شاعرِ ناکام
هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : دوشنبه مؤرخ ۲۲ جدی ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۲ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————-
شاعرِ ناکام
گفتی چه خبر ، گفتمت آرام ندارد
یک ماه دل آرام لبِ بام ندارم
یک عمر دویدم پیِ یک ذره نوازش
دیدم که درین قصه سر انجام ندارم
چشمم به لبِ بام که ماهم بدر آید
من طاقتِ هجرانِ تو تا شام ندارم
صد وعده نمود که میآیم به لبِ بام
ای ماه دل آرام شب آرام ندارم
هی دیدم و هی دیدم و هی دیدم و دیدم
مهتاب من امشب ز تو پیغام ندارم
گفتم که بمان تا درِ میخانه بود باز
خندیدی و گفتی که دگر جام ندارم
گفتم که بده بوسه ولی ناز نمودی
میخانه ام اینجا ست ولی جام ندارم
گفتی که چرا اشک ز چشمی تو روانست
خندیدم و گفتم ز لبت وام ندارم
هی ناز نمودی به من و گریه نمودم
دیگر به خدا طاقتِ ایام ند ارم
من مانده ام و خاطره از ناز نگاهت
خوابم نبرد زآن که لب آرام ندارم
دیدی که جهان بی تو مرا پس زده یکسر
از بخت بدم ذره ای ابهام ندارم
صد وعده که دادی همه در باد فنا رفت
دگر هوسِ وعده ی سرسام ندارم
در حسرت چشمان تو جان میدهم اما
در شعر و غزل جز لبت الهام ندارم
گفتم به خودم صبر کنم چاره نباشد
جز طاهری یک شاعرِ نا کام ندارم
سیدآصف طاهری
نیدرزاکسن-آلمان
۸ جنوری ۲۰۲۶

جناب طاهری عزیز بسیار زیبا سرودید ، قلم تان همیشه رنگین و طبع تان رسا باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی