۲۴ ساعت

23 مارس
۱ دیدگاه

آن سوی ابر ها

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

آن سوی ابر ها

 

من و تو که پیوند مان-

همیشگی است…

باید که با دوری از هم

زمان را به امانت بگیریم

و بی ثباتی جسم

نشاید که در دوام عشق مان رخنه کند 

 

ورای ابر های بی ثبات

در افق جاودان و پر نور

که پرتو خورشید

چشم‌ها را خیره می‌ کند …

ثبات عشق ترا احساس می‌‌کنم

هما طرزی

نیویورک 

۱۰ اپریل ۲۰۰۲ 

 

 

 

 

 

 

23 مارس
۱ دیدگاه

خوب میدانی 

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

فرستنده : محترمه ادیبه صابر صادقیار – شاعر : زنده یاد استاد صابر هروی

خوب میدانی 

خوب میدانی  که  بدعت میکنی

دوری از دین  و  شریعت میکنی 

خوب میدانی که  با  کشتار خود 

دشمنی با ملک  و  ملت میکنی 

خوب میدانی که  فعلت نارواست 

باز هم   با   ما    لجاجت میکنی 

میکنی  با   اجنبی   همسنگری 

تو به ( مام ) خود خیانت میکنی 

با چنین ( چنگیزی ) و بد صولتی 

از    ستمگاران   حمایت  میکنی 

از بم  و  راکت  پرانی  های خود 

بر  سر   مردم   قیامت   میکنی 

با مسلمانی   و   قرآن دشمنی 

دعوی   زهد  و   زعامت میکنی .

زنده یاد استاد صابر هروی

جدی ۱۳۷۲

کابل – افغانستان

23 مارس
۱ دیدگاه

بهار آمد

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

حلول سال نو و عید باستانی نوروز راخدمت کافّه هموطنان  

عزیز از صمیـم قلب  تبـریک عـرض داشـته و این ســال را،

یک ســال صلح و  آرامش  و آزادی کشور دوست داشتنی

ما،ازشرّدشمنان وطن ونوکران بیگانه ها استدعا میدارم.

بهار آمد

بهارآمد،به ملک ما خزان اسـت

به هرجا ناله وشوروفغان اسـت

چه حاصل آمـدن ازاین بهــاری

یتیـمـان وطن بی آب ونان است

============

بهــارآمـــد، بهـــاری مــا نـداریم

به کشــور،اخـتـیــاری ما نـداریم

زفـقــرو فـاقــگی هـا،مـــردم مـا

پریشان حال وغمخواری،نـداریم

=============

بهارآمد که وقـت کشـت وکـاراست

ولی دهـقــان ما بی خـواروبار*است

زمُـزد کــار برزگـر،صاحب مـلک

به اسبِ عیش ونوش خودسواراست

==============

بهـــار آمـد،بهـــارمــا کـجــا شــد

هـمـه آن اعـتبــارمــا،کـجــا شـــد

زدســـت بی خرد حکــام ظــالــم

ذلـیـلـیـم،آن وقـارمــا کـجــا شـــد

==============

بهـــارآمــد، زجهل  انـتــحــــاری

به هرسوخون مظلوم،گشته جاری

به جیـب ظـالمــان ازپول تـریـاک

ســرازیـرگـشته، ملیـونهــا دلاری

==============

بـهــارآمـد به هـرســو،قتل وغارت

 بــود بـیـچــاره مـلـت در حـقـــارت 

زلـطـــف ! طالـبـان از کـشـــورمــا

 فــراری گـشـتـه انـد، اسـپـنـد وارت 

==============

بهــارآمد، ولـی قـهــر طبـیــعـت

زبرف کوچ ها وازسیلابِ،وفرت

هزاران خانمـان، بی خـانـه کـرده

نـکـرده رحـم، به حــال زارملــت

==============

بهــارآمــد، شــده ویـرانه کشــور

زدست دشمنـان،غم خـانه کشــور

خــدایـا!”حـیـدری”روزی بـبـیـنـد

به دورازجانیـان،گلـخـانه کشــور

===========

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

 دهم حمل ۱۴۰۳

مطابق ۲۳ مارچ ۲۰۲۴  

سیدنی، آسترالیا

خواروبار_ چیزهای خوردنی،آنچه مردم میخورند،ارزاق(فرهنگ فارسی عمید).

23 مارس
۳دیدگاه

ننگِ زمان

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

ننگِ زمان

جهان  از شرِّ ابلیس در امان نیست

ابلیس   در  فکرِ  آبادِ  جهان  نیست

به  چهره  آدم است  و خوی ابلیس

 ولیکن قلب او جز استخوان نیست

 ز عهد و صلح،   بسیار   او   زند دم

 درونِ سینه از سازش  نشان نیست

 لبش   پر   خنده ،  اما  فکرِ  پستش

 به جز تزویر  و مکرِ بی‌امان  نیست

ز نامش    لرزه  افتد    بر   دلِ  خلق

 حضورِ پست، بجز ننگِ زمان  نیست

ترامپ، این  چهرهٔ  پستِ  کج‌ اندیش

درونش غیر درد، غیر از فغان نیست

 به خویِ گرگِ دون است  این درنده

 که جز دیوانگی در او  نشان  نیست

 ز   اوصافش  اگر  آگاه   شود  خلق

 به‌جز دیوانگی  در او  نشان نیست

اگر ابلیس نامش نیست، پس چیست؟

 که از انسان در او یک ذره جان نیست

بشیر احمد شیرین سخن

23 مارس
۲دیدگاه

شکست ظالم؛ پیروزی مظلوم

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

شکست ظالم؛ پیروزی مظلوم

زمیـن در آتـش بیداد اسـتـعـمـــار می سوزد

به چنگ ظالم وکودک کش وغدارمی سوزد

دل نوروز در سوگ و غم آلاله ها خون شد

بـه یـاد نــونـهـــالان مـادر افـگار می سوزد

ز گـور هیتلـر و چنگـیـز و آتـیـلا دمـد آتش

در ایـن آتشـفشان خیل تجـاوزکار می سوزد

میان نـور و ظلمت کشمکش پایان نمی گیرد

ولی در شعلۀ شرق شفق خونخوارمی سوزد

خردورزی وحکمت در دل انسان نمی میرد

اگـرچـه خـامــۀ دانـشـور و افکار می سوزد

به هـرجـا ظالـم آتش می زنـد؛ اما نمی دانـد

که در قـعــر جهـنم دالـر و دیـنار می سوزد

در اوج کینه توزی نفت و نیرو را زند آتش

نمی دانـد مگر سـرمایـه در بازار می سوزد

عصای طور موسی تا به دست اهریمن افتاد

میـان دوزخ ظلـم و ســـتـم اسـفار می سوزد

هیولای تجاوزگرکه مست خـون انسان است

ز آه مـــردم مـظـلـــــوم در ادبــار می سوز

رهایی از طلسم زوروزر فریاد هستی گشت

درون حــرکـت آزادگی ایــثـــــار می سوزد

ز تـاریـخ و تمـدن نیسـت آگه دشـمـن نـاپاک

به زیر بمب وموشک دانش وآثار می سوزد

به خاک زال ورستم ارگذارد فوج دشمن گام

ز خشـم آتـش سـیمرغ در مـنـقـار می سوزد

ز فـر پاک یـزدانی چـه دانـد فـاسـد و مردار

که در جـام جـم دل مـشـعل انـوار می سوزد

گذرازهفتخوان وهفت‏شهر عشق آسان نیست

فـنــا در کـورۀ جـنـگ بقـا اسـرار می سوزد

ز مـیدان نبرد حـق عـاشـق را چـه تـرسـانید

جگـر در انـتـظــار لحــظـۀ دیدار می سوزد

گهـرسنج اهـورا بـرگـزیـنـد شـیر مـیـدان را

شغـال جـیره خـوار اجنبی در نار می سوزد

چرا میهـن فـروشـان ظلم ظالـم را نمی بینند

که خـویش و آشنا در حـملۀ اغیار می سوزد

اگر اهریمن از دل ها بـرون سازد اهورا را

همه پندار نـیک و گـفـته و کردار می سوزد

به پتک کاوه و عدل فـریـدون خلـق می نازد

ولی ضحاک مار بردوشِ بدکردار می سوزد

ز دریای تمـدن گـوهـر مهـر و خـرد جـوشـد

که در هـر پـرتـو آن کـیـنه و آزار می سوزد

چونان سروِگشن شاخ تمدن ریشه درخاکست

به پای هرخرامش صدهزاران خارمی سوزد

کهن تاریخ و فرهنگ مهین در حرکت جاوید

چـو هـور دل بـه راه مـردم هشیار می سوزد

شکست ظالم ازپیروزی و ازداد مظلوم است

چـراغ هـمت و حـماسـه در انظار می سوزد

رسول پویان

۲۱ مارچ ۲۰۲۶ 

 

23 مارس
۱ دیدگاه

باز هم کابل در آتش می‌سوزد….

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ  ۳ ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

در روزگاری بسر می بریم که عشق، یعنی مبارزه برای

عدالت ، میهن دوستی و رفتن به سوی فردای که

خود ما سازنده اش باشیم، ممنوع ، منفور و

فراموش شده است…..

————

یک زمان                

و یک زمین       

               از نو بکن پرداز ….

ما ترا گم کرده ایم ای  عشق  روزی باز گرد!

گرچه  ناسازیم  می دانیم ، با ما  ساز ! گرد!

گوش ما کر گشت و حلق ما سخن از یاد برد

چون صلا  در گوش ما، در سینه ها آواز گرد!

سیم های  خار دار صبر   بر  پایت    نشست

بال و  پر را  کن فراز  آسمان  ها  باز !  گرد !

گرچه در آفاق جایی نیست، بنشینی بر آن*

قله ها و  قلعه ها  را تا  فلک  افراز !    گرد !

دست هایت را خدایی   کن، بپا کن رستخیز

یک زمان و یک زمین از نو بکن  پرداز !  گرد !

تا نگردی صید دامی، پنجه ی سیمرغ باش

با دو چشمان  عقاب و  بال  های باز، گرد !

اژدهای  درد  هم ، آتش  ندارد   در   دهان

آتشی در سینه ها  و بر زبان  انداز!  گرد !

هیچ پیدایی نشد ، جز گم شدن در هر مسیر

حال همت کن بیا ای عشق شو همراز ! گرد !

هی نپنداری  که  در تو هیچ ناصافی نبود

مثل ما ای عشق خود از نو بکن آغاز! گرد!

فاروق فارانی

مارچ ۲۰۲۶

* اشاره آزاد به این مصراع بیدل دهلوی

« آفاق جا ندارد ، همت کجا نشیند »

22 مارس
۱ دیدگاه

عید آیینه‌ی نوروز…

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

عید آیینه‌ی نوروز…

عید آیینه‌ی نوروز سراپا مست است

فکر عقبا منمایید که دنیا مست است

گر جهان جلوه‌ی از جانِ جهان است رفیق

به قیامت قسم افسانه‌ی عقبا مست است

واعظ از نشئه‌ی سرشار طبیعت مدهوش

مفتی افتاده‌ترین گشته و فتوا مست است

در خرابات ادب رند سخنور مخمور

در خیابان خدا ذوق مصلّا مست است

جاهل از همهمه‌ی جهل و جنون باد خموش

خرد از بارقه‌ی عشق گوارا مست است

لاله زد خیمه به آهنگ بدخشانی لعل

ناله در حنجره‌ی سبز هریوا مست است

بید مجنون شده با سرو رسا هم‌آوا

آنچه پنهان شده در دامن صحرا مست است

جنگل انبوه شد و کوهَ نمایان بِشکوه

ساحل آرایه‌ی زیبایی و دریا مست است

اشک جاری مرا باور ابری داند

آه من حلقه‌زنان تا به ثریا مست است

مستی سبز بهار است و طبیعت مسرور

گوش دل گشت به آهنگ خدا خوشه‌ی نور

آسمان گشت زمین

عشق گردید یقین

و خودآگاهی دل گشت خدا

و چگورم شده لبریز دعا

ناله در حنجره ام خونین است

میهنم غمگین است

من چه‌گویم‌ که ‌چنان است و‌ چنین

زخم خونین زمان است و زمین

عید آواره‌ی در تبعید است

بلخ و غزنین و بدخشان و هری

فر‌ّ نوروزی بی‌جمشید است

مار بردوش زند طبل هراس

کاوه بی‌پتک و فریدون فرتوت

و درختان… تابوت

زخم‌ جاری‌شده در دامن صحرا پیداست

همه‌جا واویلاست

می‌وزد باد و سه‌تاری کوک است:

های دنیا مست است!

کرده با آتش و خون بدمستی

زخم جاری‌شده شد تا هستی

عید آواره‌ی در تبعید است

جشن نوروز،

برآشفته‌ی بی‌جمشید است

میهنم غمگین است

ناله در حنجره ام خونین است

فکر فرتوت ستم‌باره هویدا شده است

های تابوشکنی کرده طبیعت بَنَگر

در خیابان خدا ذوق مصلّا مست است

دل توفانی من شد آرام

ناخدا گفت به آهنگ خدا:

غم خونین بگذار

آتش‌افروزی کن

و‌ حنابندی هان

پای‌کوبی کن و فریاد بزن

ناخدا مست و خودآگاهی ما ،

ها، ها مست است

عید آیینه‌ی نورزوز سراپا مست است

دکتور عبدالغفور آرزو.

هانوفر

۲۰ مارچ ۲۰۲۶م

۲۹/ ۱۲/ ۱۴۰۴ خورشیدی

 

22 مارس
۱ دیدگاه

روایت غم و امید

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

فرستنده: محترم خواجه محمد نعیم قادری .

روایت غم و امید

 در آستانه نوروز روان شاد استاد خلیلی، ملک الشعرای دوران مبارزات ازادی خواهی مردم افغانستان، در اوان اشغال کشور ما توسط ارتش خون اشام سرخ روسی و سیطره حکومت مزدور کمونستی، با دلی آکنده از اندوه، نوروز را از آمدن بازمی‌دارد؛ چرا که سرزمینش اشغال و غرق خون و ماتم است، او با لحن غم انگیز فریاد می زند :

گویید  به  نوروز  که   امسال   نیاید

 در کشور خونین‌ کفنان  ره نگشاید

 بلبل به چمن نغمهٔ شادی نسراید

 ماتم‌ زدگان  را  لب  پرخنده نشاید

 اما در برابر این « نه گفتن » سنگین خلیلی ، بانو گل‌ رخسار، از دل همان رنج‌ها، امید را فریاد می‌زند و نوروز را فرامی‌خواند:

گویید به   نوروز   که  هر  سال   بیاید

 گویید به نوروز  که نو نیست  غم ما

از حسرت خونین‌کفنان، چشم نم ما

 از وحشت عاق پدران، پشت خم ما

گویید   به  نوروز  که  هر سال  بیاید

یکی روایت رنج سرزمین ماتم زده افغانستان و دیگری پیام ایستادگی و اصرار بر شور و شوق و امید است.

یکی از عمق اندوه می‌گوید  و  دیگری از تداوم امید و حقیقت ، در پیوند همین دو صدای متفاوت است، بعنی نه انکار درد، و نه فراموشی امید.

اینجاست که ادبیات، نه فقط آیینه درد، بلکه چراغ راه نیز می‌شود؛ خلیلی، زبان کشور زخم خورده اش است و گل ‌رخسار، صدای دوام و ایستادگی در برابر کهنگی و کهنه اندیشی.

 یکی از عمق فاجعه می‌گوید و دیگری، از ضرورتِ تداومِ امید در دل همان فاجعه.

این دو شعر یا دو صدا، در ظاهر متقابل، در حقیقت مکمل یکدیگرند. یکی هشدار می‌دهد که رنج را نباید نادیده گرفت، و دیگری یادآوری می‌کند که امید را نباید از دست داد.

از نگاه این قلم هر دو حق به جانب اند، زیرا نه دغدغه خلیلی بی جا بود و نه امیدواری گل رخسار هم چنان.

اری، اگر خلیلی از خوش آمد گویی به نوروز امتناع می ورود، دلیلش تداوم درد و رنج مردم کشورش است که ۳۸ سال پس از مرگ غریبانه او هم چنان ادامه دارد و پایانی برایش متصور نیست.

سرزمین مادری او اسیر فتنه انگیزی های یک مشت به اصطلاح بانو گل رخسار آدم «عاق پدر و مادر» است. و مردم علی رغم تداوم رنج هم چنان امیدوار به آینده اند.

امید این امیدواری به واقعیت بپیوندند و بساط درد و رنج از سرزمین ما برچیده شود؟ .

 جمعه ۲۹ ماه حوت ۱۴۰۴

 

22 مارس
۱ دیدگاه

مرغ امید

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

مرغ امید

آمدی و عید  من  ، با  دیدنت  آغاز شد

 بال زد مرغ  امید ، آماده‌ی  پرواز  شد

 آمدی با چهره ی خندان   همانند بهار

 بلبل‌طبعم ز عشق تو غزل پرداز شد

آمدی ماهٖ رخت همرنگ گلها ساختی

 باخالق زیبایی‌ها ذوق دلت انباز شد

 آمدی برچیده شد ازشهر دل آثار غم

 در امور زندگی، انگار یک  اعجاز شد

 آمدی بایک نگاهی طعنه بر گلها زدی

 شرمسار ازدیدنِ تو نرگس شیراز شد

 آمدی تفسیر، کردی قصه ای دلدادگی

عاشق دیوانه‌ات در آزمون ممتاز شد

 از لطافت، خاطرت نازک‌ خیالیها نمود

 دید تا از من نیاز ازغمزه غرق ناز شد

 آفتاب حُسنِ تو می سوختن جان مرا

 سایه‌ی مهرت گلم بامن چرا لجباز شد

 چمن علی رشیدی

22 مارس
۱ دیدگاه

حل جدول حروف متقاطع شماره (۶)

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

با سپاس از همکار عزیز ما جناب انجنیر غیاثی ،

حل جدول حروف متقاطع شماره (۶)

را خدمت شما پیشکش می نماییم.

22 مارس
۱ دیدگاه

شکو فهٔ عشق

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

   شکو فهٔ عشق 

محملِ    نو  بهار     می آید

جلوه  بر شاخسار  می آید

میدمد هرطرف شکوفهٔ عشق

بوی  مشک   تتار   می آید 

کاروانِ نشاط  و شادی ها

رو به شهر و  دیار  می آید

چو بگلشن نظر کنم به رخش

در دلِ   من    قرار  می آید 

میرسد مژده از نسیم بهار

که بگلشن   هزار  می آید 

مجمرغم شکست و رفت شتا

شا خهٔ  گل  ببار   می آید 

سخنت دلنشین شده است«لبیب»

کز    دلِ  داغدار    می آید 

      عبدالقیوم « لبیب »

    از مجموعه غوغای دل

          ۶/ ۱ / ۱۳۵۳

20 مارس
۴دیدگاه

بهار

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

بهار 

بهار    آمده   ،  میهن !   هوا   هوای  تو نیست

مگر   ترانهٔ    گل‌ ها   کنون   برای   تو  نیست؟

همه ز شوق ، به دشت و دمن، به عیش روند

ولی در این دلِ غم‌خورده، نقش پای تو نیست

به خون کشیده شده   باغ  و  دشتِ این میهن

دریغ ! کشتنِ  تو   نیز  خون‌  بهای   تو   نیست

نسیم ، مست  ، به هر سو، سرودِ عشق برد 

مگر که نغمه ی   نوروز    آشنای   تو نیست؟

کنار   این   همه   همسایه  ، این  همه غوغا

کسی به وسعتِ  غم، چون من آشنای تو نیست

بده    مژده    چو    آیی    ،   بهار     با ز    آید 

بیا، بیا   که درین   ورطه،  داد خواه تو نیست

به    باغ   رفتم   و   دیدم   که   لاله می گِرید 

ز قلب   لاله   اگر خون چکد  ، برای تو نیست

عالیه میوند

فرانکفورت – آلمان

۱۹ مارچ ۲۰۲۶

 

 

20 مارس
۱ دیدگاه

دُختِ زیبای بهار

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

 

دُختِ زیبای بهار

 یک نفس تا به طلوعِ خورشید

 یک قدم تا به پگاه

 لحظه یی تا به دمِ صبحِ سپید

 تیرگی رختِ سفر می بندد

 و به کوتاهی یک آهِ حزین

 این شبِ تیره و تار می گذرد

و در این ثانیه ها

 عطرِ رنگینِ خیال ات

 همه جا می پیچد

 چشمِ من، نقشِ قدمهای تو را

 منتظر است

هر گلِ پیرهنم

 بوی نفسهای تو را می شنود

 کوچه باغِ دلم انباشته

 از عطرِ خوشِ آمدن ات

 و نسیمِ سحری باز به

 گوشم خواند

 نامِ پر مهرِ تو را

تو مرا باور کن

 و به خاطر بسپار

 دُختِ زیبای بهار

 با سبدی از گلِ سرخ ،

در راه است.

 مریم نوروززاده هروی

 نوزدهم مارچ ۲۰۲۶

از مجموعهُ”پاییز “

هلند.

 

20 مارس
۱ دیدگاه

نوروز پیروز است!

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

نوروز پیروز است!

بهار   آمد  ، کجا   شور   و   سروری

نه گلگشت چمن، نه جشن سوری

نبینی لاله‌ای   در  دشت   و   دامن

نه رنگارنگ   گل‌  ها   را   شکوفان

نیاید   از    چمن     صوت     قناری

نوای   کبک    نه   از    کوهساری

نبینی     در   گلستان    جلوهٔ گل

نه در   گلشن    غزلخوانی  بلبل

نیفرازند   رایت  در   سخی  جان

نه مرد و زن در آن صحنه‌ست شادان

در آنجا نه نشان از هفت سین است

ز آندوه هر که را چین در جبین است

نه رقص و نه سرود و شادمانی

نه از تفریح  و   از میله   نشانی

وطن، درد و غم تو است چندان

که با گفتن نخواهد  یافت پایان

نگردد چیره خصم  اما به نوروز

که نوروز است در هر سال پیروز

محمد اسحاق ثنا

ونکوور/کانادا

20 مارس
۱ دیدگاه

 انسانم آرزوست.

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

 بداهه ی بهاری با وزن و قافیه شعر مشهور مولانای بزرگ

 انسانم آرزوست.

پایان   فصل  سرد   زمستانم  آرزوست

 سرو  چمن   و   ابر   بهارانم   آرزوست

 در صبح نو بهار  و  صفای   نسیم صبح

چرخی به  زیر  نم نم  بارانم   آرزوست

 عمرم به غصه طی شد و جانم به لب رسید

اشکی به  شادی از  سر  مژگانم  آرزوست

 همواره   شام  تار   به  خلوتگه خودم

 هر لحظه یاد آن  مه  تابانم  آرزوست

 بشکست ساغر من و مستی ز من پرید

 هم پا به پای سرو گلستانم آرزوست

 رونق بشد ز چشم دو  عالم سیاه گشت

چشمی چو چشم نرگس مستانم آرزوست

 درحسرتش بمیرم و جان را به حق دهم

 وقت  وداع  صورت  جانانم  آرزوست

 حسرت به دل بمانده و دور از وطنامان

 باری دیگر شام هرات جانم آرزوست

 امان قناویزی

فرانکفورت – آلمان

 

20 مارس
۱ دیدگاه

آغاز سال نو ۱۴۰۵ خورشیدی و نوروز باستانی مبارک و خجسته باد.

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

آغاز سال نو ۱۴۰۵ خورشیدی و نوروز

باستانی مبارک و خجسته باد.

فرا رسیدن سال نو ۱۴۰۵ خورشیدی و اغاز فصل بهار و شکوفایی زمین را بر عموم انسان های روی زمین  بخصوص هموطنان عزیز ما و اخصا خوانندگان و همکاران قلمی سایت ۲۴ ساعت و خانواده های معزز شان تبریک و تهنیت عرض نموده ،ارزومندیم در این سال شاهد استقرار صلح و آرامش در سراسر جهان و ختم جنگ وخونریزی باشیم . 

همچنین  امیدواریم سال  نو  سال مملو از بهترین ها  و سال خوب و پرباری برای همه عزیزان باشد. بامید شفای همه مریضان  و مجروحین جنگ های تحمیلی در کشور  عزیز ما افغانستان و کشور دوست و برادر ما ایران و سایر کشور های اسلامی  ، شاهد نابودی دشمنان انسانیت در سراسر جهان باشیم ، روح همه شهدای عزیز را شاد وخشنود می طلبیم.

همچنان آرزومندیم  سال نو سال شگوفایی برای هموطنان عزیز ما بخصوص بانوان دربند و درددیده ی سرزمین ما  که در بند  فرهنگ ستیزان  بی فرهنگ قرار دارند باشیم.  انشاءالله

نوروز تان پیروز و هر روز تان نوروز باد.

باعرض حرمت

مسئولین سایت ۲۴ ساعت

مهدی بشیر 

هالند 

و 

قیوم بشیر هروی 

ملبورن – آسترالیا

20 مارس
۱ دیدگاه

عید شاعر بی سیم و زر

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

عید شاعر بی سیم و زر

امروز روز عید و  ولی چشم ما  تر است

بر حال آن یتیمی که محتاج هر در است

تاکی   بدست  کأس  گدائی  گرفته ایم

بنگر غریب  و بیوه  که با حال ابتر است

فرجام عید  بر  سر ما  ماتم  است بس

معلول این وطن بِنِگر خاک بر سر است

آخر  چه  گونه  خنده  کند  وارث   شهید

نی نانی در کفَش و نیَش جامه در بر است

امروز   روز   عید  و  پدر رفته  پشت کار

آرَد اگر به کف  دو نانی  حَجّ  اکبر است

ای  مژدگانِ  عید  به هر در که سر زنید

حالات این وطن همه پاشان و پرپر است

بر خانه های ما   چو   گذر  اُفتَدت ببین

بر جای خنده ها تو گوئی روز  محشر است

بار دیگر   گر    آمدی   ای عیدِ صالحان

خوشی بیار تا بگوئیم  عید بهتر است

کس سر نزد  به  کلبهٔ  احزان خنجری

فهمیده اند که شاعِرِ بی سیم و بی زر است

دعاگوی تان

شیخ مولوی خنجری

کابل  – چهار دهی.

 

 

 

 

 

20 مارس
۳دیدگاه

عید فطر

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

عید فطر

 عیدِ  سرشار   از  ترنّم آرزوست

 خنده‌ی شاد  و تبسّم  آرزوست

 تن سالم ، عافیت  و  قلبِ شاد

 بر  همه  اقشارِ  مردم آرزوست

 با   قبولِ   روزه   و  ختمِ   صیام

 مهر و  ایثار  و   ترحّم  آرزوست

 بر سرِ  خوانِ  عزیزان  روزِ  عید

 گوشتِ برّه، نانِ گندم آرزوست

سفره‌ها  رنگین ، پُربار  و  فراخ

 آب و نان، صدها تنعّم آرزوست

 با  کمالِ  عزّت  و  لطفی  مزید

 مِهر خاتون ، ناز بیگم آرزوست

صد  مبارک‌ ها ، تعظیم بر شما

عیدِ  شاد و  پُر  تکرّم  آرزوست

 بر همه پیر و جوان و مرد و زن

عزّت و حرمت، تداوم  آرزوست

 طبل و سنتور و حضورِ گرمِ یار

 پُرنشاط و خوش‌ترنّم آرزوست

 زین بهاران، ابر و بارانِ خوشگوار

 بی‌خسارت، بی‌تلاطم آرزوست

با امید  و    آرزوهایت  ،   بشیر

ختمِ هر خصم و تظلّم آرزوست

 بشیر احمد بشیر شیرین‌سخن

20 مارس
۱ دیدگاه

عید سعید فطر مبارک و خجسته باد!

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ  ۲۹ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۲۰ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

عید سعید فطر مبارک و خجسته باد!

با آرزوی قبولی  طاعات و عبادات همه مسلمین

جهان بخصوص هموطنان عزیزما، اخصا همکاران

قلمی و خواننده گان  محترم  سایت ۲۴ ساعت  ،

فرا رسیدن عید سعید فطر راتبریک وتهنیت عرض

نموده ، آرزومندیم ایام خوشی را درکنار خانواده

های معزز تان سپری نمایید. 

همچنین از بارگاهء احدیت استدعا داریم تا به

برکت این  ایام خجسته جنگ و خونریزی در

جهان خاتمه یابد ،  صلح آرامش حکمفرما گردد،

همه مریضان را شفای عاجل عنایت فرماید

و ظلم و تعدی را که بر هموطنان عزیز ما

بخصوص بانوان دردمند کشور ما تحمیل شده

 است هرچه زودتر برطرف سازد و ریشه

دشمنان  انسانیت را از روی زمین محو و

نابود بگرداند. انشاءالله

با احترام

مسئولین سایت ۲۴ ساعت

محمد مهدی بشیر 

هالند

و

قیوم بشیر هروی 

ملبورن – استرالیا

19 مارس
۱ دیدگاه

جدول حروف متقاطع شماره (۶)

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

یا سپاس از همکار گرامی ما محترم انجنیر غلام حیلانی غیاثی

که بازهم زحمت کشیده و جدول حروف متقاطع شماره (۶)

را بمناسبت حلول عید سعید فطر طراحی و تنظیم نموده

اند که اینک خدمت شما خوانندگان محترم سایت ۲۴

ساعت پیشکش میگردد.

جدول حروف متقاطع شماره (۶)

به مناسبت عید سعید فطر

عید سعید فطر بر شما و خانوادهٔ گرامی ‌تان پیشاپیش مبارک باشد.

امیدوارم طاعات و عبادات ماه مبارک ماه رمضان مورد قبول درگاه حق قرار گرفته باشد و این عید فرخنده سرآغاز روزهایی سرشار از سلامتی، آرامش و خوشبختی برای همه ی شما عزیزان باشد.

سرگرمی این هفته جدول حروف متقاطع عید اختصاص یافته است، خدمت شما پیشکش می گردد.

برای آسانی حل این جدول حروف متقاطع خانه های یک حرفی نیز شرح داده شده است.

 

افقی:

۱- شعری از مولانا جلال الدین محمد بلخی:

 بگذشت مه روزه . . . . . . . . . . . . .             بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد.

۲- شوم و یا می شوم در پشتو – رسانه ی قدیمی و شنیدنی از راه امواج.

۳- کسی است که شیرینی، کیک، و انواع حلوا و شیرینی‌جات می‌پزد یا تهیه می‌کند- مخفف و صورت کوتاه «و اگر» – پهلوان – مخالف راست است و هم خاموش و ساکت.

۴- نام اول شاعر مشهور ایران که میرزا تخلص می کند – حیوان درنده – پسوند انتزاعی که اغلب با صفت‌ها ترکیب می‌شود – ضد خیر.

۵- آغاز بهار – هم شراب است و هم پیشوندی در فعل برای نشان دادن زمان حال.

۶- شعر معروف : چو عضوی به درد . . . . . . . . . . دگر عضو ها را نماند قرار.

به معنی معاون و کمک کننده –  تکرار آن در انگلیسی مادر است – در طب سنتی برای آرایش، سیاهی و تقویت چشم استفاده می‌شود.

عمودی:

۱- پایتخت کشور ترکمنستان.

۲- از یمن است – معکوس آن، طرف است.

۳- سر درگم – مخفف اگر – معکوسش نکنید که تر می شود.

۴- مادر دارد اما پدر ، پسر و دختر ندارد – معکوس آن پدر کلان – از آنطرف دست است.

۵- شروع مکاتب – نشانهٔ مفعول در زبان فارسی و اگر نیافتید راه که پایان ندارد.

۶- به معنی دعای خیر و آرزوی نیکی – باز هم مخفف «و اگر».

۷- ضد صادر – زرد و سبز دارد اما سیاه ندارد.

۸- در اخیر آن «و» اضافه نکنید که دشمن می شود – ناپیدا و از دست رفته.

۹- تکرار یک حرف در چهار خانه – در سر الماری.

۱۰- نهاد حاکم بر کشور و هم ثروت را گویند – نوعی خاکی است نرم و چسپنده.

۱۱- در بین سال واقع شده است – بالاى رادیو است.

۱۲- آغاز مبارکى عید – عضو بینایی انسان و حیوان – سر مست.

۱۳- آغاز و انجام دید و بازدید – موجود افسانه ای نامرئی زیبا با بال های فرشته مانند – میانه با میان است.

حل جدول در هفته آینده . . .

 

19 مارس
۱ دیدگاه

در معبدِ قلبِ من

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

در معبدِ قلبِ من

زلزله‌ای‌ست

که در من جاری‌ست،

استخوان‌های سختِ سکوتِ تنم را

لحظه‌به‌لحظه

به طوفانی بی‌صدا بدل می‌کند،

و از ویرانه‌های خاموشِ وجودم

فریادی

به وسعتِ آسمان برمی‌خیزد.

من در تو

چنان گم می‌شوم

که جغرافیا از هراس

خود را به خویش می‌پیچد؛

قطب‌ها جای خویش را واژگون می‌کنند

و قطب‌نماها

بی‌اختیار

به سجده می‌افتند.

نامت را که زمزمه می‌کنم،

اقیانوس‌ها از مرزهایشان سرریز می‌شوند،

ماه از مدارش می‌لرزد،

و خورشید

از شدتِ حسادت

لحظه‌ای خاموش می‌ماند.

تو چیستى؟

کیستی

که با یک نگاهت می‌آیی

و فلسفه‌های هزارساله‌ی درونم

چون قصرهای شنی فرو می‌ریزند،

و من،

این ذره‌ی سرگردان در کهکشانِ تردید،

به یقینی سوزان بدل می‌شوم

که مرا می‌بلعد.

تو را

خاموشیِ همه‌ی چراغ‌های زمین می‌دانم،

و بودنت

خدایِ دوباره‌ی معناست

در معبدِ قلبِ من.

امشب

تو را چنان می‌نوشم

که از طعمِ وجودت

آتش در رگ‌هایم می‌دود،

تنم از وسعتت لبریز می‌شود،

زبان می‌سوزد،

و معنا

در برابرِ عظمتِ تو

زانو می‌زند.

تو چیستى؟

کیستی

Sohilla Ziaie

سهیلا ضیایی

19 مارس
۱ دیدگاه

مظهرِ لطف خدا

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۸ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۹ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

مظهرِ لطف خدا

مظهر لطف خدا در  عرصهُ  دنیا زن است

روح بخش مهر در  آئینهُ  دل ها زن است

خانه بی مهرش چو صحرایی ست خاموش وغریب

روح گرمی بخش در کاشانهُ ی  دل ها زن است

در هجوم  فتنه های  تیرهِ    این  روزگار

آن که بنشاند غبار فنته و بلوا زن است

درسپیدی های صبح زندگی بادست مهر

پرتو پاکی چو نور روشن بیضا زن است

در دل تاریک مردم چون چراغی پرفروغ

آن که می بخشد صفابر دیده و دل ها زن است

گردل عالم به شور عشق گردد بی قرار

سُرِ این  شورِ نهان در پردهُ شیدا زن است

گر ببرسی راز عشق ومهر در دنیا کجاست؟

آن که سازد زندگی را غرق در روُیا زن است

گر دلش گیرد ز بی مهری و جور  روزگار

با سرشک خویش برپا می کند دریا زن است

شمیلا حبیب زی سرشک

۱۷ حوت ۱۴۰۴ خورشیدی

18 مارس
۱ دیدگاه

نوروز؛ ارث نیاکان

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه مؤرخ  ۲۷ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۸ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

کهـن نـشـاط  بهـاران  جشن نوروز است

سرور  سرو  خرامان  جشن  نوروز است

که مهــر جـام جـم افتاده در دل جمـشید

گـزیـده نقل مُهـستان جشن نوروز است

به ما رسیده کنون  پس از هـزاران سال

زهی که ارث  نیاکان  جشن نوروز است

ز مهرگان  سـخن  نغـز دل فـراوان است

ولی بهار گل افشـان جشن نوروز است

چـه قـصه هـا که شـنـیـدیم در شب یلدا

طلوع صبح درخشان  جشن نوروزاست

ترازوی روز  شب  باز  می شـود  میزان

در این تعادل  دوران  جشن نوروز است

گل و  نبات  و  درختان  ز خواب  برخیزند

حیات باغ و گلسـتان جشن نوروز است

به کـشت و  کار کـشاورز  آفـریـن گویید

سـتـوده سـنت دهقان جشن نوروز ست

مگـر شـود بـه دو انگــشت آفتاب پنهان

فروغ مهـر نـمـایـان جشن نوروز است

درآسمان خراسان همیشه خورشید است

بسی ستاره به دامان جشن نوروز است

چهــارشـنـبـه از آتش سـور دل بگرفت

که سرخروی و شادان جشن نوروزاست

اگـرچـه دامـن تاریـخ  بـاغ رنگیـن است

یگانـه نـوگل خـندان  جشن نوروز است

خجـسته  باد  قـدم عـیدـ فـطـر در نوروز

بغل گـشا  که  مهـمانِ جشن  نوروز است

بدا که طالب  نادان  به  ضد نـوروز است

شکوه  ملک  خراسـان  جشن نوروزاست

گلان  به  دسـت  تجاوزگـران  پرپر گشت

و پر ز  لالۀ   سوزان  جشن نوروز است

ز جور  اهـریمـن فتنه  گـر  مشو  غمناک

که مهروتحفۀ یزدان  جشن نوروز است

تمـدن   از  دل جنگ و دفـاع  شـده بیرون

غرور آرش   و  پیکان   جشن  نوروز است

در  اوج  تاریخ و فرهنگ  چند هزار ساله

شهاب  وحدت   ایران  جشن  نوروز است

شکسته  پشت  تجاوزگـران  تاریـخ   سـوز

قـوی سـتاده چراغان جشن  نوروز  است

کهـن تـمــدن پاکان نـیـک سـیرت بــین

که آفـتـابِ   فـروزانِ جشن نوروز است

فـراز قـلـۀ نـظـم جـهــان چـنــد قـطـبی

چومهروماه پرارمان جشن نوروزاست

رسول پویان

۱۷ مارچ ۲۰۲۶

 

17 مارس
۱ دیدگاه

کابلم!

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۲۶ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۷ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

کابلم!

 دل خسته‌ام، شکسته‌ام انگار کابلم

مانند   قبل   واله    و     بیمار   کابلم

این  روزها   تمام   تنم  درد می‌کشد

 در آتشم  ، در آتش   بسیار ، کابلم –

 همسایه‌ها به شیشه‌ی من سنگ می‌زنند

 قلبم شکسته با همه هنجار کابلم

چون شاه بی وزیر شدم، مات می‌شوم!

با   دست‌   پر   شرارت  اغیار کابلم

فکرم، تنم، خیال  و  دلِ  داغدار من

 از درد و رنج و غم شده انبار، کابلم

چشمم که خیر! جان و دلم گریه می‌کند

من پا برهنه! روی زمین خار، کابلم….

۲۶ حوت ۱۴۰۴

#محرابی_صافی

17 مارس
۱ دیدگاه

بت می فروش

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ  ۲۶ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۷ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

بت می فروش

به نیمه شب بت می فروش باده پرست

 کرشمه کرد به ناز آمد و دمی بنشست

 بسا که شب پی شب  آمد  و همانگونه

 مدام عهد ببست و دوباره عهد شکست

 گرفت  جام  به  دست و پیاله را نوشید

 بشد چو گرم سخن باده خورد و میشد مست

توان  بداد  ز کف  تکیه  زد به پهلوی من

بگفت بهر خدا دست من بگیر به دست!

 نشست و گفت، من از پا فتاده را مددی

 که در طریق جوانمرد رسم احسان است

 بگفتمش که بمان تا به صبح پیش”امان

چو صبح گشت ز من رفت و با دگر پیوست

 امان قناویزی