با احد در لحدِ تنگ
( هفدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه ۹ سنبله ( شهریور ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۳۱ آگست ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
مخمس بر غزل ناب و عرفانی غوثِ ثقلین مرشدنا محبوب
یزدانی حضرت سیدنا محی الدین سید عبدالقادر گیلانی
قدَس اللهُ سرِ العزیز :
سیّد و سلطان فقیر و خواجه مخدومِ ولی
پادشاه ها شیخ مولانا ، محی الدین جلی
گرَد ما ، ننشست جز در دامنِ زلفِ بتان
هر کجا بینی، پریشان باپریشان آشناست
( ابوالمعانی بیدل رح )
با احد در لحدِ تنگ
نظرِ لطف بکن ، بر من و غمخانهء ما
جز غم و درد ، نکردند به پیمانهء ما
همه دانند ، ازین قصه و افسانهء ما
“بی حجابانه در آ ، از درِ کاشانه ء ما
که کسی نیست ، بجز دردِ تو درخانهء ما”
جسمِ افسرده بوّد، دوش برین شانهء ما
بلبلِ زارم و ، در گِرد درش دانهء ما
سوزِ هجران و، غمِ عشق در این لانهء ما
” گر بیایی ، بر سرِ تربتِ ویرانهء ما
بینی ازخون جگر ، آب شده خانهء ما”
رُخ متاب سوی دگر، بر منِ مسکین بنمای
من گدایم به دَرِ خانهء تو ، گو که درای
که دگر چاره ندارم ، تو بجز رهنمای
“فتنه انگیز مشو ، کاکلِ مشکین بگشای
تابِ زنجیر ندارد ، دلِ دیوانهء ما”
خاک ما تربت ما ، منزل ما است تراب
به قضا و قدر ات ، هست یقین ای جناب
منشان بر دَرِ دیگر ، که ندارم ثواب
” مرغِ باغِ ملکوتیم ، درین دیر خراب
می شود نورِ تجلای خدا ، دانهء ما”
بنمای رُخ ، که بیتو نبوّد روی نیکوست
مونس و همدم و، همیار همیش چون تُست
به صراحت چو بِگویم ،همه هستییمَ اوست
“با احد در لحدِ تنگ، بِگوییم که دوست
آشنایم تویی ، غیر تو بیگانهء ما”
گربِپرسند مرا، از دَرِ عشق دین تو چیست
گویم آنرا که بجزمن ،دگری مسکین نیست
جان دهم بهر احد ، عشق مرا یکرنگیست
“گرنکیرآید و، پرسد که بِگو رب تو کیست
گویم آن کس، که ربود این دل دیوانهء ما”
مدعی خواست، که هر نالهء ما بیهوده کرد
در پی غفلتِ ما ، دام و ددی قاعده کرد
جمله را از پی تهمت ، چنان دبدبه کرد
“منکرِ نعرهء ما کو ، که بما عربده کرد
تا به محشر شنود ، نعرهء مستانهء ما “
هر چه ازدوست رس ، بهردلم آن نیکوست
بوی عطرش بمشامم، برسد آن خوشبوست
هرچه خیری برسد ، بنده بِداند که از اوست
” شکرِ لِله که نمرُدیم و ، رسیدیم بدوست
آفرین باد برین ، همتِ مردانهء ما”
شب و روزسینهء من، بهرخیالش میسوخت
قلبِ خونین جگرم ، بهر کمالش میسوخت
سوخت زرغون بخدا درهمه حالش میسوخت
” محی برشمع ، تجلای جمالش میسوخت
دوست می گفت ، زهی همتِ مردانهء ما”
الحاج محمد ابراهیم زرغون
۲۷ جنوری ۲۰۲۵
اسلو – ناروی
جناب استاد زرغون گرامی مثل همیشه مخمس زیبا و دلپذیری سرودید ، قلم تان همیشه رنگین باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
یک کهکشان سپاس و امتنان از رهبریت سایت ۲۴ ساعت بخصوص شاعر دلها قیوم بشیر جان هروی گران ارج که به خامه های خام من توجه مبذول میدارند.
خواهش میکنم جناب استاد زرغون عزیز ، سایت ۲۴ ساعت بدون شک متعلق به شما و همه قلم بدستان عزیز ما میباشد.