۲۴ ساعت

22 ژانویه
۱ دیدگاه

یادنامهٔ دکتورعبدالسلام آثم:

هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه  مؤرخ  ۲ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۲  جنوری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

یادنامهٔ دکتورعبدالسلام آثم:

——————————————————-

در روزگاری که تاریخ کشورما مشحون از رخ داد های تلخ و شیرین وحوادث ناگواراست ، نام‌هایی چون ستارهٔ تابناک در آسمان فرهنگ می‌درخشند ؛ نام‌هایی که نه‌ تنهانمادی ازانسانیت اند ،بل که خود یک مکتب‌ اند وتندیسی ازدانایی ، صداقت ، فداکاری و عشق به خلق ومیهن که یکی از این چهره‌های درخشان دکتور عبدالسلام آثم است ؛ وی فرزندی برومند از دیار میمنه و ازتبار خدمت گزارانی که فرهنگ وفرهیخته گی درتار  و پود زنده گی اش تنیده است .

او در سال ۱۳۳۱ هجری خورشیدی چشم به جهان گشود ؛ در خانه‌ ای که درآن چراغ دانش روشن بود و درفضای آن عشق به مردم و مهر به وطن موج می‌زد ، از همان کودکی نگاه اش به سوی کتاب افتاد و دلش به خاطرخدمت به مردم مایل بود . قلم را دوست داشت و شیفتهٔ علم بود که همین دو بال نیرومند او را در تمام مراحل زنده گی وسیلهٔ پرواز  شـدبه سوی اوج ها .

جوانیِ پرشور:

————————-

داکترآثم دردوره تعلیمات ابتدایی ، ثانوی ولیسه همیشه شاگردبرتر بود ؛ بعداز فراغت اش ازلیسهٔ ابوعبید جوزجانی ، ازباعث آن که دانشگاه‌ ها بنابر اعتصابات محصلان بسته بود ، موصوف با جلب توجه مدیرمعارف فاریاب به صفت ماموردرچوکات معارف مقرر وایفای وظیفه نمودوبابازگشایی دانشگاه  کابل با سپری نمودن موفقانهٔ امتحان کانکورشامل دانشکدهٔ طب کابل شد وبه سال ۱۳۵۷ هجری خورشیدی از دانشکدهٔ طب کابل فارغ شده و طبیب حاذقی شدکه طبابت را تنها حرفه ندانست ، بل که رسالت انسانی پنداشت ودرعین زمان به سرودن شعر ونوشتن مقالات علمی هم باعلاقه مندی ادامه داد .

تحصیلات وپژوهش ها:

—————————————

دکتورعبدالسلام آثم پس از فراغت ازدانشکدهٔ طب کابل ابتدا به صفت استاد درانستیتوت تعلیمات متوسط طبی مقررگردیده ودرآن انستیتوت تابه مقام معاونیت علمی آن انستیتوت ارتقانمودکه بعدها با سهم گیری فعال ومؤثر در ایجاد خدمات مدرن صحت روان درکشورمصروف خدمت گزاری دراین بخش صحی گردیده موصوف بااستفاده ازبورس های تحصیلی وپژوهشی به همکاری ادارهٔ سازمان صحی جهان در مؤسسات تحصیلی وآموزشی معتبر کشورهای مختلف جهان در بخش تداوی بیماران روانی ومعتادین مواد نیشه آور، شیوه های علمی روان درمانی ، بازتوانی اجتماعی ومنجمنت این خدمات آموزش دیدواندوخته های خودرا درخدمت هم وطنان قراردادونیز چندین باردر کنفرانس های علمی جهانی و در برنامه ریزی خدمات صحت روان در کشورهای شرق مدیترانه از افغانستان نماینده گی کرده است .

وظایف دولتی وکارهای اداری:

—————————————————-

دکتورآثم در پست های مختلف دولتی تابه مقام های بلند کار کرده است که طور فشرده آن را چنین خلاصه کرده می توانیم:

ماموریت درمدیریت معارف فاریاب ، استادانستیتوت

تعلیمات متوسط طبی ، معاون علمی آن انستیتوت ،

معاون ریاست صحت روان افغانستان ، رییس شفاخانهٔ روانی کابل ، رییس عمومی خدمات صحی حوزهٔ شمال کشور، سکرتراول سفارت وبعد سفیردر سفارت کبرای دولت اسلامی افغانستان مقیم انقره .

موصوف در هریکی ازاین پست هـا با استفاده از تجارب واندوخته های خود به صداقت وامانت داری وظیفه اجرانموده وازخود شایسته گی نشان داده ومصـدرخدمات ارزنده وچشم گیرشده است .

وظایف فرهنگی وفعالیت های ادبی:

————————————————————-

آثم تنها یک طبیب حاذق ، اداره چی مدبروسیاست مدارباتجربه نبوده ؛ او شاعری دوزبانه ، نویسنده‌ٔ توانا و ادیبی مردم‌دوست است . او طبع آزمایی را تحت نظر مرحوم سیداحمدبینا از نوجوانی آغاز کرده و نخستین سروده‌ اش تحت عنوان مادربه سال ۱۳۴۶ هجری خورشیدی در روزنامهٔ فاریاب به نشـررسیـده است .

اشعار او در روزنامه‌ هاوجراید پرتیراژ افغانستان و اوزبیکستان اقبال چاپ یافته ، ومجموعهٔ اشعار اوزبیکی او درسال ۱۳۶۲ هجری خورشیدی  به نام «ینگی آچیلگن گللر» ازسوی انجمن شعرا ونویسنده گان افغانستان درمطبعهٔ دولتی به چاپ رسیده است .

بسیاری از آوازخوانان کشور به ویژه اعضای گروه هنری ظفر  بسیاری از تصنیف‌های اورا درقالب موسیقی درآورده اند .

شعر آثم ، شعر زنده گی است ؛ در آن ، هم بوی گل‌های وطن است ، هم نالهٔ دردمندان ، هم شور جوانی و هم حکمت پیری .

وظایف فرهنگی واجتماعی اورا طور فشرده چنین

خلاصه نموده می توانیم:

همکار ومشاور برنامه های صحی رادیو تلویزیون

افغانستان ،

همکار ادبی برنامه های اوزبیکی رادیو وتلویزیون افغانستان ،

همکار گروه هنری ظفر ،

معاون انجمن رضاکاران صحت روان افغانستان ،

اولین رییس شورای مرکزی انجمن فرهنگی امیر علیشیرنوایی ،

و رییس انجمن فرهنگی وهمبستگی افغانستانی های مقیم کشور تورکیه .

انسانی پاکباز:

————————

آنچه بیش از همه نام آثم را درخشان می‌سازد تنها مقام ، مسلک و شعرنیست بل که شخصیت انسانی  صداقت ، شجاعت ، تواضع ، و عشق اوبه انسان است . او هرگز در برابر زر و زور سر فرود نیاورد ، و هیچ‌گاه دست به ریا کاری و تملق نزد .

او نماد انسان پاکباز و وطن‌دوستی است که تمام عمر خویش راوقف خدمت به خلق ، رشدفرهنگ وبیان حقیقت نموده است .

سخن آخر:

——————

امروز، وقتی ازشخصیت دکتور عبدالسلام آثم سخن می‌گوییم ، تنها از یک فرد یاد نمی‌کنیم ؛ بل که از یک نسل ، یک فرهنگ و یک اندیشه یاد می‌کنیم . او آینه‌ ای است که در آن می‌توان صفات یک انسان خوب را دید ؛ دانش ،

صداقت ، مردم‌دوستی ، میهن‌پرستی و ایمان به انسانیت .

نام او ، همچون چراغی درحافظهٔ جمعی از ما می‌درخشد ؛ چراغی که نمودار راه خدمت به مردم ، راه صداقت و راه رشدفرهنگ ووارسته گی

است.

به زنده گی ندهـد کس به اهـل علـم بها

همه ز بعدِ  وفات اش کنند   مـدح  و  ثنـا

چو زنده است ، نبیندزخلق شفقت ولطف 

ولـی چـو  رفـت  نـمـایـنـد داد   و  وا ویـلا 

به وقتِ زندگی‌اش حـال او  نمی پرسنـد 

مگر چو رفت شود هرکسی  قصیده سرا 

کسی به فکرکسی نیست در زمـان حیـات 

عجب زمانه شد ای دوستـان عجـب دنـیا

اگر چه ما شده ایم خارچشم اهل غرض 

ازان خوشیم که   دوریم   ما ز مـکر و  ریا 

شنـوکه در قفس سینه مرغ دل شب وروز

زجـور وظلم خسیسان چـسـان کنـد غوغا 

بگـو عـزیـز دریغـا که  بیـن خـلـق  نمـانـد 

صفای طینـت و وارسته گی و مهر و وفا 

باعرض ادب وحرمت

داکتر عزیزالله فاریابی

۱۴ جنوری ۲۰۲۶ 

—————–

نمونه هایی از اشعار دری واوزبیکی دوکتور در ذیل به خدمت دوستان تقدیم نموده برایشان صحت مندی وعمردراز آرزو می نمایم.

گرچه دوستان عزیزبا نمونهٔ کلام او آشنا اند،بازهم

یک یک نمونه ازاشعاراوزبیکی ودری اورا باشما شریک می سازم.

رسـم وطـن داری:

ای وطـن داران کمـی باهـم  وطن داری  کنـید

جای بی مهری به هم سازیدوغم خواری کنید

مقـصـد دیگر ندارم زین همه گفت  و  شنـود

یک وطن دارم،نمی خواهم ستم گاری کنید

کسب قـدرت ازبرای خدمـت مردم  نکوست

نـی بـرای آن کـه ظلـم و مـردم آزاری کنـید

نعمـت آزاده گی  محـصول  جـان  بازی بـوَد

این متاعی  نیست کز دکان  خریداری کنید

درحصارِ ظالمان بی حمله  نتوان رخنه  کرد

ظلم ظالم می شود افزون، اگـر زاری کنـید

کی کـشد  بارِ امـانـت  رشـتهٔ  خـامِ فـریب 

ای هـوس بازان شـما تاچـند مـکاری کنـید؟

آن همـه نا قـابلی آخر به رسـوایی کـشــید

باچنین وضـعی همین بهترکه خرکاری کنید

داکتر آثـم

—————————————

توغری سوز اچچیغ بولر

قول  بولیب  یاولرگه ، اوزبیکمن  دیگاندن قورقه من

ایـل و تیل نی یاتـگه ساتگن شارلتاندن قـورقه مـن

کیچـه ـ کونـدوز تاریخیم ، آنه   تیلیم دیب  مقته نیب

اصـلیـده الـداوچـی بـولگـن مـهـربـانـدن قـورقـه مـن

بـوریا اوسـتـیـده  طـاعـت ایلـه گان  لـرنـی کـوریـب

بـوریـانـیــنگ آستــیده یاتـگن  چـیانـدن  قـورقـه مـن

باغ وبوستانده  کوکرگن خار  و خس  نینگ عمری آز

باغـیـمـیـزده ، باغـبان  ایکـگن تیـکاندن قـورقـه مـن

ایل ـ اولوس حقی اوچون  چاپگن  ایگیتگه  جان فدا

پول بیلن منصب  اوچون  چاپگن  جواندن  قورقه من

خـان وخاقـان نسلـی نینـگ مـیراثی باتیـرلیک  ایرور

میـن ، قـه ورچاغـدن توزه لگن قهـرماندن قورقه من

اونچـه هم قورقـاق ایمـس من ای وطنداشلر! بیراق

اولکـه ده بی هـوده آقـگـن تیـر و قـانـدن قـورقـه من

داکتر آثـم

 

 

10 آگوست
۱ دیدگاه

هودج گل ؛ کاروانی از عطر وطن در ادبیات مهاجرت

( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر :  یکشنبه  19 اسد  ( مرداد ) 1404  خورشیدی – 10  آگست  2025   میلادی   ملبورن  استرالیا

 

هودج گل ؛ کاروانی از عطر وطن

در ادبیات مهاجرت

به مناسبت انتشار تازه ترین دفتر شعری استاد محمد اسحق ثنا

درگسترهء پرشکوه تاریخ و فرهنگ آریانیا بزرگ ، شهر کهن اندخود (انوخویی) چون نگینی درخشان بر سینهء جغرافیای دانش وادب می درخشد.    

 این شهر از دیرباز خاستگاه عالمان ، عارفان و سخنوران بزرگی بوده است ، از ابویعقوب یوسف اندخودی (اندخویی) و امام شمس الدین سیدالافاضل محمود اندخودی ( اندخوبی) در قرون ششم هجری ، تا شاعران و ادیبان نامدار سده های نهم ، دهم و یازدهم ، و نیز اندیشه وران و نویسندگان برجستهء روزگار معاصر . تداوم این سنت دیرین ، امروز نیز در سیمای ادیبان و شاعران نسل مهاجرت جلوه گر است ، نسلی که بار رسالت پاسداری از زبان و فرهنگ را در غربت بر دوش می کشد.                                                                           

در این میان ، استاد محمد اسحق ثنا ، شاعر ئو ادیب شناخته شدهء دو زبان فارسی دری و ترکی ازبیکی ، یکی از چهره های شاخص این کاروان فرهنگی است . تاره ترین اثر او با عنوان « هودج گل » ، در تیر / سرطان 1404 خورشیدی ( جولای 2025 میلادی ) در ولایت بلخ ، با ویراستاری پوهنوال دکتور سید محمد عالم لبیب و دیباچهء پرمایهء استاد دکتور صالح محمد خلیق به زیور چاپ آراسته شده است . این دفتر ، همچون کاروانی آکنده از گل های یاد و اندیشه ، فضای ادبیات مهاجرت افغانستان را بار دیگر با رایحهء وطن معطر ساخته است استاد محمد اسحق ثنا،فرزندحاج محمد نبی،درسال 1328 خورشیدی درشهرستان اندخوی ولایت فاریاب دیده به جهان گشود . آموزش ابتدایی و متوسطه را در دبیرستان ابومسلم اندخوی و دبیرستان نادریهء کابل گذراند و در سال 1347 خورشیدی ، هم زمان با فراغت از دارالمعلمین عالی کابل ، در دبیرستان غازیکابل به آموزگاری پرداخت.                                             

او سال ها در وزرات معارف افغانستان در بخش های تفتیش ، تألیف و ترجمه فعالیت داشت و تا سال 1371 به تدریس ادامه داد. سپس به پاکستان مهاجرت کرد و 13 سال در اسلام آباد به آموزش پرداخت . در سال 1384 خورشیدی رهسپار کانادا شد و از آن زمان تا کنون در شهر ونکوور اقامت دارد.                     

استاد ثنا از سال 1343 خورشیدی تاکنون در دو زبان فارسی دری و ترکی ازبیکی طبع آزمایی کرده و اشعارش اغلب مضامین اجتماعی ، غنایی و میهنی دارند.آثار او بابیانی روان ، زبانی صمیمی و درعین حالل استوار ، پیوندی میان سنت و تجربهء شخصی برقرار می کنند. اشعارش در روزنامه ها و مجلات معتبر کشور به چاپ رسیده و در دل نسل های گوناگون مخاطب یافته است.       از جمله آثار منتشر شدهء او می توان به دفتر های « ناله هاش شب » ، « در انتظار سحر » ، « دردها  سوزها» ، « یادِوطن» ، « زیبا وطن » ، « برگ های سبز » ، « شگوفه های احساس » ، « زمزمه های دل » ، « یاد آشیان » ، « سخنی با گل سوسن » ، « باران و باور » و « کشت زار آرزو » اشاره کرد.

افزون بر این ، گردآوری و نشر آثاری چون « صد پند سودمند خوشحال » و مجموعهء « اندخوی کیمه سی شعر دینگیزیده » نیز بخشی از کارنامهء اوست. 

« هودج گل » را می توان عصاره ای از تجربهء زیستهء شاعر در سه اقلیم معنوی دانست:                                                                           

1 – وطن با همهء رنگ ها ، صدا ها و خاطراتش؛

2 – غربت با اندوهِ فاصله و حسرتِ بازگشت ؛

3 – انسان با آرزو ها ، عشق ها و دغدغه هایش .

این مجموعه با زبانی شفاف و تصاویر زنده ، هم یادنامه ای برای خانه و خاک است و هم آیینه ای از حال و روز مهاجر  افغان در دیاسپورا .                     

عنوان « هودج گل » خود تمثیلی شاعرانه است ؛ هودجی که گل های وطن را در غربت بر دوش می کشد و به نسل های بعد می رساند.                        

ادبیات مهاجرت افغانستان در دو دههء اخیر ، گواه شکل گیری صداهایی تازه است که ریشه در خاک دارند ، اما در اقلیم های دیگر می رویند. استاد ثنا با وفاداری به دو زبان مادری ، هم در پاسداری از زبان فارسی دری و هم در زنده نگه داشتن ادبیات ترکی ازبیکی ، نقشی پر ارزش ایفا کرده است .« هودج گل » نمونه ای روشن از این وفاداری و تداوم است .                                       

انتشار « هودج گل » تنها افزودن یک دفتر شعر به کتابخانهء ادبیات افغانستان نیست؛ بلکه تداوم یک سنت کهن در ستایش وطن ، مردم و ارزش های انسانی است . این اثر ، به نسل امروز و فردا یادآوری می کند که حتی در دورترین کرانه های جهان ، می توان هودجی از گل های وطن بر دوش کشید و راهی کاروان شعر و عشق شد.                                                               

از صمیم قلب این دفتر شعری هودج گل را برای استاد ثنا گرامی و برای همه قلم بدستان و علم و ادب پروران تبریک میگویم و برای ثنا صاحب بزرگوار صحت و سلامتی و عمر طویل از درگاه یکتا تمنامندم.                         

 باعرض ادب و حرمت

دکتر عزیزالله فاریابی

8 آگست 2025 میلادی