باز هم کابل در آتش میسوزد….
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۳ ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی ۲۳ مارچ ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————
در روزگاری بسر می بریم که عشق، یعنی مبارزه برای
عدالت ، میهن دوستی و رفتن به سوی فردای که
خود ما سازنده اش باشیم، ممنوع ، منفور و
فراموش شده است…..
————
یک زمان
و یک زمین
از نو بکن پرداز ….
ما ترا گم کرده ایم ای عشق روزی باز گرد!
گرچه ناسازیم می دانیم ، با ما ساز ! گرد!
گوش ما کر گشت و حلق ما سخن از یاد برد
چون صلا در گوش ما، در سینه ها آواز گرد!
سیم های خار دار صبر بر پایت نشست
بال و پر را کن فراز آسمان ها باز ! گرد !
گرچه در آفاق جایی نیست، بنشینی بر آن*
قله ها و قلعه ها را تا فلک افراز ! گرد !
دست هایت را خدایی کن، بپا کن رستخیز
یک زمان و یک زمین از نو بکن پرداز ! گرد !
تا نگردی صید دامی، پنجه ی سیمرغ باش
با دو چشمان عقاب و بال های باز، گرد !
اژدهای درد هم ، آتش ندارد در دهان
آتشی در سینه ها و بر زبان انداز! گرد !
هیچ پیدایی نشد ، جز گم شدن در هر مسیر
حال همت کن بیا ای عشق شو همراز ! گرد !
هی نپنداری که در تو هیچ ناصافی نبود
مثل ما ای عشق خود از نو بکن آغاز! گرد!
فاروق فارانی
مارچ ۲۰۲۶
* اشاره آزاد به این مصراع بیدل دهلوی
« آفاق جا ندارد ، همت کجا نشیند »

فرهیختهء گرامی جناب استاد فارانی عزیز قلم زیبا و احساس پاک تانرا می ستایم ، سعادتمند و سرافرازباشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی