ډاکـــټـــر صلاح الــدیـــن سـعــــیـدی - سعید افغانی
مـــصـــالحه بــــا
کــــې؟
۵ / ۲ / ۲۰۱۰
دوکـتــور صلاح الـدین سـعـیـدی - سعید افغانی
هموطنان و خوانندګاه
ګرامی،
مطلب طویل را تحت
عنوان ( د مخالفینو او طالبانو سره خبری اتری، جوړه او روغه یعنی څه؟) به زبان
پشتو روی دست داشتم. مطالب آن تا حدی زیادی تکمیل شده بود و آنرا میخواستم نهایی
ساخته و به نشر ارسال
کنم. با باز کردن سایت
وزین افغان جرمن آنلاین توجه ام را عنوان مصالحه با کې؟ نوشته خانم لینا روزبه
- مؤرخ ۳ / ۲ / ۲۰۱۰ جلب کرد. خانم لینا روزبه در نوشته های خویش همیشه موضع ګیری های واضح و
رسا دارند از مطالعه آنها مستفید میشویم. میخواهم به یک مطلب این نوشته که تشویش تقریبا تعداد
زیادی افغانها است کم مکثی داشته باشم.
(... بیاد داشته باشند
که زنان افغانستان که بیش از پنجاه فیصد جمعیت آن کشور را تشکیل میدهند به هیچ وجه
خواهان زندګی تحت سلطه رژیم طالبان که افغانستان
و جهان آنرا برای پنج سال تجربه
نموده است - نیستند. آوردن طالبان به افغانستان به معنی بستن دروازه ها بروی
انکشاف و شګوفایی، پایمال ګردیدن حقوق زنان، آفتادن امور سیاسی افغانستان بدست
پاکستان و عربستان سعودی و بازګشت به وحشت و عقب ماندګی خواهد بود. ... نه از طریق
مصالحه با طالبان بلکه مقابله شدید و پاکسازی مناطق جنوب .... لینا روزبه - افغان
جرمن آنلاین - مصالحه با کی؟ مؤرخ ۳/ ۲/ ۲۰۱۰).
با مطالعه نوشته و مضمون
بالا تصمیم ګرفتم نام نوشته خویش را به
نحوی بالا تغییر داده، مختصر سازم و اینک
افکار وفهم خویش را درین رابطه با شما احترامانه ذیلا شریک سازم.
اين
قطعه به برخي روضه خوانها كه با هدف جمع آوري مال و منال اقدام به روضه خواني ميكنند،
تعريض و كنايه زده است. مسلّماً جايگاه روضه خوانها و مدّاحان اهل بيت رسول الله
بسيار رفيع و اجر و ثواب آنها كه دلها را در مصيبت سرور آزادگان گداخته ميكنند
(كه به فرموده حافظ: دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند) نزد خداوند محفوظ و نزد این
حقیر حرمت و كرامت بسياري دارند، و خود نيز شاعر مدّاح اهل بيت هستم.
احمد رشید،
روزنامه نگار و خبره در امور سیاسی کشور های «افغانستان» و «پاکستان»، نگاهی دارد
به کتاب ٫٫زنده گی ام با «طالبان»،،
نوشته «عبدالسلام ضعیف».
«احمدرشید»،
این نوشته را در مجله «بررسی کتاب های نیویارک» The New York Review of Books دور ۵۷، شماره پیهم سوم،
به دست نشر سپرده است.
این اثر به
زبان پشتو نوشته شده و بعد به وسیله «آلکس شتریک وان لینشوتنA. Strick van
Linschoten ،، و «فلکس کـیو هنF. Keuhn،، به زبان انکلیسی بر گردانده و ویراستاری شده است.
من به سبب
های زیر به برگردان این اثر به زبان پارسی پرداخته ام :
-
دید و نگاه ژرف نویسنده،
-
نزدیکی کنفرانس «لندن»،
-
پی بردن به عمق دیدگاه یکی از هبران
«طالبان» با آن که در پناه حکومت «افغانستان» به سر می برد.
عنوان
های جانبی از سوی من برگزیده شده اند.
صدیق رهپو
طرزی
شهر گت تینگن، جرمنی. ۲۵جنوری ۲۰۱۰ ع.
صدیق رهپو طرزی
لحظه
های پــُر چرخش
بیش
از سه دهه است که «افغانستان» سایه تیره و درازی را بر رویداد های جهان افگنده
است، اما، این سرزمین لحظه های چرخشی و مهمی را نیز از سر گذرانده است که اگر با
همشیاری از آن ها بهره گرفته می شدند، آرامش و صلح را به جهان نیز به همراه می
آوردند.
یکی
از این لحظه هایی که می توانست به چرخشگاهی بدل شود، درست درماه فبروری ۱۹۸۹ع.
رخداد. در این زمان، «ا. شوارد نازه»، وزیر خارجه شوروی با پروازی خویشتن را به
«اسلام آباد» رساند و اولین سفر یک مقام عالیرتبه آن کشور را به «پاکستان» نشانی
نمود. او درآخرین ماموریتش در این جا، در نظر داشت تا از «بینظیر بهوتو»، «ارتش»
و «استخبارات خدمات داخلی» (ا. خ. د.)
بخواهد تا قدرت را میان حکومت کمونیستی در «کابل» و مجاهدان، به صورت موقت هم اگر
شده است، تقسیم نمایند. او به این امر امیدوار بود تا از درگیری یک جنگ داخلی
جلوگیری نماید و زمینه را برای انتقال آرام و مسالمت آمیز نهایی قدرت به مجاهدان،
فراهم بسازد.
اشعه های خورشید با گرمی خوش آیندی که دارد نمی گذارد بیشتر از آن بخوابم.
از جایم بر می خیزم. تخت خوابم نزدیک به پنجره گذاشته شده است و من می توانم
از عقب آن به چشم انداز وسیعی که روبرویم واقع شده است نگاه نمایم. اتاقی که من در
آن زندگی می نمایم دو پنجره دارد و همین پنجره هاست که مرا قادر می سازد که هر روز
شاهد طلوع و غروب آفتاب باشم. صبح ها زمانی که از خواب برخاسته از پشت پنجره اولی
طلوع آفتاب، شور و نشاط طبیعت و حقیقت زندگی را دیده و امید به زنده ماندن و پیش
رفتن در وجودم زنده می گردد و غروب ها هم زمانی که از پشت پنجره دوم به غروب آفتاب
نگاه نموده و حقیقت مرگ و تبدیل شدن موجود زنده ای مثل روز را با همه شور، هیجان و
جنونی که در خودش دارد به موجودی مرده، خاموش و خالی از شور و نشاطی مثل شب می
بینم آنوقت یک بار دیگر وجودم پر می شود از خستگی و بیزاری.
اخیرآ فرشاد بشیر عضو حزب سوسیالیست SP و جوانترین عضو پارلمان در
کشور شاهی هالند ضمن صحبتی
با محترم محمد سعید یوسفزی( صاحب نظر در امور بین
المللی ) در هالند نظرش را پیرامون کنفرانس لندن ابراز نموده که از طریق تلویزیون جهانی
آریانا در کابل و روزنامه اصلاح بنشر رسیده است.
اعزام نیرو های بیشتر خارجی به
افغانستان به جای آنکه فایده ای داشته باشد ، باعث ازدیاد مشکلات و درد سر گردیده
که در نتیجه این کار جنگجویان بیشتری از کشور های خارجی به بهانۀ جهاد وارد
افغانستان خواهند شد که منجر به نا آرامی ها و تلفات جانی بیشتری در این کشور خواهند
گردید. چنانچه همین اکنون جنگجویان خارجی به نام جهاد مشغول فعالیت های تخریبی و
تروریستی در افغانستان میباشند که جنگیدن با خارجی ها بنام جهاد بهانه خوبی برای
آنان میباشد ، بنآ بهتر خواهد بود که به عوض ازدیاد نیروی نظامی خارجی به
افغانستان به تربیه و تجهیز نیروهای افغان توجه بیشتری گردد.
به نظر آقای فرشاد بشیر اگر کمک های
جامعه جهانی مستقیمآ از طریق دولت به اختیار مردم افغانستان گذاشته شود تا از این
مساعدت های بزرگ پولی در باز سازی این کشور جنگ دیده و به استقامت هایی که ضرورت
اساسی مردم افغانستان میباشد به مصرف برسد. بهتر و خوبتر خواهد بود البته در پهلوی
این کار مبارزه با فساد اداری و مالی در افغانستان بسیار ضرور و مهم است.
ما د ویسا د ملی او خپلواکی ورځپاڼی د سه شنبی د
ورځی په ګڼه کی (۳/ ۲ / ۲۰۱۰م) د
افغانستان د جمهوررﺋیس ښاغلی حامد کرزی د
مرکی د دری متن مهم ټکی چه د الجزیره د
تلویزیون سره یی تر سره کړی وه ولوستل. له دی کبله چه دامطالب زمونږ د وطن او وطنوالو او دسولۍ د سرنوشت مسایل
او مطالب دی نو مجبور شوم چه ددی مرکی په بعضی یاد شوو ټکو او مطالبو په
هماغه توګه چه د محترم ح. کرزی په مرکه کې
راغلی دی - خپل نظر او لیدلوری تاسی سره
په ډیر احترام شریک کړم.
د لیکنی عنوان دی چه: رﺋیس
جمهوری حامد کرزی دریک مصاحبه اختصاصی با شبکه الجزیره : احتمال دارد دوره مکلفیت
را اجباری کنیم.
په دی هکله د ویلو وړګڼم هغه عبادت او خلق الله ته
خدمت او چوپړ به ان شاء الله تعالی د الله تعالی دربار ته د منلو وړ وی چه په خپل
زړه، رضا او رغبت، بی ریا د الله تعالی
دربار ته وړاندی شی. داچه : واطیعوا الله و اطیعوا الرسول واولامرمنکم -
اطاعت وکړی د الله تعالی(ج) او درسول الله (ص)او د ولات امور یعنی حاکمیت نه - او په دی شرعی نص کی تأکید شوی په
( منکم ) یعنی هغه ولات امور چه له تاسی نه او دتاسی په واسطه قدرت ته رسیدلی - دا
یو څه اوږد بحث دی. داهم د اظهارولو وړ ګڼم چه
په هر عمل کې نیت شرط او مهم دی. شرع ظاهر ته ګوری او په په قلبونو الله
تعالی عالم دی. د پورتنیو ټکو په نظر کې نیولو سره په ښکاره ډول څرکندیږی چه
اجباری عسکری او د مکلفیت د دوری اجباری کولو ته مقدس رنګ ورکول ګران کار دی او
درسته به نه وی چه داسی اجباری حرکت ته تقدس ورکړو. راځی چه خلک به خپل رضاء
پریږدو چه د عبادت لیار د الله تعالی د کتاب او نبوی سنتو سره مطابق او د علماء په
سپارښت و لار ښوونه غوره کړی.
البیرونی و هند : معلومات راجع به زندگی البیرونی بسیار محدود
است. گر چه حیات وی مانند معاصرش ابن سینا مملو از ماجرا ها و حوادث نبود. ولی با
این هم البیرونی عالم گوشه نشین ِ
کتابخانه و دفتر نیز نبود. سالهای متمادی در جریان امور اجتماعی و تعیین سرنوشت
هموطنان خود سهم فعال گرفت. با امرا و سلاطین بزرگ عصر خویش رابطه داشت و با
مسافرت های خویش در کشور هند که برای جهان اسلام آن زمان کاملاً نا آشنا بود در
مقامی بلند تر از همه علمای معاصر خود قرار گرفت.
سبک نگارش او فوق العاده مشکل است . اشکال سبک وی
در این نیست که مغلق مینوشت بلکه از جهتی است که کوتاه و دقیق مینوشت و مستقیم در
عمق موضوع داخل میشد.
طوری
که خود نیز اعتراف کرده است وی برای اشخاص مبتدی نه بلکه برای دانشمندان مینوشت و
مطالعه ی آثار خود را قصداً مشکل میساخت تا خواننده با صرف مساعی و کمک دانش خود
از راه الفاظ خشک به فهم محتویات مشکل برسد.
رسمِ قشنگِ
شود با رمزِ مردی پابگیریم؟!
خراج از نا
جوانیها بگیریم
عجب رسمِ قشنگِ جاودانی است
که در آغوشِ دلها جا
بگیریم
......... سنگرِ سودا
اگرآیینه
ای اندیشه هاییم
وگر با
صیقلِ دل آشناییم
چسان باروتِ آتش پیشۀِ چند
چسان سنگِ سرِ راهِ صفاییم
.......... اسیرِ سیل
به سنگِ سود و سودا سینه
ساییم
سفیرِ سارقِ صلح و
صفاییم
ولی غافل که درکابوسِ نیرنگ
اسیرِسیلِ سرخِ
بیصداییم
یا انچه می نویسی ، مردم همه را به حافظه می
سپارند ، تاریخ همه را ثبت می کند و مطالعان با باور بزرگ و اعتماد عظیم به آن
باور می نمایند.
تضمین مقام جاویدان فردای ما، من و قلمزنان
دیگررول عمده دارد. همه کتب ، رسایل ، مجموعه ها و اعصار فکر و اندیشهء درست و
نادرستی که توسط تو بر روی صفحات پاک کاغذ نقش می بندد در تثبیت شخصیت و دست نویس
های مطبوع و غیر مطبوع یاد و نمایندهء ارزش معنوی و معرف آمال و اندیشه های درونی
ماست .
آینده گان بر آن قضاوت خواهند کرد و از خلال
آن ما را خوبتر خواهند شناخت.
پس ای قلم !
خدای را :
کاری مکن که امروزیان را فریفته و فردائیان
بر ما تو نفرین کنند.