یار آشنا و سخن آشنا
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۷ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی ۲۷ اپریل ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
————————————————————————————————————————–
یار آشنا و سخن آشنا
در نکوداشت سی و سومین سالروز تأسیس کانون هنر های زیبا و باز تاب فعالیت ها ، نوآوری ها و دستآورد ها – بر آن شدم که از دیدگاه دیگر صاحبنظران ، دوستان و همکاران درین زمینه مدد جویم .
خوشبختانه شاعر دردمند و هنردوست و خطاط نستعلیق نگار جناب گرانمهر غلام نبی اشراقی از هلند و دیگر همکار صمیمی و قدیمی جناب آقای مهندس میرویس رضا زاده ، نویسنده و خبرنگار و عکاس از کشور کانادا لطف نمودند نکته نظرات ، تأییدات و تجربیات خود را در میان گذاشته و گوشه های از سایه روشنای این اخگر برافروخته را آینه داری نموده اند.
باعرض سپاس از همراهی سایت بیست و چهار ساعت و همگامی این عزیزان ، مروری داریم بر این واقعیت که هنوز هم ( معنا) و معنویت گرایی با ارزش های اخلاقی ، فرهنگی و اجتماعی مردمان ما عجین بوده و در محیط غربت ، مهاجرت و دوری از وطن به یاد یار و دیار و نگار می سرایند:
گلی در باغ و بستان خدا بود
دل، روح و روانش با صفا بود
به فرهنگ و دیار نازنینش
به زیبایی کامل آشنا بود
*****
گل خوشبوی باغ این جهان بود
برای مردمانش مهربان بود
به لبخندی دلت را شاد می کرد
سزاوار بهشتِ جاودان بود
« غلام نبی اشراقی »
خاطرهای از آشنایی با کانون هنرهای
زیبا اندیشه و دانش (کهزاد)
چندین سال پیش، در مسیر جست وجوی معنا، زیبایی و آرامش در جهان هنر، توفیق آشنایی با کانون هنرهای زیبا اندیشه و دانش با نام «کهزاد» نصیبم شد؛ نهادی که نه تنها یک مرکز آموزشی هنری است، بلکه پناهگاهی برای دلهای دلبسته فرهنگ و هنر اصیل افغانستان به شمار میرود.
این آشنایی پس از دیدار با فرهیخته گرامی، استاد محمد رفیع اصیل یوسفی، برای من به نقطه عطفی در مسیر هنریام بدل شد؛ شخصیتی که نگاه عمیق و اندیشه روشن او، الهامبخش بسیاری از هنرمندان نسل امروز است.
نخستین تجربه جدی من در این مسیر، طراحی اسبی در قالب نقاشیخط بود؛ اثری که با شعری از سعدی آراسته شده و در کتاب «رنگ و رنج هنرآوران هری» بازتاب یافته بود. همان اثر ساده اما صمیمی، جرقهای روشن در جانم برافروخت؛ جرقهای که مرا تشویق کرد تا راه خطاطی و هنر را با شوق و جدیت بیشتری دنبال کنم.
اندکی بعد، یکی از شیرین ترین و ماندگارترین لحظات زندگی هنریام رقم خورد: چاپ یکی از آثار خوشنویسی ام در تقویم خیریه امام جواد (علیهالسلام)؛ افتخاری که به یاری و هدایت استاد بزرگوارم، حاج امینالله پیرزاد هروی، استاد چیره دست خوشنویسی هرات باستان، میسر شد. این تجربه نه تنها اعتماد به نفس مرا بالاتر برد، بلکه پنجرهای تازه به سوی مسئولیت پذیری اجتماعی و نقش هنر در زندگی انسان گشود.
تشویقها، آموزشها و فضای الهام بخش کانون، تلاش، ذوق، پشتکار و روحیه همکاری مرا دوچندان کرد. روز به روز بیشتر دریافتم که هنر، صرفاً خلق یک اثر نیست؛ بلکه سفری است به ژرفای روح، پیوندی است با هویت، و آینهای است از ریشههای فرهنگی مان.
همراهی استادان فرهیخته و دوستان هنرمند، این مسیر را دلنشین تر و روشن تر ساخت. امروز، با گذشت سالها، با افتخار و قدردانی از آن روزهای پربار یاد می کنم و خود را بخشی از این جریان ارجمند و فرهنگی میدانم.
بیتردید، کانون «کهزاد» نقشی ماندگار در شکل گیری مسیر هنری و فکری من داشته و همواره خواهد داشت.
با احترام
میرویس رضازاده




