۲۴ ساعت

03 فوریه
۱ دیدگاه

در نکوداشت بیست و هشتمین سال روز درگذشت استاد مشعل غوری.

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : سه شنبه مؤرخ ۱۴ دلو  ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۳  فبروری ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
—————————————————————————————————————————-

در نکوداشت بیست و هشتمین سال 
روز درگذشت استاد مشعل غوری.
——————
بیاد همنفس هنر….
————————
تولد : ۱۲۹۲ خورشیدی در نیلی غور.                 
وفات : ۱۲ حوت ۱۳۷۶ خورشیدی.                       
آرامگاه: کنار مقبره امام فخر رازی در صدف خاک هریوا.
————————
آنکه صورتگر  صد پرده بهارستان بود 
دلش آینه   صد  جلوه نگارستان بود
{فدایی}
                             
خواستم که این یاد بود را بدون مقدمه و بدون تعارف ،تکرار و تعریف مکررات بنویسم که تقریباً به عادت روزمره ی ما مبدل شده !
برای همین آخرین اظهارنظر و نظریه جناب ،، جیمی گریس ،، را خواندم وپسندیدم که گفته :
هنر غریزه نیست ، تکامل است. بر عکس زمان که جریان دارد ، اتفاق می افتد.
هر عصری هنر خودرا تولید می کند. اما اشکال هنری وجود دارد که می‌تواند از زمان خود فراتر برود و عمری دراز کند.
این کاروان زمانه است که تصمیم می گیرد چی کسانی آنرا بحرکت در آورند.
مثل خنده واشک ، هنر نیز منتشر می‌شود.
هنر غریزه نیست ، بر خلاف زمان نمی دود – می افتد ، می فهمد و به پای می ایستد…….
من تا بحال چنین تعریف و تعبیری از هنر کمتر شنیده ویا خوانده بودم.
یادم از آخرین دیدار و آخرین مصاحبه ایکه با استاد محمد سعید مشعل غوری ـ شش ماه قبل از وفات شان ودر خانه شان با همراهی 
استاد براتعلی فدایی داشتم افتادم که از حس وحال هنری استاد پرسیدم – در دورانی که سلطه نخست طالبان در هرات ۱۳۷۶ سیطره 
سیاسی ، نظامی و فکری خودرا می گسترانید من از وضعیت تندیس های حوض سینمای هرات که استاد در دوره دموکراسی طراحی و در میانه ی حوض – چهار اسب جهنده و سرکش را در حالیکه از دهان شان آب نقره فام هریرود فوران می کرد در میانه ی پارک گلها ، شهر نو هرات کاشته بود.
از استاد مشعل چگونگی محتوم آن سه اسب خاکستری رنگ که از سنگ های کوه پیکر هریوا ساخته و تراشیده بود سوال نمودم پاسخ داد:
( روزی برای مشکلی که در شاروالی داشتم به شهر رفتم ودر برگشت بخانه بسوی ایستگاه مینی بس های که تا آرامگاه خواجه عبدالله انصاری 
از مسیر خانه ی ما می رفت طی مسیر می نمودم.
دربین شهر نو نرسیده به چوک گلها جوانی که مرا می شناخت نزدیک شد و پرسید آیا می توانید مانند اسب های خشمگین و صبور حوض سینما باردیگر با قلم وچکش تان تکیه و تندیسی دگر باره بیافرینید ؟
من بی خبر از همه جا گفتم در فصل های پیری بسر می برم آن کار یادگار دوران میانسالی من بود وبا شوخی به او گفتم !
در جوانی با خودم  می گفتم  شیر اگرپیر شود،،شیر،، است و……
چون به ایستگاه بس که در مقابل حوض قرار داشت رسیدم دیدم که اجزای متلاشی شده آن سه اسب افسانوی را با پتک کوبیده و ریزه و میده نموده اند – در همان حال قلبم گرفت و نتوانستم خودم را کنترل کنم ، بزمین خوردم و از هوش رفتم 
وچون چشم گشودم خودم را در شفاخانه شهر یافتم.
وقتی که خانواده خبر شدند آمدند و دکتر بعد از تداوی های مقدماتی به آنان گفت که بعد ازاین نگذارند که من تنها از آن مسیر بگذرم و حتا
یاد و خاطره اش را به مخیله آورم.) و سپس با قطراتی از اشک که از چشمها بر روی گونه هایش می لغزید اشاره به من نمود وگفت  ؛
(همانجا که تو نشسته ای خبرنگار BBC آقای کسری ناجی نشسته بود.
ومن درمصاحبه با او بصراحت گفتم که ما اینک در یک خالیگاه تاریخی بسر می بریم.
خیلی‌ها ازمن انتقاد نمودند که چرا چنین حرفی را گفتی ؟) وسپس با اشاره به یک تابلوی بسیار زیبا – تذهیب شده و خوشنویسی شده بروی دیوار مهمانخانه اشاره نمود وبرایم گفت آقای اصیل ، اشکال خاصی از هنر می تواند از زمان خود نجات پیدا کند مانند تخم گلی در تند باد. )
و در ادامه سعید مشعل غوری درحالیکه سمعک گوش خودرا بیرون و گونه های پر اشک و چشمان نمناک خودرا پاک و پیاله ی چایش را خورد گفت ؛
هنر مند در هر دوره ی منتقد و مستقل باید باشد.اگر هنرمند به بدنه منصب ، حکومت و ریاست وابسته باشد –نباید انتظار خلاقیت از اورا داشت.
هنر مند نباید زیر تیغ سانسور ،تحجر و تعصب سرش را خم کند….هنرمند باید آزاد و رها کار کند ،و انتقاد و پیشنهاد داشته باشد تامشکلات جامعه و محیط حل شود.
در ذات هنر آزادی ورهایی وجود دارد. )
در همان مصاحبه تاریخی یادم هست که از مرحوم مشعل از عواقب وسرنوشت مکتب مینیاتور هرات و پیوند آن با تلاش های پیوسته ایشان برای برسمیت شناختن و ثبت رسمی آن در وزارت قدیم معارف افغانستان شدم – جواب گفت که ؛
نخست باید در سطح ملی این هنر ثبت وسپس در سطح جهانی برسمیت جهانی درآید زیرا هنر مینیاتور ، هنر کوششی است برای 
آفرینش صور لذت بخش خیالی ،شاعرانه ، با تشخیص زیبایی رنگ‌ها ، نماد ها و اصالت ها که دیدار شان دل نشین ولبریز است از درس‌ های زندگی….
اینک که بیست و هشت سال از آن فقدان سترگ هنری وادبی شادروان استاد مشعل می گذرد من از خودم می پرسم که آیا :
[ درذات هنر ،ازادی ورهایی وجود دارد ]؟
هنر هرات ومکتب ملموس هنری هرات دقیقا بخشی از حافظه تاریخی ماست و پل ارتباطی و پیوند دهنده با دیگر تمدن‌ها و فرهنگ ها و هنر ها.
هنر بازتاب متعالی ، روشنگرانه وخلاقانه احساسات ، ایده ها و جهان بینی هاست که اغلب در اشکال زیبا و تاثیر گذار نمود و نماد پیدا می‌کند 
هنر راهی برای بر قراری ارتباط ، بیان وبه تصویر کشاندن واقعیت هاست که معمولاً با خلاقیت همراه بوده و مخاطبان را بفکر فرو می بردبا این پیش فرض ذهنی و خاطره انگیز از فرزند ارشد استاد مسلم هنر مکتب هرات ، جناب گرانمهر آقای ، شعیب مشعل، خواستم آن تابلوی یادگاری گرانسنگ خطاطی و مینیاتوری را که در قابی سنتی  بر دیوار خانه آویزان بود بیاورد !
شعیب جان نخست دستمالی تمیز می گیرد و با گرد گیری ،غبار های آن را می زداید و روی میز می گذارد در قسمت پایانی تابلو می خوانم که نوشته و امضا شده است:
«{ این قطعه شعر را بدوست هنرمندم آقای سناتور مشعل – استاد مینیاتور تقدیم می دارم ،
امضا غلام رضا مایل هروی – ودر ادامه در پایین یاد آوری کرده که این قطعه خط در قریه[مزدا خان] خانه استاد مشعل غوری تحریر یافت امضا ؛ المذنب محمد علی العطار الهروی ۷ حوت ۱۳۴۵شمسی.
و آن غزل زیبا امروز پیشکش شما خوبان روزگار :
جای آنست که مخمور نماند در شهر 
تا  زمینای  فلک   آتش   تر می  ریزد
مشعلی باز بفانوس هری می سوزد 
روشنی گیر از آن تا  که نظر می ریزد
گشت  باریک  نظر  چون قلم مو پیکر 
تا که اورا اثری  هست  ، اثر می ریزد
به تو پیغام  هنر  از  دل   گردون   آرد 
مو  بمو  از هنر خویش  خبر می ریزد
رفت  بهزاد   هنرمند  ز  آشوب  گری 
باز مردی دیگر ، آشوب  دگر می ریزد
تا که چون  مهر  درخشد هنر دیرینه 
مشعل از خامه مویینه شرر می ریزد 
یاد ونام و خاطرات باشکوه و فرهمند  این سه هنر ور عرصه های مینیاتور، شعر وخط – شادروان  استاد میر غلامرضا مایل هروی – استاد محمد 
علی عطار هروی و زنده یاد استاد سعید مشعل غوری – شاد وروان شان مینوی باد.
در خاتمه ضمن تسلیت به بازماندگان ، فرزندان و خانواده محترم استاد بخصوص محضر یار قدیمی و همصنفی دبستانی ام جناب آقای ،، زبیر مشعل ،، که قبلاً در استرالیا مهاجر و ساکن بودند – عرض تبریکی هم دارم در راستای  برسمیت شناخته شدن و ثبت جهانی مکتب مینیاتور ی هرات که
خبر آن در رسانه های جهان چنین منعکس شد :
« سازمان علمی و فرهنگی ملل متحد در دهم دسامبر ۲۰۲۵ در حساب رسمی خود ، در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است ،
اهمیت هنری ، و فرهنگی این سنت فاخر را برسمیت می شناسد که به معنای اشاعه بین‌المللی آن از طرف این نهاد ومورد نظر اعضای آن است.
این خبر در ادامه تجلیل خود می افزاید:
« ثبت جهانی هنر مینیاتور در سبک بهزاد ، بنام افغانستان در یونسکو واکنش های فراوانی در شبکه های اجتماعی بر انگیخت و شمار زیادی از فرهنگیان ، هنرمندان و نویسندگان ،پژوهشگران و سیاسیون ازین اقدام شایسته استقبال نمودند»
@
منبع: رنگ و رنج بانضمام هنر آوران هری صفحات (۱۸۰) تألیف رفیع اصیل یوسفی.

 

 

یک پاسخ به “در نکوداشت بیست و هشتمین سال روز درگذشت استاد مشعل غوری.”

  1. admin گفت:

    جناب آقای اصیل یوسفی عزیز با سپاس از شما روان استاد محمد سعید مشعل را شاد وخشنود می طلبم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما