قسمت چهارم ( سرگذشت کاملاً واقعی )
تاریخ نشر سه شنبه ۲۶ دلو ۱۳۹۵ – ۱۴ فبروری ۲۰۱۷ – هالند
شمهء راجع به خطرات چهار ده ی اخیرزندگی ام
وعوامل رفع شدن آنها
( سرگذشت کاملاً واقعی )
” به مراد دل رسی آن سحر،که زسوز سینه دعاکنی
به خداکه فیض دعارسـد،سـحری که روبه خداکنی “
بسمه تعالی
قسمت جهارم
د- درخاد شش درک چه گذ شت:
تقریباًبرای مدت دوهفته درخاد شش درک دریک اتاق تاریک وکوچک با یک جوان حدود بیست ساله که هم اتاقی ام بود،سپری نمودم. آن مظلوم را اآنقدرشکنجه واذیت نموده بودند که برای روزها وشب ها در حالت ایستاده بیدارخوابی میدادند.بگفتهءموصوف قسمت های پائین پاهایش،مانند رانهایش آماس نموده بود.بعد ازآزادی ام ازآن شکنجه گاه مظلومان،ازسرنوشت وی خبری ندارم که آیا روانه پولیگون گردیده به درجهء رفیعهء شهادت رسیده ویا آزاد گردیده است.

















