۲۴ ساعت

08 ژانویه
۱ دیدگاه

دوبیتی ها

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ ۱۸ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۸  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

    دوبیتی ها

شب تارم ستاره می شمارم
نباشی  در  کنارم  خوار  زارم
بکن فریاد سکوت عشق بشکن
بیا  عشقم  بیا   فصل   بهارم

                   *************

شب تارم چراغان باشد و تو
کنارم خوب رویان باشد  و تو
شبی مهتاب من بیتاب گشتم
لبم بر لب سوزان  باشد و تو

                  *************

به من گفتی  یگانه  دلبر من
فقط یک شب بیا در بستر من
زنم فریاد   از   عطر   تنی تو
بگو  از   دست   یار  کافر من

                  *************

چه می شد گر شبی سازی قرینم
به چشمانم  تو را عریان ببینم
سکوتم   را  بدل  فریاد  کردم
کنار   من    بیا    مهر   آفرینم

            ✍ عالیه میوند 

              ۴ نوامبر ۲۰۲۵ 

          فرانکفورت – آلمان 

 

 

 

 

22 دسامبر
۱ دیدگاه

کافه ی دل

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۱ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

کافه ی دل

” من منتظرم تا  شب  یلدا  برسد”

در کافه‌ی دل  یار  به  نجوا  برسد

سازیم چراغانی و این کلبه‌ی عشق

شاید که  هوای  کوی  لیلا  برسد

من خسته شدم از این همه تنهایی

شاید که  امیدم  شب  فردا برسد

امشب که چه زیباست کنارم باشی

یک باره دو دلداه به   شیدا برسد

تا سجده کنم محبوب دیرینه‌ی خود

آوازه‌ی   عشقم    به    ثریا برسد

آن لحظه که من گرم خیالش باشم

دل تشنه‌ی دیدار  به  دریا برسد

از  عشق  بخوانم  بزنم  فال وفا

باشد که نسیمی به تماشا برسد

سروده یلدایی تقدیم شما عزیزان

یلدا تان فرخنده باد

عالیه میوند

فرانکفورت

۲۰ دسامبر ۲۰۲۵

14 دسامبر
۱ دیدگاه

فرزانه ام

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۲۳ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۴  دسامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

    فرزانه ام

“از عقل و دین بیگانه ام “
در عشق   تو   زولانه ام

سجده کنم  بر  درگه ات
در  ذکر     تو   فرزانه ام

نورت     بتابد     بر   دلم
پروانه ام        پروانه ام

در عشق  تو مستانه ام
آتش     زده   کاشانه‌ام

در ذکر تو   رسوا  شدم
ای    معبد     یکدانه ام

افتاده ام   در   کوی تو
دست دعایم  سوی تو

با تو  چراغی   زندگی
روشن شود دل خانه ام

در ملک مردم سوختم
بیگانه‌ام       بیگانه ام

عیب مرا  پنهان تویی
درد مرا  درمان  تویی

در وصل عشقت جان شدم
هم صاحب ایمان شدم

فرزانه ام    فرزانه ام

    ✍ عالیه میوند

     ۷ نوامبر ۲۰۲۵

   فرانکفورت – آلمان

 

 

 

26 نوامبر
۳دیدگاه

اشکِ غمگساران

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه  مؤرخ ۵ قوس  (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۶ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

اشکِ غمگساران

” جهان را انتظار آمد  به  پایان “

همه شعر و شعار آمد به پایان

چرا  خفته  همه  در  بستر غم

ز جان و دل  قرار  آمد  به پایان

چه نالم من از آن خاکِ شهیدان

که شادی   دیار  آمد  به  پایان

ندیدن  آهی  پر  سوز  دلی را

همه صید و حصار آمد به پایان

زند تیری  ز  اشک  غمگساران

فضای  غم  غبار آمد  به پایان

نماند       قدرتِ    جبر   زمانه

شرار و اقتدار  آمد  به   پایان

 .✍ عالیه میوند

۲۹ سپتامبر ۲۰۲۵ 

 فرانکفورت – آلمان

      

 

 

15 نوامبر
۴دیدگاه

اوج غربت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ ۲۴ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

اوج غربت

” در سرای زندگانی جنگ و قدرت تا به کی؟ “
خون ملت تا به کام مرگ  سرعت تا به کی ؟

سر   بزن   بر  کوچه ، بازارِ   یتیم  و   بیوه زن
در دل پنهانِ خویش هم درد وحشت تا به کی ؟

صاحب  قدرت   نگر  از  شوکت  دنیا  به سیر
در سرای مستی این دستان سرقت تا به کی ؟

کاش می بود  همدلی هم همزبانی بین ما
در سکوتِ مرگبار   و  اوج  غربت  تا به کی ؟

بی وطن افتاده‌ام  با  رنج و  فقر  بی کسی
در دیاری ملک غربت ترس هجرت تا به کی؟

آرزو  دارم  شود  این    ملک    ما  پاگیزه‌ تر
تا نسوزد خواهرم از  رنج  عفت  تا به کی؟

شاد می گردم ببینم  علم  عرفان در وطن
تا چراغ علم روشن  درد  مهلت تا  به کی؟

عالیه میوند

فرانکفورت – آلمان

۲۵ اکتوبر ۲۰۲۵ 

  

 

11 نوامبر
۳دیدگاه

رقص نگاه

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۲۰ عقرب  (آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۱ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

رقص نگاه

جانم ویران شد
زره زره در نبودت
به امید دیدارت در کشتی محبت
غرق دریای عشق شدم
کشتی بشکسته‌ی من ساحل
ندارد
طوفان زده ام در دل
دریای خروشان عشقت
به دنبال تو می گردم
بیا !
در خانه‌ تاریک دل
در کوچه سکوت
لبخند ستاره نگاهت
را با شب گرد روشن
پیوند بزن
در شیشه دل نشان تو
پیداست
تو لبخند آفتابی در من
رقص نگاه تو
جغرافیای وجودم را
تسخیر و شگوفا می کند
من اکنون از آن همه
ماجرا
فقط یک چیز را دارم
که از خاطرم نرفته
و آن هم
عشق توست

عالیه میوند

 فرانکفورت

۱۷ می ۲۰۲۴ 

 

 

01 نوامبر
۱ دیدگاه

سفرهِ دل

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ ۱۰ عقرب  ( آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی  ۱ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

سفرهِ دل

تنگِ   بغلت   عجب    سخایی   دارد

با ناز  و ادا چه  خوش   نمایی  دارد

هردم دهم‌ات  گرم به  آغوش فشار

عطر بدنت چه  خوش  صفایی دارد

لعل   لب   من  اگر  مکیدن   خواهد

لب های  تو  عادت  به  گدایی دارد

یک شب تو بیایی به سر سفره دل

خوانِ  بدنم  چه   هم   وفایی  دارد

حالِ که تو در شهر دلم  رخنه کدی

احساس تو بینم  چه  هوایی  دارد

گر  حاجت   ” عالیه ”  ن گردید  روا

خیر است مگر دل هم خدایی دارد

✍عالیه میوند 

۶ سپتامبر ۲۰۲۵

 

27 اکتبر
۱ دیدگاه

نخل امیدم

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه  مؤرخ ۵ عقرب  ( آبان ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۷ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

نخل امیدم

چه باشد جز گناهی من خیال  تو  مرا در سر

چنان آتش زدی بر دل که پیکر شده  خاکستر

گرفتارم به چشم خوشگوار و گرم خاموشت

چو  مرغی  بی  پرو بالت  شدم  در آرزو پرپر

رها کردی به رخسارم تو اشکِ غم و حسرت را

به کوی عاشقان رفتم به عشقت من شدم افسر

منم گم گشته‌ی رسوا روان  در وصل رویایم

که از درد فراقت تو  شدم هم  یارو هم یاور

به    باغ   آرزوهایم      نهادم     نخل    امیدم

که از سوز و نوای دل همه گل ها شود معطر

درون سینه درداست که سوزِ آن جهان سوزد

اگر گویم ز درد خویش همه افتد به چشم تر

✍عالیه میوند  

۴ سپتامبر ۲۰۲۵

 

 

 

17 اکتبر
۱ دیدگاه

نگاهم کن !

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۲۵ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۷ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

نگاهم کن !

نگاهم   کن   پریشانم   دلم   دردِ  نهان دارد

که خشکیده رخی زردم و رنگِ زعفران دارد

چرا ناگه  تو رفتی  از کنارِ  من جدا  گشتی

نپرهیزم ز عشقت من ببین سینه نشان دارد

نه مستم من نه اهل ساغر و مینا و پیمانه

نه اهل مسجد و دیرم به  یک دل هم مکان دارد

نه جان ماند نه جانان  و نه دلبر با وفا ماند

به دنبال دل  دیوانه‌ام    قصه   عیان  دارد

به هر جا من گذر کردم ندیدم جز تو من دلبر

بیا جانا مرو از  من  جدایی  صد فغان دارد

مجو راهی جدایی  را نمی زیبد برات هرگز

تو می دانی حضورت هم  عجب آتش فشان دارد

✍ عالیه میوند

۶ سپتامبر ۲۰۲۵

فرانکفورت – المان

11 اکتبر
۳دیدگاه

آتشفشانِ سکوت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۹ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۱ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

آتشفشانِ سکوت

من

روحی خشکیده‌ام
در تبعید نفس‌هایم.
جزیره‌ی عشق دست‌هایت را
قفل دستانم کن؛
که بودنت،
در هر نبض من
می‌تپد هنوز.

در چشم من
گلِ آتشین عشقت
شکفته‌است
و بر شکوفه‌های
لب‌های خاموشم
لغزیده است.

تو
مداوایی…
بر زخم‌های تشخیص‌ناپذیر
که سال‌هاست در دلم
پنهان شده‌اند.

لالهٔ لبخندم پرپر،
شعلهٔ امیدم خاکستر؛
اما آتشفشانِ سکوتِ من
زنبقی‌ست
که از زیر سنگ
روییده.

و نگاهت،
چون طوفانی از بهار،
بر خلوتِ خاطراتت وزید،
تا تصویر مبهمت
بر واژه‌ها سایه بزند
و جای پای تو
در بغض حس من
جاودانه شود.

موجِ دریای امیدم
طوفانی‌ست؛
و من،
تک‌غرق،
نمی‌دانم
تا کجای ساحلت
افتاده‌ام…

اما
زخم‌هایم را
با مرهم عشقت لمس کن،
امانت‌دار خوبی باش،
ترکم نکن،
تنهایم مگذار…

اگر بروی،
من
نفس نمی‌میرم،
اما
احساسم
خواهد مرد؛
و مرگِ احساس،
بدترین مرگ دنیاست.

عالیه میوند

۲۸ جولای ۲۰۲۵  

01 اکتبر
۳دیدگاه

دیدار

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه مؤرخ ۹ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱ اکتوبر ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 

دیدار 

اگر   آیی  خزانِ  من  بهار است

وگر نایی دلی من روی خار است

برایم   وعده‌ی     دیدار   کردی

به یادت سیل اشکم بی‌شمار است

بی تو

به وصل عشق تو دل را سپردم

به دیدارت چه  لحظه ها شمردم

چنان سوختم در هجر وصالت

که بی تو بی سخن خاموش و سردم

زمینگیر

” یک عمر به سوی غم سرا زیر شدم

از رنگ و دو رنگی زندگی سیر شدم

دل دادم و دل بستم نشد همدل من

از دست دلم پیرو زمینگیر شدم

عالیه میوند 

فرانکفورت – المان

۷ آگست ۲۰۲۵ 

   

26 سپتامبر
۳دیدگاه

پیام محترمه عالیه میوند بمناسبت هجدهمین سال نشراتی سایت ۲۴ ساعت

( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۴ میزان  (مهر ماه) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۶ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

با اظهار سپاس  و قدردانی بیکران از جناب آقای قیوم بشیر هروی گرانقدر شاعر ، نویسنده و ادیب و جناب آقای مهدی جان بشیرعالیقدر مدیران مدبر و پرتلاش سایت وزین و باارزش ۲۴ ساعت که در طول هجده سال این دو برادر با فرهنگ با فعالیت های فرهنگی ، ادبی ، علمی ، هنری بدون هیچ نوع امتیاز و عاری از هر گونه تبعیض نژادی ، زبانی ، قومی با عشق و تلاش های شبانه روزی به پیش بردند و 

جایگاهی شایسته و به خصوصی را در میان اهل فرهنگ بدست آوردند، که نه تنها صادقانه دست آوردهای شاعران ، فرهنگیان و ادیبان را به تصویر کشیدند ، بلکه در رسانه ها هم خدمت به سزای را انجام دادند و مسولیت این سایت وزین را خالصانه و صادقانه بر دوش کشیده اند .

 بدون شک این خدمات پرثمر ، ماندگارو ارزشمند  شان در قلب فرهنگیان و ادیبان پاینده خواهد ماند. 

ضمن عرض  تبریک خدمت شما و همه دوست داران فرهنگ ، از خداوند منان موفقیت های بی پایان همراه با سعادت و سلامتی برایتان آرزومندم ،  

سرفراز و مؤید بمانید

باعرض حرمت و ارادت 

عالیه میوند

فرانکفورت – المان

۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵  

 

 

25 سپتامبر
۳دیدگاه

دوبیتی ها

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه ۳ میزان  (مهر ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۵ سپتامبر  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 دوبیتی ها


تو هستی دلبرم  هم دلربایی


که از عشقت دلم داره گدایی


خیالت    بر  دلم    فریاد  داره


چرا    از  کلبه    مهرم جدایی


======


سفر گردی به یادت بی قرارم


که از هجر  تو  من  فریاد دارم


شبم با گریه و  روزم  به زاری


بیا جانا  که   دائم  در  شرارم


======


چرا هردم  دلم  فریاد  می‌کرد


غم و دردش بدل بیداد می کرد


بگفتم خسته و خوارم زهجرش


نگاهش ظلمت شب شاد می کرد


======


ز هجرانت  نگر  پژمرده  رنگم


خیالت بر سرم دائم به جنگم


وگر  گردم  به   دیدار  تو نائل


بدان آن روز است روز قشنگم

عالیه میوند

۳ جون ۲۰۲۵

فرانکفورت – آلمان

31 آگوست
۵دیدگاه

گفتگویی با محترمه عالیه میوند شاعر پر تلاش مقیم آلمان.

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :یکشنبه ۹ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۳۱ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

 

در ادامهِ گفتگو  با همکاران قلمی سایت ۲۴ ساعت

اینک صحبتی داریم با محترمه 

عالیه میوند شاعر پر تلاش

مقیم کشور آلمان

که خدمت خوانندگان

محترم پیشکش میگردد.

 

 سؤال :

بانو میوند گرامی با سپاس و امتنان از همکاری های قلمی شما میخواهم در نخست خود را برای خوانندگان محترم سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید و بفرمایید صاحب چند فرزند میباشید ؟

پاسخ :

با درود و سلام  وعرض ادب خدمت جناب مهدی بشیر گرامی و شما آقای قیوم بشیر هروی گرامی و تمام دوست داران سایت وزین ۲۴ ساعت ،
اسم من عالیه و اسم فامیل‌ام میوند ، زاده شهر کابل بوده و به لطف پروردگار صاحب پنج فرزند سه پسر و دو دختر هستم.
 سؤال :

لطف بفرمایید در مورد کار و فعالیت های قبلی تان در افغانستان روشنی بیاندازید و همچنین بفرمایید در حال حاضر مصروف چه فعالیت ها می باشید؟

پاسخ :

باسپاس خدمت تان عرض کنم ، من بعد از ختم تحصیل در بانک ملی افغان مدتی ایفای وظیفه نموده‌ام و در حال حاضر بر علاوه از مصروفیت کارهای منزل ، مطالعه و نوشتن یگان داستان های کوتاه ، مصروف سرودن و شرکت در مجالس فرهنگی ، ادبی ، اجتمایی نیز می‌باشم.
 سؤال :

علت ترک وطن و پیوستن به خیل مهاجرین چه بوده و در کدام سال ناگزیر به ترک وطن شدید و در حال حاضر در کدام شهر زندگی می کنید؟

پاسخ :

جناب هروی صاحب گرامی !
شما خود میدانید که وطن حیثیت مادر را برای همه ما  دارد و هیچ کس نمی‌خواهد از آغوش پرمهر مادر جدا گردد، اما ناگزیر نظر به مشکلاتی که در وطن رونما گردید مجبور به ترک وطن شده، در اوایل سال ۱۹۸۵ میلادی به دیار غربت ، آلمان مهاجر شدم و در شهر فرانکفورت همراه با خانواده ام زندگی میکنم.
 سؤال :

در مورد سرودن شعر میخواهم بدانم که از کدام سال به سرودن آغاز نمودید و در کدام قالب های شعری می سرایید؟

پاسخ :

در مورد سرودن شعر باید گفت که از دورانی که شاگرد مکتب بودم علاقمندی خاص به شعر داشتم .  همیش اشعار شاعران را می‌خواندم و بیرون نویس میکردم و همچنان در فامیل هم چند شاعر داشتم از آنها هم میشنیدم و همچنان با فامیل جناب  زنده یادحضرت عبدالحمید اسیر که پسر بزرگ شان زنده یاد جناب عبدالعزیز مهجور بودند اشعار شان را به علاقه خاص مطالعه میکردم که خوشبختانه چند جلد از آثار ارزشمند ایشان را با خود دارم.
اما خودم بعد از تحصیل ازدواج کردم صاحب فرزند شدم در مهاجرت تنها مصروف تربیه فرزندانم بودم.
وقتی مسولیت فرزندانم کمی کم گردید شروع به سرودن شعر البته از سپیدسرایی شروع کردم اما در پهلوی آن استاد هم در این راستا داشتم و از طریق آنلاین آموزش دیدم.
من هیچ گاه شاعر نبودم ، ولی شاعرانه شعر را نفس می کشم و زندگی سرخوشی‌ام را مدیون باغستان واژگان بوده‌ام ، با غزل و دوبیتی …. باده گساری کرده‌ام و با دنیای بی رنگی حس و عواطف عجین شدم.

 سؤال :

لطف نموده بفرمایید تا به حال چند اثر  از شما به چاپ رسیده ،  و بفرمایید  خوانندگان عزیز ما از چه طریقی میتوانند آنها را بدست بیاورند؟

پاسخ :

تا حال دو مجموعه‌‌ام به زیور چاپ آراسته گردیده:
اولی‌ام به اسم ( ترنم احساس) و دوم به اسم ( چند ثانیه باتو) که مشتمل بر غزلیات ،دوبیتی ، مثنوی و اشعار سپید میباشد.

 

 

سؤال :

آیا به جز از سرودن شعر درکار های فرهنگی و اجتماعی دیگر در شهر محل سکونت تان فعالیت دارید یا خیر؟

پاسخ :

 با سپاس ، به جواب سوال تان باید عرض کنم که:
برعلاوه از سرودن شعر در جلسات فرهنگی ، اجتماعی ادبی در خود آلمان و دیگر ممالک اروپایی شرکت نموده ، فعالیت دارم و با کمال افتخار
ذریعه قلم و یا با شرکت در فعالیت های اجتماعی  کوشش میکنم صدای خاموش خواهران و مادران ما که در وطن هستند، شدم و می‌شوم .

 سؤال :

شعر را چگونه تعریف میکنید و به نظر شما شاعر خوب کیست و از چه خصوصیاتی میتواند برخوردار باشید؟

پاسخ :

در مورد شعر ابراز نظر های مختلف و زیاد گفته شده ، که هرکدام از خود نظر جداگانه ارائه نموده‌اند.
و سرودن شعر در زندگی هرشاعر ارتباط مستقیم می گیرد با تصاویر مختلف زیبا و لطافت های طبیعی و یا درد ورنجی که در زندگی اش رخ می‌دهد و همه اینها باعث میشود
تا با زبان لطیف و ظریف شاعرانه در قالب شعر درآورد و بدون شک هر سروده الهام به خصوص خودرا به تصویر می‌کشد.
خلاصه فن شعر سرایی در آن است که به زبان شیوا ، موزون و لطیف سروده شود
وحس تخیل شعر ناله های پرسوز و گداز و دلپذیر داشته باشد که خواننده را زیر تاثیر خود قرار داده و نظر او را به خود جذب نماید ، هرچند هر خواننده ای میتواند به ضم خود از آن الهام بگیرد.

 سؤال :

اشعار کدام شاعران را بیشتر می پسندید؟

پاسخ :

اشعار اکثر شاعران محبوب را دوست دارم به خصوص حضرت حافظ ، حضرت ابوالمعانی بیدل ، حضرت مولانای بزرگ ، سیمین بهبهانی ، فروع فرخ زاد  و همچنین از  شاعران معاصر که شعر شان بدل چنگ بزند،  می‌خوانم و دوست دارم.
 سؤال :

نظر تان در مورد سایت ۲۴ ساعت چیست و از کدام سال به همکاری آغاز نمودید:

پاسخ :

 خدمت تان به عرض برسانم که سایت وزین فرهنگی، ادبی ، اجتماعی ، و علمی ۲۴ ساعت که همیشه در خدمت تمام قلم بدستان ، شاعران ، نویسنده‌گان  گهر آفرین ما بوده و مطالب شان را  بدون هیچگونه تبعیضی   بدست نشر میسپارد.
از برادر گرانقدر جناب محترم مهدی بشیر و جناب شما  آقای قیوم بشیر هروی گرامی اظهار سپاس و قدردانی مینمایم و به همچو شخصیت ها مانند شما افتخار میکنم.
موفقیت های بی پایان ، سلامتی و سعادتمندی شما را  از خداوند منان آرزومندم،
موفق وسرفراز باشید .

در مورد بخش دوم سؤال شما باید عرض کنم که از سالها قبل مطالب منتشره در سایت ۲۴ ساعت را میخواندم ، اما از ماه جولای سال ۲۰۲۲ با ارسال سروده هایم همکاری ام را با این سایت وزین آغاز نمودم و تا هنوز افتخار همکاری با آنرا دارم.

 سؤال :

برای جوانان هموطن ما که در دیار غربت زندگی می کنند چه توصیه ها ی دارید؟

پاسخ :

 در مورد جوانانی که در این اواخر از افغانستان بیرون شدند و در هرگوشه‌ی دنیا تشریف دارند باید عرض شود:
اول اینکه زبان و کلتور خودرا  فراموش نکنند و اگر کوچک ترین موقع برایشان میسر باشد درس بخوانند و بیاموزند تا از کارهای شاقه بدور بمانند وهمچنان در وطن اگر درس خواندند باید داشته خودرا پرورش بدهند ،  در مجالس ادبی ، فرهنگی شرکت کنند و یا از طریق میدیا بیاموزند تا اندوخته های شان خاموش نگردد ، جوانان که متولد افغانستان نیستند در هرجا که زندگی دارند کوشا باشند تا زبان مادری و عنعنات خانواده‌گی را بیاموزند و فراموش نکنند.

بدون شک هر کشوری از خود فرهنگ خود را دارند و جوانان ما در هر کشوری که زندگی میکنند  لازم است در پهلوی فرهنگ حاکم جامعه ، فرهنگ  خود را نیز حفظ نمایند.

 سؤال :

در پایان اگر پیام و یا مطلبی است که نپرسیده باشم لطف نموده بیان کنید.

پاسخ :

ممنون و سپاس گزار لطف تان ، نخیر دیگر کدام پیامی ندارم .
با عرض حرمت و ارادت 

 

بشیر هروی :

بانو میوند گرانقدر از اینکه به سؤالاتم پاسخ دادید از لطف  شما تشکر و قدردانی نموده ، سعادتمندی و طول عمر با برکت برایتان تمنا دارم.

19 آگوست
۴دیدگاه

سوی رحمت

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  سه شنبه ۲۸ اسد ( مرداد ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۹ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

سوی رحمت

خسته‌ام در  ملک   غربت بی محبت می روم
کوله باری درد وغم من سوی غربت می روم

آرزو هایم همه گم، دست تقدیرم کجاست ؟
با همه شور و نوا با چشم  حسرت می روم

هر چه تخم عشق پاشیدم  ندیدم  حاصلش
از   گلستان  بی  خبر  دنبال  علت  می روم

گفته بودم  با عزیزان  حرف  دل  بیرون  کنم
از همه رنگ و دو رنگی کنج خلوت می روم

دل ببستم در جمعی یاران کسی یارم نشد
با  دعا‌  و  آرزو  بر  سوی   رحمت   می روم

عالیه میوند   

فرانکفورت – آلمان

۲۵ جولای ۲۰۲۵

 

 

 

16 آگوست
۳دیدگاه

تمنای وصالش

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه ۲۵ اسد ( مرداد ) ۱۴۰۴  خورشیدی ۱۶ آگست  ۲۰۲۵ میلادی   ملبورن  استرالیا

تمنای وصالش

قربانی  هر حادثه  و  سلسله  هستم
آواره ترین  بانوی  این   قافله   هستم

از عشق خودم عشق تو و  رمز زمانه
سرتا  قدمم  زخمی  و  پرآبله  هستم

عمریست  گرفتار  ز هجران  تو ای یار
لبریز ز درد  و  تب این  فاصله  هستم

از  دست  دل خود  و  تمنای  وصالش
افسرده و پژمرده در این مرحله هستم

از هیچ کسی گله و هم شکوه ندارم
از بخت بد خویش که اهل گله هستم

ای دل تو مکن شکوهِ از این هلهله عشق
رنجیده دلم حاصل  این  زلزله هستم

از غیر چه گویم که آزرده دل از دوست
افتاده چه دلتنگ در این مسله هستم

عالیه میوند
فرانکفورت  – آلمان

اول جولای ۲۰۲۵ میلادی

11 آگوست
۳دیدگاه

دلم را شکستی

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  دوشنبه  ۲۰ اسد  ( مرداد ) ۱۴۰۴  خورشیدی – ۱۱ آگست  ۲۰۲۵   میلادی   ملبورن  استرالیا

    دلم را شکستی

غزل را   سرودم  ز   عشقم    نشانی
که تا تو بخوانی  به عشقم  تو  جانی

بگو تا به کی  من به  هجرت  بسوزم
ندارم   پناهی   نه   از   غم    رهانی

برایت   نویسم   ز   درد‌   و     جدایی
چه  افسرده‌ام   من  ز  دردی  نهانی

نه  دردم   دوای   نه   شور و  نوایی
کنارم   گر   آیی   تو    دردم    برانی

ندانی   ز حالم   خزان  شد    بهارم
به  نیمی   نگاهت   جوانم    بمانی

دلم   را  شکستی  نگفتی   برفتی
چه کردم به عشقت به جز مهربانی

به دل هم قراری به جان   دلربایی
به این دل وفا کن که دل  را توانی

عالیه میوند
 ۱۹ جولای ۲۰۲۵

01 آگوست
۳دیدگاه

وفا

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه  10 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی – 1  آگست  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

               وفا

بیا   در   بستر   خوابم  وفا کن
گلاب و عطر خود را جا بجا کن
چنان ماندم رویِ بستری   غم

مرا از درد و غم  هايم  رها کن

                      عالیه میوند 

                   11 جون 2025 
23 جولای
۳دیدگاه

منتظرم!

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه 1 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی -23 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

منتظرم!
یاد تو
شمعی‌ست در دلم؛
همیشه روشن، همیشه گرم.

در هر چمن سر می‌زنم،
از تو نشانی نیست؛
کجا شکفته‌ای،
ای گل بی‌نظیرم؟

قطار عمرم غرقه‌ی
موج شوق دیدار توست
در بحر بیکران فراق.

منتظرم!
کشتی عشق‌ام
در گرداب محبتت
جا مانده است.

در انتظار،
با چشمان باز خواب می‌بینم؛
عبوری از سرزمین عشق
و سفری به سیاره‌ی غم‌ها.

در دام غربت دل،
بی‌نفس‌ام،
و با قطره‌قطره‌ی اشک،
آسمان
هوای گریه دارد
با من.

منتظرم!
کجا روم؟
که راهی به گلشن ندارم.

رهایم مکن؛
او نیم من شد
و من مرده‌ای سیّار.

آخ، چه زیباست
که احساس را
باد می‌وزد
و آفتاب، غرق روشنی،
تو را می‌چیند.

بکار
گلاب عشقت را
به در و دیوار دلم؛
و بنویس
با قلم انگشتان پنسلی‌ات،
که تنها تو بدانی…
بس.

 عالیه میوند
15 جولای 2025

فرانکفورت – جرمنی

19 جولای
۳دیدگاه

موج سرگردان

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه 28 سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 19 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

موج سرگردان
                       
گر ندارم کلبه‌ی  از  بی‌  پناهی‌ های   خویش
با که نالم در دل شب  از دل   تنهای خویش؟

گر خیالم  سال  ‌ها  کرده   هوایت    بر سرم
من روانم  در مسیر  راهی   ناپیدای  خویش

آتشی در سینه می‌سوزد چو سر تا   پای من
همچو سرگردان موجم در دل دریای خویش

گر ندارم جراتی تا حرف  دل   بیرون   زنم ،
لحظه‌لحظه گم شدم در ناله و غوغای خویش

چشم‌هایم  غنچه‌ی  غم  را   شکوفا   می‌کند
گاه‌گاهی می‌کند دل خواهش  بی‌جای خویش

گرچه دورم از کنار ت زخم   ناسوری شدم،
گاه می‌سازم خودم را عاشق  شیدای خویش

‘عالیه’ هرگز  مکن  زین عشق  بی‌بنیاد  یاد،
باز می‌سازد تو را هم عاشق رسوای خویش

عالیه میوند 

5 جولای 2025

فرانکفورت – آلمان

15 جولای
۳دیدگاه

قصر دل

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه  24 سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 15 جولای  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

        قصر دل

درخت   عشق   هرگز   بی  ثمر نیست

هر آن کس عشق دارد بی هنر نیست

اگر     آباد     شد       قصر      دل     ما

بدان  آن  عشق  در  دل  بی اثر نیست

                     عالیه میوند

               فرانکفورت – جرمنی

 

25 ژوئن
۱ دیدگاه

رنگ عناب

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهارشنبه 4  سرطان  ( تیر ) 1404  خورشیدی – 25 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

رنگ عناب

دلم هردم به یادش در عذاب است
لبان  ناز او   رنگ  عناب  است
گل   عطر   تنش   بوئیده   بودم
که بهتر از همه گلهای ناب است

عالیه میوند

فرانکفورت – آلمان

10 اپریل 2025

21 ژوئن
۳دیدگاه

درختِ صبر

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه 31  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 21 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

درختِ صبر

آفتابِ دیده‌گانم سرد بود
بر نیمکتِ خستگی
چشم‌انتظار نشسته بودم.
سینه‌ام
آسمانی پر از درد،
و بادی
که عبور را زمزمه می‌کرد…

برگ‌ های امیدم
یکی ‌یکی
از شاخه‌های صبر
فرومی‌ریختند.
و باد،
با بی‌ رحمی تمام،
حریفم شد.
سخت بود…
سخت،
وقتی هر برگِ درختِ صبر
درون خود
جانی داشت
و آهسته
می‌ مرد…

عالیه میوند
28 / 5 / 2025

 فرانکفورت

 

16 ژوئن
۱ دیدگاه

کشتی آرزو ها

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه 26  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 16 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

کشتی آرزو ها

 

چراغ عشق رساند
تو را به آزادی
ای زن زاده شدی با عشق
چراغ روی تو روشن
سازد منزل را
پلنگ چشمانت صد پاره کند
دل را
یک کهکشان لانه‌ی امید آوردی
با آمدنت
یک جهان فانوس روشن
در زندگی ماندگار با قصه های
بی پناه در قله های آرامش
لبریز کردی
کشتی آرزو ها غرق موج دیدار تو
در بحر بیکران فراق شدند

عالیه میوند   

فرانکفورت

27 اپریل 2025

 

 

09 ژوئن
۱ دیدگاه

تنهایم

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه 19  جوزا  ( خرداد ) 1404  خورشیدی – 9 جون  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

تنهایم

به رسم زندگی چرخم   به داغ  بی کسی هايم
بساط  غم    بدل   دارم    فشانم   تا  به  رویایم

جهان خواب  است و من بیدار  و غرقم درتمنای
خیال      عاصیم       غرق      وصال     آرزوهایم

چه خوش بخشیده رویای شکوهی باغ دل هردم
چه باشد جز مراد دل  بگو، ای  غمِ ، که تنهایم

چرا دردست تقدیرم ؟ جهان پررنگ ونیرنگ است
به تلخی های شیرین ‌اش  رها  در فکر فردایم

بخواهم یا نخواهم من ، غرورم سهم زهر گشته
تن   بیچاره‌ام   پیچم   به   درد  و رنج  شبهایم

عالیه  میوند
فرانکفورت 

15 می 2025