۲۴ ساعت

26 ژانویه
۳دیدگاه

ای عاشقان

تاریخ نشر: پنجشنبه 5 دلو 1402 خورشیدی – 25 جنوری 2024 میلادی – سندیاگو – کلیفرنیا – امریکا

میلاد معطر مولود کعبه حضرت علی (ع) را تبریک و تهنیت عرض نموده، سروده اییرا که چند سال قبل سروده شده خدمت خواننده گان محترم پیشکش می نمایم:

قیوم بشیر هروی

به اجازه ای حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی « رح»

ای عاشقان

” ای عاشقان ای عاشقان “، پیرو جوان درکوی او

شور و  نوا  دارند  همه  ،  هر یک  روانند  سوی او

عمری اگر حیران شوند ، نالان و  سرگردان شوند

در جاده  های  بی کسی  همدم  شود  بازوی  او

دل ها ز دست  رفته  چنان ، با  ناله  های  بیکران

از  بلخ  بامی  تا   نجف  ،    دیوانه ی   جادوی   او

عشق  علی  غوغا کند  ، بس  عالمی  شیدا  کند

آشفته  گردد  هر دلی  ،  گر  بر  نگردد   سوی او

یارب دلِ  شیدای  من  ، افتاده  است  در پای من

فریاد  ها   دارد  بلند  ،   دلبسته ای  گیسوی   او

عالم دگرگون می شود، بیچاره افسون می شود

بیند  اگر یک   لحطه ای   آنصورت    ماهروی    او

دلها رود از دست شان ، لطف خدا کرد هستِ شان

یکباره بی خود  می شوند ،  هر آن ببینند روی او

بنگر   رخ   زردِ    مرا   ،    غمناله    و    دردِ     مرا

گردد  مداوا   ای « بشیر »  گیرم  اگر  داروی  او

قیوم بشیر « هروی »

ملبورن – استرالیا

بیست و یک نوامبر 2017 

 

19 ژانویه
۲دیدگاه

وسوسه

تاریخ نشر: جمعه 29 جدی 1402 خورشیدی – 19 جنوری 2024 میلادی- ملبورن – استرالیا

وسوسه

زمانی   وسوسه ای  بر  دلم   پدید  آمد

چه گویمت چه  کسی وز کجا شنید آمد

چنان به تیر نگهش  نشانه رفت دل من

چو دل شکاری به یک حمله  شدید آمد

به یک  نظر دل  من شد اسیر   دلبرکی

چنان  که  تیر نگاه  بر   دلم    خلید   آمد

مقابله   نتوانست     دلِ   شکستهِ  من

چه گویمت که چسان  سینه ام   درید  آمد

به فکر  آن  که   نمایم   مهار   حمله  او

ولی دریغ  که  دمار از  دلم  کشید   آمد

و دل  به دام  دل  انگیزِ    دل  ربا  ا فتاد

در  آن  زمانه  غم   بی  دوا   رسید آمد

بصد بهانه و صد حیله اش  اسیرم  کرد

و خونِ دل ز پر  و   بال  من   چکید  آمد

« بشیر» حکایت دل  خوابنمای بیش نبود

چنان که مرغ دل از دامِ  خود  پرید آمد

19 جنوری 2024

ملبورن – آسترالیا

13 ژانویه
۱ دیدگاه

جان پدر کجاستی ؟

تاریخ نشر : شنبه 23 جدی 1402 خورشیدی – 13 جنوری 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

جان پدر کجاستی ؟

اخیرا چند نسخه دیجیتال از آثار ارزنده  محترم دکتور محمد شعیب مجددی بدستم رسید که قبل از هرچیز جا دارد از لطف ایشان اظهار سپاس و قدردانی نمایم.

در میان این آثار یکی هم مجموعه ی اشعاریست که توسط 55 شاعر گرامی از کشور های افغانستان ، ایران و تاجیکستان سروده شده و توسط محترم داکتر محمد شعیب مجددی جمع آوری و از سوی انتشارات قدس در هرات به زیور چاپ آراسته شد.

عنوان این کتاب « جان پدر کجاستی؟ نام دارد که در 136 صفحه به طبع رسیده.

این کتاب در مورد حمله تروریستی است که چند سال قبل بتاریخ 12 عقرب سال 1399 خورشیدی  در دانشگاه کابل بوقوع پیوست و تعدادی از دانشجویان به شهادت رسیدند و عده ای زیادی نیز مجروح شدند 

محترم داکتر مجددی ، در پیشگفتار این مجموعهء زیبا در حالیکه خبر از یک تراژیدی بزرگ میداد چنین نوشتند:

 ” « جان پدر کجاستی؟» پیام پدری که با جهانی از دلهره، ترس ، امید ، یآس و انتهای محبت پدرانه بر روی صفحه خونین تیلفون فرزند بخاک و خون غلطیده اش نقش گردیده است.

« جان پدر کجاستی؟» سه کلمه که دنیایی از غم ، پریشانی ، درد و فریاد های جستجو گر و آرزومند را جاویدانی گردانید.

پیام « جان پدر کجاستی؟ » نشان دهنده محبت ، چشم انتظاری و اضطراب دل پدری است که نورچشمش ، جانش ، جگر گوشه اش و غنچه دلش در جمله مهاجمان مسلح به پوهنتون / داشنگاه کابل پربر شد. “

آنچه درخور توجه می باشد گزارشی است که از قول مسئول جمع آوری وسایل قربانیان پس از حمله تروریستی بیان شده است و شخصی بنام امید مهریار که مسئولیت این کار را بدوش داشته چنین می گوید:

 ” « متوجه تلفنی شدم که کسی با مالک آن 142 بار تماس گرفته بود و نهایتآ یک مسیج دریافت کرده بود؛ جان پدر کجاستی؟ چقدر سخت بود دیدن این لحظه.» این پیام با سرعت از دلی به دل دیگر نشست و اشک هزاراغن اسنان در سراسر جهان جاری گردید. هرکدام با درد و اندوه ، خشم و غضب ، اشک وآه زمزمه میکردند.

« جان پدر کجاستی؟ » فقط سه کلمه با کهکشانی از ستاره های معانی و مفاهیم … « جان » تمام نیرو و انرژی که بنده خاکی را متحرک و زنده در جهان انسانیت و اشرف المخلوقاتی میگرداند. « پدر» انسانی که شب و روز سعی و کوشش مینماید تا برای فرزندان پشتیبان و محافظی از همه نیازمندی های شان باشد . چه زیبا نوشتند:

« یک پدر

تنها یک پدر نیست … .!

وگاهی سقف بالای سر

و گاهی جانی برای زندگی هست

پدر سپری است بر ناملایمت های روزگار

پدئر فقط تاج سر نیست ، پدر دنیاست … . !»

و « کجاستی ؟» انگیزه و نیت تمام انرژی ، قدر و احساس انسان که در تلاش و جستنچو می باشد تا آن گمشده و آرزویش را دریابد و باسعی و کوشش به آن مدینه فاضله رسیده و تشنگی هجران و دوری را به رضائیت و شادکامی وصل برساند.                           

جوانان دانشجو مثل مرغ بسمل در خاک و خون غلطیدند و پدران ، مادران در غم ار دست دادن عزیزان سوختند و ناله و فریاد کشیدند. ”                                          

در ادامه ،  این پیشگفتار از وقایعی بیان میکند که مادران ، پدران و درکل خانواده ها بدنبال جگرگوشه های شان چه دردها و رنج هایی را متحمل شدند.                                  

و همچنین حکایت های در مورد قربانیان این حادثه که اکثر دانشجویان ممتار بودند از سوی والدین ، دوستان واقارب و در مواردی از زبان خود قربانی نیز بیان شده که قبل از این حادثه  در ویدیویی ثبت شده بود غافل از اینکه دیگر فرصتی برای تکرار چنین سخنانی نخواهدداشت ، میخوانیم.                                      عمق این فاجعه بحدی بود که دیری نپایید خبر آن سراسر جهان رافرا گرفت و بلافاصله شاعرانی از کشور های افغانستان ، ایران و تاجیکستان دست بقلم برده و سروده هایی را تحت عنوان « جان پدر کجاستی؟»  سرودند که نه تنها احساس پاک شاعرانه ی شانرا به تصویر میکشد ، بلکه  بیانگراندوهء بی پایانی شد که به خانواده های زیادی تحمیل گردید . 

محترم مجددی با جمع َآوری این همه سروده در مورد این حمله ناجوانمردانه کار بس بزرگی انجام دادند که قابل قدر است. هرچند با نوشتن ده ها کتاب شبیه این نمی شود زخمی را که بر سینه های  داغدار خانواده های قربانیان نقش بسته است را از بین برد ، اما بدون شک می توان اندک تسلی برای خاطر آنها فراهم آورد  که جناب مجددی اینکار را انجام دادند.

با آرزوی شادی روح همه آن قربانیان و تسلی خاطر بازماندگان شان ، از میان همه سروده ها ، تنها یک سروده از هرکشور را انتخاب و تقدیم شما خوانندگان محترم مینماییم که در پایان همین مطلب به نشر میرسد.

در پایان با سپاس مجدد از جناب دکتور محمد شعیب مجددی ، چاپ این اثر ارزنده را تبریک گفته ، مؤفقیت های مزید شانرا آرزومندم.

با عرض حرمت

قیوم بشیر هروی

13 جنوری 2024 میلادی

ملبورن – استرالیا

 

از شاعر درد آشنای کشور تاجیکستان مرثیه ای جانسوزی را چنین می خوانیم:

جان پدر کجاستی ؟

گنج حیات ماستی ، گوهر بی بهاستی ، 

آینهِ صفاستی ، الههِ حیاستی ،

جان پدر ، کجاستی؟

حرف بزن چه ها شده ، از چه دلم سیا شده ،

زندگی بی ضیا شده ، نور و فر و ضیاستی ،

جان پدر ، کجاستی؟

ریشِ دلم برای تو ، جان و دلم فدای تو ،

کی شنوم صدای تو ، زخمی ماجراستی؟

جان پدر ، کجاستی؟

مادر خسته دل خزان ، جان ودلش به صد فغان ،

سوخته مغز و استخوان ، در چه دم و دغاستی؟

جان پدر ، کجاستی؟

یک خانه از غمت حزین ، داغغ سما و هم زمین ، 

هست سزای ما همین؟ راست بگو ، ز راستی ،

جانِ پدر ، کجاستی؟

جان و دلم الو گرفت ، دهشت نو به نو گرفت ،

دیو تو را گرو گرفت ؟ بند یگان بلاستی؟

جانِ پدر ، کجاستی؟

بر تو نمی کند اثر ، زلزله ِ غم پدر ،

چپه شد آسمان به سر ، غمبر و غمزداستی ،

جانِ پدر، کجاستی؟

زود نویس ، دخترم ، خانه روم خبر برم ،

شد پاره پاره پیکرم ، پیش درِ خداستی؟

جانِ پدر، کجاستی؟

علی اصغر شیری ، شاعر زنجانی از کشور ایران  غصه هایش را چنین بیان نموده:

جانِ پدر کجاستی؟

گفتی که اشک یار شریف  است گریه کن

چشمان اشک بار  شریف  است  گریه کن

میراث ما غم است ، فراق است، غربت است

اندوهِ  ریشه  دار   شریف  است   گریه کن

” جانِ  پدر  کجاستی؟ ”   امشب   نیامدی

این  گونه  انتظار  شریف  است   گریه کن

نعش برادری  است  به  دامان ِ   خواهری

این قلب  داغدار  شریف   است   گریه کن

آتش     گرفته      پیکره ِ       دودمان      ما

فغان  این  تبار  شریف   است  ،   گریه کن

غم ریشه کرده  در وطنم  ، داغ  به  پشت داغ

کابل همان مزارِ   شریف   است   گریه  کن

شاعر شیرین کلام هم دیار ما محترم دکتر پرویز آرزو نیز چنین سرودند:

جان پدر کجاستی؟

حوصله گشته تنگ تر ، جان پدر کجاستی؟

درد رسیده پشت  در،  جان پدر کجاستی؟

روز   سیاه   آمده   ،   ماه   به     آه    آمده

گشته سپیده در بدر ، جان پدر  کجاستی؟

بس که زبانه زد شرر ، از دل  این  زمینِ شر

ریخت ز آسمان جگر ، جانِ  پدر کجاستی؟

عقل پر از جنون شده  ، قلب پرنده خون شده

گم شده باز بال  و پر ، جان پدر  کجاستی؟

برگ به برگ مرگ گل ، نور امدی گشته گل

خاک به سر شده سحر، جان پدر کجاستی؟

بر سر دست باغبان ، هر چه درخت داده جان

باز   جفا   کند  تبر   ،  جان   پدر  کجاستی؟

دیر ترک که آمدی  ، از  سر  راه  خود  کمی

نانِ برشته  هم  بخر ،  جان  پدر  کجاستی؟

امشبّ درد می رسد ، بی تو چه سرد می رسد

خواب نمی شوی مگر؟ جان پدر کجاستی؟

عقرب ساعتم چنان ، زخم زند بر استخوان …

بی تو نمی شود به سر ، جان پدر کجاستی؟ …

01 ژانویه
بدون دیدگاه

سال نو مبارک

تاریخ نشر: دوشنبه 11 جدی 1402 خورشیدی – 1 جنوری 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا

از دوستانی که اسامی شان از قید قلم مانده

پوزش می طلبم ، قابل یادآوریست که اسامی

تعدادی از عزیزان با نام کوچک شان و برخی

با نام فامیلی درج شده است.

سال نو مبارک

سال   دگر   شد  ،    مبارک  بود

بر    همه     یاران     تبارک   بود

واه که چه زیبا و چه شورآفرین

وقتی تو باشی به عزیزان قرین

لطف  خدا   شامل  حال  تو  باد

در همه  جا  حتی  به  روز  معاد

من که غریبم و  به غربت  حزین

دور ز وطن  گوشهء   روی  زمین

دفتر  فیسبوک    صمیمانه   شد

مکتب و دانشگه و  گل خانه شد

همره و  هم  بازی   و  پروانه ای

هم سخن و هم دل  و  جانانه ای

جمله    بیافتم    به   مرورِ   زمان

هر یکی  از  کنج   و  کنارِ   جهان

آصف ما با حسنی  جان  ماست

نوری  و عسکر  ز یاران   ماست

نام   ظفر    بود      بمن     آشنا

هموطن   این  شاعر درد  آشنا

مردِ     ظفر مند       توانای    ما

شاعر   آزاده ای     ما وای    ما

بین عزیزان دگری  است  فروغ

آنکه به شعرش  نپسندد  دروغ

شاعر آزاد  و  خوش  اندیش ما

هموطن و همره و هم کیش ما

رمزِ سخن سنجی  جوهر ببین

گنجی  پر  از  دانهء  گوهر ببین

من   ز   تمنا    سخن    آموختم

دیده  به گلزار  و  چمن  دوختم

نام  ثناء شاعر ِ شیرین  سخن

دور ز وطن  گشته  نمایان بمن

خاطره  هایی   ز پدر   بر دلش

از وطن  و از  چمن  و  حاصلش

مکتب بیدل  که  بود  لاله  گون

ازدل زرغون  بشنو چند و چون

او  که  ز  بیدل  سخن  آموخته

چشم  به   الفاظ  کهن  دوخته

نام  توکل   که     بود     نازنین

بر سخن  و حرف   دلِ  او ببین

شور  و  صفا  بهر   شما   آورد

او  سخن  از   لطف  خدا  آورد

حضرت   استادِ    محبت   اسیر

شاعر خوشنام  و گلِ  بی نظیر

نعمت ترکانی ماست خوش کلام

بر او رسانم  به  هزاران  سلام

حضرت پرتو  صفا بخش ماست

شاعر نو آور جانبخش    ماست

نعمت  مختار که  تا    زاده  شد

راهِ صعب شعر کمی ساده شد

شاعر بی ترس خدا دادی است

در  پی  ویرانی   بیدادی  است

نام  حکیم   هموطن   خوب  ما

شاعر خوش  طینت محبوب ما

طارق و اشراقی و هم باختری

زیبا     سرایند     سرودِ    دری

حضرتِ اشکبار و صمیم همچنان

شعر صفا بخش بسرایند چنان

نعمتِ پژمان که زیبا   سراست

شاعر آزاده به شور و  نواست

همچو علی یار بدلم است قرین

حرف  او  گردیده  بدلها  شیرین

شعر همایون که  بدلها  نشست

 شبنم و پروانه به گلها نشست

ظاهر  ما   آنکه   عظیمی   بود

رستمی از  خطه ی   نامی بود

تازه گی  و  شور و طراوت ببین

در  سخنش  رد   شقاوت  ببین

صدیق و میرزایی و الماس بلخ

جملگی شیرین بکنند  کام  تلخ

احمدی   و   بهمن   و  پیوند  ما

از شهر کابل  تا  به   غوربند ما

نام   جبین   و   فریدون    چنان

باعث   آرامش  روح    و    روان

احمد  محمود   و   توانا ی    ما

واعظی و خنجری  همرای  ما

نام ستیز نقش  دو  بیتی شده

هر سخنش بسته به بیتی شده

نزهت ما شاعر شیرین  سخن

هرسخنش دور  ز  رنج  و محن

احمد    زرگر   و    محمد   ببین

پیرو  و  دلباختهء   احمد   ببین

نام وثوق  است چنان  با یقین

شعر و  کلامش  چنان   انگبین

صامدی  با  شعر  نو  غوغا  کند

ره به  دل  هر کسی    پیدا  کند

بلخی و میوند و  وصال هر کدام

مریم  و طرزی  همگی  مستدام

داود عاشوری  رفیق  من است

مصلح ما همچو عقیق من است

هر یکی با شعر نشاط  آور اند

شاعری  از  وادی   نام آور اند

صابر مرحوم  و  صبا  در  کلام

هردو سخنور ز هری والسلام

سایت هنر پرور   نقش  آفرین

مهدی ما است به دلها   قرین

روز و شب  هردم   صفا   آورد

شعر و سخن از همه جا آورد

جان ( بشیر) باشدو جانان او

سال  نو  و  جمله  عزیزان  او

قیوم بشیر هروی

ملبورن – آسترالیا

اول جنوری 2024

31 دسامبر
بدون دیدگاه

آغاز سال نو 2024 میلادی مبارکباد

تاریخ نشر: دوشنبه 11 جدی 1402 خورشیدی – 1 جنوری 2024 میلادی –  ملبورن – استرالیا

دوستان عزیز ! آغاز سال نو 2024 میلادی بر همه شما مبارکباد.

امیدواریم در سال نو شاهد برقراری صلح و ثبات در جهان و ختم جنگ های خانمانسوز بوده و همچنین شاهد بر آورده شدن حقوق حقه هموطنان ما بخصوص ( بانوان ) عزیز باشیم و بزودی شاهد بازگشایی مکاتب و دانشگاه های دخترانه گردیده و ختم قیودات طالبانی بر بانوان کشور  نظاره گر باشیم.

 امید است سال پرخیر و برکت برای همه شما عزیزان و تمامی انسانهای روی زمین بخصوص هموطنان دردمند و  خانواده های محترم شان باشد.

باعرض حرمت

قیوم بشیر هروی

 

30 دسامبر
بدون دیدگاه

بها

تاریخ نشر: شنبه 9 جدی 1402 خورشیدی – 30 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

بها

چرا به  درد  من  امشب  دوا  نیاوردی

به جای  ناله به دل  یک  صفا نیاوردی

جوانیم همه در حال اضطراب گذشت

به  دلنوازی    من     همنوا    نیاوردی

دلم شکسته و افسرده  حال  و بیمارم

برای   این   دلِ   بیمار  شفا   نیاوردی

مپرس  از من افسرده  دل که رنجورم

برای   رفع     کدورت    وفا     نیاوردی

هوای عشق نگر درد بی دوا شده است

چرا   به    رنج    دلم    انتها    نیاوردی

اگرچه آخرسال است وعمردرگذر است

برای  سال   جدید    یک  قبا   نیاوردی

بیا  به  سال  نو  و  از دلم  برونش  کن

که تا  نگویمت   یک  همصدا   نیاوردی

چه گویمت که « بشیر» من پریش ودلتنگم

برای   این    دلِ    نالان   بها   نیاوردی

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

سی ام دسامبر 2023

25 دسامبر
۲دیدگاه

رقص شگوفه ها (دهمین اثر بانو هما طرزی)

تاریخ نشر: دوشنبه 4 جدی 1402 خورشیدی – 25 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

رقص شگوفه ها

رقص شگوفه ها عنوان دهمین مجموعه ی شعری بانو هما طرزی شاعر زیبا سرای وطن ماست که اخیرا اقبال چاپ یافته است.                                                                                  

این اثر زیبا در 330 صفحه  مشتمل بر سروده ها ، دلنوشته ها و نگاره هاییست که توسط این بانوی گرامی رسامی و در آن گنجانیده شده.                                                                        

در آغازین این اثر چنین می خوانیم:

بنام یکتا

” به همسرم دکتور اسکندر رستگار که عاشقانه زیست مغرورانه جنگید و شرافت و ادب و انسانیت را نمونه بود.روحش شاد وعشقش در قلبم جاودان…                                      

به استاد لطیف ناظمی نا خذای کشتی دریای پر موج شعر معاصر افغانستان و ذهن شادابش درفضای ادبیات کنونی ما. ”                                                                              

با خوانش این مجموعه شعری خانم طرزی که  نگاره های از هنرنمایی این شاعر گرامی و هنرمند  نیز در لابلای اوراق این اثر جا گرفته است ، او را شاعری یافتم صادق ، با بینش واقعی از عشق آنطوریکه در دل می پروراند و با بیان زیبا آنرا بی آلایشانه به نمایش میگذارد.                                                                        

آری ! او شاعریست عاشق ، زیبا کلام و با وقار که عمری را در کنار شوهر مرحومش  با فرزانگی زندگی کرد ودلبرانه بدو عشق می ورزید و حتی پس از مرگ شریک زندگی اش همچنان عاشق اوست و برایش می سراید و با یاد و خاطراتش زندگی می کند.                

آنچه درخور توجه میباشد سروده های عریان و تراوشات ذهنی اوست که بی پرده حرف دلش را بیان می کند و بعباره ای با تابو شکنی و آزاد اندیشی آنهم درسرزمینی بنام افغانستان که متأسفانه اکثرآ زنان آن در حصار رسومات و عرف های موجود در آن گیر مانده اند ، صدا بلند نموده و هیچ خوفی بدل راه نداده است.

سوژه هایی که درین اثر برگزیده شده ، هریک نمادی از طرز تفکر شاعر در بیان ناگفته های ذهنی و حقایق عینی زندگی او می باشد .

این شاعربانوی گرامی در بخشی از دیدگاه خودش که همان پیشگفتار است ، در مورد این اثر با ارزش چنین می گوید:

” در این کتاب زنی سخن می گوید که گاهی با شادی های کودکانه می خنند و گاهی از بی مهر های زمانه می نالد. اما در این فراز و پس روزگار دیرینه یارش همیشه بااوست.

در عاشقانه هایش از عشقی سخن می گوید که چون بهاری آمد و در پاییزی نا پیدا شد و رهایی و آزادی از چنین عشقی راشادباش می گوید و در رهایی اش بال می گشاید و چون همای افسانوی به پروازش در آسمان ها ادامه می دهد.                                             

دوری و رخت سفر بستن جفتش بزرگترین مایه آزار اوست . هر جا می رود و با هرکی باشد ، از جفتش جدا نیست و وجود پرمهرش را همیشه احساس می کند. هیچ مردی را همتای او نمی بیند و خود را با یادهایش سرگرم میدارد و به ریشه ی عتشقش قدرت بیشتر می دمد.                                                        او همیشه زنی است که با تمام صداقت و صمیمیت می سراید و حرف دلش را بر برگه کاغذ می ریزد و از کسی باکی ندارد. بااینکه او نخستین بانویی است که شعر سپید و نیمایی را در افغانستان سروده و سروده های زنانه اش را تا امروز هم دوره هایش بیاد دارند ، اما خودش دنبال شهرت و محبوبیت نیست و بیشتر در دنیای خود زندگی میکند ، دنیایی رنگینی که با شعر و نقاشی و طراحی وموسیقی وعشق وانسانیت ساخته است و وجود تأثیر گذار ذات یکتا را بر زندگی اش محیط می داند و لحظات پرشکوهی را در ملکوت آن ذات سیر میکند و به او می اندیشد.”                                                                     

در بخش دیگر چنین اضافه می کند:

” وقتی پیری سراغت میاد دلت به ( مغز بادامت ) خوش است و این کتاب دهم همان فرزند پس کرکی و یا ته تغاری یا مغز بادام هماست که عزیزترش میدارد و آن افزودن سه بخش ، از خصوصی ترین گوشه های زندگی این زن تابو شکن و پرده برادری از راز های نهان اوست :                                                               

1 – عاشقانه های من و همسرم.

2 – من عشق چشم کهربایی ام.

3 – گفتگوی خودمانی (بازگویی عشق هایش به پسرش صدیق).

درین سه بخش از رابطه خودش و همسر ، از کودکی و پرواز همایی اش ، و راز های عاشقانه اش بی پرده سخن می گوید.”

این اثر ارزنده با نظرات دو شخصیت بارز فرهنگی  وهنری جناب استاد لطیف ناظمی و جناب استاد برهنه معصوم مزین یافته که با ژرف نگری بر برگ برگ این اثر توجه نموده وماهرانه اظهار نظر کردند .

دراینجا توجه شما را به  قسمتی از نظریهِ محترم استاد لطیف ناظمی در مورد این اثر جلب میکنیم :

 ” شاعری از تبار عشق

به هما طرزی که می اندیشم سه زن از پیش نظرم می گذرند ،زنی که شاعر است ، زنی که نقاش است و زنی که طراح لباس است.

انگشتان این سه زن ، ده جادوگر سحر آفرین اند که با رنگ ها ، شعر می نویسند وبا واژه ها نقاشی میکنند. پس بیهود نیست که در دفتر رقص شگوفه ها، شعر و تصویر ، باهم در می آمیزند تا کسی نداند که کدام یک شعر است و کدامین نگاره.

رقص شگوفه ها کتاب عشق است وهما طرزی راوی صادق مقوله یی است به نام عشق .”

هنرمند چیره دست استاد برهنه معصوم نیز در مورد نگاره های مندرج دراین اثر چنین میگوید:

 ” گزینش و آمیزه چند رنگ و ساختار رنگها همراستا با نگارش و نگاره های بانوی رنگین سرا (طرزی) نماینده گی از چبود و نام و نشانش دارد و رنگها ما را آگاه می سازد که او « هما» کیست ؟ وجایگاهء او در کجاست.

نمایش رنگ هایش نیز بما میرساند که : هما با رنگ ها بویژه آبی و کهربایی و سبز و سیاه چه گفتنی های ناگفته و پوشیده دارد؟ “

در بخش دیگری چنین می فرماید:

 ” در فراسوی بیشترینه نگاره های بانو هما طرزی جوشش ، جهش ، فوران پیچیده گی و بهم بافتگی و چرخش ، نگاه ها را بسوی خود و مارا به اندیشه وامیدارد که نشانه ای از « حدیث حال» و گوشه ای پندار و خردمندی اوست. “

و اینهم دو سروده از درون این مجموعه که جهت مطالعه خوانندگان انتخاب شده است:

 و عشق

نمی دانم چرا همیشه عاشقم ؟

نمی دانم ؟؟؟

عاشق به تو

عاشق به او

عاشق به این

عاشق به آن

و به زمین و آسمان

و به آن خدای جاودان …

شاید وقتی نطفه من بسته می شد

پدر و مادر صمیمانه عاشق هم بودند؟

مادر میگفت :

( اگر فیلم عاشقانه نباشد به درد نمی خورد)

و پدر میگفت :

( عشقت را بر برگه کاغذ بریز تا همه بدانند که زنها هم عاشقند)

شاید در آن لحظه خدا تخم عشق بر زمین می پاشید؟

شاید چون ماه اردیبهشت بود؟

شاید زمین در چرخش عشق بود؟

شاید در سرنوشت من قلم روی عشق دویده بود؟

شاید شاید شاید…

وبعد از 72 سال …

هنوز به عشق ایمان دارم و صمیمیت هاش

به درد هاش و پابندی هاش

وعشق هیزم تریست که در من جاودانه شعله ور است …

با شکوه و جاودان !!!!!!!!

نیویورک

27 فبروری 2023

*****************

دیدمت «  به همسرم  »

                                                

در آیینه دیدمت

نگاه هات مهربان

و لبخندت چون نسیم

بغل گشودم تا در آغوشت گیرم

نگاه کردی

و از آیینه جدا شدی

و من ماندم

با یاد هات …

نیویورک

29 اپریل 2023  

در پایان ضمن عرض سپاس بابت ارسال نسخه ای از این مجموعه ی وزین ،  برای محترمه بانو هما طرزی آرزوی مؤفقیت و کامگاری نموده و چاپ این مجموعه را که دهمین اثر ماندگار شاعر می باشد خدمت ایشان تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

باعرض حرمت

قیوم بشیر هروی

ملبورن – آسترالیا

25 دسامبر 2023

 

 

 

23 دسامبر
۴دیدگاه

فسانه

تاریخ نشر: شنبه 2 جدی 1402 خورشیدی – 23 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

فسانه

من شعر  عاشقانه  نوشتم بیا بخوان

بی چون و بی بهانه نوشتم بیا بخوان

روزی که  از  کناره ی   دیوارِ  خانه ام

چیدم  گلی نشانه  نوشتم بیا بخوان

رفتی و نیم نگاهی نمودی بسوی من

از  هجرِ  ظالمانه  نوشتم  بیا  بخوان

خواستم ز مادرم که طلبگاری ات کند

طومارِ   عاجزانه   نوشتم  بیا بخوان

گل واژه  های  مهر  و  وفا  و محبتم

بنگر چه ماهرانه  نوشتم  بیا بخوان

از بهر تو ترانه ی احساس و همدلی

با چنگ و با چغانه نوشتم بیا بخوان

گفتم « بشیر» حکایت دل را بدلبرم

بیدار شدم فسانه نوشتم بیا بخوان

قیوم بشیر هروی

ملبورن – آسترالیا

23 دسامبر 2023

21 دسامبر
۱ دیدگاه

شب یلدا مبارکباد

تاریخ نشر : پنجشنبه 30 قوس 1402 خورشیدی – 21 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

شب یلدا

شب  یلدا  رسید ،  یلدای  من  باش

انیسِ   این   دلِ   شیدای  من  باش

درین چله که فصل سوزوسرماست

طلوعِ  صبح  و  روح  افزای من باش

قیوم بشیر هروی

30 قوس 1402 خورشیدی

15 دسامبر
بدون دیدگاه

دلِ بیتاب (از مجموعه ی زمزمه های دل)

تاریخ نشر : جمعه 24 قوس 1402 خورشیدی – 15 دسامبر 2015 میلادی – ملبورن – استرالیا

دلِ بیتاب 

دوست  دارم  ماهِ  عالم  تاب را

نرگس   مستانه ی    بیتاب   را

دوست دارم درشبِ یلدای سال

تعبیری باشم   برایت  خواب را

دوست دارم  عکس  زیبای  ترا

در درون  سینه  سازم   قاب را

دوست   دارم   زلف  پر پیچ  ترا

پیچ  افتد  جمله   پیچ  و  تاب را

دوست دارم محو دیدارت شوم

تا  ببینم  آن  گل  شب   تاب  را

دوست  دارم  با  تبسم   بینمت

غرق   لبخند   آن  لبان   ناب  را

دوست دارم دل سپارم بر دلت

این دلِ   پر حسرتِ  بی  تاب را

دوست دارم ای« بشیر» غوغا کنم

تا   ببینم    آن    رخِ    مهتاب  را

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

جون 2019

11 دسامبر
بدون دیدگاه

تجلیل

تاریخ نشر : دوشنبه 20 قوس 1402 خورشیدی – 11 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

تجلیل

من مهر تو  به  سینه ام  تحلیل  می کنم

ابراز عشق همیشه به  تفصیل  می کنم

هر  لحظه  ایکه   یادِ   تو     آید    بخاطرم

جای  ترا   به   خانه ام   تمثیل   می کنم

روزی   اگر  عروسِ    گُلِ   مادرم   شوی

عمرم   کنار   تو   همه    تجلیل  می کنم

هرگاه نظر کنم  به دو چشمانِ  دلکشت

بی  دغدغه  محبتی   تحصیل   می کنم

درشعرمن حکایت احساس وهمدلیست

احساس  دل  برای  تو  تحویل  می کنم

تو  آن  ستاره ای    که   ربودی  دلِ  مرا

هرچه بخواهی  بهر تو تسهیل می کنم

بازا ببین به قامت بشکسته ای« بشیر »

ورنه  بساط    زندگی  تعطیل   می کنم

قیوم بشیر هروی

ملبورن – آسترالیا

9 دسامبر 2023

10 دسامبر
بدون دیدگاه

شررِِ عشق

تاریخ نشر : یکشنبه 19 قوس 1402 خورشیدی – 10 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

 

باستقبال غزل زیبایی از محترم استاد محمد اسحاق ثنا

از مجموعه ی شکوفه های احساس

شررِ عشق

دوست دارم خنده های  بس دلاویز ترا

چشم  جادوی  تو  و  لعل  شکرریز  ترا

تازه میگردم دوباره گرچه پیرگشته دلم

گر   ببینم   دلبرا  عشق   شرر خیز  ترا

گرچه دلگیرم  ز رنجِ غُربت و  آواره گی

شاد می گردم   بنوشم  جامِ  لبریز ترا

زندگی کوتاه و عمر با آه  و دم میگذرد

خوش  بحال  آنکه   بیند  قدِ   گلریز ترا

عمراگرآمدبپایان ازچه نالم ای«بشیر»

منکه عمری دل سپردم ناوکِ(1) تیز ترا

ملبورن – استرالیا

8 دسامبر 2023

 1 – در مفهوم استعاری به معنای مژگان زیبا و کشیده ی معشوق است. یعنی این مژگان همچون تیری ( ناوک ) است که با پلک زدن و ناز و غمزه ی چشمان معشوق، بر قلب بی قرار عاشق اصابت میکند

07 دسامبر
بدون دیدگاه

انتظار

تاریخ نشر: پنجشنبه 16 قوس 1402 خورشیدی – 7 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا

انتظار

چون خزانِ برگ  ریزم  از  بهار  من   مپرس

از دل خونین و هم از  شام تار من   مپرس

خم  گشته  قامتم  از  رنج   و   بیدادِ  زمان

از  سکوت   مرگبار  و  دلفگار   من  مپرس

عمری درغربت گرفتارگشته ام باصد دریغ

از غم و دردی که دارم هم دیار من مپرس

کاش  میشد با تبسم  از کنار غم  گذشت

لیک  دلگیرم  ز  حال  بی قرار من  مپرس

دردغربت همچو کوه بر سینه ام سنگین بود

ازچنین حال پریش و خوار و زارمن مپرس

میرسد روزی« بشیر» کاین دردهاهم بگذرد

بعد ازین ایدل تو هم از انتظار من مپرس

ملبورن – آسترالیا

7 دسامبر 2023

 

 

06 دسامبر
بدون دیدگاه

قفس

تاریخ نشر : چهارشنبه 15 قوس 1402 خورشیدی – 6 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

قفس

بر  فراز ِ کلبه ات   پرپر   زدم    اما    نشد

سنگی را محکم  به روی در زدم اما نشد

چونکه  من   دیوانه ام  ا ز  جنس  عشق

عاشقانه  هر  کجایی سر زدم  اما  نشد

این چه بیداد است که مجنون گشته ام

لیلی  من   ناله ی   دیگر  زدم  اما  نشد

عاقبت رفتم درِ میخانه  نوشم جرعه ی

مست گشت تکیه برخنجرزدم اما نشد

ناگهان فریاد   کردم  از  درونِ  سینه ام

بر زبانم   مُهرِ لال و کر  زدم   اما   نشد

ای« بشیر» دیوانه ام باعشق پیوند است مرا

در قفس افتاده بال و پر  زدم اما  نشد

قیوم بشیر هروی

ملبورن – آسترالیا

6 دسامبر 2023

05 دسامبر
بدون دیدگاه

قسم

تاریخ نشر: سه شنبه 14 قوس 1402 خورشیدی – 5 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا

 

قسم

ای عزیز بهتر از جان بر سر و  جانت قسم

بر قدِ  بالا    بلند    و  زلف  پیچانت   قسم

می سزد بینم سرشب تاسحر بر دیده ات

نازنینا  بر دو  چشم آتش  افشانت  قسم

بسکه زد آتش  به رخسارم نگاه  دلکشت

ای فدای  آن نگاه  ، بر ماه   تابانت  قسم

هرچه گویم ازدوزلف پیچ درپیچت کمست

دلبرا  بر خط   ابرو   و  دو   زلفانت   قسم

سخت  مجذوب تو گردیده « بشیر » بینوا

نازنین  برخنده ها و عشق سوزانت قسم

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

5 دسامبر 2023

04 دسامبر
بدون دیدگاه

کٌلبهِ عشق

تاریخ نشر : دوشنبه 13 قوس 1402 خورشیدی – 4 دسامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

کُلبه ِعشق

در سکوتِ ظلمتِ شب آنچه زیبا است تویی

در طلوع صبح  صادق ز ینت افزا است تویی

ازصبا تا نیمه شب درسینه غوغای تو است

منکه مجنون گشته ام آنکس  که لیلا است تویی 

در نمازم هر  زمان  من  سجده  می آرم بجا

بعدِ  معبودم  مقدس  آنکه  تنها  است تویی

کاش باشی یک شبی درکلبه عشق جان من

ورنه هرشب درخیالم خواب و رؤیا است تویی

باخبر جانا « بشیر» دیوانه ی دیدارِ توست

چونکه درنزدش گلِ من آنکه شیدا است تویی

قیوم بشیرهروی

ملبورن – استرالیا

4 دسامبر 2023

22 نوامبر
۲دیدگاه

یادی از زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی در چهل و دومین سالروز درگذشت آنمرحوم

تاریخ نشر – چهارشنبه 1 قوس 1402 خورشیدی – 22 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – استرالیا

یادی از زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی

در چهل و دومین سالروز درگذشت آنمرحوم

قیوم بشیر هروی

ملبورن – آسترالیا

1 قوس 1402 خورشیدی

 امروز اول قوس 1402 خورشیدی برابر با 22 نوامبر 2023 میلادی ،  مصادف است به چهل و دومین  سالروز درگذشت پدر عزیز ما زنده یاد استاد علی اصغر بشیر هروی، روزنامه نگار ، شاعر ، نویسنده ،  مؤرخ ،منجم ،ادیب ، محقق و طنز نویس شناخته شده ،نه تنها در کشور افغانستان بلکه در مجامع فرهنگی کشور های منطقه که عمر پربارش را برای شکوفایی فرهنگ غنامند سرزمینش سپری نمود و لحظه ای نیاسود.                                                                        

مرحوم استاد بشیر هروی در سال 1298 خورشیدی در شهر باستانی هرات دیده بجهان گشود ، در آوان کودکی برخی علوم متداوله، علوم وفنون ادبیات فارسی و زبان عربی را بصورت خصوصی فرا گرفت. بشیر در جوانی عضویت کلوپ ادبی هرات را حاصل نمود و در عین زمان به فعالیت‌ های سیاسی نیز اشتغال می‌ورزید.                                                                                            

چنانچه در سال 1322 خورشیدی در شهر هرات با جمعی از یاران چون علامه شهید سید اسماعیل بلخی ، مرحوم عبدالغفار بیدار ،مرحوم لطیف جان سرباز ، مرحوم حجة الاسلام سید حیدر شاه قطب ، مرحوم سرور جویا ،مرحوم  آخوند زاده ، مرحوم  حجة الاسلام سید فضل الله ( مشهور به میرآقا هراتی ) ،مرحوم ملا عبدالحسین منجم باشی و تعداد دیگر در تأسیس حزب ارشاد سهیم شدند.         

مرحوم استاد بشیر کارهای ادبی و نویسندگی را با مجله ادبی هرات آغاز  و با روزنامه اتفاق اسلام ادامه می‌ داد و کارهای اداری را ابتدا با اداره ارزاق وقت و دوایر دولتی و بعداً با شرکت‌های تجارتی خصوصی به پیش می‌برد.                                                                                               

ایشان پس از یک عمر زندگی و خدمت در ولایت هرات به کابل مهاجرت نموده و در سال 1344 خورشید ی در هفته نامه ژوندون  شامل کار شدند و در کنار سایر فعالیت های فرهنگی و تهیه مطالب ادبی و عرفانی  با همکاری پروفیسور دکتور عبدالرحیم نوین صفحات طنز و کارتون مجله را نیز بدوش گرفتند ، تا اینکه در بیست و نهم حمل 1347 خورشیدی برابر با 18 اپریل 1968 میلادی به تأ سیس هفته نامه معروف ترجمان  پرداختند که مرحوم استاد بشیر بصفت سردبیر و مرحوم پوهاند نوین بحیث صاحب امتیاز کار میکردند.                                                                              

 ترجمان   که هر پنجشنبه در مطبعهء دولتی کابل به زینت چاپ آراسته میشد   بسرعت در دل علاقه مندان و خواننده گان جای گرفت و نشریه محبوب همگان شد.                                                   

 قابل تذکر است که هفته نامه فکاهی ، سیاسی ، انتقادی و اجتماعی  ترجمان نخستین نشریه اختصاصی افغانستان در حوزه طنز بود که دیری نپایید  به مرکز تجمع نویسندگان و طنز نویسان مبدل گشت و  از همانجا جوانان با ذوق نوشته های شانرا بدفتر ترجمان میبردند و مرحوم استاد بشیر با استقبال و تشویق آنها ، پس از رهنمایی های لازم  مطالب شانرا اصلاح و در ترجمان به چاپ میرساندند ، چنانچه بیشتر شان به طنز نویسان بزرگ سالهای بعد تبدیل شدند.                       

طنز نویسانی چون زنده یاد جلال نورانی ، زنده یاد نصیر احمد نشاط پنجشیری ، زنده یاد استاد عبدالکریم تمنا هروی ، زنده یاد میر محمد امین مشعوف ، زنده یاد پاییز حنیفی ، زنده یاد کاظمی هروی ، زنده یاد علی امید ، زنده یاد میر زمان الدین مصلح ، زنده یاد طالب کندهاری ،زنده یاد سید مسعود طلوع ، زنده یاد فتح محمد ولی پور ،زنده یاد محمد ابراهیم زاده «ایما» ، زنده یاد متین اندخویی ،  محترم سید آقا هنری ، محترم استاد محمد علی فرحتیار و تعداد دیگر طنز نویسانی بودند که باترجمان همکاری دایمی داشتند.                                               از مرحوم استاد بشیر بعنوان بنیان گذار طنز نوین در افغانستان یاد می شود که با زبان پرنیش و نوش طنز کاستی ها ونارسایی های جامعه را نقادانه بیان می کرد.                                             

برخی از طنز ها و نوشته های استاد  بشیر با نام های مستعار بچاپ می رسید که عبادتند از :     

1 – آشپز باشی . 

2 – ب – عامی .

3 – پوستین روز .

4 – ناظر خودرو هروی .

5 – علیل الشعراء .

6 – مفلوک الشعراء .

7 – ع – ب .

8 – میرزا قیوم.

ترجمان بعد از پنج سال و اندی بالاخره  پس از 26 سرطان 1352 که همزمان بود با کودتای سردار محمد داؤد ، در حالیکه  چندین شماره از سال ششم نشراتی اش بچاپ رسانده بود با تعدادی زیادی از نشرات آزاد دیگر از چاپ ایستاد.                   

قابل یادآوری می باشد که مرحوم استاد بشیر از سال 1352 تا 1357  بعنوان منجم رسمی کشور با استخراج های نجومی دقیق وظیفه ِ خویش را به نحو احسن انجام می داد.                                     

از استاد بشیر کتب و رسالات زیادی به یادگار مانده که بخش عمده  ء آنها بصورت   قلمی در آرشیف ملی افغانستان نگهداری می شود که استاد مرحوم هنگام ترک وطن آنها را به دفتر آرشیف ملی افغانستان هدیه دادند تا در آینده بعنوان مآخذ برای سایر پژوهشگران بکار آید.  تعدادی ازین آثار به شرح ذیل می باشد:   

 1 – حالات پیر هرات  چاپ 1330 خورشیدی در هرات .

2 –  شاهراه تورغندی هرات ، قندهار – چاپ 1344 خورشیدی در کابل.

3 –  هزار و یک حکایت ادبی و تاریخی در سه جلد که جلد آول آن قبلآ در سال 1356 در کابل  اقبال چاپ یافته و دو جلد دیگر بصورت خطی در آرشیف ملی موجود می باشد.

 4 –  خمیرخان – مجموعه مطالب و اشعار طنزی شماره های مختلف جریده ترجمان در مورد سمبول وکالت پارلمان آن وقت – چاپ 1353 کابل .

5 – اسلام یا عالی ترین مکتب اخلاق .

6 – حماقت های خودم ( سوانح استاد بشیر).

7 – برخی از اندیشه های عرفانی پیرهرات – چاپ 1355 – کابل .

تحشیه و تعلیق  ” مقامات شیخ الاسلام جامی ” چاپ 1355 – کابل .

8 – تکمله حواشی نفحات الانس چاپ 1343 – کابل . کاپی پی دی اف این کتاب از طریق اینترنت قابل دسترسی است .

9 – فرهنگ اصطلاحات نجوم .

10 – سیری در ملک سنایی – چاپ 1356 کابل .

11 – شیوهء داستانسرایی امیر خسرو .

12 – اندیشه های عرفانی پیرهرات – چاپ 1374 انتشارات اساطیر تهران .

13 – منظق بزبان ساده – اثر پر ارزشی که بصورت پاورقی در روزنامه بیدار مزارشریف چاپ می شد.

14 – نجوم و احکام نجوم – قسمت هایی ازین کتاب در شماره 119/25 در آرشیف ملی موجود است.

15 – ده ها اثر پژوهشی ادبی و عرفانی منجمله تحقیقی در بارهء کلمه امی، برگردان قصیده معروف برده از عربی و صدها مقاله ادبی و پژوهشی دیگر .

 زنده یاد استاد بشیر هروی علاوه بر زبان مادری اش به زبان های پشتو ، عربی ، انگلیسی و اسپرانتو نیز کاملا مسلط بود.                                                        

سرمحقق حسین فرمند در نوشته تحقیقی خویش تحت عنوان ” علی اصغر بشیر هروی در حافظه آرشیف ملی افغانستن” که در نخستین شماره فصلنامه هری منشتره قوس 1369 خورشیدی چاپ شده درین رابطه می نگارد:                                                                                            

 “وی با دانش و تجربه و ذوق ویژه فرهنگی در پی تهیه و ترتیب فهرست علمی این آثار ( نسخ خطی) شد و به همکاری سایر کارمندان آرشیف مایل هروی ، استاد توفیق ، محمد عمر صدیقی ، داکتر اثیر ، محمد انور نیر و عبدالقدیر مشتری کار تسجیل و تشریح علمی نسخ را آغاز و در گسترده آثار موجود آرشیف در همان زمان به فرجام آورد و برای هر انثر فیش مشخص حاوی خصوصیت ها و ویژه گی های آن تهیه نمود”                                                                                           

استاد بشیر دارای هفت فرزند بودند ، چهار دختر (دختر بزرگ شان چند سال قبل وفات نمود ) و سه پسر که همه با خانواده های شان در خارج از افغانستان زندگی میکنند . پسران استاد همه در مسایل فرهنگی دست دارند.                                                                                                     

 پسر بزرگ شان انجنیر رضا مؤدب بشیری مؤلف کتاب امثال موزون در ادب فارسی است که از طرف سازمان میراث فرهنگی ایران در سال 1375 خورشیدی در تهران بچاپ رسیده است.           

  محمد مهدی بشیر ( قبلآ عضو هیئت تحریر روزنامه انیس و مدیر مسئول مجله دکمکیانو انیس ) ، مؤسس سایت اینترنیتی ادبی اجتماعی 24 ساعت.                                                               

و قیوم بشیر هروی ( شاعر، نویسنده ، ژورنالیست ، سابق مدیر مسئول نشریه های پیام شهدأ در پیشاور ، افغانستان وجهان امروز در ادیلاید مرکز آسترالیای جنوبی و مجله گلبرگ چاپ ملبورن – آسترالیا) و در حال حاضر سرپرست سایت 24 ساعت میباشد.                                                  

از قیوم بشیر هروی تا حال چند مجموعه شعری بنام های ترانه ی لالایی ، زمزمه های دل و     ترامپنامه بچاپ رسیده.                                                                                                   

مرحوم استاد بشیر  با همت والایی که داشت هرگز نزد اربابان زر و زور وتزویر سر تعظیم فرود نیاورد، آزادانه زیست و مردانه با قلم گهربارش تا آخرین رمق حیات در مقابل بی عدالتی ها ایستاد و مبارزه کرد.    و تا ساعاتی قبل از مرگش می نوشت . آخرین مضمونی که  درست چند ساعت قبل از وفات شان به رشته تحریر درآمد  تحت عنوان « ریش ببرک در اختیار برژنف » بود

همچنان تعداد زیادی از مقالات پژوهشی استاد بشیر هروی که در سیمینار ها و سمپوزیم های علمی و مطبوعا ت کشورطی دوران حیات شان ایراد نموده بودند نشر وتعدادی هم نزد دوستان و فرهنگیان کشور  موجود می باشد که امیدوارم در صورت امکان  لطف نموده و کاپی آنرا در اختیار سایت 24 ساعت قرار دهند  تا با نشر آنها خدمتی به جامعه فرهنگی کشور صورت بگیرد و  علاقمندان و خواننده گان محترم  نیز از آن استفاده کنند.                                                                         

استاد بشیر هروی با ذوق ادبی بی مانند خویش و استعداد عالی در سرایش شعر ، علاوه بر اشعار طنزی ،سروده های نیز در قالب غزل ، مثنوی ، قصیده ، مخمس ، رباعی و دوبیتی  دارند که متأسفانه بصورت مجموعه ای جداگانه هنوز بچاپ نرسیده .                                                   

اینک توجه خواننده گان محترم را به چند نمونه از اشعار ایشان جلب می کنیم:

ای عشق

چه چیزی وز کدامین جایی ای عشق

که  هر جا  مایه ء  غوغایی ای عشق

کتاب       افتخارات           بشر       را

بهین  سر لوحهء  زیبایی  ای  عشق

اگر   جان   فی المثل  گلخانه   باشد

تو از خوشبو ترین گلهایی ای عشق

وگر  دل  ساغری  باشد  پر  از   می

تو در آن نشئهِ  صهبایی  ای  عشق

گهی   در   کسوت    زیبای    مهتاب

زمین را  روشنی افزایی  ای عشق

گهی  چشمک زنان  در  شکل  اختر

دل از پیر و جوان بربایی ای  عشق

گهی   اندر   لباس   سبزه    و   گل

طراز   دامنِ   صحرایی   ای  عشق

گهی در گوش اهل ذوق و  مستی

نوای  بلبلِ   شیدایی   ای   عشق

گهی    در   دیدهِ     آتش    نگاهان

نگاهِ دلکش  و  گیرایی  ای  عشق

یکی   دریاست   ،   روح     آدمیزاد

تو چون  گوهر  در آن دریایی ای عشق

ره    آورد    نفیسِ    اهل     بینش

ز سیر  عالم    بالایی  ای    عشق

جهان بی توست  وحشتزای و تاریک

مگر مهر جهان   آرایی ای   عشق

«بشیرت» را به سوزی آشنا ساز

ولیکن سوز  پر معنایی ای  عشق

بسوزان  مرغ جانش  را  پر  و   بال

که تاب  شعلهء  سینایی  ای   عشق

تظاهر

نگاهِ   دلنوازت     را     بنازم

تظاهر   بر  نمازت  را  بنازم

تو سرگرم نماز و کرده نازت

مرا  دیوانه ، نازت  را  بنازم

لبخند دل انگیز

ترا    گر       باور     آید      یا    نیاید

بیادت  مرغ  جان    پر    می گشاید

به  لبخند   دل   انگیز   تو    سوگند

که دل هر لحظه سویت می گراید

  در پایان بدین مناسبت مراتب تسلیت و همدردی خود را بخانواده های بشیر و همه  فرهنگیان و قلم بدستان عزیز کشور تقدیم میکنم

روان شان شاد ، یادشان گرامی و خاطرات شان جاودانه باد

باعرض حرمت

قیوم بشیر هروی

1 قوس 1402 خورشیدی

ملبورن – آسترالیا

20 نوامبر
بدون دیدگاه

دریغ

تاریخ نشر : دوشنبه 29 عقرب 1402 خورشیدی – 20 نوامبر 2023 میلادی – ملبورن – آسترالیا

دریغ

به جز دریغ  نگفت کس به غصه های  شما

به درد  های   زن  و مرد  و  بچه  های  شما

به ظهر و شام و سحر غزه غرق خون گردید

کجا   کسی    شنید   آهِ   بی   صدای  شما

سکوت به  قتل  عزیزانِ  بی نوا  جرم است

کجاست  مرهمی  بر زخم  بی  دوای شما

به شهر غزه  دگر  زیر  بنایی  باقی  نیست

جفا گران    همه    خواهند    انزوای   شما

« بشیر» کجاست بگو حامیان  نسل بشر

به جز دریغی  نگفت  کس در  عزای  شما

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

بیستم نوامبر 2023

23 نوامبر
۱۵دیدگاه

پدر

تاریخ نشرچهارشنبه دوم قوس ۱۴۰۱–  ۲۳ نوامبر  ۲۰۲۲ هالند

قیوم بشیر هروی

ملبورن – استرالیا

اول قوس 1401

پدر

ای پدر از دوری ات این دل غرق خون شده

لحظه لحظه روزگارم چون دل  مجنون شده

یاد   می آید   مرا   از   روزگار   با  همی

با کی  گویم  کاینچنین رنج  دلم افزون  شده

ادامه نوشته…

26 سپتامبر
۳دیدگاه

سایت ۲۴ ساعت طی پانزده سال عمر نشراتی

تاریخ نشر دوشنبه چهارم میزان  ۱۴۰۱– ۲۶ سپتامبر  ۲۰۲۲ هالند

پانزدهمین بهار نشراتی سایت وزین ۲۴ ساعت خجسته باد

بیست و ششم سپتامبر 2022 مصادف است با آغاز پانزدهمین بهار نشراتی سایت وزین 24 ساعت ، جا دارد ضمن عرض تبریک به مدیر مدبر آن محترم محمد مهدی بشیر که بیشترین سالهای عمرش را در راه خدمت به فرهنگ و ادب سرزمین آبایی اش سپری نموده و طی پنج دهه گذشته با نشرات مختلف کشورهمکاری صمیمانه داشته است ، از تلاشهای پیگیر و شبانه روزی ایشان تقدیر بعمل آورده و مؤفقیت روز افزون شانرا آرزو نمایم.

ادامه نوشته…

26 جولای
۲دیدگاه

جانیان مسند نشین

تاریخ نشر سه شنبه چهارم اسد ۱۴۰۱–  ۲۶ جولای ۲۰۲۲ هالند

اخیرآ اثر دیگری از جناب پوهنوال داکتر اسدالله حیدری بدستم رسید که در شهر سیدنی به چاپ رسیده است.

این اثر با ارزش مجموعه ایست مشتمل بر اشعار مناجاتیه ، مذهبی ، میهنی ، سیاسی ، اشعار آزاد ، مخمسات وقصاید ، غزلیات ، دوبیتی ها ، رباعیات وتک بیت هاییکه طی چندین سال توسط شاعر سروده شده است.

ادامه نوشته…

آمین

تاریخ نشر یکشنبه  ۲۵ ثور ۱۴۰۱ –  ۱۵  می ۲۰۲۲ هالند

امروز پانزدهم ماه می برابر است با هفدهمین سالروز درگذشت مادر گرامی ومهربان ما که

هفده سال قبل مصادف با چنین روزی درغربت سرای ایران دار فانی را وداع و به دیدار

معبود شتافت .

آری ! با رفتن مادر جایش همیشه در کنار ما خالیست ، اما یاد وخاطره اش برای ابد در

سینه های ما حک گردیده و از برکت دعای مادر است که با دردها ، رنج ها و مشکلات

زندگی دست و پنجه نرم نموده و همچنان به زندگی ادامه میدهیم .

روح و روان مادر عزیز ما شاد وخشنود و بهشت برین جای شان باد. 

قیوم بشیر هروی

ملبورن – آسترالیا

پانزده ماه می 2022 

آمین

مادرم داغ تو بر سینه ی من سنگین است

سالها شد که دل از دوری توغمگین است

ادامه نوشته…