یغماگران
تاریخ نشر : سه شنبه ۱۲ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
یغماگران
زدند، خوردند و بردند گله ی موش
همان یغما گران با طرز خاموش
الهی در بگیرند روزِ محشر
که خون مردمان را کرده اند نوش
عبدالسمیع عمرزی
اول جنوری 2024
تاریخ نشر : سه شنبه ۱۲ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
یغماگران
زدند، خوردند و بردند گله ی موش
همان یغما گران با طرز خاموش
الهی در بگیرند روزِ محشر
که خون مردمان را کرده اند نوش
عبدالسمیع عمرزی
اول جنوری 2024
تاریخ نشر : سه شنبه ۱۲ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
تاریخ نشر : سه شنبه ۱۲ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
فراق یار
ز شوق دیدن چشم سیاهت
که سوزانده جهانم را نگاهت
سیه چشمت به مستی تاب دادی
به جانم مستی بیتاب دادی
به چشمم اشک غم ها حلقه بسته
دلم در حلقهِ غم ها نشسته
لبم پر خنده اما سینه پر درد
زبانم بسته و سازم شده سرد
پیامت را به مهر آغاز کردی
مرا دیدی به سویم ناز کردی
ز شور عشق تو فریاد کردم
به هر لحظه خدا را یاد کردم
نفس تنگ است این را سینه داند
غم ام را دلبر دیرینه داند
غم ات در سینه ی من جا گرفته
فراق یارِ بی پروا گرفته
اگر گویم زبان خاموش ماند
سخن ها در دلم مدهوش ماند
تو را خواهم همه اینها بهانه ست
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست
به مانند تو من سرور ندیدم
چینن مه پرور و دلبر ندیدم
عالیه میوند
فرانکفورت
29 جون 2023
تاریخ نشر : سه شنبه ۱۲ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی – ۲ جنوری ۲۰۲۴ میلادی – ملبورن – آسترالیا
اسرار دل
نهـان اســرار دل را آشـکارا می کند روزی
ز شکّ و شبه دل ها را مبرّا می کند روزی
شـکـیـبـایی بـه آیـیـن محـبت تلخ هـجـران را
به کام شـوق دل شهـد گـوارا می کند روزی
کـتاب عـشق را با دیـدۀ احساس اگـر خـوانـد
فقط با عشق دل صغرا وکبرا می کند روزی
ز باغ تنگ مصنوع صور دامـن کـشد با ناز
به سان لاله جا در قلب صحرا می کند روزی
دل تـنهای تـنها را بـه بـزم زهـره و مهـتـاب
به سازوشعرگویی مجلس آرا می کند روزی
تمـام زنـدگانـی گـر شــود یک لحـظـۀ دیـدار
همین یک لمحه راجذّاب وگیرا می کند روزی
هرآن چیزیکه قول و وعدۀ آن را به دل داده
به وقتش مو به مو تطبیق واجرا میکند روزی
بـرای آن که پـیـمان و وفـاداری شـود احـیــا
وفا با حـرف و گفتارش ازیرا می کند روزی
به سـال نـو فـرسـتـد از تهـی دل نـامـۀ دیدار
هـریـوا قصۀ سُـغـد و بخـارا می کند روزی
ز جـام با صفای عـشـق اگـر آب بقا نـوشـید
نماد جـاودانی، شـخصِ میرا می کند روزی
فـدای نرمش لطف و محبت می شـوم از دل
که سختی رابرون ازسنگ خارا می کند روزی
بیا درمشرب عشق وخرد نیروی وحدت بین
که مهـر هـمـدلی را گیتی آرا می کند روزی
یهـود و مسـلم و هندو و بـودایی و ترسـا را
بـرای د رک عـقـلانی پـذیـرا می کند روزی
ز شـرق دل بـرآرد آفـتاب عـشق و پاکی را
شـرار خـفـتۀ دل مهـرِ میترا می کند روزی
اوسـتـا را ز روح شـعـر فـردوسـی کند پیدا
کهن حماسه هارا بس دل آرا می کند روزی
ز بحر دانش و عشق و خـرد کان گهر یابید
که مهر روشن دل شورِ شورا می کند روزی
ز فـرهنگ و تمدن مشق تعلیم و سبق گیرید
که خشم وجنگ راصلح و مدارامی کند روزی
کـهـــن تـاریـخ مـا گنجـیـنـۀ بی انـتـهـا دارد
قدیم وحال و فردا را چه دارا می کند روزی
رسول پویان
30 دسامبر 2023
تاریخ نشر : سه شنبه 12 جدی 1402 خورشیدی – 2 جنوری 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا
بوزون هیگز – Higgs boson
شناخت ذره بوزون هیگز
یعنی ذره خدا
پایان شناخت فهم فزیک کوانتوم نیست
جستجو عقل
برای پیدایی ذره بنیادین
رقص کنان ،سیالند
صامدی
تاریخ نشر : سه شنبه 12 جدی 1402 خورشیدی – 2 جنوری 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا
از باغ نازنینان
تاریخ نشر: دوشنبه 11 جدی 1402 خورشیدی – 1 جنوری 2024 میلادی – ملبورن – آسترالیا
از دوستانی که اسامی شان از قید قلم مانده
پوزش می طلبم ، قابل یادآوریست که اسامی
تعدادی از عزیزان با نام کوچک شان و برخی
با نام فامیلی درج شده است.
سال نو مبارک
سال دگر شد ، مبارک بود
بر همه یاران تبارک بود
واه که چه زیبا و چه شورآفرین
وقتی تو باشی به عزیزان قرین
لطف خدا شامل حال تو باد
در همه جا حتی به روز معاد
من که غریبم و به غربت حزین
دور ز وطن گوشهء روی زمین
دفتر فیسبوک صمیمانه شد
مکتب و دانشگه و گل خانه شد
همره و هم بازی و پروانه ای
هم سخن و هم دل و جانانه ای
جمله بیافتم به مرورِ زمان
هر یکی از کنج و کنارِ جهان
آصف ما با حسنی جان ماست
نوری و عسکر ز یاران ماست
نام ظفر بود بمن آشنا
هموطن این شاعر درد آشنا
مردِ ظفر مند توانای ما
شاعر آزاده ای ما وای ما
بین عزیزان دگری است فروغ
آنکه به شعرش نپسندد دروغ
شاعر آزاد و خوش اندیش ما
هموطن و همره و هم کیش ما
رمزِ سخن سنجی جوهر ببین
گنجی پر از دانهء گوهر ببین
من ز تمنا سخن آموختم
دیده به گلزار و چمن دوختم
نام ثناء شاعر ِ شیرین سخن
دور ز وطن گشته نمایان بمن
خاطره هایی ز پدر بر دلش
از وطن و از چمن و حاصلش
مکتب بیدل که بود لاله گون
ازدل زرغون بشنو چند و چون
او که ز بیدل سخن آموخته
چشم به الفاظ کهن دوخته
نام توکل که بود نازنین
بر سخن و حرف دلِ او ببین
شور و صفا بهر شما آورد
او سخن از لطف خدا آورد
حضرت استادِ محبت اسیر
شاعر خوشنام و گلِ بی نظیر
نعمت ترکانی ماست خوش کلام
بر او رسانم به هزاران سلام
حضرت پرتو صفا بخش ماست
شاعر نو آور جانبخش ماست
نعمت مختار که تا زاده شد
راهِ صعب شعر کمی ساده شد
شاعر بی ترس خدا دادی است
در پی ویرانی بیدادی است
نام حکیم هموطن خوب ما
شاعر خوش طینت محبوب ما
طارق و اشراقی و هم باختری
زیبا سرایند سرودِ دری
حضرتِ اشکبار و صمیم همچنان
شعر صفا بخش بسرایند چنان
نعمتِ پژمان که زیبا سراست
شاعر آزاده به شور و نواست
همچو علی یار بدلم است قرین
حرف او گردیده بدلها شیرین
شعر همایون که بدلها نشست
شبنم و پروانه به گلها نشست
ظاهر ما آنکه عظیمی بود
رستمی از خطه ی نامی بود
تازه گی و شور و طراوت ببین
در سخنش رد شقاوت ببین
صدیق و میرزایی و الماس بلخ
جملگی شیرین بکنند کام تلخ
احمدی و بهمن و پیوند ما
از شهر کابل تا به غوربند ما
نام جبین و فریدون چنان
باعث آرامش روح و روان
احمد محمود و توانا ی ما
واعظی و خنجری همرای ما
نام ستیز نقش دو بیتی شده
هر سخنش بسته به بیتی شده
نزهت ما شاعر شیرین سخن
هرسخنش دور ز رنج و محن
احمد زرگر و محمد ببین
پیرو و دلباختهء احمد ببین
نام وثوق است چنان با یقین
شعر و کلامش چنان انگبین
صامدی با شعر نو غوغا کند
ره به دل هر کسی پیدا کند
بلخی و میوند و وصال هر کدام
مریم و طرزی همگی مستدام
داود عاشوری رفیق من است
مصلح ما همچو عقیق من است
هر یکی با شعر نشاط آور اند
شاعری از وادی نام آور اند
صابر مرحوم و صبا در کلام
هردو سخنور ز هری والسلام
سایت هنر پرور نقش آفرین
مهدی ما است به دلها قرین
روز و شب هردم صفا آورد
شعر و سخن از همه جا آورد
جان ( بشیر) باشدو جانان او
سال نو و جمله عزیزان او
قیوم بشیر هروی
ملبورن – آسترالیا
اول جنوری 2024