۲۴ ساعت

06 ژوئن
۱ دیدگاه

از مکتب تا محرابِ هنر

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۱۶ جوزا (خرداد) ۱۴۰۵ خورشیدی  – ۶ جون ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————-

از مکتب تا محرابِ هنر

یادنامه‌ای در وصف استاد نجیب‌الله انوری
و زنده یاد استاد براتعلی فدایی
============
احمد فواد افتخار :
 

سپاس و امتنان بی‌پایان نثار برادر فرهیخته، اندیشمند و صاحب‌نظرِ ارجمندم، جناب آقای اصیل یوسفی، که با ژرف‌نگری، درایت ستودنی و حسن انتخاب کم‌ نظیر خویش، نکته‌ای نهایت ارجمند، حکیمانه و درخور تعمق را پیرامون اساتید نخبه و نام‌آور عرصه هنر و ادب مطرح فرمودند؛ اقدامی مبارک و فرهنگ‌پرور که از یک‌سو، چراغ یاد و نام هنرمندان بزرگ این سرزمین را فروزان نگاه می‌دارد واز سوی دیگر، تجلی و بازتابی دوباره از عظمت هنر، ذوق، اندیشه و آثار ماندگار این بزرگان را در آیینه زمان متبلور  می‌سازد.

بی‌ گمان، چنین حرکت‌های شریف و فرهنگ‌مدار، خدمتی بزرگ، شایسته و ماندگار در راستای پاسداشت هنر، تکریم هنرمند و صیانت از میراث گران‌ سنگ فرهنگی و هنری این مرز و بوم به‌ شمار می‌رود؛ زیرا ملت‌ هایی که  مفاخر فرهنگی و هنری خویش را بزرگ می‌دارند، در حقیقت ریشه‌های هویت، اصالت و تمدن خویش را استوارتر می‌سازند .

 

 ======================
بنده نیز در همین مسیرِ ارج‌گذاری به صاحبان فضل و هنر، وظیفه وجدانی و اخلاقی خویش دانستم تا سهم ناچیز خود را ادا نموده و از استاد گران‌ مایه  ، هنرمند فرزانه  و خطاط چیره‌دست کشور، جناب استاد نجیب‌الله انوری ، با نهایت حرمت و اخلاص یادآوری نمایم. بدون هیچ‌گونه اغراق، استاد انوری یکی از چهره‌ های درخشان، نخبگان کم‌ نظیر و  هنرمندان برجسته کشور در عرصه هنر خطاطی و خوشنویسی محسوب می‌گردند؛ شخصیتی که سالیان متمادی، عمر گران‌بهای خویش را وقف اعتلای هنر اصیل خط و پرورش نسل‌های تازه این عرصه ساخته‌اند.      
همگان آگاه‌اند که استاد انوری آثار فراوان، نفیس، ماندگار و ستایش‌برانگیزی در عرصه خط و خوشنویسی آفریده‌اند؛ آثاری که هر کدام جلوه‌ای از ذوق، ظرافت، معنویت و شکوه هنر اصیل شرقی را در خود نهفته دارد. افزون بر آن، ایشان شاگردان بسیاری را تربیت نموده‌اند که هر یک امروز به نوبه خویش، استادی توانا، هنرمندی صاحب‌سبک و چهره‌ای اثرگذار در این هنر فاخر گردیده‌اند و این خود بزرگ‌ترین نشانِ عظمت و جاودانگی یک استاد راستین است.
دوستی، آشنایی و رفاقت بنده با جناب استاد انوری، به سال‌های ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ هجری خورشیدی بازمی‌گردد؛ زمانی که هر دو در مکتب ابتدایی خواجه محمد تاکی، در صنوف پنجم و ششم، هم صنفی بودیم. در آن روزگارِ سرشار از صفا و صمیمیت، افزون بر هم صنفی بودن، رشته‌ای از محبت، اخوت و دوستی خالصانه نیز میان ما برقرار بود؛ دوستی‌ای که گذر سالیان نتوانست غبار فراموشی بر آن بنشاند.
در همان ایام، پدر بزرگوار استاد انوری، مرحوم نصرالله خان، از جمله اساتید فاضل، محبوب و خوش‌نام آن مکتب بودند. مرحوم نصرالله خان حقیقتاً شخصیتی استثنایی، فرهیخته و کم‌نظیر به‌شمار می‌رفتند؛ انسانی دانا، مدیر، فهیم و آگاه که در فن آموزش، تربیت و مدیریت، از توانایی، تجربه و مهارتی چشمگیر برخوردار بودند. ایشان نه تنها در تدریس مضامین مختلف تبحر خاص داشتند، بلکه با اخلاق نیکو، منش بزرگوارانه و شیوه انسانی خویش، در قلب شاگردان و همکاران جایگاه ویژه‌ای یافته بودند.
استاد انوری نیز از همان دوران نوجوانی، افزون بر علاقه و استعداد شگرف در هنر خطاطی و خوشنویسی، به ورزش فوتبال نیز عشق و علاقه فراوان داشتند و در میدان ورزش نیز جوانی پرنشاط، ورزیده و توانمند بودند. ما نیز در آن سال‌ها، اوقات بسیاری را با شور و شوق نوجوانی، در کنار هم به ورزش فوتبال سپری می‌کردیم و خاطرات شیرین و فراموش‌ناشدنی فراوانی از آن ایام در ذهن و ضمیرم باقی مانده است.
=================
================
از آنجا که استاد انوری انسانی باوفا، خوش‌اخلاق، نجیب و برخوردار از روحیه‌ای سرشار از محبت و صفا بودند، هیچ‌گاه دوستان، هم صنفی‌ها و آشنایان قدیمی خویش را از یاد نمی‌بردند. سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ بود که بنده در چارسوق شهر کهنه هرات دواخانه داشتم و استاد انوری نیز در امید مارکت مصروف کار و فعالیت بودند. در آن روزگار، اکثریت روزها هنگامی که برای ادای نماز به مدرسه صادقیه تشریف می‌بردند، لطف نموده و سری نیز به بنده می‌زدند. دقایقی چند، در فضای صمیمانه و آکنده از صفا، از خاطرات دوران مکتب، فوتبال، دوستان قدیمی و روزگار گذشته سخن می‌گفتیم و گاهگاهی نیز با بزرگواری و محبت، سرمشق خط را برایم آموزش می‌دادند.
در یکی از همان روزها که در دواخانه مصروف گفتگو بودیم، ناگهان چشمم به چهره پُرصلابت و سیمای نورانی استاد بزرگوار، مرحوم براتعلی فدایی، آن شاعر توانا و سخن‌سرای بی‌بدیل، افتاد که با گام‌هایی آرام، متین و شمرده‌شمرده از پیاده‌روی مقابل دواخانه عبور نموده و به سوی منزل خویش رهسپار بودند. بنده با شوق و احترام، ایشان را به استاد انوری نشان داده و عرض نمودم که شایسته خواهد بود روزی خدمت آن فرزانه بزرگوار برسیم و از محضر پُربارشان بهره‌مند گردیم. استاد انوری نیز با کمال علاقه و استقبال، این پیشنهاد را پذیرفتند.
==================

==================

چند روز بعد، حوالی ساعت چهار بعد از ظهر بود که استاد انوری نزد بنده آمدند و فرمودند: «برویم به دیدن استاد فدایی.» بنده نیز با نهایت خوشحالی آماده شدم و هر دو با بایسکل، راهی منزل آن شاعر فرهیخته گردیدیم. مرحوم استاد فدایی با نهایت محبت، بزرگواری و صفا از ما استقبال و پذیرایی نمودند. قریب دو ساعت در فضای گرم، صمیمی و سرشار از ادب و فرهنگ، پیرامون موضوعات گوناگون، خاطرات زندگی، مسائل فرهنگی و ادبی به گفتگو نشستیم.
===================
====================
در آن زمان، بنده مدیر مسؤول ماهنامه «خیابان» بودم و افتخار داشتم که برخی از آثار ارزشمند استاد فدایی را در آن ماهنامه به چاپ برسانم. آن دیدار، برای هر سه ما روزی پُرخاطره، دلنشین و فراموش‌ناشدنی بود. در پایان نیز استاد فدایی با بزرگواری خاص خویش، یک جلد از کتاب سروده‌هایشان را به بنده و استاد انوری هدیه فرمودند؛ هدیه‌ای که برایم ارزشی فراتر از یک کتاب داشت و یادگار محفل انس و ارادت بود.
=====================
=======================
هنگامی که از منزل آن استاد فقید بیرون شدیم، استاد انوری با حالتی آمیخته به تأمل و رضایت فرمودند:«بسیار کار نیک و پسندیده‌ای انجام دادیم که لااقل در زمان حیات استاد، از ایشان یاد و قدردانی نمودیم.»
این سخنِ کوتاه، اما ژرف و حکیمانه، سال‌هاست در ذهن و خاطره‌ام طنین‌انداز مانده است؛ زیرا حقیقتاً ارج نهادن به بزرگان فرهنگ، ادب و هنر در زمان حیات‌شان، نشانه معرفت، فرهنگ و قدرشناسی یک جامعه است.
بدین‌گونه، آن روزِ به‌یادماندنی، دو خاطره شیرین و ماندگار را در حافظه‌ام جاودانه ساخت؛ خاطره‌ای از محضر دو فرزانه بزرگ و اهل فضل، جناب استاد نجیب‌الله انوری و جناب استاد مرحوم براتعلی فدایی، که هر دو در عرصه هنر، ادب و فرهنگ، از چهره‌های ارجمند و اثرگذار این سرزمین بوده‌اند.
روح مرحوم استاد براتعلی فدایی شاد، یادشان جاودان و نام هر دو استاد گران‌مایه، همواره بر تارک فرهنگ و هنر این دیار پُرفروغ و ماندگار باد.
۲۴ ساعت :
 با سپاس از محترم احمد فواد افتخارعزیز که خاطرات نیک شانرا با ما شریک ساختند ، اینک سروده ای از زنده یاد استاد براتعلی فدایی هروی شاعر فرهیخته خطه ادب پرور هرات را خدمت شما خوبان پیشکش می نماییم :

 

رؤیــــــا

شب ســپـر افـــگند  و  من  با غم همآغوشم هنــوز

صبح چتر  افراشت ، من چو  شب سیه پوشم هنوز

آتــــش بــیــــداد شــــب افـــــسرد از طغیان و مــن

در سـحـر مى سوزم و چـون شمع خاموشم هـنـوز

بســـکــه در تـــاریکى شـب  هاى  هجران خفته ام

دهشــــت کـــابـوس مى بینم که مدهوشم هنــوز

هر شــبـم رؤیــــای آن غارست و  آن  خـفاش هـــا

یـــاد آن رؤیـــا نــمــــى گردد فــــرامـــــوشم هنوز

گر بــــه هــجـــــرت آشیان گم کرده بودم سـال ها

باز در کـــاشـــانۀ خـــــــود  خانه  بر دوشم هــنـوز

نـــیــش عقرب خورده ام از بسکه در شب هاى تـار

زهر حسرت مى چکد از ساغر نــوشــــم هــــنـــوز

در نگــــارســــتـان قــــربانگاه جانــبــازان  عشـق

از رگِ دل مى جـــهــــد خــــون سـیاووشم  هنــوز

از  خـــود  و  بــیـــگانه  واماندم   دریــن  آشوبگاه

خـــدشــــۀ نـــیــرنگ ها دیدم که مخدوشم هنوز

خـــنــــدۀ جُغدِ ســیـــــــه منقار شومِ بــدسرشت

آیــد از هـــر بـــام ایـــن ویـــرانه در گوشم  هنوز

تا کـــه رنــج نـــارسائــی هاى دوران بـــــــرده ام

هـــمـــچو صهباى کهن در غصه در جـوشم هنوز

کاروان هر چــنــد بــــار افــــــگـنـــده در میعادگاه

مـــن دریــن ره گــــوش  بر  آواى  چاووشم هنوز

 

 

یک پاسخ به “از مکتب تا محرابِ هنر”

  1. admin گفت:

    با سپاس از شما جناب احمد فواد جان افتخار که خاطراتی نیکی از خوبان سرزمین ما را با ما شریک ساختند ، مؤفقیت و سرافرازی شما را تمنا دارم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما