۲۴ ساعت

20 دسامبر
۳دیدگاه

خاک مظلومک ما

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۲۹ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۰  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

خاک مظلومک ما

استقبال ازشعر زنده یاد محمد یوسف کهزاد با عنوان به یاد یار ودیار

هرگــزم یـاد نـرود  ،آبـبـازک * ویـرانــک مــا

قلعه وباغ بزرگ، با صدها  جریب  زمینک ما

آب کـاریـز لذیــزش،  گــوارا ، چــوآب کــوثــر

سرد در تابستـان و معتـدل، در زمستـانـک ما

گِل سرشوی آببازک، بُدی بهترزصد ها شامپو

بی ضـرر، شـهـره بـنـامِ آببـازک  جـانـانک ما

فصل برداشتن خرمن ها،چه شوروهوایی داشت 

همه ازپـیـرو جــوان ، مـرد وزن واطفـالـک ما

کمـرم خـم شـده، ازبی وطـنـی هـا در هـجــران

 چــه جـفــا هـا کــه نکــردنـد، بوطــن جانـک ما

چه انگـور بهـشتی که داشـتـیم، به چـرخ  لـوگــر

ســیــب اعـلـی حـاصل   محـمـد  ،آغه جانـک ما

مــا بــه آن مــردم بـیـچــارۀ لـوگــر چـه کـنـیــم؟

کـرد سیـلاب خـراب ، خـانه وکاشانه وباغک ما

فــارغ از دشــمــنـی وتــعــصـب ودزدی بـــوطــن

چــقـــدر صـلـح وصـفـا بــود، بـه آن دورا نـک مـا

سـاز وآواز دُری، گــشـتــه بـه دنـیـا، بـس مشهــور

بی مـثـال است همه شب های خوشِ ،پغـمانـک مـا

خـائـنــــان وطـنـــم، عـــزت لــوگـــر  بــفـــروخــت

یـک وطــنــخـــواه نـیــامــد، گـهـی به دیــدارک ما

مـیــلــه هــای گـل ســرخ دربـلـخ، نـــرود ازیـــادم     

جهنـده بــالا کـــردن و، شــفـــای بــیــمـــارک مـــا

بـزکـشــی هـای وطـنــم بـود،چه زیــبـا ودلـچــسپ

هـر طــرف سـمـت شـمـال و بـه کـابـل جـانـک مـا

چــه جـمــع وجـــوش بــه بـــازار کـلـنـگـارِلــوگــر

هــمــه اقـــوام وطـــن، جــمـع درآن بـــازارک مــا

پـشــتـون وتــاجـک وهــزاره ،هـمـه بـاهـم بـودیــم

هـیـچ قـومی نـداشـت برتـری به دیگــر قـومـک ما

چه عجب کیف داشت گردشِ رفیقان باطراف خانه

 شـب مـهـتـاب وهـوا خـوری، کـنـارِکـاریـــزک مـا

 وه چه پر کیـف بود، به وقـت گـرمی وفـارغ  زدَرو

کـاســۀ دوغ ونــــان جـــواری، چـپـاتــی گـگ مــا

چـشم هـر   دشمـن    خاکـم   بشـود   کور  خـدایا!

زآنکه   کردند   چپاول   همه   دارائی  مُلکک ما

آه چه   زیبا    بودش   دمی،   بر لب دریای لوگر

ماهی گیری  و  شنا  زیر پلِ    قندهاری  گک ما

حیدری”   هرچه    بگـویی،  تو زاحوال وطن

 شمۀ هم نتـوان  گـفت ،ز  خـاک   مظلـومک ما

پوهنوال داکتراسدالله حیدری

۱۸ دسامبر ۲۰۲۵ 

سیدنی – آسترالیا

*-  آببازک – قریه ی مربوط به ولسوالی محمد آغه ومحل زندگی اجدادم

 که بسیار زیبا وخوش آب وهوا بود.  

14 دسامبر
۳دیدگاه

شمه ای از زندگی نامه زنده یاد استاد یوسف کهزاد

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۲۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

زنده یاد محمد یوسف کهزاد پسر مرحوم میرزا محمد علی خان بروز پنجشنبه یازدهم دلو ۱۳۱۰هجری شمسی درشهرزیبای کابل دیده بجهان گشودند و در۳۱ جنوری سال ۲۰۱۹ میلادی درایالات متحده امریکا  جهان فانی را  در  حال غربت و  دوری از زادگاهش

به عمرهشتادو سه سالگی وداع گفتند.خداوند ایشانرا غریق دریای رحمت بی منتهای خویش گردانیده وجنات النعیم را منزل ومأوای شان بگرداند.  

زنده یادکهزاد دردوران تحصیلاتش درلیسۀعالی امانی (لیسۀعالی نجات) از اثر تشویق نجف علی خان استاد زبان وادبیات پارسی دری به شعر سرایی آغازکردند.ازاستعداد سرشار شان سروده های زیاد شان درمجلۀ ماهوار”پشتون ژغ ” بنشر میرسید.

استاد کهزاد بعد ازتکمیل لیسۀ نجات درسال ۱۳۳۳شمسی مطابق ۱۹۵۴ میلادی به دانشگاه کابل ودر دانشکدۀ ادبیات به تحصیلات عالی پرداخت. زنده یاد کهزاد درهمین سالها بود که جایزۀ نخست ادبی شعررا ازریاست مستقل مطبوعات به دست آورد. مدت هشت سال با تیاتر” شاری ننداری”بصفت نمایشنامه نویس واکتورهمکاری کردند.در سال ۱۳۳۸ خورشیدی از طرف وزارت معارف وقت برای تحصیلات عالی دررشتۀ نقاشی عازم ایتالیا شده وبعد ازختم تحصیل ازاکادمی هنر های زیبای شهر روم، درسال ۱۳۴۴شمسی بوطن عودت نمودند.

 بعداً برای مدتی در ریاست تألیف وترجمۀ وزارت معارف و وزارت اطلاعات و کلتورخدمت نمودند.بالاخره بحیث رییس کلتور وهنرمقرر

 گردیدند که آرشیف ملی،کتابخانه عامه،سازمان پروفیسورغلام محمد میمنگی،گالری ملی،جوایزادبی وهنری ومجله فرهنگ عوام،تحت پوشش همین ریاست بود. بعد ازمدت ده سال خدمت درهمین وظایف واوضاع  نا به هنجارکشور، در سال ۱۳۷۱شمسی ترک وطن محبوب خود نموده ودر هند پناهنده شدند. استاد کهزاد درزمان تحصیلات خود درایتالیا ، رشته نمایشگاهای نقاشی خودرا در ایتالیا،آلمان، دنمارک و سویدن راه اندازی کرد. در نمایشگاه ایتالیا جایزۀ نخست هنری را دریافت کرد.

استاد کهزا د با اعضای فامیلش بعد ازهشت سال اقامت درهند، راهی ایالات متحدۀ امریکا گردیده وتا آخر عمردرآنجا زیست.استاد کهزاد در امریکا وهند نقاشی های خودرا برای معرفی وطن عزیزش براه انداخت.این نمایشگاه ها هربار پیروزی های برای هنر وطنش  درپی داشت.

از استا د کهزاد آثار ذیل به نشر رسیده است:

جلوه های زیبایی درهنر

و خدا زیبایی را آفرید

مروارید های سیاه

مجموعۀ مقالات (نامه های پدر ی برای فرزندش)

مجموعۀ مقالات (نامه های سنگپشت به انسان)

مجموعۀ اشعار قطره

گزینۀ اشعار کهزاد

من وسروده هایم.

کهزاد هنرمند دانا وانسان چند بعدی فرهنگی بود که متأسفانه ازفیض وجود شان بی بهره گشته ایم. وی درساحه های مختلف هنری کارکرده، درس خوانده وهم تدریس نموده بودند. استاد کهزاد در طول عمر پر ثمر شان درراه تدرس وترویج هنرهای مختلف زحمات زیادی را متقبل گردیده بودند.

درآخرایماناً ووجداناً خود رامسؤل ومقصرمیدانم اگرازتشویقات وراهنمایی هایکه بنده را درراه سرودن اشعا رم  نموده اند تذکری ندهم.

بنده تاصنف نهم درلیسۀ عالی نجات تحصیل نموده  وبعداً سه سال مکتب تخنیک ثانوی،چهارسال فاکولتۀ انجنیری پوهنتون کابل، دوسال تدریس درهمانجا وبلاخره شش سال تحصیل دراتحاد جماهیر شوروی سابقه و گرفتن درجۀ دکتورا در رشتۀ انجنیری ساختمانی وسپس برای پانزده     سال  تدریس درانستیتوت پولی تخنیک کابل وفاکولتۀ انجنیری دانشگاه ننگرهارتا ترک اجباری از وطن عزیزم، حتی برای یک ساعت هم در رشته ادبیات شعر وشاعری درسی نخوانده بودم وازجهان ادبیات و شعر وشاعری کاملاً به دور بودم.

وقتا که درسن شست ودو سالگی ودرک هجران وطن بصورت الها می به سرودن اشعارمیهنی آغاز نموده واولین مجموعۀ شعری خود راتحت عنوا ن “برگ سبز” خدمت استاد کهزاد بامریکا ارسال نمودم تا از نظر جناب شان مستفید گردم. کاملاً دور از توقع ام، از تواضع،حلم ومناعت طبع که دا شتند آنچنان تقریظی برایم نوشتند که بی نظیر بود.

در جائی از نوشته های خود میفرمایند: “دراین اواخریک نسخه از چکیده های ادبی دوست دانشمند داکتر اسد الله حیدری به نام “برگ سبز” از آن طرف اقیانوس ها به دستم رسید و ازمن تقاضا شده بود تا یک مقدمه کوتاه بآن بنویسم. باور کنید از یک هنر مند سالخورده ای مثل من، که هیچگاه ادعای شاعر بودن را نداشته ام،چگونه میتوانم چند سطری بنویسم تا سروده های ناب آن شاعردرد رسیده را صد مه نزند.”

استاد کهزاد یک نقاش بی بدیل، نویسندهۀ بسیار توانا ، شاعرممتاز   و…..نهایت وطن پرست بودند که اشعارایشان مصدق گفتار من میباشد.

درآخر میخواهم یک  سرودۀ ناب آستا د کهزاد را ازمجموعۀ “من و سروده هایم ” خدمت علاقمندان تقدیم دارم.

 

به یاد یار ودیار

کی فراموش شـود ، کابل  ویـرانک ما

جـاده وشهـر نو   و آن  پـل  لرزانـک ما

با رفیـقـان شب  مـهـتـاب زیـادم نـرود

تــا وبــا لاا شـدن  تـپــۀ پغـمــانــک ما

دلم ازبی وطنی، پشت خودم می سوزد

که چه بازیچه شده، خاک غریبانک ما

حرص دنیا، چقدر خاطره ها   داد بباد

جشن آزادی وشب های چراغانک ما

خوش هوا بود، به آن شاعر حماسه سرا

دخت رستم، به سر کوه سمنگانک ما

ما به این مردم دنیای گرسنه چه کنیم

دست هر دزد فتاده، به  گریبانک ما

با یکی کاسۀ شوربا و دو سه نان فطیر

هرچه میشد بخدا، عزت مهمانک ما

یـادلانـدی پلو وقـصه وافـسانه بـخیـر

پـتـۀ صنـدلی و کـیـف زمستـانـک ما

نمک خوان وطن،دیدۀ شان کورکند

چه بگویم که شکستند، نمکدانک ما

فارغ از کینه و از عقده واز درد و الم

چقدر لطف وصفا بود، به دورانک ما

هر دم از کوی خـرابات، صدا بود بلند

از همه نغـمـه سـرایان غـزلخـوانک ما

دشمنان خاک مـرا زیـرو زبـرکرد،ولی

یک دل دوسـت نیـامــد، به پرسانک ما

میـلـه هـای گل نــارنـج، زیــادم نــرود

سـاز وآواز، بـه هـرگوشۀ لغـمـانک ما

موترو بایسکل واسپ وکراچی همه سو

 چه جمع وجوش، به بازار خـیـابانک م

فـرش ازلاله و گل بـود، زخیـرات بهـار

کوه گگ ودره گگ و،دشت وبیابانک ما

میله ها بود، بهرباغ و به هرعید و برات

قـرغـه و بابــرو اسـتالـف و پـروانک ما

من ندانم، که درآن آتش بیداد چه سوخت

خـانـه و کـوچه وپسکـوچـه و دالانک ما

سخـن از خامـۀ کهـزاد، به افـسانه کشـید

غـزلـش غـوره بدل مانـد،بـه دیـوانک ما

انتخاب از :

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۱۴ دسامبر ۲۰۲۵ 

سیدنی – آسترالیا

 

مآ خذ:

من وسروده هایم ،ازمرحوم استاد یوسف کهزاد، و

 Google

08 دسامبر
۳دیدگاه

افغان سِتان مان چه شد؟

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۷ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۸  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

افغان سِتان مان چه شد؟

 ای خـدا! آن  زادگاهم ، افغان ستان مان  چه  شد؟

کابـل  زیـبـا  و لــوگـر ، قـنـدهـار مـان  چـه شـد ؟

 غزنه ی باستان که بودش یکزمان  شمس جهان 

فـاتـح هنـد بزرگ ، سلطان محمودِ  مان  چه  شد؟

مهــد فـرهـنگ  وطـن ، شهــرهـرات  بـی نـظـیــر

خـواجه عبـدالله انصار ، اولـیـای مـان  چـه شــد؟

بـامـیـان بــا  شـهـکــارهــای ، بـی مـثــال آســیـا

بـلـخ وگـردیـزو جلال آبـاد، لـغمان  مـان چه شد؟

قـرب کـابـل ، آب کـوثـرجـاری از کــوه هــای آن

قـطـعـه ی جنـت نمـا ، تپۀ  پغمـانِ  مـان چه شد؟

خـائـنـان مـیـهـنــم ،آن نـوکـران شـرق  وغــرب

لعنتی فرعـون وقت ، آن وفاداران  مان چه شد؟

داشتیـم چه روزهای خوشِ ، در مـزار شاه دیـن

آن اخـوت  وان مـروت ، از میـان مـان چه شـد؟

گشت ویران کشور ما ، از شرق تا غـربش همه

شهـرهـای مهـد عـلـم و افـتخــار مـان چـه شـد؟

آهــوان مـیـهـنـم  تـرک  وطـن  بـنـمـــوده انــد

با غـزالان سـیاه چشم ،  دره های مان  چه شد؟

آن مسـلمـانـی  و آن  پـــا بـنــدی  اســـلام نــاب

آن گذشـتن ها ز جان ، در راه دین مان چه شد؟

شب همه شب تا سحر ها ، “حیدری” دارد دعا

یا الهی !  صلح وآرامش ، ازملک مان چه شد؟

پوهنوال داکتراسد الله حیدری

۶ دسامبر ۲۰۲۵ 

سیدنی – استرالیا

 

06 دسامبر
۳دیدگاه

چند دوبیتی جدید (قسمت دوم)

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۵ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۶  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

چند دوبیتی جدید (قسمت دوم)

مدفن آبائی ام

گــربـمـیـرم دربــرت، ای مــدفــن آبــائـی ام

شـادوخــرم می شـود،ایــن دل ســودائــی ام

تا بکی ازدوریت چشم  پرازخون روزوشب

مــیـهــن زیـبـــای مـن،ای کـشــورآبــائـی ام

جـورزمانــه

آخر از جورزمانه ، شد نصیبم دوریت

آه وواویلا چه سازم ، ازغم رنجـوریت

خـائنـان ناخلف،کردنـد ترا دریای خون

ای وطن دیگرندارم ، طاقت مهجوریت

خلیل زاد

خلیل زاد،ای  خلیل زاد ،ای خبیث زاد

تــوبــودی دشــمــن مـیـهــن،زاجــداد

نــبــودی نــطــفـــهء پــاک، ازولادت

وگــرنه می نـکـردی ، ملکت بربـا د

ظالمان شیخ وشاب

 ای خدا!شد ملک ما ازبُن خراب

ازجـفــای ظـالـمـان شـیخ وشـاب

ظـالـمــان نـــوکـــران  اجـنــبـــی

کن زلطفـت جملـه   ظالم راعقاب

عـالـم غــربــت

آخرازکوی تومادر، بس دورشدم

وزغم هجروفراقـت، بی نـورشدم

عـالــم غـربـت وهـجــران وطــن

شب وروزم زفکرتو،رنجورشدم

آسمان زیبا

دورازتوبه غربت و  جنون می سوزم

وزدامـن پـاک تـو بـرون  مـی ســوزم

شـب هـا بـه یـاد  آســمــان زیـبــا یـت

دربسترخواب همچومجنون می سوزم

دیـدن کهـسـارت

درآرزوی دیـدن کهـسـارت ، مـی میرم

وزحسرت دوری گلـبـهـارت  مـی میرم

تاکی؟بتوان صبـرهمه دوری  وهجرانت

خواهم به برت،که درانتظارت می میرم

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۲۱ سرطان ۲۰۲۳  

سیدنی – آسترالیا

                                                                                                                              

02 دسامبر
۳دیدگاه

دوبیتی های نو

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۱ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دوبیتی های نو

به دنیـا گـشـتم وهیـچگاه ندیدم

به ماننـد ترامپ،هـاری نـدیـدم

شب وروزش بفکرقتل وکشتار

دلـی رحمـی ازاوهــرگزندیدم

……..

ترامپ لعنتی شاگرد شیطا ن

نباشی ای پلید از نسل انسان

شود روزی که یک فرددلاور

روانه داردت در قهـر نیــران

……..

سگی دیوانه ی درعَـف زدن هرسو

بـود نـامـش ترامپ مغـرور وبد خو

الـهــی کـن بـقـهــر خــود گـرفــتـار

تو ایـن بی عقـل و مغـرورِ تبـاه جـو

……..

ترامپ ای دشمن انسان وانسانیت

توهستی گرگ خونخواری طبیعت

شب وروزت بفکـر کشت وکشتـار

نـداری یک صفــت ،جزبـربـریـت

……..

   تـرامپ لعنـتـی ای نسـل حیـوان  

دوبار قـبضه کردی قصرشیطان  

بفکرت جـز تـبـهـکاری نـبـاشد

شـوی آخـر روانـه قـهـرنـیـران

پوهنوال داکتراسدالله حیدری

۲۸ اکتوبر ۲۰۲۵

سیدنی – آسترالیا

29 نوامبر
۳دیدگاه

ماهرویان وطن

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۸ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

ماهرویان وطن

ماهرویان وطـن از ظلـم  طالـب در فـرار

من بیاد نرگس چشم، غـزالان بی قـرار

منع تحصیل شد نیمی، از وطنـداران ما

ما بسوی قهقرا دررفتـنیـم، با یـاران ما

لعنت حـق برخـصم وطـن تا  روز حشر

نوکران اجنبی  اندر عذاب، تا روز نشر*

طـالـبـان بیـخــدا بـرگــردۀ  مـلـت ســوار

قـاتـل صدهـا  هزارند ،پـای لجـان نا بکار

یـا الـهی میهـنـم تـا کـی بـود زیــر ســتـم

کن زلطفت حیدری،راهی کابل طورحتم

پوهنوال داکتراسدالله حیدری

۲۸ نوامبر ۲۰۲۵

سیدنی – آسترالیا

* نشر _ زنده کردن،زنده کردن مردگان در روز قیامت

فرهنگ فارسی عمید

24 نوامبر
۳دیدگاه

غــریــق مـعـصـیـت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

غــریــق مـعـصـیـت

 یا رب مـرا به نفس خودم  وا رهـا مکن

این بندهء حقیر خود  از خـود  جـدا مکن

با آ نکه من ذلـیل و غـریقم  به معـصیـت

فردای حشر زلطف و کرم  روسیاه مکن

خود واقفی که چشم امیـدم بسوی توست

نـومـیـد من  زرحمـتـت ای  کـبـریـا مکن

هـرروزتـوبه کـردم  وبـشکسـتـم ازجـفـا

یا رب مـرا به جُـرم و جـفـا یم جزا مکن

هـرچـنـد گـنـاه خـود نـتـوانـم  شما ر کرد

محروم من زبخشـش وعـفو،خا لـقا مکن

هستم ز دوستا ن محـمّـد و اهـل بیت (ص)

د ل را زمهـرسـا قی  کـوثــر  جــلا مـکـن

گـفـتی دعـا کـنـیـد که  اجـا بـت  کـنـم دعا

ازمـن دریـغ ِ وعـدهء خـود، خا لـقـا مکن

تـا داده ئی تـوجـا ن  درایـن  دهـر بی بـقـا

محـتاج ِمـن به  غـیـر خودت ای خدا مکن

دروقـت مـردنم، برسان   برسـرم علی (ع)

جا ن دادنم تو سخت به شـهء کـربلا مکن

بـرآ بـروی آ ن هـمـه خا صا ن  درگه ات

افـغـا نْسِتا ن ِمـا ن بـه پـلـیـدان رهـا مکن

درآ خرت که روزحـساب است ز حیدری

بـرمـصطفی مـعـاصی وی بـرمــلا مکن

پوهنوال دا کتر اسدالله حیدری

٢٢ جنوری٢٠٠٧ 

سید نی – آسترالیا

18 نوامبر
۳دیدگاه

ترامپ جانی

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  مؤرخ ۲۷ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

ترامپ جانی

 ترامپ،  حیا ت  دو روزه ، جاوید نیست

تلاش هـای زرانـدوزیـت  ســود نـیست

چه شـب هـا وروزهـا تلـف مـی کـنــی

کـه کــشـور کـشـائـی هـد ف میـکنـی

زحـمـله بـه لـبـنـان و افـغــان ســـتـان

بـه  خـــا ور  مـیـــانـــه، و اطـــراف آن

بـکــشـورهــای مـظــلـوم  و نــا تــوان

عـطـای تـو بـی عـقــل ،در  روز جــــزا

بــقـــهـــر جـهــنــم، تــو  بــا اقـــربــــا

زتــبـعـیــض وتعـصـب بـر مـسـلـمـیــن

زقــتــل هــای نــاحـــق بـرمــؤمـنــیـــن

چـه سـالـهــا نـمـودی تـوکـشـتـارخـلـق

کــنــنــد آویـــزانـت چـــوصـدام زحـلـق

چــپــــاول بـکـــردی، بــه حـــد تـــوان

بـغــارت بـبـردی تـو، از خــا ک مــا ن

 بــه آخـــرکــجــــا مــیـبـری سـیـم وزر؟

هــمــه از تــو مــا نـــد،روی بــر ســقـر

نـمـاحیـدریکم زگــفــتـار خــویــش

خـــداونــد بــدانــد هـمــه کــم وَ بـیـــش

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۱۳ نوامبر ۲۰۲۵

سیدنی – آسترالیا

 

 

 

 

 

 

 

 

10 نوامبر
۳دیدگاه

خاکِ وطن

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۱۹ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۰ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

خاکِ وطن

این قطعه را برای روز تدفینم سروده بودم

که بر سر مزارم قرائت کنند.

 

دوستان  ترک شما  گر بکنم  در غـــربت

کفـنـم کرده بخــاک  سیهـــم بسپــــارید

تا که روحم زشمیـم وطنــم شـــاد شود

قدری  خاک  وطنم  زیر سـرم بگــــذارید

بهرآمـرزش این بنــدهء  هجــــران  دیده

ســورهء حمـد ودعائــی  نثـــــارم دارید

بنویسیــد به لــوح سـرقبــــرم ازمــــن

مُردم باعشق وطن، دردل خــاکــم دارید

چه شودگـرعزیـزان،زرهء  لطف و کـرم

نــازبــوئی وطنــم بـرسرقـبــرم کــارید

هــرزما نی اگرآئیـــد، بسـرتربـت مـــن

 لاله ازیــاد شهـیــــدان به مــزارم آرید

گــذرتان شـود گــربســوی میهـن مــان

داغهـــای دل من قصـه به مـــامم دارید

مــادرم  را بگوئیــــد ز من  ازروی نـیـــاز

 پسـرت هـجـــرتوبس دیده،دعـایم دارید

درشب جمعـه اگـرسورهء یاسین خوانید

حیــدری“را طلــب عفـو، زغفّارم دارید

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۱۵ مارچ ۲۰۱۱ 

سیدنی – آسترالیا

03 نوامبر
۳دیدگاه

دوبیتی ها

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۱۲ عقرب  ( آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۳ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دوبیتی ها

اگـر با شـیـم  در ایـن  دنیا هزار سال

به آخرجـای مـان ، درقـهـرگـوراست

 چـه بهـتــرتـا که با اعـمـــال نـیـکـو

شویم راهی عقبی، چون سوال است 

 ……..

خزان رفت  و دلم  دریای خـون است

ب ملکم فقر وفاقه ، بیحدفـزون است

خـداونـدا!  رسـانی روزی  کـه بـیـنـم

ستمگاران همه در خاک وخون است

……..

بتـاب ای  مه  امشب  به افغـان ستان

 که  از مـاســت آنـجـــا روح و روان 

زجــور زمـان ، نمـودیـم تـرک وطـن

الهـی! رسانی خصم خاکم ، به نیران

……..

من  نگویم  که  ز  بند  آزادم   کنید

خواهم  رها ،   ز ظلم  شدادم  کنید

حالِ  من  دور از وطن بس  ناگوار

نوکران غیر نابود ، خوشحام  کنید

……..

ای خدا!  این  بنده ات   عاقل  نما

باقـ ی عـمرش  بخـود   مـایل  نما

مرانش  این  حـقیـر ،  از درِ  خود

 کـشـتی بشکسته اش ، ساحل نما

……..

ای قـادر تـوانـا  و بی مثـل  جـهـان

وی سرورِسروران و دانای جهـان

از شـاه رگِ گردنـم  بمـن نزدیکی

دورم زخودت مران، مولای جهان

……..

  دردوری مـادرم  نـدارم جــزغـم

 نباشد راحتم ، هـیچگاهـی جزغـم

 از یـاد جــوانـی و دامــان  وطـن

غم ها فـزون شـده،نـدارم جـزغـم

……..

 شــده آلام مــا ، نـــا ســور یـــا رب

هـمـه ثـروت زمــلکم، چـور یـا رب

زمستان پیشروست از لطف خاصت

نمــائـی دشـمـنــا ن درگــور یــا رب

پوهنوال داکتراسدالله حیدری

۳ نوامبر ۲۰۲۵

سیدنی – آسترالیا

20 اکتبر
۳دیدگاه

هشتادو هشتمین سالروز تولدی ام

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۲۷ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۰ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

هشتادو هشتمین سالروز تولدی ام

(پوهنوال داکتر اسدالله حیدری)

 گذشت هشتادوهشت ازعمر فانی

نـمــانــده قــوت کـــار  و جـــوانــی

جـــوانـی وزمــانـی تـنــدرســتــی

چه بیهـوده گذشت، حـال ناتـوانی

الهی! لطـف خاصت یـاری ام کـن

وگــرنـه نــاتـوانـم،خــود  بــدانــی

خــداونــدا! مـنــم بـیـچـاره  بـنــده

ببـخـشـی گـنـاهانـم،از مهـربـانـی

بـحـق جـمـلـه پاکـانـت  خــدایـا !

به آسـانی بری ام، زیـن جـهـانی

الـهـی ! حــرمـت فـخـردوعــالــم

خـلاصم بیگـنـاه ،زین دهـر فانی

 هرآنوقتی که خواهی نزد خویشت

نمـائی پـاکـم، زعـصـیـان جـوانـی

بــدارد حـیــدری چــشــم امـیــدش

تـوئی غـفــارکه خـود بهتـر بدانی

  ۲۰۲۵،۱۰،۲۴

سیدنی – استرالیا

 

 

17 اکتبر
۳دیدگاه

 دوبیتی ها

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۲۵ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۷ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 

دوبیتی ها

بلـوریـن بـازوانـت  را  ببوسم

کمـان ابـرو کمانـت را ببـوسـم

دریدست تیر مژگان قلب زارم

سیاه چشمان دوچشمانت ببوسم

………..

گفتم که شکر،گفـتـا که لـبـم

گفتم که چوسرو،گفتا که قدم

گفتم که چرا چنین  غمگینی

گفتا ازآنروکه  ،ندانی دردم

………..

بتاب ای مه امشب به افغان ستان

رسـانـی سـلامـم، به آن گل سـتان

بـگــوئـی کـه اولاد دورازبــــرت

بگردیده مجنــون آنـوقـت وزمـان

……….

جوانی واشعار خـوش آنـزمـان

بـرفـتـه زیـادم که یـادش بخـیـر

بگشتم مریـض وعلیل وزحـیـر

نماندست جوانی که یادش بخیر

……….

امشب ازلطفت پریسا ،شادو خندانم کنی

درکـمند زلف مشکین،مات وحیرانم کنی

بـا می دوسـاله وچـشم خمــاریـن دلـبــرم

تا توان داری عزیزم،مست وشادانم کنی

……….

بقربان سرت گردد سرمن

به چشمانت بمیرم دلبرمن

دوبازوی بلورینت بگردن

حمایل دارمش،تاج سر من

پوهنوال داکتراسدالله حیدری

۱۶ اکتوبر ۲۰۲۵ 

سیدنی – آسترالیا

07 اکتبر
۳دیدگاه

انار قـنـدهـار

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۵ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۷ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

انار قـنـدهـار

انـار و دخــتــران   قــنـــدهــاری

عجب  نعمت  ز لطـف  کردگاری

نصیب هرکه  گردد این دونعمت

زمسـتـانـش شـود چـون نوبهـاری

……….

دخـتـران قـنـدهـاری

چـه زیـبـا  دخـتــران قنـدهـاری

به دنیا بی نظیر ا ز لطف باری*

انـار قـنـدهـارخیـلی لـذیـذ اسـت

زیـبـایـانـش، چـوگلـهـای بهاری

………..

مسلمـانی بگـفـتـار

نباشـد مسـلمـانی، تـنهـا بگـفتـار

 چوپـاکـسـتـان وایـرانِ بـد هنجـار

مسلمانان ندارند  ظلم  بر انسان

بجز آنانکه  دورنداز اسلام ورفتار

…………..

 ترامپ بی خدا

تـرامـپ  بی خـدا  آمـد  دوبـاره

بـکــرسـی تــظــلــم آشـکـاره

شب وروزش بفکرقتل مظلوم

خـداوندا! نگـونـش،  ازطیـا ره

پوهنوال داکتراسدالله حیدری

۶ اکتوبر ۲۰۲۵ 

سیدنی – آسترالیا

*- باری،خالق،آفریدگار،باری تعالی

 

26 سپتامبر
۵دیدگاه

پیام محترم پوهنوال داکتر اسدالله حیدری بمناست هجدهمین سال نشراتی سایت ۲۴ ساعت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۴ میزان  (مهر ماه) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۶ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

به سایت وزین ۲۴ ساعت

 

مبارک  باد  سالگردِ   هیجدهمینت

عـزیـز   فـرهنگـیـانِ    سـر زمـینـت

نمودی بی  طمع  خدمت توهرروز

زخالـق خـواهـمت محبـوبتـریـنـت

…….

مهدی جان  بشیر  عمرت  دراز باد

زکارهـایت  تودائـم ، سرفـراز  بـاد

نمـودی بی مثـال خدمت به میهن

نـگهـدارت  خــدای  بـی نیــاز بـاد

…….

قـیـوم جـان بـشیـر، ای پور فرهنگ

چطورزیبا پیش بردی، سایت فرهنگ

خـداونـدت دهــد تـوفـیـق بــیــشــتـــر

که تا داری این سایت،سرتاج فرهنگ

 

۱۸ سال قبل از امروز مهدی جان بشیر بنیان گذار سایت وزین ۲۴ ساعت نهال فرهنگی سایت ۲۴ ساعت را در جامعۀ فرهنگیان و وطن

دوستان غرس نمودند که تا امروزازلطف الهی همه روزه پربارتر وتنومند  ترگردیده و از بهترین سایت های برون مرزی وطن عزیز ما   میباشد.

بنده از سال دوم نشراتی این سایت وزین، در فعالیت های فرهنگی آن اشتراک نموده ام که تا حال بالغ بر۹ صد مطلب مشتمل ازاشعارمناجاتیه ،مذهبی، میهنی، اشعار آزاد ،اسلامی ، سیاسی ، غزلیات ، مخمسات وقصاید،دوبیتی ها یا رباعیات ، تک بیت ها وغیره سروده ام که از لطف دست اندر کاران این سایت همه بنشر رسیده است.

  که من ممنون زحمات مخلصانۀ ایشان میباشم.

 ابتکار تازه و بسیار مفید این سایت عبارت است از گفتگو یا مصاحبه با فرهنگیان این سایت که خیلی ها مفید بوده و بر علاوۀ شناخت از همدیگر آموزنده نیز می باشد.

یک مزیت دیگر را که دراین سایت دیده ام عاری بودن آن از هرگونه تعصبات لسانی ، مذهبی، منطقوی، جنسیتی وغیره بوده وهمیشه در خدمت تمام مردم وطن عزیز ما حاضر وآماده میباشند.

درآخررفع زحمت نموده وموفقیت های هرچه بیشترسایت ۲۴ ساعت را آرزومندم.

با عرض حرمت    

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

سیدنی – آسترالیا

سپتامبر ۲۰۲۵

21 سپتامبر
۳دیدگاه

ا خــتــــــر تـــا بــــا ن

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه ۳۰ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۱ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

ا خــتــــــر تـــا بــــا ن

ای حـجـــت حـــق! اخـتــــر تــا بــا ن  ولا یــــت

تـا کی تـو پـس پـرده، جهـا ن  پــر زجـنــا یــــت

بـا جـلــوهء خـود شــا د نـمــا، اهــل هـــدا یــــت

صـد جــا ن بـفــدا یــت، زتـو امـیــد حـمـــا یـــت

دا ریــم، ا یــا ســروروای  خــتــــم وصـــا یـــت

 …..

ابـن ا لـحـســن، ای قــدرت حــق از تـو هُــویــدا

بـر جـمــلــهء احـبــا ب تــوئـی، مُـرشــد ومــولا

در ذ یــــل ولای تـــــو، بــــه آ ئـــیـــــن تـــــولا

بــا صــد ق وا را د ت ، هـمــه دا ریـــم تــمــنــا

بـنـما نِگـه بـردوسـت، تـوا ز لـطف وعـنا یــــت

 …..

جـمـعـی زمـحـبــا ن تـو، بـا شـعـف و بـشــا دی

کـــرد نــد بـنـــا م تــو، بـِنــا مـســجـــد مـهـــدی

ای کــوکـــب نـــهـا ن گـــلــســـتــا ن احــمـــدی

وی شــــمــــع فـُــــــروزان، زآ ل مــحـــمّــــدی

هــســـتـنــد هــمـه مـنـتـظـــر، روزلِــقـــا یــــت

 …..

هـســتـی تـو بـحـق، قـلــب هـمـه عـا لـم امکـا ن

دوسـتـا ن تـوازمـیهــن شــا ن، دوروپَـِریــشــا ن

بـرمـا دروجـدّ ت، نـظــری کــن بـه عــزیــزا ن

مگـــذا رکـه بـیــــراهــه رونـــد، ازرهء قـــرآ ن

دا رنـد غــلا مـا ن ، هــوس بـوســه، زپــا یـــت

 …..

آ قـا وطــن مـا شـــده، جــولا نـگـــهء اغــیـــا ر

تـا زنــد بـه آ ن مـلـک، زهـمـســا یـه وکــفـــا ر

کــرد ند چـنـا ن ظلـم، که نگـنجـیـده به گـفـتــا ر

تـا کـی بـکــشــد مـلــت بـیـچــا ره، چـنـیـن بــار

دسـت گـیــرتـوا یـن مـلـت،ا زمـهــرووفــا یـــت

 …..

مــولا! جهــا ن گـشـتــه خـرا ب وتـوکـجــائی ؟

مـا ئـیـم هـمـه جا خـوار، تـوخـا مـوش چـرائی ؟

شـیـطـا ن بــزرگ، مـیـکـنــد دعــوا ی خـدا ئـی

مـظـلــوم ز دســتـش، هـمـه جـا روبـه تـبـا هــی

بـنـمـا توجهــا ن را، پـراز صـلـح  وصـفــا یـــت

 …..

از ظـلـم بـجــا ن آ مــده،ا فـغـــا ن وعـــرب هــا

تـا چـنــد بـوَد بی ا ثـر،ا ین ا شـک وفـغـا ن هــا

ســوگـنـــد بـه بـا ب تـووبـــرســـورهء طـــا هــا

یـک گـوشـهء چـشـمی، زکـرم کـن سـوی آ نهــا

خـواهــد زخــدا، حـیــدری گـــردد بـفـــدا یـــت

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۷ فبروری ٢۰٠۴

سیدنی – استرالیا

18 سپتامبر
۳دیدگاه

 آزادی افغانستان

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه ۲۷ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۸ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 آزادی افغانستان

یا د ایـامی کـه هـجـران، دردل  من جـا نـداشــت

دوری  میـهن بـفکــرم ، منـزل و  مأوا نـدا شــــت

رفـــت وآمد ها به هرسـوی وطـن ، بـی درد سـر

دشت ودا ما نش همی،آ شوب وغا رتها ندا شـت

مردما ن کشورم با هـم یکی، چون جســم وجـان

وحد ت ملی ما را ، کـس در این د نـیــا نـدا شــت

اوزبیک و پشتون، هزاره، تـا جک و هـم ُتـرکـَــمَـن

هر یکی با هـم بـرا در ، کس بکس  دعوا نداشـت

دو ســـــتا ن ِهمد گربـودی، قـزلــبـا ش  و بـلــوچ

هیچ قـوم کـشــورم، بـا هموطـن غوغا نـدا شــت

غـیـرت افغـا نی ما ن، بود ش  ا ُلگـوُ در  جهــــا ن

شــاه امـا ن الله غا زی، آنـزمـا ن  هـمـتا  ندا شت

کرد حـا صل  ا فــتخا ر ِ،   آ زا دی    ا فغا نـْسِــتا ن

ملــت وا لا  ضمیرش، تـا ب  ذ لـت  ها  نـد ا شــت

حیــدری” میـکـن نثــار  آ نهمـه   مــردا ن  ،  درود

کـز فـدا   بنمودن  جا ن،  تـرس  و  واویلا ندا شــت

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

دهم اکتو بر  ۲۰۰۵

سیدنی – آسترالیا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

12 سپتامبر
۳دیدگاه

 هفتهء وحدت برای همهء مسلمانا ن جهان مبارک باد!

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه ۲۱ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۲ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

بسمه تعالی

 هفتهء وحدت برای همهء مسلمانا ن

جهان مبارک باد!

(دوازدهم الی هفدهم ربیع الاول)

 

شمهء راجع به میلاد وزندگانی حضرت محمد مصطفی(ص).

 

میلاد مسعود سرور کائنات،منجی عالم بشریت،حبیب خدا وشافع روز جزا را که خداوند ش رحمته للعلمین خواند،به پیشگاه حضرت ولی عصر،کافهء مسلمانان جهان،اخصاً مسلمانان وطن عزیزمان افغانستان تبریک وتهنیت عرض میدارم.

 

قبل ازمیلاد وبعثت محمد مصطفی(ص)جهان بشریت بویژه جزیره العرب آگنده از مظالم وبیدادگریها بوده وکرهء زمین در تاریکی کفر،شرک ،بت پرستی وبی دینی فرورفته بود.

اوضاع ظلمت بارسراسر گیتی را احاطه کرده ودر همه جا طاغوطیان صاحبان قدرت بوده وازبادهءعیش وعشرت ونوشیدن خون مظلومان مست ومدهوش بودند.

آدم کشی درمحضرعام از مسائل خوش گذرانی آنهابشمار میرفت. زنان رابقسم امتعه خرید وفروش مینمودند ودرحق بردگان از هیچ نوع ظلم وتعدی دریغ وخود داری نمی نمودند. فحشاء،شراب نوشی،قماربازی وسود خواری ازمسائل پیش پا افتادهء آن روزگاربود. از عدالت،انصاف،مروت همنوع دوستی وانسانیت خبری نبود.

اعراب جاهلیت۳۶۰ قبیله بودند  که۳۶۰ بت ساخته وپرداختهءدست خویش را پرستش می نمودند. داشتن دختر را عار وننگ خود می پنداشتند ودختران نوزاد معصوم وبیگناه خودرا زنده به گور می نمودند.

درچنین حالت وزمانی بود که خداوند مهربان(ج) برآفریدگان خود منت نهاده و ظلمتکدهء جهان رابا فروغ هدایت خویش روشن ومنورساخت.

طفل نوزاد ویتیمی را از بطن پارسا زنی چون آمنه به دنیا آورد وباقدوم مبارک ایشان رحمت بی پایان خویش رابر عالم وعالمیان نازل فرمود. این میلاد مسعود وپر میمنت فخر کائنات وافضل موجودات بروایات مختلف بتاریخ دهم،دوازدهم ویا هفدهم ماه ربیع الاول، سال ۵۷۰ میلادی اتفاق افتاده است.

این میلاد مسعود پیام آور آزادی،فلاح ورستگاری ابنای بشر بوده و شب مولود آنحضرت از شب های عادی نبود.ازاین کرهء خاکی تا عالم ملکوتی یک دگرگونی آشکارنمودارگردید. ازهیبت ولادت منجی جهان بشریت،رعشه درپیکر طاغوطیان وستمگران زمان افتا د،تاق کسری شکست،آتشکدهء فارس خاموش شد،معبود های باطل وبت های مشرکین سرنگون افتادند.غلغلهء عجیب وغریبی ملکوتی به گوشها طنین انداز میگردید.اجسام نورانی دراطراف آن خانهء فیض بار از زمین تا آسمان بمشاهده میرسید.

عبدالله پدر محمد(ص) دربازگشت ازشام درشهر یثرب یا مدینهء امروزی چشم از جهان فروبست واین طفل نوزاد یتیم که مهرومحبت پدرراهرگزندیده ونچشیده بود،

درسن شش سالگی مادرمهربان خود بی بی آمنه را نیزاز دست داد.مادرش برحمت ایزدی پیوست ومحمد(ص) تحت حمایه وپرورش جد بزرگوارش حضرت عبدالمطلب قرارگرفت.حضرت عبدالمطلب نیزبعدازدوسال داعی اجل رالبیک گفته و حضرت ابوطالب عم امجد ش کفا لت امور زندگی آنحضرت رابدوش گرفت.

حضرت ابوطالب تا آخرین لحظات عمرش وبالغ برچهل سال با نهایت لطف ومهربانی ازبرادرزادهء عزیزش پرستاری ،حمایت ومواظبت کرد.

 

دوران کودکی محمد(ص)مملوازاِعجاب واِعجازبودکه بسرعت سپری شده ودورهء نوجوانی وجوانی آنحضرت بحیث بهترین سمبول ونمونهء پرهیزگاری،تقوی، عفت وامانت داری آغاز شد. صدق گفتار ،راستی کردار،حلم وصبر وحوصله در تمام حرکات وفعالیت هایش ظاهروهویدابود.ازآلودگیهای محیط آلودهء مکه برکنار وازناپاکی بت پرستی پاک ومنزه بود. شخصیت عالی وبی مثالـش موجب شگفتی همگان شده وآنقدرمورد اعتماد بود که به “محمد امین”مشهور وملقب گردید.

درچهرهء محمد(ص)از همان آغاز نو جوانی آثار وقار،قدرت،شجاعت ونیرومندی آشکار بود. این شجاعت ودلاوری آنحضرت بعد ها درجنگ های اسلام با کفار درخشند گی خودرابیشتر آشکار نمود. چنانچه حضرت علی(ع) که خود ازشجاعان بی نظیرآن روزگاربود دربارهء محمد (ص) فرموده اند:”هروقتیکه کاردرمیدان جنگ برما دشوار میشد،به رسول خدا پناه میبرد یم وکسی ازما به دشمن از او نزدیکتر نبود”.

 

خدیجه پارسا زنی ثروتمند از اهل مکه که شیفتهء امانت داری وصداقت حضرت محمد(ص)گردیده بود،از وی خواستگاری کرد ومحمد (ص) پیشنهاد خدیجه را پذیرفت.

خدیجه تمام ثروت خودرا در اختیار محمد(ص) گذاشت وغلامانش را به آنحضرت بخشید. محمد (ص) بیدرنگ همه غلامانش را آزاد کرد واین اولین گام پیامبر در مبارزه با بردگی بود.

 

محمد(ص) باچشمان سیاه وگیرندهء خود جهان را خردمندانه مینگریست که گوئی مقدرات مذهبی واجتماعی گیتی رادر انقلاب عظیم می نگرد. وی بیشتر اوقات بهترین فصل زندگی یعنی جوانی خودرادر غار حِرا به عبادت وخدا پرستی و تفکرات پر اندیشه سپری می نمود. هر ماه چندین بار وهر سال یکماه،ماه رمضان را پیوسته درآنجا می ماند.شب های پر ستارهء آنجا را دوست داشت وساعات متمادی به تما شاوتفکر درآنجا میگذرانید.

محمد(ص) روز بروز لاغرترمیشد وفکرش شعله های بلند تر میگرفت،بدنش آب میشد وشعله ء جانش روشنتر میگشت.محمد(ص) دربند خودش نبود،خوراک و  خوابش رو به نقصان بود.گاهی از خواب چنان می جهید که عرق های سر و صورتش ابری ازمشاهدات رؤیا هایش را نشان میداد.

 

بلی روح بزرگش برای پذ یرش وحی الهی کم کم آما ده می شد.محمد به چهل سالگی عمر شریف خود رسید. درشبی از شب های دوشنبهء ماه رجب و یا یکی از شبهای ماه رمضان که ماه روشنائی بسیار درخشان وآرامش مخصوصی به مکه وکوه های اطراف آن داده بود.نسیم ملائمی میوزید،کوه حِرا مرتفع تروبلند ترمی نمود،مثل این بود که به آسمان نزدیک شده وبه میان ستارگان سر برده است.همه جا سکوت وسکون بنظر میرسید،سنگ ها یک حالت استماع داشتند، گوش میکردند و منتظر بودند.

در همین شب ودرهمین غار حِرا بود که از جانب خداوند(ج) توسط جبرئیل(ع) با نزول وحی، برای هدایت بشر مبعوث برسالت گردید.

 تاریخ بعثت رسول خدارا در روایات واحاد یث مختلف،بیست وهفتم ماه رجب، هفدهم،هیجدهم،بیست وچهارم ویابیست هفتم ماه مبارک رمضان سال چهلم عمر مبارک شان ذکر نموده اند.

 

اولین کسانیکه به بعثت و برسالت آنحضرت ایمان آوردند عبارت بودنداز:

حضرت علی(ع)،حضرت خدیجه(س)،حضرت ابوبکر (رض) وحضرت بلال (رض). بعد از مدتی پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) در میان مردم آمده وفریادتوحید و یکتا پرستی راسرداد.مردم رابسوی خدای واحد وبه دین مقدس اسلام دعوت نمود.

مردمان مظلوم،محروم وستمکشیدهء مکه واطراف آن به دور آنحضرت جمع شدند واز او و د ین مبارک وبر حق اوپیروی وحمایت نمودند. اما ظالمان،جباران و مشرکین علیه ایشان قیام کرده ومسلمانان رامورد آزار ها واذیت های فراوان قرار داده وبرای نا بودی آنحضرت ویارانش دست به اسلحه برد ند.

پیامبر گرامی اسلام (ص) بعد از مبعوث شدن برسالت،مدت سیزده سال را در مکهء معظمه وده سال را درمد ینهء منوره با کمال پارسائی سپری نموده وجامعهء مسلمین را در چوکات قانون اخوّت ،برادری،برابری وعدل وعدالت تنظیم نموده و مفاسد اخلاقی واعمال مذموم ومنافی مقام والا ی انسانی راممنوع قرار دادند.

 

آنحضرت به اراده وحول الهی اساس وبنیان  آئینی را گذا شتند که بر مبنای عدل و انصاف،برادری ومساوات استوار بوده و امتیاز سفید برسیاه وتوانگر بر ناتوان در

آن راهی نداشته وهمه درروشنا ئی هدایات قرآنی برابروبرادرهم میباشند. برتری   و فضیلت هر کس نظر به تقوی واعمال وکردار نیک شان سنجیده می شود.

 

در بیست وسه سال رسالت پر بار آنحضرت دین مبین اسلام گسترش زیاد نموده و فتوحات واکتشا فات زیادی نصیب مسلمانان گردید.نتیجهء همان خلق نیکو ودین بر حق اوبود که امروز بعد از سپری شدن بالغ بر چهارده قرن پیروان دین محمّـدی  به ملیارد ها انسان رسیده است. با وجود تلاش ها وفعالیت های بی حد واندازهء دشمنان اسلام چه از کفار ویا مسلمان نما های بدتر ازکفر(درحقیقت شرم اسلام) برای تضعیف وبدجلوه دادن دین مقدس اسلام، این دین راستی وراستکاری ،هر روز از روز قبل توسعهء بیشتر می یابد.زیرا خداوند عظیم حافظ ونگهبان دین مقدس اسلام است.

 

آنحضرت  بتاریخ بیست وهشتم ماه صفرویا بروایتی بتاریخ دوازدهم ربیع الاول  سال دهم هجرت از این جهان فانی رحلت نمودند.

انا لله وانا الیه راجعون

 

در پایان قصیدهءاز ازمرحوم علّامه سید  کاظم کابلی ملقب به آقای بلبل(اعلی الله مقامه) را که در مدح حضرت محمد پیامبر گرامی اسلام (ص) سروده بودند خدمت پیروان آنحضرت تقدیم میدارم.  

والسلام

 

داکتر اسدالله حیدری

۲۳ مارچ ۲۰۰۸

سیدنی – آسترالیا

 

“خاتم شصت ترا فیروزهءگردون نگین”

 

ای مـقــام قـدر تــو  بـا  لاتـر  از  عـــرش بـریــن

سطح صحن روضه ات  راعرش  فرش  کمترین

منـشـی طـغـری نـویس نـا مه ات روح الـقد س

دا ک   پـیـغـام آور هـنـگـا مه ات  روح ا لامـیـــن

بـا بـراق عـرش پـیـمـا ی  تـو  جبـریـل همرکا ب

درهـوای اخـتـر بخـت تـوهُــدهُــد شـا نـه بـیــن

خـا ل د لـجـوی تـرا تـرک فـلک   هـنـدوی پـیــر

خِـطّـهء روی  تـرامـلک  مـلک  حـصـن  حصیــن

ثـُلمـهء د یـوارعـصـمـت را تـو یی سـدّ سـد یــد

چـشـمـهء حـیـوان حکـمـت را تـویـی ماء معیـن

عـرصـهءصحـرای  حکـمت  را  تـویی  مِهـرمُنیـر

لـُجّـهء دریــا ی وحــد ت را   تـویـی دُ رّ ثـمـیــن

بـخـتـی افـلا ک رامـهــر   مـهــارت   بــر د مــاغ

ابـلــق ا یّــام را داغ کـمــا لــت بـــر سُـــریــــن

قـا ف قـد رت آفـتــاب مـلـک و مـلــت رامـقـام

فــای فــرقـت لامکــان د ین و د ولت رامکـیـن

حـا تــم د سـت تـــرا د ریـــوزهء گــیــتی گــد ا

خـا تـم شـصـت تـرا فـیـروزهء گـردون  نگـیــن

د فـتـر حسن تـرا نـُه تـوی گـــردون  یـک ورق

خرمن فضل ترا خا قـان چیـن یک خوشه چیـن

جــوشــن اســلام را ذا ت تــو ا نــدام جــسـیــم

گـلـشــن ایّــا م را قــد تــوســـرو نـــا زنــیــــن

ا شــهــر ا ثـنــا عـشــر را آ سـمـا ن رفـعـتــی

مـطـلــق جــنّ و بـشــر را پـا سبـا ن را ستـیـن

کج کـلـنجان را نذ یری راست  رویان را بشیـر

درد مـنــدان را ا مـا نـی بـیـنـوایـا ن  را امـیـن

شـام زلـفـت با طلـوع صـبح صـا د ق همنـفس

صبـح رویـت با شـب قـدرسـعـا د ت همقـریـن

آسمـان د ورعـصـمـت را زمـهـدی تـا قـریـش

قـطـب پرکـار مداری چون شُهُــوراندر سنیـن

اولـــیـــا را از عــلـــوم انـبـیــــا دادی خــبـــر

ذرّه  ذرّه  مـــو بـمـــو از عـــلــم قـرآن مبـیـن

وا صـف جـاه تــرا آ صف گــد ا ی مـسـتـمنـد

یـوســف چــاه تــرا یـعـقـوب پـیـغـمـبرحـزیـن

روی زیـبـــای تـو زیـب گـلشن اردو بهـشــت

قـد رعـنـای تـوزیـنـت بخـش بـاغ فــر ود یـن

خـا ل در روی تـومـا نـد یـا که آتـش درسپنــد

خـط بـرخـســارتـو بـا لد یا که مور ا زانگـبـیـن

نـقـش تـصـویــرتـرا تـاخـامهء قـدرت کـشـیــد

آفـریـن بـر کـلک  صنعـت  کرد   صورت آفـرین

غُـرّهء ا بـروی توبدرالــدّ جی شـمـس الضّحی

طـرهء گـیـسوی تـوعـرق الـوتین حَـبل المتیـن

پنج حـس مـشـتـرک  از چـا ر  طبـع مخـتـلــف

درمـد یـحـت کی تـوانـد مدح، از  روی یـقـیــن

عـارض است ایـن یـا قمـر یا ماه نـو یا آفتـاب

طلعت است این یا ستاره یا شفق یا صبح دیـن

آفـتـابی زیـن سبـب شخــص تــرا سـا یه نبـود

آری آری سـا یـهء ذات تــو بـا شـد  عـا لـمیـن

عنبرین گـیسوی مـُشک افـشان تو زنجیـر دل

نازنیـن    ابـروی  روز  افـزون تـو  جان آفـریـن

د یــن تـو اِ بـطــا ل اد یــا ن  کــرد  از  روز ازل

عـد ل تـو تکـمـیـل ایـمـا ن کـرد تا شـام پـسیـن

تاختی در چار رکن و شـش جهـت تالا مـکــان

تـا نهــا دی تـوسـن ا قـبـال را بـر پـشت، زیـن

آمـده تـصغــیــر سَــلـمـا نــت سـلـیـمــا ن نـبـی

فخـرسلـمـان تـوبـا شـد بـرسلـیـمان بیش ازایـن

پـنـج شـمـشیـری که درقــرآن زحــق آورده ای

تـا قـیـامـت فــرقـهء فـُسّـــا ق را دارد کـمـیـــن

قــرن تـو خـیـرالـقـرون و امـتـت خیــرالاُ مَــم

آ ل اطـهــار تـو آ ل طیّــبـیــن وطـــا هـــریــن

گـرنـمی شـد نــام تـو ذوا لـنـون را ذ کر زبـان

نا مـدی هـرگزبرون یونس زماء یقطین زطیـن

قـا ف تـاقـاف جـهـان گـردیـد گــرد ون سا لهـا

تـا بگـیـتی یــا فـت قـرنـت را قـران بی قـریـن

عـلـت غـائی، وجـود فـا ئضُ الجــود تـو بــود

آ فــریـنـش را زبــدو خــلــق تــا آ ن پـســیــن

از د م صــبــح ازل تـــا آ  خـــــر   شـــام ا بـــد

اوّل هــــر اوّلـــیـــنــی آخـــر    هـــر آخــریــن

وقــت کـوشـش از یـمـیـنـت بی اثـرما ند یسار

وقـت بخـشـش از یـسـارت بی خبـرما ند یمین

در گـلـستــانی که خـنـد دغـنـچهء لـعـل لـبــت

لـؤلـؤ لالا نـمـا یــد چــون سـفـا ل پـار   گـیـــن

در د بـسـتـا نی کـه طـفـل مکـتبت دم بر زنــد

دعــوی دا نـشــوران مــا نـد بـه  آواز  طـنـیــن

در گـلـسـتـانی که بـا لـد قامت سروت  به نــا ز

نخـلهء طـوبی سَـزد گـر سجـده آرد   بر زمیــن

قامت حور است این یا نخلهء طور  است ایــن

قامت است این یا قیامت یا قد طوبی است ایـن

بی توگلشن گلخن است ای رشک گلهای جنان

بی تومژگان سوزن است ای نورچشم حورعین

قـدر اوصـا ف تـو  هـرگـز  در   نگـنـجـد   بر زبان

ای ثـنـا  خـوان  جـنـا بت   حضرت   روح الامـیـن

یـا ابــوالـقــا سم محمّـد یــا رســول هـا شـمــی

چـشـم رحـمت بر کشـا احـوال مشـتـا قان ببیـن

آرزومـنــد م کـه آرم   ســوی تـــو  روی نــیــــاز

چون شود گـر برکشی دست شفـاعـت زآستیـن

لطـف فــرمـا تـا بـرآ یــد   از دل  خــا را   گــلاب

خـنـده بـنـمـا تـا زخـا ک شوره  رویـد یا سمیـن

درد مـنـدا نـیــم درحــرمـان ومـحـنـت  مـبـتــلا

مـسـتـمـنـدانـیـم در زنـدان غـم  عـزلـت گـزیـن

بیش ازاین مپسند تا “بلبل” به حرمان جان دهد

ای کــه داری آ بـــروی  دولـت  د نــیــا و د یـن

 

مــآخــــــذ :

 

 ۱- محمد خاتم پیامبران،نشریهء حسینیهء ارشاد.سال ۱۳۴۸هجری شمسی.

 ۲- پیا مبر،نوشتهء زین العابدین رهنما. سال ۱۳۵۳هجری شمسی.

 ۳- سخنان علی، نوشتهء جواد فاضل ،چاپ بیستم سال ۱۳۹۸هجری قمری.

 ۴-چهارده اختر تابناک، تأ لیف احمد احمدی بیرجندی چاپ پنجم سال ۱۳۶۸       هجری شمسی.

 ۵- دیوان اشعار علّامه بلبل کابلی ، چاپ بهار ۱۳۸۶هجری شمسی.

 

08 سپتامبر
۳دیدگاه

عـزیـزانـم

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه ۱۷ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۸ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

عـزیـزانـم

 عــزیـزانــم ، وطـن زار و  زبــون  است

زظـلم ظـالـمان،غــرقــه بـخــون است

هــــزاران عــالـم و  خـــادم بـکـــشـور

فراری  هر طرف در خاک وخون است

………………

ز دســت بـیـخــدایـان  ، مـلک ایــران

 بملیــونـهـا پـنـاه جــو،طـرد، زایــران

یزیـد   بست  آب   ،   بر اولاد   پیامبر

و اخلافش قطع نان بر دوستان حیدر

……………….

چه گویـم   بر وطن  ،از  قهـر  طبیعت

به هرسو،سیل وطوفان بی عطوفت

زشــرّ طــالــبـان  و جــمـلــه  یــا ران

 خـدایا  حفـظ  نما ، ملکم  ز شفـقت 

……………..

نموده     زلزله      بی حد    خرابی

کنـر    گردیـده     نزدیک    تـبـاهـی

هزاران   گشته    مدفون    زیر آوار

به   مظلومان   بکن لطف  یا الهی

………………

خداوندا!   نما   از   لطف  و   رحمت

بـه مـلک بی سرِمـا، ایـن عطـوفـت

زشــرِّ ایـن حـوادث  خــود  نگـهـدار

همـه بیـچـاره مـلت را، زشـفــقــت

 …………………

یزیدان چون  نظر بر  بیـچارگان  کرد

هـمــه اسـلام پـنهـانـش عـیــان کرد

نـه تـرسی از خــدا  و  روز مـحـشر

همه خشک و ترش،ازمرزروان کرد

……………..

خدا یا !  از سر  لطفـت،  نظر کن

شب تاریک   افغان  را  سحر کن

رسانی”حیدری” روزی به میهن

به مظلومانِ کنر، رحمت ثمر کن

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۸ سپتامبر ۲۰۲۵

سیدنی – آسترالیا

29 آگوست
۳دیدگاه

آ هــــــوی رم کــــرده

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه ۷ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۹ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

آ هــــــوی رم کــــرده

 

نـا لــه بیــا د وطـــن ، صبــح و َمســاء  میـکـنـــم

خـون جگــر میخــورم ، نــغـمــه ســرا  میـکـنـــم

بهر نجا ت وطــن ، ا ز  همــه ا یــن  مشــکــلا ت

ا ز سر شــب تـا سـحـر، رو بـه خـــدا  مـیـکـنــم

بـر در  آ ن  کـبـــریــا ، ا ز رهء  صـــد ق  و  صفـــا

عـقــده و غــم هـــا ی د ل، یـکســره وا مـیـکـنـم

بهـر شِفــا ی وطــن، ا ز هـمــه رنـــج و  مِحَـــن

چــا ره نــدا رم د گـــر،عـرضــه  دعــا  میکــنــم

زنیست مـرغ  شــکستــه پــرم، قــد رت پـــروا  

د ل بــه هـــوا ی وطـــن، دا ده نــــوا مـیــکـنــم

گــربــه گـلستــا ن روم، بـهــر تمــاشـــای گــل

یا د گـل ِا رغــوا ن، خوا جــه صفــاء میــکـنـــم

آ هــوی رم کــرده ا م، تیـــر جفـــاء خــورده ا م

درد د ل ریــش خـــود، ا ز تــو د واء میــکـنـــم

حیـد ری گــر آ خـــرت، ا ز غـــم و  د رد وطــن

حَصر شود چـا ره  ا ت، صبـر خــدا میــکـنــــم

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

 ۱۴ جون ۲۰۰۵

 سید نی – آسترالیا

 

 

25 آگوست
۳دیدگاه

آزادی زنـــان

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  دوشنبه ۳ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۵ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

آزادی زنـــان

خواهم ازخالق یکتا

که زنانِ وطن ما

مانندهرآزاده زن دنیا،مثل هرانسان

شکنند بند اسارت

شوند آزاد زحقارت

رسد آن روز بزودی

که همه شاد وسرحال

لیک

آن جمع خبیثان

 پیروان شیطان

اخلاف یزیدان

از طالب جاهل و

ازداعش نادان

از حاکم مفسد

از قاضی بی علم

آن مرتشیِ خونخوار

آن کله ودستار

هردشمن قرآن ومسلمان

آن نوکردالرودینار

دشمن دیرینه وپرکینهءمیهن

منحل گراردو

پا بوس پلیدان

آن دولت بی همت و

مزدوراجانب

آن کله بی مغز

اما، متفکر!!!

درسطح جهان

اعجوبهء مخلوق

آن حامی اشرار

آن عامل سنگسارو

بریدن های سرها

بی ترس خدا

آن قاتل فرخنده ورخشانه و

صدها هزاران

ازعسکروهم مردم بیچارهء بی نان

مُثله گرزن ها

وآن زانی طفلان

آن جمع ستمگر

آن نوکروچاکر

هریک زدگر بدتروبدتر

ازقهرخداوندجبّار

دردوزخ ونیران

گرفتار

گرفتار

انشأالله

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۱۱ نوامبر ۲۰۱۵

سیدنی – استرالیا

23 آگوست
۴دیدگاه

 عـقــا ب شـکسـتــه پــــر

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  شنبه ۱ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۳ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 عـقــا ب شـکسـتــه پــــر

 

چـرا نـه روی  مـر ا  ،  بـر  د یــا ر خــود  بـا شـــــد

چـرا نـه هـر  قـد مـم ، بهـر یـا ر خـود  بــا شــــــد

عـذا بِ غـر بت  و هجــرا ن مـن ، بود  تــا کــــی؟

د لــم همــیشــه بفــکـر نــگـا ر خـود  بــا شــــــد

زعــا شــقـا ن ســــرا پـــردهء وطـــن هســتـــــم

مـرا بهشــت زمیــن  لا لـه  زا  ر  خـود  بـا شـــــد

مـن آ ن عقــا ب شکســته پـرم، کـه د ر فـُرقــت

د لـش بـه پـر زد ن، کــوهســا ر خـود بــا شــــد

کجـا روم، بــه کـی گـویــم ، زد رد  بــی وطـنــی

بــه ملک غــیر  کـرا  ا خــتـیـا ر خـود  بــا شــــد؟

بــه شهرها ی وطـن رفـتــه، سـرزنـم هــرســـو

به خا ک خود همه کـس، شهریـا ر خـود بـا شــد

چه خـوش بکـشور خـود، جا ن خـویش بسپـا رم

کــه تربـت وکــفــنم، ا ز د یـا ر خــود بـا شــــــد

ا گـــرکــه لـطــف خدا، حــیدری   شـــود یـا رت

غــم وســرور تو، پــیــش تبــا رخــود بــا شــــد

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

١٣فبروری ٢٠٠۶

سیدنی – آسترالیا

 

 

 

 

 

20 آگوست
۵دیدگاه

جـور زمانــه

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  چهارشنبه ۲۹ اسد ( مرداد ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۰ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

دوبیتی ها

مدفن آبایی 

گر بمـیـرم  در بــرت ، ای  مــدفــن   آبــائـی ام

شـادوخــرم می شـود،ایــن دل ســودائــی ام

تا بکی  از دوریت چشم پر از خون  روز  و  شب

مــیـهــن زیـبـــای مـن ،ای کـشــور  آبــائـی ام

============

جـور زمانــه

آخر از جور زمانه ،شد  نصیبم  دوریت

آه و واویلا چه سازم ،از غم رنجـوریت

خـائنـان ناخلف ، کردنـد ترا  دریا خون

ای وطن دیگرندارم،طاقت  مهجوریت

============

خلیل زاد

خلیل زاد ،ای خلیل  زاد، ای خبیث زاد

تــوبــودی دشــمــن مـیـهــن،زاجــداد

نــبــودی  نــطــفـــهء  پــاک،  ازولادت

وگــر نه  می نـکـردی  ،  ملکت بربـاد

============

ظالمان شیخ و شاب

 ای خدا! شد ملک ما  از بُن خراب

ازجـفــای ظـالـمـان شـیخ وشـاب

ظـالـمــان نـــوکـــران اجـنــبـــی

کن زلطفـت جملـه ظالم راعقاب

============

عـالـم غــربــت

آخر از کوی تو مادر ،بس  دور شدم

وزغم هجر و فراقـت ،بی نـورشدم

عـالــم  غـربـت و  هـجــران  وطــن

شب و روزم ز فکر تو ،رنجور شدم

============

آسمان زیبا

دور  از توبه غربت  و جنون  می سوزم

وز دامـن پـاک  تـو  بـرون  مـی ســوزم

شـب هـا بـه یـاد  آســمــان زیـبــا یـت

دربسترخواب همچومجنون می سوزم

============

دیـدن کهـسـارت

در آرزوی دیـدن  کهـسـارت ، مـی میرم

وز حسرت دوری گلـبـهـارت  مـی میرم

تاکی؟بتوان صبـرهمه دوری و هجرانت

خواهم به برت،که درانتظارت می میرم

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۲۱ اپریل ۲۰۲۳ 

سیدنی – آسترالیا

18 آگوست
۳دیدگاه

چپاولگر

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  دوشنبه ۲۷ اسد ( مرداد ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۸ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

چپاولگر

 

شــد دوبــاره نـوکــر بوش بر سـرکـــار

بشـــد افـغـــا نــزمیــن پـامــال کـفـــار

صــدوپنـجـــاه  هـــزار سـربـــاز نا تـــو

 تهــاجــم کــرده انـد با تـا نک و طیّـــار

به ملکم ریختـنــد صدهــا  هـــزار بمب

نمودنـــد کشـــورم ویــران و خـونبـــار

بکــردند تسـت بـمب هـای نـوخـویــش

نکــردنـد رحـــم  بـه  حـــال ملـــت زار  

خــــداونـــــدا! زشــــرکـُفــــرواعـــــدا

تـــومُلـکــم درپنـــاه خـــود نـگــهـــدار

چـپـــــاولگــرشـــده هــرکــارهء  مــــا

تطــاولگــرزبیـــخ و ریشــــه  بـــــردار

هــرآنکس ملک مــاویــران نمــودست

چــوصـدامـش بـبـیــنــــم بــــر ســردار

مــــرا روزی بخــاکـــم بـــاز  گــــردان

خـلاصـم کــن ازیــن زنــدان   اغـیـــار

شــود روزی که بیـنــــم میــهـنـــم را

بـــود آزاد وآبـــــا د بــی  ســتمگــــار

مـحـبــــانِ وطـــن راهــی  کــشـــــور

ستــمـگــاران به قهـــرتو گـــرفـتــــار

غــــزالان مهـــاجـــر بــاز   گـــردنـــــد

دهنـد دســت اخــــوّت بــا وطـنـــــدار

کنـنـــد آبــــاد کشـــــوراز دل وجــــان

نمـا ینـد دشمـنـا نــرا دیــده خونـبــــار

خـداونــدا! ز لـطـــف  بــی کـــرانــــت

رسـانی”حیـــدری”  را نــــزد دلـــــدار

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

۲۷ جنوری ۲۰۱۱ میلادی

سیدنی – آسترالیا

 

07 آگوست
۳دیدگاه

دوری میــــــهـن

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنج شنبه  16 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی – 7  آگست  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

دوری میــــــهـن

دوریـت ای میـهـنــم،ازدل عـذا بــم  کــرده اسـت

آ تـش هـجــرا ن تو، آخِــرکـبــا بـم  کــرده اســت

دشـمـن دنــیــا ودیــنــت، صــا حـبــا ن قـدرتـنـد

جوردورا ن  بر  عـزیـزا نت،  عـقـا بم کـرده است

مـن ندانــم ا یـن مـظــا لـــم، تــا بکــی دارد دوام

ســرخی خـون شـهـیـدانـت، خــرابم کــرده است

دوسـتـانـت هــرطـرف، در  غـربـت و بیـچـارگی

قـدرت اهـریــمنـان، چـشــم پـرآبـم کــرده اســت

یکــزمـا ن داما ن مهــرت منــزل و مـأ وای مـن

عا قـبـت بخـت بـدم، پـرت وعـتا بـم کـرده اسـت

ازسـرشــب تـا سـحــر، رؤیـای مـن میهـن توئی

حیدری رؤیا یت آ خِـر، چون سرابم کـرده است

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

١۵ اگست ۲۰۰۵

سیدنی – آسترالیا

 

 

04 آگوست
۳دیدگاه

قلب آسیا

 

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  13 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی – 4  آگست  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

قلب آسیا

 

خاکت وطن! به دشمن افغـان  نمی دهم

این ملکِ  باصفـــا  به پلـیــدان نمی دهم

سنگ  و کلــوخ  کشــور زیـبــای   آ ریــــا

برملحــدان به لؤلؤو  مرجــان  نمی دهم

هر چند،سالهــاست که دورم ز میـهـنــم

عشق وطـن به جیفـهء دونـان نمی دهم

تاداده است خدایم،مراجان در این جهان

“مِهــرتـرابه مُهــرسلـیـمــان  نمی دهم”

من افـتـخــار بودن  افــغـــا نـیـم  وطــن

هرگزبه چین وهندوبه جاپا ن نمی دهم

ازبهــرلـقـمـه نـان به “نـاتـــوی”  لعنتی

من اختیـــار مُلک ،به لعینان نمی دهم

 افغـا نْسِــتــان ما که بود قلـب آسـیـــا

این قلب پاره پاره به شیطان نمی دهم

هـرکـوه وبـرزن  وطنـم  را ز  صـدق دل

چون جان عزیزدارم و ارزان ن می دهم

با آنکه میهنـم شده مخـروبه کـلـبــه ئی

این کلبــه ام به ظـالــم دوران نمی دهم

صد بــار “حیدری”  اگــرم  سـر برند ترا

من واک* کشورم به غلامان نمی دهم

پوهنوال داکتر اسدالله حیدری

 ۲۴ اکتوبر ۲۰۱۲

سیدنی – استرالیا

*-اختیار،تسلط داشتن