گفتگویی با بیدل شناس نام آشنا ورئیس انجمن کلتوری مولانا و بیدل در کشور شاهی ناروی
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : جمعه مؤرخ ۱۸ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۸ می ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————–
در ادامهِ گفتگو با همکاران قلمی سایت ۲۴ ساعت
اینک صحبتی داریم با محترم استاد محمد ابراهیم زرغون،
رئیس انجمن کلتوری مولانا و بیدل دز کشور شاهی ناروی
و یکتن از بیدل شناسان نام آشنای کشور ما که خدمت
خوانندگان گرامی پیشکش میگردد.
پرسش :
جناب استاد زرغون گرامی با سپاس و امتنان از همکاری های قلمی شما میخواهم در نخست خود را برای خوانندگان محترم سایت ۲۴ ساعت معرفی کنید و بفرمایید دارای چند فرزند می باشید ؟
پاسخ :
با اظهار امتنان از لطف و محبت شما شاعر دلها قیوم جان بشیر هروی گرامی ،..
اسم من محمد ابراهیم تخلص زرغون ولد مرحوم عبدالفتاح و هفتاد و پنج سال قبل در ولایت باستانی کندز در یک سحرگاه ماه جدی ۱۳۳۰ هجری شمسی برابر با ۱۹۵۰ میلادی چشم به جهان گشودم .
پدر مرحومم مرزا عبدالفتاح زمیندار و دهقان پیشه ولی از شایقین و دوستدار همه شاعران و بیشتر علاقمند حضرت ابوالمعانی مرزا عبدالقادر بیدل رح بودند که در کتابچهء رنگ رفتهء خود اکثر تک بیت ها و ابیات ابوالمعانی بیدل را متبرکاً نوشته و در سخن ها و نصایح خود به فرزندان از آن ابیات استفاده مینمودند.
در مورد بخش دوم سؤال شما باید بگویم شکر پروردگار عالمیان نهُ فرزند دارم.
پرسش :
لطف نموده در مورد کار و فعالیت های قبلی تان در افغانستان قدری روشنی انداخته و همچنین بفرمایید در حال حاضر مصروف چه فعالیت ها می باشید؟
پاسخ :
احترامانه عرض میکنم اینکه : قبلاً در افغانستان و حتی بیرون از وطن علی الرغم دیگر شاعران و نویسندگان من شغل آزاد داشتم یعنی تجارت و دکانداری و مدت ده سال می شود که بازنشسته و متقاعد هستم و فقط می سرایم و می نویسم.
پرسش :
علت ترک وطن و پیوستن به خیل مهاجرین چه بوده و در کدام سال ناگزیر به ترک وطن شدید و در حال حاضر در کدام کشور زندگی می کنید؟
پاسخ :
.چون ولایت کندز هم مرز با تاجکستان است ، من سالها در جمهوری تاجکستان و آسیای میانه مشغول تجارت و رفت و آمد بودم . با روی کار آمدن دور اول امارت اسلامی همراه خانواده به تاجکستان مهاجر شدیم .
آنها فقط افغانها بودند ، چون من آنجا قبلاً با بزرگان وزارت تجارت و وزارت فرهنگ شناخت و دوستانی داشتم عده ای از هموطنان مهاجر آنجا بدور من جمع و خواستند بشکل رسمی با اجازه نامه وزارت عدلیه تاجکستان اتحادیه مهاجرین را تأسیس و منحیث مسئول خدماتی را انجام دهم .
این خدمات شامل تأسیس لیسه عالی استقلال ، ایجاد کانون فرهنگی احمد ظاهر ، ایجاد شورای زنان مهاجر افغان و ساختن کلینیک در داخل مکتب لیسه و ثبت نام و اعطای کارت رسمی مهاجرت به همه هموطنان بخصوص هنرمندان که قبلاً از طرف پولیس و افراد قلدر اذیت می شدند .
اما پس از آنکه رئیس جمهوری اسلامی افغانستان با کابینه اش به تاجکستان مهاجر شدند مرا احضار نموده و گفتند که نام مکتب ات را از استقلال به سامانی تبدیل کن ، ما معلمین ات را که ۲۸ نفر بودند ماهانه صد دالر معاش می دهیم در غیر آن مکتب را می بندیم . وقتی من جواب رد دادم از طریق سفارت دولت اسلامی در جمهوری تاجکستان مکتوبی عنوانی وزارت خارجه و کاپی آنرا بوزارت امنیت فرستادند و در آن تذکر داده بودند که:
محمد ابراهیم زرغون از قوم پشتون و نماینده تحریک طالبان می باشد که در جمهوری تاجکستان فعالیت سیاسی دارد و بدین ترتیب یک مهر تند و بد و سختی را که هیچ بمن نمی چسپید ، بر چسب زدند و باز مرا در سفارت احضار کردند و مکتوب ذیل را باین عنوان بمن سپردند :
محترم محمد ابراهیم زرغون رئیس اتحادیه مهاجرین ! سفارت دولت اسلامی افغانستان در دوشنبه بتاریخ ۱۶ فبروری سال ۲۰۰۱ مکتوبی را از وزارت خارجه جمهوری تاجکستان تحت شماره (۸۷۲) ۱/۱۲دریافت نموده که در آن درخواست خروج شما و فامیل تان را از قلمرو تاجکستان ظرف یک هفته نموده است .
بدینوسیله سفارت دولت اسلامی در دوشنبه مفاد آنرا بشما ابلاغ مینماید .
مکتوب سفارت دولت اسلامی افغانستان در دوشنبه با مهر و امضای شخص سفیر نه ، بلکه امضای معاون سفارت دکتور غلام محی الدین مهدی و آتشه نظامی افغانستان جنرال صالح ریگستانی بود.
ریگستانی شخصآ بمن زنگ زد و تلفونی چنین گفت:
تو زرغون هستی و پشتون و همه پشتون ها طالب هستند ، گوشت ترا با انبور می کَنمَ . من برایش احترامانه گفتم که زبان مادری من فارسی است و تمام اشعارم بزبان فارسی دری می باشد.
یک هفته مهلت دادند و سه روز نگذشته بود که شب پانزده نفر مسلح منزل مرا محاصره و مرا بوزارت امنیت دولتی تاجکستان بردند و شبانه از من تحقیق میکردند و می گفتند چنین بگو اعتراف بکن و چنان بگو.
بهر صورت روز و شب های بسیار بدی بود تا آنکه خالق بیچون و بی نیاز بمن رحم کرد و نمایندگی ملل متحد یعنی اداره دفاع از حقوق مهاجران UNHCR از طریق وزارت خارجه خبر شد که مرا بقتل می رسانند فوراً مداخله نموده ، مرا از وزارت امنیت به دفتر ملل متحد بسیار احترامانه انتقال دادند و نمایندگی ملل متحد در تاجکستان مکتوب شدید الحن فرستاد و خاطر نشان نمود که منبعد با رئس مهاجرین کار نداشته باشید ما او و فامیلش را بیکی از کشور های مهماندوست خواهیم فرستاد و به لطف پروردگار عالمیان (ج) بعنوان کیس خاص سیاسی و حالت اًضطراری کشور شاهی ناروی بمن و ۱۴ نفرخانواده ام پاسپورت و مبلغ ۵۴ هزار دالر هزینه بلیت های طیاره فرستاد که محترمانه به ناروی انتقال یافتیم . چون شما انگیزه سفر و مهاجرت را سوال کردید بیان نمودم وگرنه لزومی نداشت .
پرسش :
در مورد سرودن شعر میخواهم بدانم که از کدام سال به سرودن شعر آغاز نمودید و در کدام قالب های شعری می سرایید؟
پاسخ :
در مورد این کمینه به عنوان شاعرباید بگویم هر چند که منِ ناتوان خود را شاعر بتمام معنا نمی دانم و تنها فریاد ها ، زجه ها و ناله های خود را در رابطه به وطن مالوف و عزیز و دردمند خود بعنوان یک آواره و مهاجر اجباری در قالب نظم گونه می سرایم و می نویسم و در قالب های غزل و مثنوی ، مخمس و مستزاد و قصیده های کوچک ، رباعیات و دو بیتی ها ، قطعه و تک بیت ها می باشد.
پرسش :
طوریکه اطلاع دارم چندین اثر از شما تا بحال به زینت چاپ آراسته شده ، اگر لطف نموده بفرمایید که این آثار در چه موردی بوده و چند مجموعه شعر شامل آن میباشد؟
همچنین بفرمایید که چطور خوانندگان محترم میتوانند انها را بدست بیاورند؟
پاسخ :
بلی، شش اثر ناچیزم بنام (وطن نامه) که سه جلد در یک جلد اشعار میهنی ، حماسی ، عاشقانه ها و عارفانه ها را در قالب های غزل و مثنوی ، مخمس و مستزاد و قصیده های کوچک ، رباعیات و دو بیتی ها ، قطعه و تک بیت گونه ها را در هشتصد صفحه قبلاً بچاپ رسانده ام و همچنان دو کتاب در حوزه بیدل شناسی بنام های (بوزینهء که بودینه نیست) و شرح یک بیت ابوالمعانی بیدل رح و یک کتاب دیگر بنام نقد کتاب علامه اقبال لاهوری تحت عنوان (مطالعه بیدل در پرتو اندیشه های برگسون) که در یک بیت حضرت ابوالمعانی بیدل رح قاطع و صریح به کفر گویی و منکر روز معاد و روز رستاخیز متهم ساخت بود ، نقد نمودم و مستند از گنجینه ها و آثار خود ابوالمعانی بیدل رد نموده و اتهامش را باطل ساختم . همچنان کتابی که انشاءالله دو ماه بعد به زیور چاپ مزین خواهد شد کتاب مهم و با ارزشی است بنام (بیدل فنای مطلق) ثمر هء هفت سال تحقیق مؤثق و زحمات شبا روزی ام بوده که به الهام و رهنمایی خود ابوالمعانی مرزا بیدل رح برشته تحریر درآورده شده و درین سه صدو وند سال هیچ شاعر و نویسندهء درین مورد سخن پردازی نکرده اند و جز مرحوم و مغفور قندی آغا که به شکل گذرا ارشادات پسندیده دارند .
چون من خادم خانقاه ابوالمعانی بیدل هستم هیچگاه آثار خود را بفروش نرسانده ام فقط خواستم که همه بخوانند و مستفید شوند و این کتابها را در کابل در انتشارات و کتابفروش داوود فیضی گذاشته ام که با کمین قلیل بدسترس علاقمندان قرار دهد ولی خداوند این کتابفروش ها را انصاف و هدایت نصیب فرماید حتی دوست نزدیک خود را فرستادم تا یکجلد تحفه بدهد بی انصاف از او پول مطالبه نموده .
حالا سه جلد کتاب زیر چاپ دارم :
۱ – ناله ها و زجه ها مجموعه شعری است.
۲ – سکته خوانی در شعر بیدل ، چهار سال تحقیق.
۳ – عجز در کلام بیدل و نفس در شعر بیدل در یکجلد.
۴ – (نعره های هایو هو) در مثنوی ، تحقیق در زمینه های تولد و زندگی خانوادگی پدر و مادر مولانای بزرگ بلخی از بلخ تا قونیه و تحقیق خاص در مورد مادر قهرمان وگرامی شان که در ولایت قهرمان ترکیه دفن هستند . همچنین تحقیق در مورد شیخ ضیاءالحق حسام الدین چلبی که در تحقیق خود او را ایجادگر و مؤسس و بنیانگذار مثنوی معنوی مولوی قلمداد نموده ام البته حضرت مولانا جلالالدین محمد بلخی ثم رومی صاحب مثنوی معنوی مولوی می باشد و مجموعه ای این تحقیق در قالب نظم سروده شده و البته با سه صدو پنجاه بیت باستقبال مثنوی، در همان وزن مثنوی معنوی مولوی سروده ام و همچنان مخمس بر ۳۱ بند اول مثنوی که ۹۸ بیت میشود سروده ام که نیز درج این اثر خواهد بود ان شاءالله.
بنا به دعوت محترم عبدالرحمن نادر رئیس مرکز کلتوری فرهنگی حضرت مولانا جلالالدین محمد بلخی رومی ، بنمایندگی از مرکز کلتوری فرهنگی مولانا و بیدل در کشور شاهی ناروی اینجانب بعنوان مسئول این نهاد در عرُس هفتصدو پنجاه سالگی مولانای بزرگ بلخی شرکت نمودم که همه ویدیو های آن کنفرانس را از طریق فیسبوک نشر کردم
پرسش :
تا جاییکه اطلاع دارم در سالهای گذشته شما محفل عرس حضرت ابوالمعانی بیدل را برگزار نمودید ، آیا این محافل همه ساله برگزار میشود یا خیر؟
پاسخ :
به این سوال شما احترامانه چنین جواب ارائه خواهم نمود :
جناب شما که خود شاعر دلها و یکی از شخصیت های بیدل شناس آگاه و اندیشمند می باشید، در جریان هستید که درین مدت ده سال این عاجز ناتوان از هزینهء بازنشستگی و تقاعد شخص خود همه ساله کنگره بین المللی محفل عرُس ابوالمعانی بیدل رح را با حمایت معنوی دوستداران ابوالمعانی بیدل و شاعران و نویسندگان ناروی برگزار نمودم که تعدادی از بیدل دوستان و بیدل پژوهان از سایر کشور های اروپایی نیز با وجود همه سنگ اندازی ها و مشگل تراشی های عده ای از باصطلاح روشنفکران متعصب ، متحسد ، بخیل و تاریک بین ، اشتراک نمودند.
باری عده ای از این کور باطنانِ که میگویند:
تو زرغون و پشتون هستی و پشتون ها همه طالب ، و تو را به بیدل چکار و برای مختل ساختن و هرج و مرج و خاموش کردن صدای ما ده نفر از جوانان خونگرم و نادان را با لباس جنگی نه لباس رسمی به محفل می فرستادند تا مجلس و محفل عارفانه را برهم بزنند ، چون ما هم تدابیر خود را از قبل گرفته بودیم و محفل نذرگونه ای عرُس ابوالمعانی بیدل رح را احترامانه برگزار نمودیم و انشاءالله تا وقتیکه حیات دارم از این خدمت افتخارانه دریغ نخواهم کرد :
دامانِ خاک ، خوابگه ای ناز بیدل است
آغوش چرخ ، شوخیِ انداز بیدل است
شورِ جهاتِ گرَدِ ، تک و تاز بیدل است
این هفت پرده ، پردهء از ساز بیدل است
بر هر چه گوش می نهی، آواز بیدل است
بیدل (رح)
مخمس بر یک بیت ناب و زیبای بیدل رح:
گر شوم عاشق به عالم، ز عاشقانِ بیدلم
در مسیرِ معرفت ، از خادمانِ بیدلم
گرَدِ بر جا مانده ای ، از کاروانِ بیدلم
“بی یقینی داشت عمری ، در گمانِ بیدلم
عرش اگر باشم ، زمین ِ آسمانِ بیدلم
پرسش :
شعر را چگونه تعریف میکنید و به نظر شما شاعر خوب کیست و از چه خصوصیاتی میتواند برخوردار باشید؟
پاسخ :
در مورد تعریف شعر سوال کردید ؟ اگر اجازه بفرمایید این سوال را مشترکاً از دو مَلکُ شعرا مرحوم مَلِکُ شعرا بهار و مرحوم مَلِکُ شعرا استاد خلیل الله خلیلی بزرگ میپرسیم که شعر چیست و شاعر خوب کدام است :
شعر دانی چیست ؟ مرواریدِ ، از دریای عقل
شاعر آن افسونگرِ کاین طرفه مروارید سُفت
از برای آنکه این گوهر ، فرا چنگ آورد
ماه ها و سال ها ، شاعر نیاسود و نخفت
صنعت و وزن و قوافی است نظم و نیست شعر
ای بسا ناظم ، که نظمش نیست الی حرف مفت
شعر آن باشد ، که خیزد از دل و جوشد ز لب
باز در دل ها نشیند ، هر کجا گوشِ شنفت
(مرحوم بهار)
شاعر آن نبوّد که با نیروی الفاظِ فصیح
ذره را خورشید گوید قطره را دریا کند
گه ستاید آنکه را ، شایستهء نفرین بوّد
گه فروتر ، از خودش را بر فلک بالا کند
شعر آهنگِ دل است و، نغمهء روحِ بشر
درنوای دل، جهان را عاشق و شیدا کند
این جهان باشد کتاب و عشق سرتاپای آن
شاعر این الفاظ دلکش را ، بما معنا کند
( مرحوم استاد خلیلی بزرگ )
و من هم یک عرض عاجزانه دارم :
من کیم تا من بگویم شعر چیست ؟
شاعرِ درد آشنای ، شعر کیست ؟
قطره ام ، در بحر طوفانزای شعر
ساغری نوشیدم ، از صهبای شعر
لیک گویم ، از زبانِ بوالبشر
شعر آهنگِ دل و ، روحِ بشر
ساز را با سوز ، یکجا کرده اند
خون دل با اشک مأوا کرده اند
این منم ، من ذره ای زین آفتاب
تا بیارم جملگی ، بر تو کتاب
گویمت از عشق و شعر ، افسانه ها
دلنشین و تابناک ، ترانه ها
هر که سوزش بیشتر باشد عیان
ساز و آهنگش بوّد بهتر ز جان
هر که در بندِ محبت عاشق است
پیروِ اهلِ وفا را ، واثق است
واجب التعظیم. باشد این چنین
وز کلامش می فشارد انگبین
عشق اگر باشد حقیقیت محورند
با کمال و با جمال ، دانشورند
بلبلِ داستان سرای شعر ناب
حضرت مولای بلخ است آنجناب
رقص بسمل سازد آهنگش ز دل
در سماع آرد جهانِ خاک و گِل
شعر موزون نغمه ای جانپرور است
گوهرِ دریای عقل و شهپر است
نغمه ی مطرب بوّد آهنگ شعر
صنعت و وزن و قوافی ننگ شعر
آنچه خیزد از دل و جوشد ز لب
باز در دل ها نشیند بی تعَب
دامنِ مقصود اگر آرد به کف
زندگی پرُ فقر دارد با شرف
شعرِ خوب و شاعرِ خوبان حق
از تخیل گیرد الهام و سبق
گر سراید حمد و شعر جانفزا
می شود مقبولِ درگاهِ خدا
نعت وافر ذکر حق اندر بیان
سرخطِ دیوان بوّد بر شاعران
شعر خوب دارد پیامِ صلح و جان
در عواطف غطه ور باشد چنان
وزن اگر موزون بوِد ، زیبا شود
عشق و امید و هوس یکجا شود
گفت پیغمبر ! چه دانی کعب را
از صنایع و بدیع ، این شب را
گفت، اگر گویم ز قرن ها این خبر
تا چه باشد لفظ و ، معنی را اثر
گو ! برایم یکدو مصرع شعر اگر
تا ز ماضی حال گردد ، با خبر
کعب الاخبار، مصرعهای چند گفت
در سفر همراه بود و ، دُرا سُفت
سورهء بودست به قرآنِ مجید
چون شعرا پیروِ، شیطان مزید
لیک غافل گر نشد از ذکر حق
در بهشت آسوده گردد زان ورق
در زبانم روز و شب وِرد و ثنا
اسم رحمان راحتِ جان است مرا
از رحیمش راحتی جویم به دل
از غفارش ، عفو خواهم رازِ کُل
تا که اعمال نامه ام بر دست راست
گر دهد یزدان به لطفش هم بجاست
تا ابد ( زرغون )، ثنای حق بِگو
شعر خوب گر می سرایی حق بِگو
پرسش :
اشعار کدام شاعران را بیشتر می پسندید؟
پاسخ :
من اشعار همه شاعران اعم از متقدمین و متاخرین ،خاصتاً مولانای بزرگ بلخی ، لسان الغیب حافظ شیرازی ، رهی معیری ، استاد خلیلی بزرگ و خاص الخاص ابوالمعانی مرزا محمد عبدالقادر بیدل (رح) را بیشتر می پسندم و ناگفته نماند که اشعار شما شاعر دلها قیوم جان بشیر هروی را نیز می پسندم و خود شما می دانید که این سخن از روی ریا نیست .
پرسش :
نظر تان در مورد سایت ۲۴ ساعت چیست و از کدام سال به همکاری آغاز نمودید:
پاسخ :
در مورد سایت ۲۴ ساعت باید بگویم حقا وزین است و متین که به همت فرهنگی با سابقه مهدی جان بشیر تأسیس گردیده و با همت هردو برادر سالهاست که به دور از هرگونه تبعیض به نشرات می پردازد .ولی آغاز همکاری من بر میگردد به سال ۲۰۱۵ که بدعوت شما قیوم جان بشیر هروی آغاز یافت که ازین بابت سپاسگزارم از شما.
پرسش :
برای جوانان هموطن ما که در دیار غربت زندگی می کنند چه توصیه های دارید؟
پاسخ :
پیام من بجوانان عزیز وطن آن است که زندگی را به غفلت سپری نکنند بخوانند و بدانند و بستیزند بقول شاعر :
حدیث بی خبران است “با زمانه بساز “
زمانه با تو نسازد ، تو با زمانه ستیز .
نیمی از عمر من ، در کنجِ زندان، کوته قفلی ها، رنج ها و شکنجه ها گذشت، نیم دیگر در فراق و سوز و هجران وطن ، اما با وجود همه دردها و غم ها، هیچگاه دلسرد و مایوس و روی افتاده نشدم چونکه همیشه توکُل من برخدای رحمان جل مجدهُ بود و هست .
باعرض حرمت
محمد ابراهیم زرغون
مسئول انجمن کلتوری مولانا و بیدل
در کشور شاهی ناروی
بشیر هروی :
جناب استاد زرغون گرانقدر از اینکه به سؤالاتم پاسخ دادید از لطف شما تشکر و قدردانی نموده ، سعادتمندی و طول عمر با برکت برایتان تمنا دارم.


جناب استاد زرغون عزیز با سپاس از اینکه به سؤالاتم پاسخ ارائه نمودید ، سعادتمندی دارین را برایتان تمنا دارم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی