیز نظام، بانکی سیستم، ترانسپورتی سیستم، ترافیکی سیستم، د یوه شرکت اداری جوړښت او د برېښنا د وېش سیستم او داسې نور یې بېلګې دی.

د بېلګې په توګه، ښوونیز سیستم د زده‌کړې او پوهې د لېږد له پاره رامنځته کېږی. په دې سیستم کې زده‌کوونکی، ښوونکی، ښوونځی، درسی مواد، تعلیمی ادارې او اړوندې تګلارې بېلابېلې برخې دی. خو یوازې د دغو برخو شتون ښوونیز سیستم نه جوړوی؛ د هغوی ترمنځ اړیکې، د دندو وېش، همغږی او ګډ فعالیت هم مهم دی. د بېلګې په توګه، د ښوونکو تدریس، د زده‌کوونکو زده‌کړه، د درسی موادو کیفیت او د تعلیمی ادارو مدیریت ټول د ښوونیز سیستم پر فعالیت او پایلو اغېز کوی.

د طبیعی او مصنوعی سیستمونو ترمنځ توپیر

د طبیعی او مصنوعی سیستمونو ترمنځ اساسی توپیر د هغوی د رامنځته کېدو په څرنګوالی کې دی، نه دا چې یو حتماً منظم وی او بل نه وی، یا یو موخه ولری او بل یې ونه لری. طبیعی سیستمونه هم منظم جوړښتونه او د فعالیت ځانګړتیاوې لری، او مصنوعی سیستمونه هم د انسان له خوا د ټاکلو موخو د ترلاسه کولو له پاره جوړېږی.

همدارنګه، دا توپیر په دې معنا نه دی چې طبیعی سیستمونه هېڅکله د انسان تر اغېز لاندې نه راځی، یا مصنوعی سیستمونه له طبیعی شرایطو سره اړیکه نه لری. انسان کولای شی طبیعی سیستمونه بدل کړی؛ د بېلګې په توګه، د ځنګلونو وهل د یوې سیمې پر ایکولوژیکی سیستم اغېز کوی. په ورته وخت کې، مصنوعی سیستمونه هم د طبیعی چاپېریال، سرچینو او شرایطو تر اغېز لاندې فعالیت کوی. د برېښنا د تولید او وېش سیستم، د بېلګې په توګه، د اوبو، باد، سون‌توکو او نورو سرچینو له شتون سره تړاو لرلای شی.

په ځینو مواردو کې طبیعی او مصنوعی عناصر په یوه ګډ جوړښت کې سره یوځای کېږی. کرنیز سیستم یې یوه بېلګه ده: خاوره، اوبه، اقلیم او ژوندی موجودات طبیعی عناصر دی، خو د کرنې وسایل، د اوبو لګولو شبکې او د انسان د مدیریت لارې مصنوعی عناصر دی. له همدې امله، د سیستم د رامنځته کېدو د څرنګوالی پېژندنه د هغه د طبیعی او مصنوعی اړخونو د درک له پاره مهمه ده.

۳. پرانیستی (واز) او تړلی (بسته) سیستمونه

د سیستمونو د وېش دویم معیار له خپل چاپېریال سره د هغوی د اړیکو څرنګوالی دی. د دې معیار له مخې، سیستمونه په عمومی ډول پرانیستی او تړلی سیستمونه بلل کېږی. د دې وېش اساسی موخه دا ده چې معلومه کړو سیستم له خپل چاپېریال سره څه ډول اړیکې لری او کوم شیان د سیستم او چاپېریال ترمنځ تبادله کېږی؛ یا په بل عبارت: د «پرانیستی» او «تړلی» سیستم تعریف او د توپیر معیار په ټولو علمی څانګو کې یو شان نه دی.

پرانیستی سیستمونه

پرانیستی سیستمونه هغه دی چې له خپل چاپېریال سره د مادې، انرژۍ یا معلوماتو تبادله کوی. د دې تبادلې ډول او کچه د سیستم له ماهیت او فعالیت سره تړاو لری.

د بېلګې په توګه، د انسان بدن له چاپېریال څخه خواړه، اوبه او اکسیجن ترلاسه کوی، انرژی مصرفوی او تودوخه، کاربن ډای‌اکسایډ او نور مواد چاپېریال ته باسی. له همدې امله، د انسان بدن یو پرانیستی سیستم ګڼل کېږی؛ ځکه فعالیت او ژوند یې له چاپېریال سره له دوامداره تبادلې سره تړلی دی.

په همدې ډول، ښوونیز نظام له ټولنې څخه زده‌کوونکی، سرچینې او معلومات ترلاسه کوی، ښوونه او روزنه وړاندې کوی او د ټولنې پر پوهه، مهارتونو او ټولنیز ژوند اغېز کوی. ټولنیز، اقتصادی او سیاسی سیستمونه هم له خپل چاپېریال او نورو سیستمونو سره اړیکې لری. د بېلګې په توګه، اقتصادی سیستم له کورنیو، بازارونو، دولتی ادارو او نړیوال اقتصاد سره اړیکې او تبادلې لری؛ له همدې امله، په دغو برخو کې بدلونونه د اقتصادی سیستم پر فعالیت او پایلو اغېز کولای شی.

تړلی سیستمونه

د تړلی سیستم اصطلاح باید د اړوند علمی ډګر له تعریف سره سم وکارول شی؛ ځکه په بېلابېلو علمی څانګو کې یې معنا یو شان نه ده. په عمومی او ځینو ټولنیزو یا سازمانی بحثونو کې تړلی سیستم هغه سیستم ته ویل کېږی چې له چاپېریال سره یې اړیکې یا تبادلې محدودې وی، یا د تحلیل پر مهال یې داخلی جوړښت ته تر بهرنیو اړیکو ډېر پام کېږی.

خو په ترمودینامیک کې د تړلی سیستم تعریف دقیق دی: تړلی سیستم له چاپېریال سره ماده نه تبادله کوی، خو انرژی ورسره تبادله کولای شی. په مقابل کې، منزوی سیستم نه ماده او نه انرژی له چاپېریال سره تبادله کوی.

په عملی نړۍ کې بشپړ منزوی سیستمونه ډېر کم دی. همدارنګه، په ټولنیزو او سازمانی مطالعاتو کې کله ناکله یو سیستم د تحلیل له پاره تر ډېره له چاپېریاله جلا په پام کې نیول کېږی؛ خو دا تحلیلی جلاوالی په خپله دا معنا نه لری چې سیستم په واقعیت کې له چاپېریال سره هېڅ اړیکه نه لری.

د پرانیستو او تړلو سیستمونو د توپیر پېژندل ځکه مهم دی چې د یوه سیستم فعالیت یوازې د هغه په داخلی برخو او اړیکو پورې نه تړل کېږی. چاپېریال، سرچینې، بهرنی شرایط او له نورو سیستمونو سره اړیکې هم د هغه پر فعالیت او پایلو اغېز کولای شی. د همدې اړیکو څېړنه مرسته کوی چې د سیستم د بدلونونو او د هغه د پایلو لاملونه په ښه توګه درک کړو.

د تړلیو او منزوی سیستمونو ترمنځ توپیر

په ټرموډینامیک (Thermodynamics)  فزیک کې – چې د تودوخې، انرژۍ، کار او د هغوی ترمنځ د بدلونونو او اړیکو مطالعه کوی– تړلی او منزوی سیستمونه یو له بل سره توپیر لری. تړلی سیستم له خپل چاپېریال سره ماده نه تبادله کوی، خو انرژی تبادله کولای شی. د بېلګې په توګه، په یوه کلک او تړلی لوښی کې د ګاز اندازه ثابته پاتې کېدای شی، خو که لوښی له بهر سره تودوخه تبادله کړی، د ګاز د تودوخې درجه بدلېدای شی.

برعکس، منزوی سیستم هغه دی چې له چاپېریال سره نه ماده او نه انرژی تبادله کوی. په واقعی نړۍ کې د بشپړ منزوی سیستم رامنځته کول ډېر ستونزمن دی؛ له همدې امله، په علمی څېړنو کې ډېر وخت د داسې سیستمونو فرضی یا نږدې بېلګې کارول کېږی.

په دې توګه، د دواړو ترمنځ اساسی توپیر دا دی چې تړلی سیستم له چاپېریال سره د انرژۍ تبادله کولای شی، خو منزوی سیستم په بشپړ تعریف کې له چاپېریال سره هېڅ ډول ماده یا انرژی نه تبادله کوی.

په راتلونکې لیکنه کې به د اصلی او فرعی سیستمونو او د فعالیت د ډګر له مخې د سیستمونو د کتګوریزاسیون (طبقه بندۍ) په اړوند معلومات وړاندې شی.

۲۵/۱۰/۲۰۲۶م

(پاته لری)

28 اکتبر
۱ دیدگاه

هر ملتی که دل به هنر داد ماند نیست 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۶ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

.

هر ملتی که دل به هنر داد ماندنیست 

.
( رازق احمدیان)
.
رفتی  و  خاطرات  تو  در  یاد ماندنیست 
.
آثار   ماندگار    تو   استاد    ماند نیست 
.
گلدسته های مسجد و محراب شهر ما 
.
با این  کتیبه  های  تو  اباد  ماندنیست 
.
تاریخ  نام  و  یاد  تو   را  زنده  می کند 
.
هر ملتی که دل به هنر داد ماندنیست 
.
شاگرد  زنده  یاد  تو  پیرزاد بوده است 
.
روحش کنار روح شما شاد ماندنیست 
.
روحت همیشه شاد و خدا رحمتت کند 
.
ای زنده یاد ،  یاد تو  در یاد ماندنیست 
.
عطار  افتخار   هنر   هست  در  جهان 
.
نامش به سبک مکتب بهزاد ماندنیست 
.
.
رازق احمدیان در روز جهانی هنر با مخاطب قرار دادن استاد نورالله وثوق و عنوانی کانون هنرهای زیبا، اندیشه و دانش برای گرانمهر رفیع اصیل یوسفی یاد آوری نموده است :
.
در شرایط فعلی ، هنر خطاطی،شاعری و در مجموع زبان و ادبیات فارسی در معرض خطر، فروپاشی و فراموشیست.
بی توجهی به اساتید خوشنویسی و شعرای معاصر و پیر شدن آنان از یک سو ـ و مبارزه آشکار و نهان با زبان و ادبیات پارسی از سوی دیگر زنگ خطریست که خیلی‌ ها نمی خواهند بشنوند.
.
از این پس اساتید هنر خوشنویسی را همچون زنده یاد حضرت استاد محمد علی عطار، استاد میر آقا حسینی و استاد پیرزاد هروی را باید در تاریخ جستجو کنیم !
.
چنانچه شعرای چون ملوک تابش، براتعلی فدایی، کفاش،شکوهی، فرخاد، ناهض،،،،،، و  به تاریخ پیوسته اند و آثار شأن را برای ما  یادگار نهادند و عطر کلام خودرا پراکنده اند.
متأسفانه امروز کسی قدر معلم خوشنویسان ـ استاد نجیب الله انوری و یاران اورا حرمت نمی نهد و کسی قدردان شان نیست!
بهمین روال شعرای چون،محمد ظاهر رستمی، علیشاه حکیمی، اسد الله یوسفی، علی احمد زرگر پور و ده ها و صد ها ی دیگر بفراموشی 
و نسیان ذهن و روان خود سپرده ایم……
باید بگویم که شعرا و خطاطان معاصر ما در جامعه امروزی خود مورد بی مهری و در حالت انزوا و فراموشی قرار گرفته آند.
خوبست که جوانان و نو جوانان در هر جایی که هستند حتی المقدور از نعمت آموزش هنر و نعمت شاگردی اساتید هنر ـ خودرا آراسته و بهره مند سازند.
اساتید هنر، سرمایه های معنوی جامعه هستند ـ. بهره مندی از تجارب و اندوخته های آنان میراث گذشتگان ما را حفظ و حافظ میراث‌ های فرهنگی هنری،شعر، موسیقی و خوشنویسی وحتا خوانندگی خواهد بود، زیرا آفریدگار روح، کلمه و عاطفه  بود که روز ازل هنر را در کالبد جسمانی،،نی،، و نوای داوودی پیامبرانش نهاده است…….
مطلبی دومی که شاعر و فرهنگی گرامی هریوا جناب رازق احمدیان عنوان می دارد  مخاطبش به معلمان هنر این سرچشمه های خرد و خودباوری و خلوص و پاکی است ؛
( به اساتید خوشنویس و شعرای معظم عرض می‌کنم جوانان را تا می توانند تشویق نمایند و در انتقال تجربیات و اندوخته های هنری فرهنگی خود وسپردن  رمز وراز آن به نسل جوان بکوشند تا نام و یاد خودرا برای همیشه در جامعه و تاریخ وفرهنگ، زنده، پویا و ماندگار سازند.
متأسفانه نویسندگان، هنرمندان و شاعرانی که نام و نشان بیشتری در جامعه پیدا کرده اند،گاهی از جوانان دور شده واز مردم خود فاصله گرفته اند.
در شرایط فعلی که فرهنگ و زبان پارسی در معترض خطر و تهدید جدی قرار دارد، تشویق جوانان به،، شعر خوانی،، و فراتر از آن به آموزش شعر -هنر وادب و مهارت های چون خط، نگارگری،تذهیب و نقاشی ـ در میان مدت و دراز مدت گامی قوی در راستای توسعه،حفظ و پاسداشت فرهنگ 
و زبان گرانسنگ پارسی خواهد بود.)
در خاتمه با یاد آوری این سخن،،نیچه،، که شعار جهانی جوامع فرهنگی شده؛ »(در نهایت هنر نجات بخش است.)« این دل سرودهِ رفیع اصیل یوسفی را تقدیم شما خوبان می نمایم.
با درود وبدرودی چو نور دل پارسایان ؛
.
 بوی گل  عالمی را  مست  و حیران  می کند 
.
گفتن از  تو صد  هزاران  دردرا  درمان می کند
.
بعضی ها می گویند با یک گل نمی گردد بهار 
.
من گلی  دارم که  عالم  را  گلستان  می کند 
دوم عقرب / آبان ۱۴۰۵ خورشیدی
28 اکتبر
۴دیدگاه

احمد محمود امپراطور؛شاعر،نویسنده ومخمس‌ سرای معاصر افغانستان

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ  ۶ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۸ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

احمد محمود امپراطور، شاعر، نویسنده و

مخمس‌ سرای معاصر افغانستان

*************************

احمد محمود امپراطور، شاعر، نویسنده، گرافیست و مخمس‌ سرای معاصر افغانستان، از جمله شاعرانی است که در کنار قالب های کلاسیک شعر فارسی دری، مانند: غزل، مخمس، مثلث، مستزاد، رباعی، مثنوی، مسدس و دیگر قالبهای شعری، به آفرینش آثار ادبی پرداخته است.

او با علاقه به شعر کلاسیک و معاصر، تا اکنون بیش از ۱۲۰ مخمس بر غزلیات خود و شاعران دیگر سروده است. در میان شاعرانی که غزلیات شان مورد توجه او قرار گرفته‌ اند، میتوان از این چهره‌ های ادبی نام برد:

۱. حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل

۲. کمال‌الدین مسعود خجندی (کمال خجندی)

۳. ابوالقاسم عارف قزوینی

۴. صوفی غلام‌نبی عشقری

۵. اسدالله عفیف باختری

۶. محمد نذیر ظفر

۷. حبیب‌الله بلبل

۸. نعیم جوهر پارسا

۹. مسعود خلیلی

۱۰. استاد گلنور بهمن

۱۱. شهلا شهریاری

۱۲. استاد احمد ضیا رفعت

۱۳. هلال فرشیدورد

۱۴. خیام خموش

۱۵. دوکتور شگوفه باختری

۱۶. لیلی حبیب

انتشار آثار در رسانه‌ ها و پایگاه‌ های ادبی

بر اساس اطلاعات ارائه‌ شده دربارهٔ آثار احمد محمود امپراطور، مخمسات او طی سال‌ های متمادی در شبکه‌ های اجتماعی، وبلاگ‌ ها و پایگاه‌ های اینترنتی، از جمله سایت ۲۴ ساعت، جام غور، کابل ناته، خراسان زمین، ماریا دارو، جاودان، سبزمنش، افغان موج، ویرگول و دیگر رسانه‌ ها و پایگاه‌ های ادبی، از سوی خود شاعر و دوستدارانش منتشر شده‌ اند.

نمونه‌ هایی از مخمسات احمد محمود امپراطور

از نمونه‌ های آثار او می توان به مخمس بر غزل صوفی غلام‌ نبی عشقری با مطلع « در لعل لبت گرچه حیات دو جهان است »

 ، مخمس بر غزل کمال خجندی با مطلع « ما را ز گل روی تو چیدن نگذارند » ، مخمس بر غزل غیر منقوط حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل و مخمس بر غزل ابوالقاسم عارف قزوینی اشاره کرد.

یکی از ویژگی‌ های قابل توجه درکار نامهٔ مخمس‌ سرایی احمد محمود امپراطور، تجربه در سرایش مخمس غیرمنقوط است؛ قالبی که در آن، واژگان باید بدون استفاده از حروف نقطه‌ دار نوشته شوند.

رعایت این محدودیت، انتخاب واژگان و ساختار دهی به مصراع‌ ها را دشوار تر می‌سازد.

مخمس بر غزل غیر منقوطه (بدون نقطه)

حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل(رحمت الله علیه)

—

اصــــــــــل آدم اگــــــــــــــر روا گردد

گــــــــرد صحـــــــرا و روح  سوا گردد

همـــــــــه واحــــد و   اهـــــورا گردد

دل اگـــــــــر محــــــــو مــــدعا گردد

درد در کـــــــام مــــــــــــــا دوا گردد

—

هوس و حرص اگــــــر رسـد در کام

سر ســـــــردار اگــــــر رسد در کام

رم آهـــــــــــــو اگــــــر رسد در کام

طعمـــــــه درد اگــــــر رسد  درکام

هــــــر مگس همســـــر هما گردد

—

سُــــر  اســـــــــــــرار  ســــرهء او را

عالـــــــــــــــم روح و مهــــــرهء او را

کـــوه و صحـــــــــــــــــرا و درهء او را

محــــــــو اســــــــــرارطـــــرهء او را

رگ گـــــل دام مـدعـــــــــــــــا گردد

—

همـــــه در همهمه و حرص وهوس

سر و ســـــــودا اصول حرص هوس

صارم هــم در هوا و  حرص و هوس

گر سگالــــــــد وداع حرص و هوس

گــــــــــره دل گهـــــــــــــــر ادا گردد

—

گر رسد هــــــر که در مواصل  وهم

مـــــــگر امـــــلاک در صلاصل  وهم

گل آمــــــــــــــاس گردد حاصل  وهم

گسلد گـــــــر هوس سلاس  وهم

کوه و صحــــــــــــرا همه هوا گردد

—

که رسد در هـــــــــوا مصرع سرو

در کمــــــــال دعــــا  مصرع سرو

رســــــــم دارد گــواه مصرع سرو

محو گــــــــردد سواد مصرع سرو

مـــّد آهـــــــــم اگـــر رســــا گردد

—

ســـــــــــــــر حکام عصر  درد آلود

هــــــم دل و، هم طحال  درد آلود

ســـــر مولــــــــو، گــــرا  درد آلود

ما و احـــــــــــــــــــرام آه درد آلود

هــــــــــم هوا گــــرد را عصا گردد

—

در اســـــــــــرار وهــم سُر حواس

مرگ را عــــــــــــرصهء دگر مواس

رســــــــدم محمل  طلسم رواس

دل آســوده کــــو؟  مگر  وسواس

گـــــــــــــــــره آرد که دام ما گردد

—

طـــــرح محمــــــود وصال بیدل ما

سحــــــــــــــــر دارد دوال بیدل ما

عرصــــــــــهء ماه و سال بیدل ما

در طلوع کمـــــــــــــــــال بیدل ما

ماه در هالـــــــــــــهء سهـــا گردد

—

احمد محمود امپراطور

—

مخمس بر غزل ابوالقاسم عارف قزوینی

–—

بیگانه آمدی  و  به  جان  آشنا  شدی

بر زخم  های  روح  و روانم  دوا شدی

از پرده های غیب به من رو نما شدی

امروز ای  فرشتۀ  رحمت  ، بلا شدی

خوشگل شدی، قشنگ شدی، دلربا شدی

—

حسن تو میزند به  دلم  شعلهء گداز

حیرت گرفته است جگر به عشق گاز

باشد محال حور و پری  گردد هم تراز

پا تا به سر کرشمه و سر تابه پای ناز

زیبا شدی، لوند شدی، خوش ادا شدی

—

می از لبت بریزد و ا ز کام ات انگبین

از پیکر ات برون زده است عطر یاسمین

رخساره ات به پاکی خورشیدی آتشین

خود ساعتی در آیینه اطوار خود ببین

من عاجزم از این که بگویم چه ها شدی

—

هر چند مست و سرخوشی هشیار چون خودی

پیوسته در تعاملی دیدار  چون خودی

در سیر و گشت عالم گلزار  چون خودی

به به چه خوب شد که گرفتار چون خودی

گشتی و خوبتر که تو هم مثل ما شدی

—

محمود عاشق تو شد و نیستی خبر

شام اش به غصه صبحگه با دیدگان تر

آخر بگو چرا تو   چنین   میکنی حذر

ما را چه شد که دست به سر کرده‌ای مگر

از ما چه سر زد این که تو پا در هوا شدی

احمد محمود امپراطور

یکشنبه ۰۲ اسد ۱۴۰۱خورشیدی

که برابر میشود به ۷/۲۴/۲۰۲۲ ترسایی

سروده شده.

جایگاه مخمس‌ سرایی در فعالیت ادبی احمد محمود امپراطور

فعالیت ادبی احمد محمود امپراطور در قالب های گوناگون کلاسیک، نشان‌ دهندهٔ علاقهٔ او به سنت شعر فارسی دری و تلاش برای گسترش تجربیات شاعرانه در قالب‌ های مختلف است.

توجه به غزلیات شاعران کلاسیک و معاصر، در کنار تجربیات مانند سرایش مخمس بر غزل غیر منقوط حضرت بیدل، بخشی از فعالیت ادبی او را تشکیل می‌دهد.

سرایش مخمس بر غزلیات شاعران گوناگون، امکان گفت وگوی شاعرانه با آثار پیشینیان و معاصران را فراهم می‌سازد.

در این شیوه، شاعر با حفظ ارتباط با غزل اصلی، بند های تازه‌ ای می‌ افزاید و برداشت ادبی خود را در قالبی کلاسیک بیان می‌کند.

با بیش از ۱۲۰ مخمس سروده‌ شده تا اکنون و آثاری که در رسانه‌ ها و پایگاه‌ های اینترنتی منتشر شده‌ اند، احمد محمود امپراطور از مخمس‌ سرایان فعال معاصر افغانستان به شمار میرود.

۲۴ ساعت :

قابل یادآوری می باشد که جناب محمود جان امپراطور از همکاران فعال قلمی سایت ۲۴ ساعت می باشند که از زمان تأسیس همکاری شانرا آغاز و تا کنون ادامه دارد. ضمن سپاس از این همکار عزیز ما ، مؤفقیت های مزید و روز افزون شانرا در همه مراحل زندگی آرزومندم. 

26 اکتبر
۳دیدگاه

قصیدهٔ «ندای جاودان عدالت»

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

قصیدهٔ «ندای جاودان عدالت»

به نامِ داورِ هستی، که مهرش بی‌کران می‌ماند  

فروغِ    لطفِ او    در سینهٔ   پاکان  نهان می‌ماند  

به    میزانِ    عدالت،    آسمان    آرام    می‌گیرد  

که نامِ  عدل در تاریخِ   اهلِ   هر   زمان می‌ماند  

نه تیغِ تیزِ خون‌  ریز   است  مایهٔ  عزّتِ   انسان  

که مهر و معرفت در جانِ دانایان عیان می‌ماند  

کسی کز  ظلم  بنیادِ   سرای   خویش  بنشاند  

بداند کاخِ   او بی‌قدر و بی‌نام و نشان  می‌ماند  

ز آهِ  طفلِ   بی‌ پناهِ   دشتِ   ویرانِ غم‌  باران  

ندای دادخواهی تا ابد  در   آسمان   می‌ماند  

چه سود از فتحِ شهری گر دلِ مادر شود  خونین  

که داغِ مادران در دفترِ دوران   عیان  می‌ماند  

نه آتش مایهٔ  پیروزی،  نه  خون  مایهٔ   آزادی  

ز صلح و مهر، نامِ آدمی  تا جاودان    می‌ماند  

اگر قدرت ز قانون  جدا   گردد    در   این  دنیا  

نشانِ ظلم بر پیشانیِ   دوران عیان می‌ماند  

خدا انسان را از بهرِ مهر و رحمت آفریده‌ست  

نه بهرِ کینه و جنگی که از آن رنجِ جان می‌ماند  

زمین میراثِ آدم‌هاست، نه میدانِ ستمکاری  

که باغِ زندگی با مهرِ  لطفِ  باغبان می‌ماند  

قلم چون در مسیرِ حق  رود، شمشیرِ ظلمت‌ سوز  

چراغِ     راهِ  دانایان   و   صاحبدلان   می‌ماند  

به جای بانگِ   توپ و   آتش  و  فریادِ ویرانی  

نوای صلح در گوشِ بشر شیرین‌زبان می‌ماند  

نه کودک باید   از آوازِ جنگ   آشفته‌ دل گردد  

نه اشکِ مادران در دیده‌ها خونین روان می‌ماند  

حقوقِ   آدمی   مرز و   زبان  و رنگ نشناسد  

که گوهر در وجودِ هر بشر ی  کسان می‌ماند  

کسی کز رنجِ انسان‌ها دلش بی‌غم نمی‌گردد  

درونش چشمه‌ای از مهر و نورِ جاودان می‌ماند  

جهان روزی به دستِ  عدل  آرامش بیابد باز  

اگر وجدانِ بیدارِ   بشر   در کاروان   می‌ماند 

ستمگر گرچه بر تختِ زرین تکیه می‌سازد  

ز بادِ حادثات آخر   غبارِ   داستان   می‌ماند  

بزرگی در دلِ پاک است، نه در تاج  و نه در قدرت  

که نامِ نیکِ انسان تا ابد در هر  زمان می‌ماند  

بیا ای آدمی، از کینه   و   دشمنی گذر کن  

که راهِ عشق، راهِ روشنِ اهلِ ایمان می‌ماند  

اگر دل خانهٔ  مهر است  و جان  آیینهٔ  تقوا  

ز لطفِ حق نصیبش رحمتِ بی‌کران می‌ماند  

اگر  در   ملکِ   عالم   عدل   فرمانروا   گردد  

ز هر ویرانه‌ای باغِ  امیدِ  جاودان   می‌ماند  

شهیدانِ عدالت گرچه از   دنیا   سفر کردند  

پیامِ روشن‌شان در نسل‌های بی‌شمار می‌ماند  

به خونِ پاکِ آنان لاله‌های  صلح می‌رویند  

که یادِ اهلِ حق در باغِ هستی جاودان می‌ماند  

جهان محتاجِ دستی است که بذرِ مهر بنشاند  

نه دستی کز شرارِ کینه آتش‌افشان می‌ماند  

خوشا آن دل که رنجِ دیگران را رنجِ خود بیند  

که نامِ نیکِ او  در   دفترِ انسانان  می‌ماند  

بیا ای دل، که صبحِ عدل نزدیک است و روشن  

ز پشتِ پردهٔ شب نورِ حق پیدا و عیان می‌ماند  

اگرچه ابرِ ستم گاهی فضای دهر پوشاند  

فروغِ مهر در آغوشِ صبحِ بی‌کران می‌ماند  

نه دیوارِ جدایی، نه حصارِ کینه پابرجاست  

ز مهر و آشتی پیوندِ دل‌ها جاودان می‌ماند  

به دادِ خویش اگر انسان شود بیدار و آگاه  

نشانِ رحمتِ حق در وجودِ مردمان می‌ماند  

کسی کز رنجِ دیگر خلق غافل باشد و خاموش  

ز وجدانِ خویش آخر درونش داستان می‌ماند  

عدالت گرچه در   راهِ   خود   آماجِ بلا گردد  

سرانجامش به دستِ حق پر از فتح و امان می‌ماند  

نه فرمانرواییِ ظلم استوار و ماندگار است  

نه آوازِ ستم در گوشِ تاریخ آنچنان می‌ماند

«فائز» این نغمه ز اعماقِ جانِ خویش سرود:

عدالت و مهر و آزادی،  جاودان  می‌ماند

خلیل الله فائز تیموری.

بهار ۱۴۰۵ـــ خورشیدی 

تهران –ایران

.     

26 اکتبر
۳دیدگاه

گوهر نامه

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

گوهر نامه

 دل میں اک  شوق  ھا   کبھی  زندگی  میں

 میں بھی مصروف رہوں عشق کی بندگی میں

وہ  تو اک   ابرِ الم   تھا  جو   گزر   بھی    گیا

 میں تو الجھا ہی رہا عشق کی پیچیدگی میں

 نیند آنکھوں میں تھی اور بسترِ آسائش تھا

 اب قدم   میں  نے رکھا  حالتِ دیوانگی میں

 شاداب      تھا،       دیکھو         تو      سہی

 در بدر   بھٹک   رہا ہوں    آج     آوارگی  میں

 مشورہ کر تو لیا  عقل  و  خرد   سے  پہلے

عشق  نے  مجنوں  بنایا  بڑی سادگی میں

 یہاں تو بس ہوس و نفس کا  طوفان ہے اب

 کوئی زندہ دل کہاں ہے مری  دل لگی میں

 بلخی اب عقل کی باتیں نہ کرو ہر کسی سے

 لوگ           سب         کچھ      ہی     گنوا

 دیتے         ہیں            فرزانگی        میں

 امان الله بلخی

26 اکتبر
۱ دیدگاه

ای کردگار من!

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

 

ای کردگار من!

یک جرعه مَی  نصیبِ  مَنِ خسته دل بکن

تا مـسـتِ عشق پاک تـو گـردم خدای من

از درد و غـــــــم آســوده دل شــوم دمی

یـکـسـر شـراب کأسِ  تـو گـردد دوای من

آتش بــزن بــه خِرمَنِ  من  تا شوم حریق

خـاکـسـتـرِ مَــرا تـو بــه  لطفت شرر بده

ایـن قالبم بــه نـور حقیقت  تـو   زنده کن

بـا ایـن دِلِ فِـسُـرده  تـــــو نـور  بصر بده

از روی بـی نـیـازیت  یـارب   بـکـن قـبـول

آورده ام بــــه  درگـهـی  تــو تـحـفــهٔ نیاز

تـقـصیر هـا کـه سـر زده از مـن به زنگی

عـفـوش نما به لُطف و کرم شاه بی نیاز

دستم به سوی توست الهی بـه نیم شب

مسکین و عـاجـزم تو  خداوندِ  چاره ساز

هیچ کس ز درگهی تـو  نـرفتست نا امید

در پیش خصم دینِ تو   شرمنده ام مساز

راهی نـمـا بــه بـنـدهٔ طاغـی و سرکشت

مشعل بده به دستِ من از نور مصطفی

روشـن نـمـا زِ راهِ کــــرم شـامِ خـنجـری

تـا رَه کـشـد بـسـوی تـو در جـادهٔ صـفـا

پیروز باشید دوستان عزیز و نازنین

دعا گوی تان

شیخ مولوی خنجری

کابل  – چهار دهی .

 

26 اکتبر
۱ دیدگاه

بی حد خدا ج بزرگ است

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

بی حد خدا ج بزرگ است

هر ذره گوید هردم بی حد خدا بزرگ است

هردم   بگوید  آدم بی  حد خدا بزرگ است

لوح و قلم   چو عرشی   یزدان   کرد بناییِ

زینت نمود افلاکم  بی حد خدا  بزرگ است

شیطان کرد  فریفته   آدم    بیرون   ز جنت

بخشد گناه ما هم بی حد خدا  بزرگ است

طوفان نوح ب پا شد   عالم   همه تباه شد

کشتی نمود فراهم بی حد خدا بزرگ است

یوسف درون  چاه    دید  آن   جبریل   گفتا

لطف خدا   دمادم بی حد خدا بزرگ است

صبری که بر ایوب داد آن  بر زوال شیطان

صبرش ثمر حسابم بی حد خدا بزرگ است

موسی چو دید نورش  با سر فتاد بر طور

یک ذره عظمت آندم بی حد خدا بزرگ است

تاب و   توان   و  طاقت بر کوه نماند یکدم

موسی به صاعقه ضم بی حد خدا بزرگ است

دید اندرون   سنگی  میخورد   غذا کرمی

با چشم تر بگفتم بی حد خدا بزرگ است

فرعون ز کبر و عصیان گفتا که من خدایم

غرق شد به نیل در دَم بی خدا بزرگ است

نمرودیان و  شداد   دعوی   خدایی کردند

نابود ز پشه لنگم بی حد خدا بزرگ است

حجاج    در  کویرش     در  العطش   نمانّد

نوشد چو آب زمزم بی حد خدا بزرگ است

حمد    و   ثنای     یزدان  وردِ زبان زرغون

عقل و خرد به آدم بی حد خدا بزرگ است

الحاج محمد ابراهیم زرغون

۲۳/۱۰/۲۰۱۴

فوردا – ناروی

26 اکتبر
۱ دیدگاه

قبرخودرا به دستِ خود کندیم

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

قبرخودرا به دستِ خود کندیم

…..

چشم آیینه  اَحوَل  است اىنجا

چارسو عین جنگل است اینجا

روى  مُِهرِ  زیانِ    ما  دیریست

داغِ صد گونه تاوَل است اینحا

خبرى   جز   سکوت     پا بر جا

حرف بیجا و مّهمل است اینحا

دید ماهمچنانَ که   مى بینى

بتَر از   روزِ اوّلَ   است   اینجا

نقش  تزویرِ هرچه   جانى را

جاى صدگونه سمپَل است اینجا

ازشجاعت مگو به وقت قیام

مرکز جمعِ خردَل است اینحا

جاهلان   را  مقامه ء جولان

مهد مکروب واَنگَل است اینجا

تا بیفتد     زبان   تو    از کار

جار وجنجال وکلکل است اینجا

مجری جهل وجنگ وغارت شو

که سلاحت مُسَجّل است اینجا

جنگ  هاى   نیابتى  جهان

روى دوشت مُحَوٌل است اینجا

کار امروز  ما  چنان  دیروز

گریه وآه و وَلوَل است اینجا

هرسؤالى که درنظر دارى

خارج ارحل جدول است اینجا

تا  بخواهى  علیه  اندیشه

فیرِ    تُهمت   است    اینجا

کسب پر رونقِ شیوخ؛ امروز

سحروجادو وجنبل است اینجا

سکّهء جز خصومتِ مذهب

سالها گشته ناچَل است اینجا

تیم     غارتگران      ایمانت

اى مسلما ن  مُکَمّل است اینجا

بهرِ نوشِ   کباب ِ    فریادت

شعلهء داغِ منقل است اینجا

در  زباله  فرو  چنان رفتیم

که نَفَس غرقِ هَلهَل است اینجا

آنچه اش را که صلح  مى نامى

به شیاطین مٌحّول  است اینجا

حرفهایى که پوچ وبى معناست

باتبانى مٌدَلّل  است اینجا

ذوقِ احساس ِ دل عجب گل کرد

آتشش مستِ ِ بَلبَل است اینجا

مختصر را اشارتى کافیست

قصه گرچه مُفَصَّل است اینجا

      ….

قبرخودرا به دست خود کندیم

زندگانى مُعَطَّل است اینجا

…

نورالله وثوق

26 اکتبر
۱ دیدگاه

غزلواره

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————-

غزلواره

غزل به پای تو ریزم، غزل به  یاد تو خوانم

تو چون سپیده بیایی ، به بامداد تو خوانم

 سرشک  دیده   بریزم  ،  غبار ره  بنشانم 

 نماز شوق و صفا را ، به اجتهاد تو خوانم

شمیم عطر تو بویم، شراب عشق تو جویم

 اسیر موی  تو باشم ، به انقیاد تو خوانم

هزار   بادیه   رفتم ،  گل  وصال تو جستم

حدیث عشق و وفا را به استناد تو خوانم

«می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان»

که من به بوی تو مستم، و برمراد تو خوانم

هزار جهد    و «تمنا» برای وصل تو کردم

که چون«شکوفه» بیایی، و من به یاد تو خوانم

عبدالسمیع تمنا

 ۱۹ اکتوبر ۲۰۱۴

26 اکتبر
۳دیدگاه

پرده ی اسرار 

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

پرده ی اسرار 

بی کس و بی آشنا جز من کسی آن جا نبود

هر که را  دیدم   در این  وادی چنین تنها نبود

تو نپندار   از   ازل   با  من کسی  دمساز بود

یارِ   بود   و رفت  چون   دنیا  برایش  جا نبود

هرچه دل بستم به فردا دست خالی‌تر شدم

هیچ    روزی  سهم من جز حسرتِ فردا نبود

عشق را  با جان خریدم  این  زیانم  بود بس

در بساطِ  عشق‌ ورزی سودِ  در سودا نبود

عشق را جان دادم و جان هم جوابم را نداد

در مسیرِ   عاشقی    این   رسمِ  ناپیدا نبود

هر که را من دست دادم دست رد بر سینه زد

در رهِ این  سختگیری  ها  کسی  همپا نبود

ناله را در  پرده ی   اسرار   پنهان   کرده ام

حرف ها  دل داشت  اما  در گلو غوغا  نبود

عاقبت  فهمید دل   تقدیر این  دلدادگی ش

در   قمارِ   زندگی    بد    بازتر     از  ما نبود

#سیدجلال علی یار

 ملبورن استرالیا 

اکتوبر ۲۰۲۶

26 اکتبر
۱ دیدگاه

هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد (بخش پانزدهم)

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۴ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۶ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

هویت و فرهنگ هرات از کجا ریشه می گیرد
————————————————
عبدالمجید خان و دیگر هراتیان چگونه اقتصاد
.
معاصر افغانستان را پی ریزی کردند
========================
پیوسته به گذشته :
عبدالمجید خان هراتی، همین که متوجه شد در شوروی بخش خصوصی دیگر کار نمی دهد، تجارت خود را از مسکو جمع کرد و با بار و بنه رفت المان. در این زمان داکتر یالمار شاخت که او را پدر اقتصاد المان می گویند، رییس بانک مرکزی المان بود ( ۱۹۲۳- ۱۹۳۷). می گویند این دانشمند نامدار اقتصاد دو بار المان را از بحران نجات داد. اول هنگامی که در شروع سال های ۱۹۲۰ انفلاسیون به حدی افزایش یافته بود که برای خریدن یک قرص نان بایست یک گونی پول کاغذی تادیه می کردی. این دوران را در المان بحران کبیر خوانده اند . داکتر شاخت پول جدیدی زیر عنوان رنتل مارک ایجاد کرد که یک مارک آن برابر بود با یک تریلیون مارک پیشین. المان دیگر ذخایر طلا نداشت و نمی توانست به بهره گیری از پشتوانه طلا پول چاپ کند. داکتر شاخت در عوض طلا زمین و جایداد ها را پشتوانه ساخت. ابتکاری بی سابقه که کار داد. همزمان پالیسی سختگیرانه هزینه های دولتی را در پیش گرفت. بدین ترتیب المان را از منجلاب انفلاسیون بیرون کشید. بحران دوم در شروع سال های ۱۹۳۰ بود. المان منابع کافی نفت و گاز نداشت و ارز کافی خارجی برای خریداری مواد نفتی. داکتر شاخت برجسته ترین دانشمندان عرصه کیمیا را دعوت کرد( المان از پیشگامان علم کیمیا در جهان است و ده ها دانشمند این کشور به دریافت جایزه نوبل در کیمیا مفتخر شده اند) و از آنان خواست که راه های تبدیل زغال سنگ را به سوخت مایع پیدا کنند. لابراتوارهایی در این عرصه تاسیس شد و دانشمندان موفق شدند زغال سنگ را به نفت تبدیل کنند. المان فراوان معادن زغال سنگ غنی داشت. این پروسه به گونه ی صنعتی پیشرفت کرد. چرخ صنایع المان به قوت سرعت یافت و تا حد زیادی از وابسته گی انرجی به خود متکی گرید.
هنگامی در المان بیکاری بیداد می کرد حزب ناسیونال سوسیالیست المان به رهبری هتلر به قدرت رسید. داکتر شاخت نه تنها سمت رییس بانک مرکزی را حفظ کرد که وزیر اقتصاد المان برگزیده شد. عضو حزب نبود. داکتر شاخت در سال ۱۹۳۴ پلان جدید اقتصادی المان را طرح کرد و اجرایی ساخت آن چه مملکت را از بیکاری نجات داد. مطابق این پلان از یک سو با عقد قراردادهای بارتری با کشورهای دیگر مواد مورد نیاز کشور را بدون آن که ارز خارجی هزینه شود، تامین می کرد و از جانب دیگر ده ها پروژه زیر بنایی مانند شاهراه ها – اتوبان ها- پل ها، خط آهن، کارخانه ها، مکتب ها و ساختمان های دولتی، مسکن، انواع کارخانه های صنعتی، ماشین و آلات به شمول اسلحه و ملزمات نظامی و غیره احداث گردید که برای میلیون ها آدم اشتغال آورد.
در همین دوران امریکا با دشوارترین بحران اقتصادی خود مواجه شده بود. هزارها کارخانه تعطیل شده بودند و میلیون ها آدم بیکار. زراعت و دامداری با کمبود بازار رو به کاهش بود. بانک ها به ورشکسته گی رسیده بودند. در چنین روزگار دشواری فرانکلین روزولت آدمی از دو پا فلج، به ریاست جمهوری رسید. بدون تعلل دست به کار شد. بهترین و برجسته ترین استادان دانشگاه های امریکا را در تیم خود شامل کرد. برنامه ای را زیر عنوان طرح نو New Deal به تصویب رسانید. با به کار انداختن صد ها پروژه بزرگ و مشارکت گسترده بخش خصوصی امریکا را از بحران برون کشید. در این دوران بود که امریکا به سرعت ترقی کرد و زیر بنای رشد شتابناک دهه های بعدی امریکا قرارگرفت. روزولت یگانه رییس جمهوری امریکا بود که چهار بار به ریاست جمهوری انتخاب شد.
در چنین دورانی افغانستان نیز دستخوش بحران بود. افغانستانی که انگار به عنوان یک نظام دولتی در حالت جنینی قرارداشت. جامعه ی ناهمگون، سرزمینی که در نتیجه ی قرن ها جنگ و ویرانی، و فقر مزمن از هم گسیخته و نظم دولتی در آن فروریخته بود. خزانه خالی بود. نه کدام نظام مالیاتی وجود داشت و نه هم اقتصادی که درآمد داشته باشد. شاید بزرگترین تصمیم نادر شاه این بود که نخست بایست به اوضاع اقتصادی کشور رسیده گی شود. در سال ۱۹۳۳ عبدالمجید زابلی از المان به افغانستان بر می گردد. از راه هرات، زادگاه خودش. تاجران هراتی را می شناسد. آنان را دعوت می کند در ایجاد یک شرکت سهامی سرمایه گزاری نمایند. می پذیرند. در این میان برادران مختار زاده جعفر جان مختار زاده و غلام حیدر جان مختار زاده نقشی فعال بازی می کنند. کاروانسرای مختارزاده در نزدیک چارسوی شهر هرات و در بازار موسوی ها که بازار عراق هم خوانده می شود، موقعیت دارد. این کاروانسرایی معمولی نبود. در آن زمان وال استریت هرات بود. موقعیت و معماری زیبا و دلکش این کاروانسرا که توسط معمار نامدار هرات استاد حاجی محمد اسماعیل بنایی طرح و ساخته شده بود و در نوع خود بی همتا بود، محل کار و فعالیت تاجران هرات بود. چنین بود تیمچه مختارزاده در بازار ملک نزدیک چهارسوی هرات. تاجران در این دو مکان دفتر کار داشتند. چون دوکان پدرم در بازار خوش و نزدیک چهارسو بود، اغلب می دیدم که چگونه هر صبح شماری از تاجران با موتر یا گادی و حتا پیاده یا رکاب زنان سوار بایسکل سوی دفتر خود می روند، سوی سرای یا تیمچه مختارزاده. یکی از تاجران هرات حاجی محمد شریف بود که در همین بازار خوش منزل داشت و پیاده سوی دفتر خود می رفت. با جامه تمیز و ریش حنابسته و گام های با وقار از وسط جاده آهسته قدم بر می داشت و به آشنایان سر شور می داد. شخصیت دیگری که در تاسیس بانک و تهیه اسهام نقش داشت حاجی عبدالخالق خان قندهاری هراتی شده بود. او در تجارت با هند فعالیت می کرد. در بین تاجران هرات و قندهار از شهرت و نام نیک برخوردار بود. به دعوت عبدالمجید خان لبیک گفت و نقش فعالی در تاسیس شرکت داشت. تاجران دیگری مانند دوست محمد خان ایماق، محمد کریم خان شمس، سید عظیم و برادرش سید کریم، حاجی سید محمد قناد و نیز تاجران یهودی و هندی اهل افغانستان در خریداری اسهام بانک و تنظیم و توسعه تجارت نقش فعالی داشتند. بنازم تجارت و فعالیت های اقتصادی را که رقابت می کند اما قطب سازی نمی کند و بر اصول معامله دروازه ها را باز می گزارد و با هموطنان از هر قوم و مذهبی که باشند میدان می دهد و فضای اعتماد و مشارکت ایجاد می کند. نه تنها با وطنداران خودی که با مردمان جهان. تصادفی نیست که تجارت را سفارت صلح می گویند. عبدالمجید خان در افغانستان با تشکیل بانک ملی که پنج ملیون سرمایه ابتدایی آن را بخش خصوصی تامین می کند و دوملیون آن را دولت در حقیت همان روشی را به کار می اندازد که داکتر شاخت در المان و فرانکلین روزولت در امریکا به کار گرفتند. موفقیت بانک ملی که ریاست آن را عبدالمجید بر عهده داشت سبب شد که در سمت وزیر اقتصاد ملی تعیین گردد. و همو بود که افغانستان بانک، بانک مرکزی افغانستان را ایجاد کرد و نیز ریاست این بانک را داشت و بخش عمده سرمایه آن را بانک ملی تهیه کرد. بدیهی است تفاوت ها و پسمنظر تاریخی و فرهنگی و جغرافیایی این سه سرزمین را باید در نظر بگیریم. لاکن مهم پالیسی راه بردی تاریخی توسعه اقتصادی است. در زمان کوتاهی تجارت افغانستان رونق می گیرد. بنیادهای صنایع کشور گذاشته می شود. چهار بند برق آبی اعمار می گردد، برق چک وردک، سروبی، پلخمری و جلوارچه در هرات. به این نکته خیلی توجه باید کرد. اگر پروسه بهره برداری از ظرفیت های آبی کشور ادامه می یافت افغانستان امروز یکی از صادر کننده گان مهم برق بودی. هنو.ز هم زود است. اعمار هزاران بند برق کوچک و متوسط آبی هایبرید یعنی تلفیقی از برق آبی و خورشیدی به سرعت می تواند مشکل برق را حل کند. این آزادی عمل بایست به بخش خصوصی داده شود و از دستبندی های بوروکراتیک جلوگیری گردد. صنایع نساجی افغانستان به کار می افتد کارخانه نساجی پلخمری، گلبهار، کارخانه نساجی پشمی قندهار فعال می گردد. بیش از هفت صد و پنجاه میلیون متر انواع پارچه تولید می کند و به قیمت خیلی ارزان تر از جنس مشابه خارجی در دسترس مردم قرار می دهد. کارخانه قند بغلان، شرکت پنبه قندز، پسان تر هنگامی از بخص خصوصی به بخش دولتی تعلق می گیرد نامش را می گذارند شرکت سپین زر. برای کارگران پلخمری خانه های مناسب اعمار می گردد. تا امروز این خانه ها مورد استفاده قرادارند. بیش از هزار خانه. کلوب نساجی پلخمری مثل هوتلی مدرن فعال می گردد. چند شبی را پنجاه و چند سال پیش در این کلوب اقامت داشتم. انواع موسسات خیریه ایجاد می شود. مثل دارالایتام که بعد نامش می شود مرستون، کتابخانه ها تاسیس می گردد. کتابخانه بانک ملی در کابل شهرت داشت. در جوار ساختمان بانک ملی. پسان تر ریاست مستقل مطبوعات و وزارت اطلاعات و کلتور وقت در این عمارت کار می کنند. شهرها اعمار می گردد، شهر امام صاحب، قندز، بغلان. نهاد جایزه مطبوعاتی برای نویسنده گان و شاعران ایجاد می شود که هر سال جوایزی به بهترین آثار تفویض می شود. در نتیجه ایجاد انحصار مواد نفتی، شکر و برخی دیگر اقلام مصرفی نرخ این مواد خیلی پایین تر از بازار حفظ می شود و در طی سال ها تغییر نمی کند. ذخیره طلای افغانستان که نبود در سطح قابل توجهی افزایش می یابد. افغانستان کالاهای تجارتی خود را به امریکا می فرستد و چون از امریکا واردات ندارد اضافه بیلانس تجارت به نرخ دالر ۱۳ افغانی پشتیوانه طلای افغانستان در بانک امانت امریکا ذخیره می کند.
اگر توجه نماییم که تمام این تغییرات توسط بخش خصوصی و با حمایت دولت، در بحبوحه و در سال های جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است ارزش تاریخی فهم این پدیده ها برجسته تر می شود. حفظ بی طرفی افغانستان در جنگ دوم جهانی دستاورد دیگر این دوره است. سیاست اقتصادی و مالی حساب شده آن وقت به رهبری عبدالمجید خان و اعتماد به سکتور خصوصی تا حد زیادی فقر وقحطی تحمیل شده را جبران می کند. پیش ازین وضعیت به حدی بد بود که برای مرده ها کفن دستیاب نمی شد. بازارهای اروپا و امریکا در جنگ گرفتار بودند. افغانستان در چهره بخش خصوصی از مکسیکو و ارجنتاین پارچه وارد می کند. افغانستان یکی از شیوه های جهانی رشد اقتصادی را که مشارکت بخش خصوصی و عامه خوانده می شود موفقانه تجربه می کند. این پدیده مشارکت بخش خصوصی و دولتی Public Private Partnership یا PPP در جهان گسترده کار می دهد و ثمربخش است. آن چه مهم است کوتاه ساختن دست بوروکراسی مزاحم از پیشرفت امور است. به این جهت در پالیسی مشارکت بخش خصوصی و دولتی اسهام بیشتری بایست به بخش خصوصی تعلق داشته باشد که مستقل بتواند فعالیت نماید.
عبدالمجید خان نبض حرکت جهان را فهمیده بود و می دید که اقتصاد مبتنی بر مالکیت دولتی آینده ندارد. به خاطر این که انسان را از بزرگترین نعمتی که به او هدیه شده است، آزادی اندیشه، ابتکار و عمل محروم می کند. ارزش انسان ها در تفاوت هایی است که بین آدم ها وجود دارد نه در یکسانسازی آنان. طالبان دارند میدان را می بازند زیرا با اجبار و ستم می کوشند مردم را در قالب خود بیاورند. انسان در قالب نمی گنجد.
او می دانست که افغانستان به دولتی با ثبات نیاز دارد. ثبات دولتی هنگامی انسجام و دوام می یابد که در مسیر پیشرفت اقتصادی- اجتماعی به منفعت مردم حرکت کند.
این تاجر و اقتصادان و سیاستمدار و جامعه شناس افغانستان می دانست که حس تملک یک احساس قوی بشری است. این انرجی به منفعت سکتور خصوصی و دولت در صورتی می تواند بسیج گردد که با دانش و تکنالوژی و پالیسی های سالم اقتصادی همسو گردد.
اگر این پروسه ادامه می یافت و راه رشد غیر سرمایه داری یعنی سرمایه داری دولتی جلوی پیشرفت اقتصادی- اجتماعی را نمی گرفت، شاید افغانستان امروز سردمدار ترقی و پیشرفت منطقه می بود و در همه عرصه ها.
راست گفته شاعر:
چون رنده،  ز کار  خویش بی  بهره  مباش
چون تیشه، به سوی خویش  دایم متراش
پیوسته   چو اره  باش  ،  در   امر   معاش
گاهی   خود  می  کش  و   گاهی   می پاش!
ادامه دارد . . .
25 اکتبر
۱ دیدگاه

فلسفه بافى

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۳ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۵ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

فلسفه بافى

راست و چپ باهمه این  فلسفه بافى نشود

آن همه   سَهو   خطا   ها   تلافى  نشوَد

اشتباهات   شما  باعثِ    بدبختى  شده

باعثِ در بدرى این همه ى سختى شده

از چه   رو  یکدگر خویش  نماید   محکوم

دفترى از عملِ هر  یکى   باشد   معلوم

هر کدام   درحقِ این خاک خطا بنمودید

بحقِ     مردم     بیچاره    جفا   بنمودید

بیش ازین  یکدگر خویش   ملامت نکنید

نوجوانان   بَرهى   رفته   دلالت   نکنید

بگذارید  جوانان    بَرهى   خویش  روند

بَرهى  صلح و   ترقى وطن  پیش روند

بهرِ   آبادى   این   خاک   قدم  بر   دارند

بى هراس بوده و بى باک قدم بر دارند

چون شمامصدر خدمت بدانخاک نشدید

زآن همه کین و  کدرت  دگر پاک نشدید

مطمن باش که باز حاکم   فردا نشوید

داده از دست وطن مُفت سرِ پا نشوید

همه در غربت و بیچارگى ها خواهیم مُرد

رنج آوارگى  و  بیوطنى   خواهیم  بُرد

زهرِ ظلمى بوطن کرده کنون مینوشید

خجل ازکرده خودبوده زِ دهرچشم پوشید

نشوَد    دالر  و  کلدار  ( فروغ )  راهت

روزِ محشر نشوَد هیچ یکى  همراهت

حسن شاه فروغ

 ۲۵/۱۰/۲۰۲۶

25 اکتبر
۱ دیدگاه

آرش فردا……

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۳ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۵ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–


آرش فردا …..

اگر بال و   پرت  بیگانه شد  از  شورش   پرواز

ز فردا وام کن عشقی خروشان پر ز سوز و ساز

تف  خورشید  را  بر  چهره  این  آسمان   انداز

که بلعیده  سکوت  از  سینه اش  آتشگه آواز

نه از ناهید نغمه  خیزد و  نه  از  زحل  رقصی

گلوی کوه  بی  آتشفشان،  دریاست بی آواز

اگر منظومه ها را می کشد پایان به کام خود

تو از خاکسترت بر خیز و  بنما  کهکشان آغاز

کمان  عشق را  بخشا، به دست  آرش فردا

بگو  تا  بیکران   این   تیر آزادی   به دور انداز

ز گیتار   همه   آواز های  در  گمستان    گم

صدای ساز کن تا خامشی ها را کنی ناساز

بکش   آن   پرده   را از پنجره،  افاق را بنگر

که در باز است و آمد باز هم در آسمان ها باز

خودت باش و هبوط گله خویی ها به دور انداز

بشو با اختران همراه، بشو با کهکشان همراز

ببین این بیرق افتاده، یک فریاد خاموش است:

« ز خاکم گیر و روی قله خورشید باز افراز »

فاروق فارانی

جولای ۲۰۲۶

 

 

25 اکتبر
۳دیدگاه

شب ها

( نوزدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۳ عقرب ( آبان ) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۲۵ اکتوبر ۲۰۲۶ میلادی –  ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————————————–

شب ها

 

شب ها نشه زاست

و شراب یادهات

در جام زندگی

تازه تر از پیش است

 هر وقت هوس کردی

در کنار بالشم سرت را بگذار

تا دمی بویت کنم

 

هما طرزی

نیویورک

۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶

 

Nights

Nights are Intoxicating

and the wine of your memory

in the chalice of life

is fresher than ever.

Whenever the desire takes you,

lay your head beside my pillow

so I may breathe in your scent for a moment.

Homa Tarzi

New York,

September 29, 2026