۲۴ ساعت

17 ژانویه
۱ دیدگاه

هجران

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه  مؤرخ  ۲۷ جدی  ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۷  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

هجران

گیر آمدم  ، گیر آمدم در بند  و زنجیر آمدم

رفتم جوانی در کمر ، برگشتم و پیر آمدم

در ظلمتم روشن شدم، با حیرتم دشمن شدم

از دادگاه  روشنان با  جرم  و تقصیر آمدم

حرفِ گمانم  را زدم ، چانه  زمانم  را  زدم

تخته دکانم را زدم، بی حرف و تقریر آمدم

پایم شبی در دام رفت، هم حیثیت  وهم نام رفت

دل رفت از دستم ولی با مکر و تزویر آمدم

تنها ز شهر خویشتن رفتم خموش و بی سخن

از عشق دیرین وطن،  با زوج و تکثیر آمدم

رفتن چرا سوی کنشت، باشد ا گریک سرنوشت

از ابتدا  در این   جهان  بی امر تقدیر آمدم

بودم چو موجی در میان، رفتم به اوج آسمان

در گوش موهوم فلک، بم بودم و زیر آمدم

با جامه ای درویش خود کس را ندیدم پیش خود

رفتم دیار عاشقان ، بودم  گدا  ، میر آمدم

با ترح و ساز و با نوا ، غایب چو موجی در هوا

با رعد و برق و با صدا  ، با نقش و تصویر آمدم

داکتر سلیمان غایب

 

یک پاسخ به “هجران”

  1. admin گفت:

    تشکر جناب داکتر صاحب غایب عزیز از ارسال سروده ی زیبای تان ، سعادتمند باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما