غزلِ پیوندهای ماندگار
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۱۱ دلو ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۳۱ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————-
غزلِ پیوندهای ماندگار
به هر سو مهرِ یاران را به دل پرورده میدارم
صفای صحبتِ خوبان چو جان در سینه میدارم
به جمعِ دوستان، شادی شکوفان است هر لحظه
همیشه یادِ آن محفل به دل شیرینه میدارم
خانواده ، سایهٔ رحمت، چراغِ خانه و دل ها
به مهرِ مادر و پدر، سر بر زمینِ سینه میدارم
برادر تکیه گاهم ، خواهرم شمعِ دل و جان
به حرمتِ هر دو، دل را چو آیینه میدارم
به کویِ خویش و اقربا دلم هرگز نمیماند
محبتهای شان را تا ابد در سینه میدارم
رفیقانم به سختی ها و آسانی وفا دارند
من این پیوندِ پاکِشان به جان دیرینه میدارم
به هر محفل که مینشینم ز لطفشان حکایتها
چو گنجی ناب، یادِشان همیشه زینه میدارم
پدر، آن کوهِ استوار ؛ مادر ، باغِ مهر و لبخند
به پایبوسِ هر دو سر به خاکِ چینه میدارم
جهان بیمهرِ ایشان سرد و تاریک است چون زندان
من این خورشیدِ جانافروز را در سینه میدارم
اگر صد سال دیگر هم بمانم در رهِ الفت
همین پیوندِ خویشاوند را آیینه میدارم
در آخر «فائز» از دل گفت این شعرِ محبت را
که مهرِ اهل و یاران را به جان آیینه میدارم
خلیل الله فائز تیموری

زیبا قلم زدید جناب فائز تیموری عزیز ، سعادتمند و سرافراز باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
سپاسگزارم فرهیخته گرامی جناب آقای بشیر هروی بزرگوار.
از نشر قصیده بنده در سایت وزین و معتبر ۲۴ متشکرم.
سپاس از شما
خواهش میکنم جناب آقای فائز تیموری عزیز ، سعادتمند تانرا تمنا دارم.