۲۴ ساعت

23 آگوست
۳دیدگاه

بند هجرت

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  شنبه ۱ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۳ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

بند هجرت

دیده  دریا   گشت  اشکم   را  بیا  تعبیر کن

در  کتاب   خاطراتم    خاطری    تحریر   کن

بی تو تنگ آید  نفس  در سینه ی پر سوز  من

این  غبار   آه   سوزان  را  بیا  تفسیر   کن

جان اگر خواهی  بیا تقدیم  دارم  بی دریغ

نقد  قلبم  را  بگیر  و   قصه  را  تصویر کن 

قالبم مس گشته  از تو کیمیا گرتر کجاست 

قلب مسکین مرا  پرجذبه  زین  اکسیر کن

آنچه از تو می رسد بر من  دوای  مطلق است 

جان رنج آلوده ام را ای تو جان  تعمیر کن 

بس که این آیینه از دیدن کدورت دیده است 

صیقل اش ده یک نظر نوری بران تصویر کن

بی تو افتاده دل اندر بند هجرت سالهاست 

پیش من بنشین جلالی  تازه  را تقریر کن

سیدجلال علی یار

 ملبورن  – آسترالیا

اگست ۲۰۲۵

11 جولای
۳دیدگاه

دخترِکاکل زری

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه 20 سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 11 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

دخترِکاکل زری

 

کاکل  مزن در  پیش  من  ای  دخترِ  کاکل  زری   

با  عشوه  و  ناز و  ادا  دل   از بر  من  می بری

                  

گفتم برو از پیش من ، ننگر به  درد و ریش من

هرچند گشتی خویش من ترک ام بکن ز افسونگری

 

افسوسِ من در این بوٓد ، بارِ  زبان سنگین بوٓد

این گفتگو غمگین بود نتوان گذشتن سرسری

 

دانم که  کافر دل  بُدی ، در کشتنم  مایل بُدی

معشوق من کامل بُدی‌ ، من مسلم و تو کافری

            

ای آفت جان دل بری ، نی همچو کبکان دری 

با  دختر  کابل  تو را  جانا  چه باشد همسری 

             

نازم به  این  جادوی  تو  با  تیغ  دو  ابروی تو     

این غمزه های چشم تو دل می‌برد با دلبری

 

نقاشِ  صورتگر  بیا  این  روی   زیبایش  ببین

نقشی چو نتوانی زدن رو رو ازین صورتگری

   

روی کدامین گل جلال اینگونه باشد درجمال

لیکن پری رخساره را  بنگر  هزاران  مشتری

                                                 

سیدجلال علی یار

ملبورن استرالیا 

 

21 ژوئن
۵دیدگاه

گفتگویی با محترم استاد سید جلال علی یار

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه 31  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 21 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 

در ادامهِ گفتگو ها با همکاران قلمی سایت 24 ساعت

اینک صحبتی داریم  با  شاعر  زیبا  کلام جناب محترم

سید جلال علی یار که حضور خواننده گان محترم

پیشکش میگردد.

=====================

بشیر هروی :

 جناب آقای علی یار گرامی با سپاس و امتنان از همکاری های قلمی شما میخواهم در نخست خود را برای خوانندگان محترم سایت 24 ساعت معرفی کنید و بفرمایید صاحب چند فرزند میباشید ؟

محترم علی یار:

– با درود ، سلام وعرض ادب خدمت شما دوست و سرور گرامی آقای بشیر هروی عرض شود که اسم من سید جلال و اسم فامیلی ام علی یار است، تولدم شهر کابل و به لطف خداوند صاحب سه فرزند هستم که دو دختر و یک پسر که دو فرزندم عروسی کردند و یک دختر خوردم که بیست شش سالش است با من زندگی میکند.

بشیر هروی :

لطف بفرمایید در مورد کار و فعالیت های قبلی تان در افغانستان قدری روشنی بیاندازید و همچنین بفرمایید در حال حاضر مصروف چه فعالیت ها می باشید؟

محترم علی یار:

 – تشکر خدمت عرض کنم که من در لیسه عالی حبیبیه به صفت معلم دوره ثانوی زبان و ادبیات فارسی دری و معاون انجمن ادبی ایفای وظیفه می کردم و ضمناً بعد از ظهرها بطور جسته و گریخته به لیسه سلطان رضیه کابل حق الزحمه تدریس می‌کردم و هم به درس های خانگی با شاگردان مکتب مصروف بودم، هم چنان در محافل و مجالس فرهنگی و ادبی مکتب سهم بارز داشتم و از جانب دیگر حدود نزدیک به ده سال هر هفته ،  روز های پنجشنبه بعد از ظهر در مکتب خانه بیدل ریزه خوار خوان این مجلس بودم و پای صحبت های شخصیتی عرفانی ، شاعر و محقق و بیدل شناس مرحوم حضرت محمد عبدالحمید اسیر (قندی آغا) و مرحوم و مغفور استاد مهجور می نشستم و به تحلیل و توجیه ابیات غامض از غزلیات بیدل رح گوش فرا میدادم.

در حال حاضر برعلاوه کارهای خانه و مطالعه ، با ادبا و فرهنگیانِ ایران و مجالس فرهنگی و ادبی شان و هر ماه یکبار در برنامه شاهنامه خوانی که به مدیریت حضرت دوست آقای سلام سنگی پیش برده میشود و سایر مجالس فرهنگی ادبی مصروف هستم . ناگفته نماند که حدود زیادتر از هژده سال در مکتب زبانهای خارجی بنام (VSL) Victoria school of language

به صورت رسمی زبان فارسی را تدریس می‌کردم ، اخیرآ متقاعد شدم و در حال حاضر کار شخصی و دولتی ندارم.

بشیر هروی :

علت ترک وطن و پیوستن به خیل مهاجرین چه بوده و در کدام سال ناگزیر به ترک وطن شدید و در حال حاضر در کدام شهر زندگی می کنید؟

محترم علی یار:

– شما خود میدانید که میهن حیثیت مادر را دارد و هیچ فردی از افراد خوش ندارد از آغوش پرمهر مادر جدا شود تا نهایت مجبور نشود. در نیمه سال ۱۹۹۲ میلادی مطابق ۱۳۷۱ خورشیدی به اثر جنگهای تنظیمی و ویرانی کابل من با فامیل به اسلام آباد پاکستان مهاجرت کردیم و بعد از تقریباً سه سال در سپتامبر سال ۱۹۹۵م با ویزه دایمی از طریق سفارت استرالیا وارد شهر ملبورن استرالیا شدیم.

بشیر هروی :

در مورد سرودن شعر میخواهم بدانم که از کدام سال به سرودن آغاز نمودید و در کدام قالب های شعری می سرایید؟

محترم علی یار:

– بلی از زمانی که در مکتب حبیبیه معلم بودم به ویژه با استاد رحمت الله اشکبار که ایشان چهره شناخته شده در شعر و شاعری است و در آن زمان با من همکاری بودند آشنا شدم و به اثر تشویق نامبرده گاهگاهی شعر می نوشتم ؛ اما با ترک وطن همه را گذاشتم و پس  به وطن نرفتم و همه مفقود شدند و بعد اصلأ نخواستم که شعر بگویم تا اینکه در سیدنی استاد اشکبار شاعر نامدار را دوباره ملاقات کردم و مرا زیاد تشویق کرد و برایم یک غزل نوشت و از من خواهش کرد ؛ که به غزلش جواب ارائه کنم و این باعث شد که دوباره به هنر شعر رو بیاورم و کم کم بنویسم فکر میکنم سال  ۲۰۰۸ بود که شروع به سراییدن شعر کردم ، خوش دارم غزل بنویسم اما مخمس را زیادتر می پسندم.

بر علاوه غزل ، حدودا دوصد و پنجاه دوبیتی و رباعی دارم و ممکن پنجاه تا شصت مخمس و سه صد غزل یا زیاد تر اما هفت یا هشت مثنوی بیشتر ندارم.

بشیر هروی :

آیا به جز از سرودن شعر درکار های فرهنگی و اجتماعی دیگر در شهر محل سکونت تان فعالیت دارید یا خیر؟

محترم علی یار:

– بلی در سوال قبلی جواب ارائه کردم.

بشیر هروی :

شعر را چگونه تعریف میکنید و به نظر شما شاعر خوب کیست و از چه خصوصیاتی میتواند برخوردار باشید؟

محترم علی یار:

– گر چه علما در مورد شعر ابراز نظر های زیاد کرده اند و هر کدام از شعر تعاریف جداگانه دارند به نظر این حقیر هیچمدان همان طوری که ادبیات نفس و روح علوم است و ارتباط ناگسستنی با دیگر علوم دارد . شعر هم ارتباط مستقیم در زندگی انسانها دارد و این شعر خود تصویری از جمال طبیعت است و شاعر همانست که تمام لطافت و زیبایی های طبیعی را آنچه رخ داده باشد و یا در حال رخ دادن است با زبان شیوا ، لطیف ، نرم و موزون بیان کند که در تعقل خواننده بگنجد و از آن لذت و حظ ببرند. به گفته علامه صلاح الدینی سلجوقی: « فن شعر دنیایی است پر از لذایذ منتخبه ، که  در آن شایبه یی از آلام ناخوانده راه ندارد، ولی شعر و فن تا اینجا و تا اینقدر ولو که؛ به گفته کویته ملاذی شده بتواند بازهم بیش از تصریحی نیست و همیشه نمی تواند روح آسمان پیمایی را که مرغ طوبی است بوستان و جوی شیر بفریبد.» خلاصه زبان و حس و تخیل شعر چنان ناله های جانسوز و ترانه های دلپذیر سر میدهد ؛  که شنوندگانش را محزون و متاثر می‌سازد بلکه سراینده اش را گاهی محزون و گاهی هم محظوظ می نماید.

بشیر هروی :

اشعار کدام شاعران را بیشتر می پسندید؟

محترم علی یار:

 همه شاعران را دوست دارم و درِ گلستان هر یکی از شعرا متقدم و معاصر را دق الباب کرده ام و مشام جان را از عطر گل‌های اشعار شان تازه نموده ام، اما از خوانش اشعار حضرت ابوالمعانی بیدل رح ، حضرت مولانای بلخی ، حافظ شیرازی ، سعدی شیرازی و وحشی بافقی زیادتر لذت می برم . 

بشیر هروی :

نظر تان در مورد سایت 24 ساعت چیست و از کدام سال به همکاری آغاز نمودید:

محترم علی یار:

 خدمت عرض شود که سایت وزین ۲۴ ساعت همیشه در خدمت قلم بدستان و هنرآفرین ها بوده و مطالب شانرا بدون سانسور با ترتیب ، تزیین و دقت تمام به اسرع وقت نشر می‌کنند که من با کمال احترام و ارادت از جناب آقای مهدی بشیر هروی و شما دوست عزیز، رفیق و شفیق ام جناب آقای قیوم بشیر هروی ابراز قدردانی و تشکر میکنم ، موفقیت های بیشتر تانرا در راستای اهداف فرهنگی و ادبی زبان فارسی دری از بارگاه ایزد منان تمنا دارم پیروز و سربلند باشید.

بشیر هروی :

برای جوانان هموطن ما که در دیار غربت زندگی می کنند چه توصیه ها ی دارید؟

محترم علی یار:

خدمت عرض شود که جوانانی که از افغانستان تازه تشریف آورده اند کوشش کنند آنچه را که کم یا زیاد در افغانستان مطالعه کردند و به زبان فارسی نوشتن و خواندن را بلد هستند نگذارند که این مشعل درخشان خاموش شود و در مجالس ادبی و سایت های اینترنتی و ویدئو های اینترنتی مراجعه کنند و به اندوخته های خویش بیفزایند و آن عده از نوجوانان و جوانان که در این جا تولد شده اند والدین شان مکلف اند تا از صنوف ابتدایی به روز های شنبه که خوشبختانه در ملبورن چندین مکتب زبان فارسی وجود دارد به طور نمونه همین مکتب که

من تا یکی دوسال قبل تدریس می‌کردم بنام ( VSL ) مراجعه نموده و فرزندان خود را شامل مکتب زبان فارسی دری کنند تا باشد که زبان مادری شان فراموش نشده و فرهنگ و عنعنات خود را بیاموزند. با احترام.

بشیر هروی :

در پایان اگر پیام و یا مطلبی است که نپرسیده باشم لطف نموده بیان کنید.

محترم علی یار:

– نخیر من کدام پیامِ  به خصوصی ندارم تشکر.

 بشیر هروی :

جناب اقای علی یار از اینکه به سؤالاتم پاسخ دادید از شما تشکر و قدردانی نموده ، سعادتمندی و طول عمر با برکت برایتان تمنا دارم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

26 می
۳دیدگاه

چاکِ گریبان

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه   جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 26 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

چاکِ گریبان

 

نمک پروردۀ عشقم به درد  و داغ  خو کردم

که من چاکِ گریبان از نخِ  خلوت   رفو کردم

در آغوشِ فراق اش دل تپد تا صبحدم  لیکن

گرفتم باده ای و رفعِ غم از  آن  سبو  کردم

شبیهِ آهویی در  صید  او  یک  عمر  افتادم

به حیرت باختم رنگ و زمانی های و هو کردم

جمالش هردمی با  من  تماشای  دگر دارد

نشستم سر به زانویم خیالش رو به رو کردم

“صراحی می کشم پنهان و مردم دفتر انگارند”

عجب کز بیدل ام بگذشته حافظ جستجو کردم

مرا از باغِ عشقش کی امید شاخۀ گل بود

چرا از پیش او من دسته ی گل آرزو کردم

مشامم بی نصیب از آن شمیم عطرِ گلرویش

به هر باغی که دیدم گل ز خود رفتم و بو کردم

شبی را در خیالِ  او  به  اندیشه  فرو رفتم

گسستم از همه عالم  سراپا یاد   او کردم

چنانم   در  ازل  بود  الفتی  بسیار  با  اویم

که دل در چشمۀ عشق اش نهادم شستشو کردم

جلال ام فکر خاموشی ندارم در  هوای او

از اینرو قصۀ عشقم به هر که مو به مو کردم

سید جلال علی یار

ملبورن – استرالیا

26 می 2025 

 

11 می
۳دیدگاه

مادر

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : یکشنبه 21 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 11 می  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

مادر

 

رنگِ گل‌ های  چمن ، از رنگِ  روی مادر است

بوی آغوش  بهار چون  عطرِ  موی مادر است

نغمۀ   لالایی اش  شد   جاودانی    در  جهان

هر که گوشش می کند فهمش بسوی مادر است

کودکِ معصوم اگر با چشم گریان  زنده است

ایمن و آرامش اش آغوش  و  بوی مادر است

آنچه نیکویی و احسان  در   محیط  زندگیست

از قدوم و سیرت و  آداب  و  خوی  مادر است

می تپد این مرغ دل در سینه  هر شام و سحر

تا که دارد شور عشق از  های و هوی مادر است

کس ندیده طفلِ را از  شیر مادر مست نیست

شور ومستی وطرب درهر سبوی مادر است

کی   بگنجد   وصف   مادر  در د ل  تاریخ دهر

آنچه در عالم  شده کشف  آبروی  مادر است

گر چه  سرگردان   دهرِ بی  ثبات   افتاده ایم

صلح و  آرامی  ما  در خاک  کوی  مادر است

سید جلال علی یار

ملبورن – استرالیا

یازدهم می 2025

 

 

28 آوریل
۳دیدگاه

ماوای دل

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : دوشنبه 8 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 28 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

ماوای دل

   ای که بگذاری  مرا در جای دل                                   
                                وه چه  دلشادم  ازین مأوای دل 

   گر  مرا  سودای تو  در سر زند                                   
                               می رود جان پا به پا در پای دل 

   موج  بحرِ عشق  اگر از تو بود                                   
                               می شود دل غرقه در دریای دل 

   عشق صحرا هست و ناپیدا ولی                                   
                               گل  بروید  در دلِ  صحرای  دل 

   مرده ام گر از دلم بیرون شوی                                   
                               ای  فدای   قامتِ   رعنای  دل 

   مستم از هر ساغر چشمان  تو                                  
                                نشئه دیگر  دهد  صهبای  دل 

   سود من در وصل  جان  افزای تست                                            
                                جان بها کردم در این  سودای دل 

تا محبت هست  و آن محبوبِ دل
شد جلالش  معنی از معنای دل

 سید جلال علی یار

ملبورن – آسترالیا

24 اپریل 2025

 

 

22 آوریل
۳دیدگاه

صنع صانع

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : سه شنبه 2 ثور  ( اردیبهشت ) 1404  خورشیدی – 22 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

صنع صانع

 

       نگاۀ چشم او  چون   خنجری بود

ادایش  بهرِ  دل   در   دلبری  بود      

      فروغ روی او در  معرضِ   عشق

مرا در سر نهان با وی سری بود      

      در  آن  ایام  فهمیدم  که   باشم

مرا  آن شب  ورودِ  هر دری بود      

      به نقشِ صنعِ صانع  محو گشتم

     چنان صورت جهانی محشری بود      

      دلم سودای عشقش داشت چون او

چو   گوهر  در  سرای  گوهری بود       

      به او دل دادم و جان از  تنم بُرد

عجب سوداگر و سود آوری بود      

      به بزم حوریانِ  پاک  و  معصوم

بسی زیبا ز هر  فرخ  فری بود      

به قبض ملک بی سامان این دل

خدنگ و تیرِ او سر لشکری بود

 

سید جلال علی یار

ملبورن – آسترالیا

19 اپریل 2025

 

 

 

 

11 آوریل
۳دیدگاه

 مخمس بر غزل حضرت سعدی  (رح) 

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه 22 حمل  ( فروردین ) 1404  خورشیدی – 11 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 مخمس بر غزل حضرت سعدی  (رح) 

در فکر  توام  دیده  و دل  را به  تو بستم
هر جا روی  از  حال  دلت   با    خبرستم
دانی به یقین عاشق و بیمار  تو هستم
گو خلق بدانند که من عاشق  و مستم
آوازه درست است که من توبه شکستم

=================

تو همنفسی با تو  بنوشم  به سلامت
چندان قدحی پر کنم از ساغر و جامت
شادی و طرب جمله همه در تهِ کامت
گر دشمنم ایذا کند  و  دوست  ملامت
من فارغم از  آنچه   بگویند که هستم

من نکنم قصه ازآن گیسوی چون شب
زیرا   که   محبت  بود  آئينه ی  منصب
از عشق سخن گویم و از  منظر مشرب
حیف است سخن گفتن با هر کس از آن لب
دشنام به من ده که  درودت بفرستم

=================

جرأت  نتوان کرد که بوسم  گل رویت
من عاشق سرو قد و آن حسن نکویت
کس نیست چو من تا که رسد بر سر کویت
شب ها گذرد بر من ، از اندیشۀ رویت
تا روز نه من خفته نه همسایه ز دستم

ای یار بگو  جان  به  کجا از تو جدا بود
ای عقل بگو دل به برش کی به خطا بود                     
ای دل تو بگو عشق چرا دردو بلا بود
ای نفس که مطلوب تو  ناموس و ریا بود
از بند تو برخاستم و خوش بنشستم

=================

دیروز غمِ عشقِ نهان  بر دل من بود
آشوبِ فراق تو چنان  بر دل  من بود
چون تیر که جسته ز کمان بر دل من بود
بند همه غم‌های جهان بر دل من بود
در بند تو افتادم  و از  جمله  برستم

شب را به خیال تو  ب یدارم  اگر من
بر روی  چو  ماهٔ تو  گرفتارم  اگر من
با من بگو در عشق سزاوارم اگر من
از  روی  نگارین   تو   بیزارم  اگر من
تا روی تو دیدم به دگر کس نگرستم

=================

تا عشق سخن گفت مرا خاطره بشگفت
کی آه مرا دلبرِ بی عاطفه بشنفت
این گوهرِ رازِ او جلالش به کجا سفت
دیر است که سعدی بدل از عشق تو می‌گفت
این بت نه عجب باشد اگر من بپرستم

سیدجلال علی یار 

  ملبورن – استرالیا   

 

03 آوریل
۳دیدگاه

 حیرت خیال

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : پنجشنبه 14 حمل  ( فروردین ) 1404  خورشیدی -3 اپریل  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 حیرت خیال

به حیرت  در  خیالِ   او    چنانم   بیقرار   امشب
ز خود رفتم برون  یکدم شدم  دیوانه وار امشب

فرود آمد سرشکِ از دیده ام با خود چنین گفتم
چه توفانی که برده از دلم صبر و  قرار  امشب

تماشا می کنم گاهی که  راز  عشق  او  دانم
که دل از خانۀ دل می کند  بیرون  نگار امشب

از این دُردی کشِ میخانۀ مستان  چه  می پرسی؟
چنان از خود تهی گشتم ندارم برگ و  بار امشب

دلم در اضطراب افتد ز شوق اش چون  خراب افتد
دو چشمم در سراب افتد ز دودِ انتظار  امشب

به قربانی عشقِ او ز صدق  دل  چنان  گویم
به  بالینم  اگر آید   کنم  جان  را  نثار   امشب

طلسم صورت زیباش در مستی چنان  دل برد
که هر دم پرده می دارد ز رویش برکنار امشب

مرا از ساغرِ چشمش بده ساقی می و مستی
قدح پر کن که از من می برد رنجِ خمار  امشب

سیدجلال علی یار

 ملبورن –  آسترالیا 

 

 

20 مارس
۱ دیدگاه

( بهار )

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : پنجشنبه  30 حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۳  خورشیدی 20 مارچ  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 

سال نو خورشیدی را برای همه دوستان و هموطنان عزیز صمیمانه تبریک و تهنیت عرض نموده امیدوارم سال خوش و خجسته پیشرو داشته باشید.

( بهار )

بهار آمد که باز آیم چنین   مستانه  در کابل 

بنوشم بادۀ نوشین از  آن   پیمانه  در کابل

سرود دوستی خوانم که های وهو در اندازم

سرایم شعرِ تر چون  شاعری فرزانه در کابل

سکوت ت لخ را   با نعرۀ   شیرینِ صلح آخر

بگیرم هر یکی   را   در بغل    رندانه در کابل

غم و اندوهِ دنیا را ز سر بیرون بر آر ای یار 

که سازی شهر ویران را سروسامانه در کابل

روم چون در گلستانش نشاط و عیش را بینم

چه خوش باشد که آنجا خیمه و هم خانه در کابل

برغم زن ستیزان اش چنان شعرِ تری گویم

گشایم مکتب زن را ازین شعرانه در کابل

چراغی در ادبگاهِ معارف   برکنم   روشن

 

#سیدجلال  علی یار

( ملبورن استرالیا )

13 مارس
۳دیدگاه

داغِ دل

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر :  پنجشنبه  22 حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۳  خورشیدی 13 مارچ  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

داغِ دل

در    فراقت    نازنینا      ناتوانم    ساختی

بی خبر از این جهان  و آن جهانم ساختی

در  زهِ  این  ناامیدی ام  نهادی   حسرتی

تو رها چون بی هدف تیر از کمانم ساختی

باغبان  گل بُدم  با  صد هزاران  خونِ  دل

در  بهارِ  زندگانی  چون  خزانم   ساختی

گوهرعشق و محبت زان سوی دریای لطف

در  تلاطم   های   موج   بیکرانم  ساختی

لاله سانم داغِ دل ماندی و ترکم را کنون

کردی و داغ سیاهی  در  روانم  ساختی

در کنارت بودم و آرام جانم همچون شمع

شعله ور بال و پرم ، پروانه سانم ساختی

طفلِ شوقم را به آتشخانه ای هجران چنان

سوختی در آتشِ غم بی امانم ساختی

در صف بازارِ حسنت رو نمودی همچو گل

با  قدِ  سرو  روانت  شادمانم   ساختی

سید جلال علی یار

ملبورن – استرالیا

مارچ ۲۰۲۵

09 مارس
۳دیدگاه

زن

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر :  یکشنبه  19 حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۳  خورشیدی 9 مارچ  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

هشتم مارچ روز جهانی زن را به همه بانوان رنج‌دیدۀ

افغانستان و زنان جهان تبریک و تهنیت عرض میدارم.
—————
( زن )
==========
نه از زن می  توان دل  بر گرفتن
نه کس را همچو زن دلبر گرفتن
به مهرِ  این  فرشته   عهدِ پیری
جوانی را  توان   از   سر گرفتن
همی دانم  زنانِ  این  جهان را
ز حورالعین  هم  بهتر    گرفتن
به زن  تا  بنگرم  در   آسمان و
فرشته  را  فرشته   تر گرفتن
زن ای  گوهر سرای   بحر باید
تو را خوبست چون گوهر  گرفتن
رود در صدرِ جنت هر که    خواهد
که زن را جان و جان   پرور  گرفتن
به حرفِ زن ستیزان ،   زن‌  کمین است
نباید     گوشهایت   کر گرفتن
وفا و عهد زن   ها جاودانیست
چه زین بهتر که زن   مِهتر گرفتن
جلال اوصاف زن   وصف جمال است
که زن ز  یبا و   زیباتر  گرفتن
سید جلال علی یار
ملبورن – استرالیا
هشتم مارچ 2025

20 فوریه
۳دیدگاه

وطن

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : پنجشنبه   2 حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 20 فبروری   2025   میلادی – ملبورن استرالیا

وطن

دیریست  دلم   بهر وطن   بس  نگران است

آری به خدا الفتی  زان شهر  و  مکان است

چون فتنه و آشوب جهان بر  سر  من ریخت

یعنی که  تنم  زخمی  این  بار  گران  است

قانون  و عدالت  چو به  شلاق رسیده ست

جور  و  ستم  مردم  بیچاره   از    آن  است

از گوش گران اند هم  این  کرسی  نشینان

این ملت غمدیده  ازین غم  به  فغان  است

نادان چو نشسته ست بر این مسند واین ملک

بر سود تن خویش و   زیان    دگران  است

ملکی که نهالش زده  از خون  دل  ماست

افسوس و دریغا همه  بر  بادِ  خزان است

از فتنه ی   پاکستان    و     ظلمت    ایران

آفاقِ   خراسان  به  تباهی    عیان   است

نه  درس  و تلمذ   بود  از کشور    غمگین

چون معرفت و دانش  ما  در خفقان است

ای  دل  ننهی  بار تظلم  به   سر  خویش

این حرف من اش نیست که از شاه جهان است

 

سید جلال علی یار

ملبورن – استرالیا

فبروری ۲۰۲۵

10 ژانویه
۳دیدگاه

( مذهب عشق )

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه 21  جدی  ( دی) ۱۴۰۳  خورشیدی  –10  جنوری   2025   میلادی – ملبورن – استرالیا

( مذهب عشق )

ای جان مگو عشق را چه كار است

فرمانده ی   دل    ،   بزرگوار  است

چون    محوی   جمالِ   یار    باشی

در مذهب عشق خوشگوار   است

عشق است چو برق عافیت سوز

در  خرمن   عاشقان   شرار است

گر   جلوه ی     او      بدل      نتابد

شايد   كه  خلاف     روزگار   است

سودای   دو  عالمم  بسر   نيست

تا  عشق  بدل انیس  و   يار است

هر كه غم عشق در دلش  نیست

در زمرۀ خار و   خس  شمار است

گه غصه ، گهی  طرب  بود عشق

گاهی  غم و  گاه  غمگسار است

گر عشق و طرب  در آدمی است

از    علم   قديم     كردگار    است

كی عشق  جلال   دل   پذيرست

چون عشق مجازی اش به كار است

# سیدجلال علي يار

 ملبورن استرالیا 

نهم جنوری ۲۰۲۵

27 دسامبر
۳دیدگاه

مخمسی بر غزل حضرت خواجه حافظ شیرازی رح

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : جمعه  7 جدی  ( دی) ۱۴۰۳  خورشیدی  – 27 د سامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

 مخمسی بر غزل:

حضرت خواجه حافظ شیرازی رح 

غیر ما دیگر که  دیده  آنچه کرده  میر ما

پا به پای ما رود  این سایه ی  تصویر ما

گفت و گویی آنچه دیدیم کی کند تفسیر ما

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما

تا به کی با درسِ الفت در هوای چند و چون

هر که پاسِ عشق کم دارد شود از صف برون

تارِ  زنجیرِ  محبت   مگسلان  جانا   کنون

ما مریدان رو بسوی کعبه چون آریم و چون

رو بسوی ی خانه ی  خمار  دارد  پیر ما

راه عشق آن نیست دست در خاک و پا در گِل شویم

سعی چندان کرد تا در بزم او قابل شویم

هر چه بادا باد در این عشق ، تا همدل شویم

در خرابات طریقت ما به هم  منزل شویم

این چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما

آن پری رو سوی ما عزم سفر گیرد شبی

بی تکلف  آید  و  از  ما   خبر  گیرد   شبی

کاش میشد لحظه ای ما را به بر گیرد شبی

با دل  سنگینت  آیا  هیچ  در  گیرد  شبی

آه   اتشناک   و  سوز  سینه ی شبگیر ما

می بریم این بار سنگینِ غمت عمری بدوش

آهِ بی تأثیر کم کن ای  جلالا  پشتِ گوش

بر قرارِ  این  دلِ  مهجور  ما  لختی بکوش

تیر آه ما ز گردون  بگذرد   حافظ   خموش

رحم کن بر جان خود  پرهیز کن  از تیر ما

سید جلال علی یار

ملبورن – آسترالیا

بیست و چهارم دسامبر 2024 

05 نوامبر
۳دیدگاه

صنع صانع

هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : سه شنبه  ۱۵ عقرب  ( آبان ) ۱۴۰۳  خورشیدی – ۵  نوامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

صنع صانع       

نگاۀ چشم  او  چون  خنجری  بود

ادایش  چون    ادای   دلبری   بود

فروغ روی  او  در  معرضِ  عشق

مرا در سر نهان با وی  سری بود

در آن هنگام ندانستم که کیستم

نهِ عقلی در سر و هوش در بری بود

به نقشِ صنعِ  صانع  محو گشتم

چنان صورت  جهانی محشری بود

دلم سودای  عشقش  را خریدار

درین  بازار  بتی  سوداگری   بود

به او دل  دادم و   جان  از تنم برد

عجب   سوداگر و  سود آوری بود

به بزم  حوریانِ   پاک  و  معصوم

بسی  زیبا   ز  هر  فرخ  فری بود

به قبض   ملک بی  سامان  این دل

جلال مژگان   او  سر لشکری بود 

سید جلال علی یار             

ملبورن – استرالیا              

29 سپتامبر 2019              

19 اکتبر
۳دیدگاه

 زورقِ بشکسته

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : شنبه 28 میزان  ( مهر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 19 اکتوبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

مخمس بر غزل شاعر شهیر استاد رحمت الله اشکبار

 زورقِ بشکسته     

آمدم  در  این  سرا  تنها   از  اینجا میروم

من از اینجا  نیستم پس سوی  بالا میروم

چون حباب  هر لحظۀ  از  دارِ دنیا میروم

زورقِ  بشکسته ام  د ر قلب  دریا میروم

میروم هر روز و شب پنهان و پیدا میروم

 

از فراق عشق شیرین بود فرهاد خوار و زار

از غم و سودای فرهاد بیستون گشت بیقرار

عشقِ عذرا داشت هر دم دلِ وامق را شکار

روحِ مجنون با من است اندر دلِ شبهای تار

می روم  تا  تربت  و  تا  خاک  لیلا  میروم

 

عشق را من میستایم در  غزل و  در سرود

عاشقان عشقِ جانان صبر دارند  بی حدود

آن   ذلیخا  کز  سر یاری   فرستادی  درود

عشق یوسف آتشی در تار و پود من فزود

بهر  دیدارش   به   زندان   ذلیخا   میروم

 

آمدم   تا   باز    ببینم    آن نگارِ  گلعذار

بر  سرِ  بازار   نیاید   تا   نماید   دلشکار

سال گذشت و ماه رفت و هفته و شبهای تار

گر نه شد امروز   تا بینم  رخِ  گلرنگِ یار

در گذرگاهش خدا داند  که  فردا  میروم

 

گاه سوزم گاهی سازم بر لبِ تنور عشق

گر ندارم استقامت می شوم کمزور عشق

عاشقِ بیچاره باشد در جهان مهجور عشق

جستجوی یار دارم هر کجا  با شور عشق

گاه به مسجد سر زنم گاهی کلیسا میروم

 

سالها   شد من  اسیرِ  آن  لبِ خندان او

وز جمال و فتنه ی  آن  سیب  زنخدان او

جان فدای چشم مست و زلف پریشان او

نسبتی دارد به  چشمِ   دلبرم چشمان او

بهر دیدارِ غزالی دشت  و  صحرا میروم

 

چرخِ  پیر و  کهنه  آرامی  ندارد  از  جفا

کی توان رَستن ز نیرنگ و ز تزویر  قضا

عاشقانرا عشق حق افگند جلال اندر بلا

رحمتِ عاشق از این دنیای دونِ بی وفا

عاقبت با دردِ عشق و صد  تمنا  میروم

 

سید جلال علی یار         

17 اکتوبر 2024 میلادی        

ملبورن – آسترالیا         

05 اکتبر
۳دیدگاه

حالِ دل

( هفدهمین سال نشراتی )

تاریخ نشر : شنبه 14 میزان  ( مهر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 5 اکتوبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

حال دل

 گر بگویم عشق او از حالِ دل  مهجور نیست

 لحظه لحظه ازخیالم جلوه هایش دور نیست

جلوه ی  خورشید   رویش  ذره  توفانی  کند

 اندکی چشمِ بصیرت وا کنیم مستور  نیست

پرتوی   مهرش    تهِ  دل   دایما   تابان  بوٓد

 ذره سانم  دیدنِ  رویش  مرا  مقدور نیست

جسم خاکی  را  نباشد  چون مکدر  جوهرش

 جز توام چون سایۀ کاندر وجودش نورنیست

آنکه در عشقش ز هستی و  غمِ  دنیا گذشت

 من ندانم غیرِ او کس پیشِ او منظور نیست

 هرکه سر داده ست حلاجی نخواهد شد حساب

 گفتن انی انا الحق  شیوه ی  منصور نیست

حیرت آباد رخش از دیده   پنهان  نیست ولی

طاقت دیدار  رویش   لایق   هر کور  نیست

سید جلال علی یار

 ملبورن – آسترالیا

 اول اکتبر ۲۰۲۴

26 سپتامبر
۲دیدگاه

پیام تبریکی محترم سید جلال علی یار

تاریخ نشر : پنجشنبه 5 میزان  ( مهر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 26 سپتامبر   ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

پیام تبریکی محترم سید جلال علی یار

 

از همه اولتر هفدهمین سالگرد نشراتی سایت وزین ۲۴ ساعت را صمیمانه و مخلصانه بر کارکنان این صفحه تبریک و تهنیت عرض میدارم واقعیت اینست که دو شخصیت ادبی

و فرهنگی جناب مهدی بشیر هروی و حضرت دوست جناب آقای قیوم بشیر هروی فرهیخته شاعر شهر ما که تلاش همه جانبه در نشر مطالب زیبا و خواندنی و اشعار زیبا از

شعرای معاصر کشور ما از هر گوشه و کنار که این حقیر هم شامل می باشد اشعار و مطالب نویسندگان را با ویرایش و تزیین زیبا در صفحه وزین ۲۴ ساعت به نشر می‌رسانند

که این عمل ایشان قابل قدر و تحسین است و در طول این هفده سال به طور خستگی ناپذیر بدون وقفه به کار خویش ادامه داده اند با تشکر و سپاس موفقیت های بیشتر

شانرا از بارگاه ایزد توانا تمنا دارم.

 

با حرمت

سید جلال علی یار

29 جولای
۳دیدگاه

نامحرم

تاریخ نشر : دوشنبه 8 اسد ( مرداد ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 29  جولای ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

نا محرم

 دلا کس  در جهان  بی  غم ندیدم

کسیکه  در غم است   خُرم  ندیدم

چه زخمِ زد نگر این   تیغِ هجران

که جزوصلش درآن  مرهم  ندیدم

دلی چون  در کمندِ عشق  گرفتار

شب و روزش  به جز ماتم  ندیدم

دریغا دل ز کف  بُردست  به یغما

چو  او  دلبر  درین   عالم   ندیدم

مشو تجرید  در آ در  جمع مستان

که در  تفرید  کسی  همدم   ندیدم

حدیث  عشق  به  نامحرم  نگویید

بغیر از دوست کسی  محرم ندیدم

درخت از میوه ی  پر بار  خم شد

ثمر نیست  انکه  را که  خم ندیدم

همه درعشق زنند لاف  و  گزافی

بجز عاشق  کسی   محکم   ندیدم

سید جلال علی یار 

ملبورن استرالیا

بیست و هشتم جولای ۲۰۲۴

10 جولای
۱ دیدگاه

حسین (ع)

تاریخ نشر : چهارشنبه 20  سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 10 جولای ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

حسين (ع)

اى حسين من جانِ خود بر جانِ جانی  میدهم
در مرامت  خون  خود  را   بی امانی میدهم

گرد راهت مي شوم با اشك سوزان هر نفس
گوهر جان  را  به  راهت   رايگانی  میدهم

مي كنم سجده  به  خاك  كربلايت   در نماز
پیش   ایزد  وعده  ها  در زندگانی   میدهم

آرزويم    باغ  سازم    د ر اميد  وصل   تو
گل ستانِ  مهر  خود    بر دلستانی   میدهم

قامتت چون سرو بوده  عارضت   مانند گل
یاد قد   و گلِ   رویت   نقد   جانی   میدهم

هر که اشکی درعزایت ریخت بُرد فیض مدام
من به نامت عمر خود را در جوانی میدهم

دل ز عشق  و آرزويت  بيقرارى  مى كند
پرفشان چون مرغ  بسمل پر فشانی میدهم

در مصاف حق و باطل  حیدرم  آمد به یاد
نین ا    و   کربلا   بر او  نشانی   میدهم

عاشقانت هست افزون لیک جلال درعشق تو
جان خود در پیش  پات تا  امر ثانی میدهم

سید جلال علی یار

ملبورن استرالیا

دهم جولای ۲۰۲۴

02 جولای
۳دیدگاه

سرابِ زندگانی

تاریخ نشر : سه شنبه 12  سرطان ( تیر ) ۱۴۰۳  خورشیدی – 2 جولای ۲۰۲۴  میلادی – ملبورن – استرالیا

 سراب زندگانی 

بیا   نوشیم    شراب    زندگانی
نترسیم   از   خراب     زندگانی

تمام زندگی  جز  پرِکاه   نیست
گشایی  گر    نقاب      زندگانی

اسیر جسم  خاکی تا  که هستیم
کشیم رنج  و عذاب   زندگانی

زمان سازِ نوای زیر و بم است
نگر   اینست   کتاب   زندگانی

نفس گر چه ممد در زندگانیست
چه نیرنگیست سراب زندگانی

به غفلت بگذرد روز و شب من
گذشت عمرم به خواب زندگانی

حیات آدمی گاه در نشیب است
فراز اش  در  شتاب   زندگانی

گاهی پُر  و گهی   خالی  ببینی
به گردون چون دولآب زندگانی

جلال را ای خدایا مرهمی بخش
رهایش   از  مصاب   زندگانی

سیدجلال علی یار

ملبورن استرالیا 
اول جولای ۲۰۲۴

12 ژوئن
۳دیدگاه

جان به لب

تاریخ نشر: چهارشنبه 23  جوزا ( خرداد ) ۱۴۰۳ خورشیدی – 12 جون 2024  میلادی – ملبورن – آسترالیا

جان به لب

می زنی   تیرِ  نگاهی   نیمه  جانم  می کنی

گه به سویت  خوانییم  گاه  امتحانم می کنی

میدهی دشنام  مرا  هی عذر خواهی کی کنی

گاهی ناگاه  همچو خود  تو بد زبانم می کنی

با منِ بیچاره  و دل خسته دردِ سر بس است

آنچه کردی جان به لب در هر زمانم می کنی

من که  مشتاقِ  گلِ روی تو  می باشم و بس

پس  چرا بر این گل و آن  گل روانم می کنی

جانِ من در دوستی   نا مهربانی کی رواست

اینچنین  رسوای   عالم   در جهانم  می کنی

از  کنارِ  گلِ رویت   من   به  دور  افتاده ام

در  بهارِ   زندگی    داری    خزانم   می کنی

عالمی در عشق   پاکِ   تو  گرفتار اند و من

در فراقت روز و شب آتش  به  جانم می کنی

وعده های وصل کردی  و فراموش ای دریغ

انتظار   چشم    و   ابروی   کمانم    می کنی

تا که دیدی گلِ  رویش  را  جلال  در  بوستان

آشنایی  با  گل   و   سروی   روانم   می کنی

سید جلال علی یار

10 جون 2024

ملبورن – استرالیا

 

19 می
۳دیدگاه

مخمسی بر غزل طارق خراسانی

تاریخ نشر: یکشنبه 30 ثور (اردیبهشت)  ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱9 می ۲۰۲۴   میلادی – ملبورن – آسترالیا

 مخمسی برغزل

طارق خراسانی

گر   تو   مرا  رها  کنی   ای   گلِ  باغِ   سنبلم

جای   دگر  نمی روم  دانم  تو  هستی  حاصلم 

کی  می روی  ز خاطرم ای دختِ  خوبِ  کابلم

هرچه   کنم   نمی ‌شود    تا  بروی  تو  از  دلم

از    تو   فرار   می ‌کنم    باز    تویی    مقابلم

از  تو  جدا  نمی شوم  ،  ای  تو  نگارِ  شاطرم

کوش  نمودی  تا  روي  از  برِ  من  تو  طایرم

صفحۀ دل جای تو بود گرچه تویی غیرحاضرم

پای   کشیده‌ام   ز  تو   تا   بروی   ز   خاطرم

باز  به  کوچه‌   باغِ  غم  دست  تو  شد  حمایلم

سال   و مه  و روز  و شبی  تصورم  گرفته ای

هوش   مرا    تو    برده یی  تفکرم   گرفته ای

ذکر  تو   داشتم   بر   زبان   تذکرم   گرفته ای

آبِ  رخم  تو برده‌ای  خواب  و خورم گرفته‌ ای

نی  تو  مرا  رها  کنی  نی  به   تو   باز  مایلم

باد ه شوی  سبوی  من  مست از آن شرابِ  من

خیال تو باشد در سرم شب همه شب بخوابِ من

گر تو بگیری حاصلی  کار  خوب  و  ثوابِ  من

آب شوم ، تو جوی من ، جوی شوم، تو آبِ من

حل   کنم    اَن   مسایلی    باز    تویی   مسایلم

عشقم  اگر شود جنون ، عقل نباشد  صرفِ من

عقل شود زایل ازآن گرچه جنون  به طرفِ من

عشق وجنون کجا گنجد به عقل عمقِ ژرفِ من

عقل به جنگ تن به تن ، عشق تمامِ  حرفِ من

عقل  چه  غائله  به ‌ پا  کرده  به    عشق  قایلم

شاد  کجا کنی به  لطف این دل خسته خسته را

جز   تو  کسی  وا نکند   قفل  دلِ   وابسته  را

رفتی زکف همچو تیری که از کمان گسسته را

دل به جهان نبسته را تاج  شهان  شکسـته را

از چه  گدای  خود کنی  رو زِ برم ، نه  سائلم

زخم   دلم  مرهم   نما  شفا   بده   و  بد  مکن

هر چه ز تو سوال کنم جواب بده  و  رد مکن

این غم جانگدازِ دل زیاده  و بیش از حد مکن

صورتِ من  رصد مکن دردِ مرا به صد مکن

داس  نگاه  تو عجب  ، کی  برسد  به  حاصلم

قصه ی عشقِ من و تو شهره شده درین جهان 

ترا به هر سو جستجو  از تو نیابم  من  نشان 

حاجت  روا نشد  به من  دیدن  آن  سرو روان

نقص مرا نه یک، هزار، دیده  خدای  مهربان

من  که  نگفته‌ام  چنین   مرد   خدا   و   کاملم

سیدجلال علی یار

ملبورن –  استرالیا

آپریل ۲۰۲۴

10 می
۱ دیدگاه

 شیشۀ دل

تاریخ نشر: جمعه ۲۱ ثور (اردیبهشت)  ۱۴۰۳ خورشیدی – ۱۰  می ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا 

 شیشۀ دل

ای که می گویی  سزاوارِ  تو  نیستم  چیستم

تو تویی اما  مگر  دانم   که   من  من نیستم

بیقرار و مجنونم ،   آواره   می خوانی  مرا

عاشقم  دانی  و یا    دیوانه   ،  بگو  کیستم

دررۀ عشقت سر از پا ، پا  ز سر  نشناختم 

گوش به فرمانِ دلم ای  جان  مگو باغیستم

روز ها من در خیالت شب ها شب زنده دار

ای فدایت  از فراقت  خونِ   دل   بگریستم

سالها  شد  نقد  جان  در عشق  پاکت باختم

هر قدم   از  پا فتادم  گر چه  بار ها  ایستم

گر شوم در پیش چشمت در حضور آینه وار

می شکنی شیشۀ دل سخت تر از سنگ نیستم 

گر کنی ترک محبت   از  من ات وا حسرتا 

اما   با  تو  هر  کجایم   غیر  تو    یاغیستم

شکر یزدان  می نمایم  با  تو  دارم   زیستن

هر نفس  از تو  بگویم  در سرورم  زیستم 

دست  طالع  تو کجایی تا  نشینم بهر دوست

خاکسارم عاشقم  از عشق  خود   راضیستم

سید جلال علی یار

اپریل 2024 میلادی

ملبورن –  استرالیا