من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست …
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۲۲ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۱۲ می ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
———————————————————————————————————————-
من که ره بردم به گنج حسن بی پایان دوست …

دکتور عبدالغفور آرزو :
نمی دانم چه سالی بود، با روانشاد استاد عبدالکریم تمنا به منزل شادروان استاد محمدعلی عطار هروی (مشهد، عدل خمینی) رفتیم. دوستی استاد عطار و استاد تمنا چنان صمیمی، گرم و خودمانی بود که فقط در دیدار عارفان میتوان یافت. وارستگی در نگاه دو استاد موج میزد و مرور خاطرات لبخند را بر لبان شان جاری میساخت. با ذکر نام هرات میگریستند. گاه بغض سنگین بر گلو گره ایجاد میکرد و سکوت دردناک خیمه میزد.
آن روز استاد عطار در منزلش تنها بود. من به کمک استاد شتافتم و چای آماده کردیم. با گذاشتن پتنوس بر روی میز، استاد عطار گفت: آقای تمنا ! یک زن به هزاران قران میارزد. استاد تمنا لبخند زد و به من گفت: استاد عطار چنان غرق هنر است که اصلا به واحد پول کشور توجه ندارد. گفتم شاید استاد با واحد پول کشور میانهای ندارد. استاد تمنا لبخند زد و گفت: من و استاد به این کوچه باغ ها نیستیم ! استاد عطار دست من را فشرد و گفت: آقای تمنا راست میگه! سپس خاطرهای از جنگ مردم هرات با قجر (قاجاریه) گفت و پرسید: قجرها هرات ما را ویران کردند چرا پول قجری ارزش دارد؟
خلاصه دیداری بود سرشار از عشق، هنر و وارستگی.
شوربختانه گرفتاریهای آوارگی سبب گردید تا بار دوم استاد عطار را زیارت نکنم. حسرتی است که در گفت ناید.
استاد عطار پس از چند سال جان به جهانآفرین سپرد. فرزند ارشد استاد عطار، محمود جان گ، جمع اندکی از فرهیختگان مقیم مشهد را دعوت کرد تا در زمینهٔ خاکسپاری پدر بزرگوارش مشورت بدهند. از حدود ده نفری که در این نشست حضور داشت، هشت نفر اصرار مان بر انتقال پیکر استاد عطار به هرات بود. من گفتم: اگر پیکر مبارک استاد عطار در «سیدمختار» در کنار مرقد استاد بهزاد دفن شود، بر عزت و عظمت هنر در هرات میافزاید. میتوان در کنار آرامگاه استاد کارگاه خطاطی و نمایشگاه خط ساخت. من گریههای استاد عطار را به یاد هرات دیده ام. میگفت هرات جان و میگریست. پیکرش را غریب نسازید.
استاد نجیب مایل هروی – که عمرش زیاد باد- گفت: خانوادهٔ استاد عطار میخواهند در جوار امام هشتم دفن شود. باید به خواست خانوادهٔ مرحوم احترام گذاشته شود. من گفتم: حضرت پیامبر«ص» میفرماید که زمین مسجد خداست. اما مهم این است که آرامگاه مرحوم استاد بر زادگاهش عزت میبخشد و هنر خط را رونق میدهد .
با آنکه محمود جان عطار میخواست پیکر پدر مرحومش به هرات برده شود، ارادت خانواده بر ارادهٔ عقلانی غلبه کرد و پیکر هراتیزادهٔ هنرمند و عاشق هرات در گورستان زیر زمینی امام رضا (ع) دفن شد و خاک گمنامی بر آرامگاه استاد عطار هروی چونان استاد محمد رضا مایل هروی ریخته شد. آن روز برای من روز دردناکی بود.
بعد از کفن و دفن استاد مرحوم، به محمود جان عطار هروی پیشنهاد دادم: حالا که خواست خانواده برآورده شد، عظام رمیم استاد را به هرات انتقال میدهیم. محمود جان موافق بود و زمینهٔ انتقال مساعد، اما… بگذار این سخن در پرده بماند.

درود ومهر نثار شما جناب دکتور آرزوی گرانقدر ، ممنون از اینکه این خاطره زیبا را با ما شریک ساختید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی