درسال (۸۲) هجری ، همیان بن عدی السدوسی که از جملهء سرداران عرب بود، یاغی شد و حجاج
بن یوسف ثقفی که از طرف خلیفه عبدالملک مروان نائب الحکومهء عراقین بود، عبدالرحمن
بن محمد بن اشعث را برای مبارزه با همیان به سیستان فرستاد. عبدالرحمن بر همیان
ظفر یافت و از طرف حجاج به حکومت سیستان منصوب گردید.
در سیستان شخصی بنام عبدالله بن عامر المجاشعی بود که از
جملهء بزرگان آن شهر بشمار میرفت و عبدالرحمن بن محمد
بن اشعث نسبت باو خوشبین بود ودر امور حکومت او را مشاور خود
قرار داده بود.
یک روز نامه ای از حجاج به عبدالرحمن رسید که
در ضمن آن گذشته از برخی اوامر مربوط بدولت ، نوشته بود که سرعبدالله بن عامر را
نزد من بفرست! در همان وقت ، طعام حاضر کردند و از جملهء خوردنیها که آورده بودند
مرغی فربه بود که عبدالرحمن را از آن خوش آمد و از خوان سالار خود پرسید که آن مرغ
را از کجا بدست آورده است ؟ خوانسالار گفت:
پرویز مشرف رئیس جمهور
پیشین پاکستا ن ، پیرامون وضعیت دراماتیک کشورش ، مناسبات با امریکا واشتباهات
درقبال مبارزه با طالبان ، سخن میگوید:
پرویز مشرف رئیس جمهور پیشین پاکستا ن
شپیگل : آقای مشرف ، به قولی حکومت
کردن در پاکستان سوارکاری برببررامیمانست .شما نه سال تمام براریکه قدرت بودید.
اکنون به نظر شما اینهمه مدت زمان طویل به
نظر نمیرسد.؟
مشرف:من چندی قبل در
کشورهای عربستان سعودی، چین ولندن درباب قوت رهبری خطابه ها یی داشتم ، در آژانس
«والکنر»بیا نیه دادم...
شپیگل
: آژانسی که بلکلنتون، هنری
کسینجروگیرهارد شرویدر نیز با آن کار میکنند.
مشرف
: در پراگ من در مورد قوت رهبری ، مدیریت دقیق وبرنامه ریزی در شرکت ها به مثابه
یک عنصر اساسی سخن گفتم ...
شپیگل
: درین میان کشورشما
بیشتر ازهرکشور دیگری درگیر بحران است : درست دونیم میلیون انسان ازاواخر
اپریل سالجاری، ازمنطقه نبرد در شمالغرب واز دره سوات فرار کرده اند .تقریبا
هرروزحملا ت صورت میگیرد.مگر پاکستان به طرف ضعف نمیرود؟
مشرف
: خیر، تا اردودست نخورده ، قوی وپابر
جاست ، در پاکستان نمیتواند اتفاقی بیفتد وآن که در صد د ضعیف ساختن پاکستان وهجوم
بر آن است ،
مجبور است برارتش وقوای استخباراتی پاکستان «آی.اس.آی» که روی نیرومندی آن حساب میشود ، مسلط شود، تلاشی که همین حالا جریان دارد...
من درین ظلمت تنهائی در خود پیچیده ام در امتداد شب
هجوم باد مرا با خود میبرد , به سوی بیکران در میان غبار شومیکه روی مهتاب را پوشانیده من میترسم , از خروش باد , از نسیم بی پروا از صدای تک تک باران روی جادۀ نمناک راه دور آسمان قلب خونینش را در منجلاب تیرۀ محبس این دنیائی تاریک
دفن کرده قلب من میترسد , از سایه ها سایه هائی طولانی کنار رود تسلیم به دنیائی عدم من در سینۀ این سایه ها نقشی را میبینم , از خیالات خالی با پیکر غمگین و متروک من صدای شکست باران را روی پله هائی سنگی میشنوم میبینم که بیصدا فریاد میکشند و میمیرند موج نا مهربان باد
نامزدها با وعده های که میکنند، نزد خود شان نیز باور انجام
آنرا ندارند. مگر، این وعده های شرینی مانند شان را تنها و تنها برای پیروزی خویش
به گوشهای مردم میرسانند. اکنون که دیده میشود، مسابقه ی جالبی در بین ۴۱ نامزد
انتخابات در کارزارهای انتخاباتی شان جریان دارد.
در این روزها دیده میشود که نامزدها یکی دیگری را متهم به
فساد، اختلاس، خیانت، داشتن دو تابعیت، ... مینمایند. خیلی جالب است. مناظره های
تلویزیونی به گونه های مختلف از شبکه های مختلف به نشر میرسد. مدافعین و طرفداران
نامزدها چه در استدیوهای مرکزی تلویزیونها و چه در کارزارهای تبلیغاتی آنها به
گونه های متفاوت از نامزد مورد علاقه ی خود دفاع و اعلان حمایت میکنند.
حامد کرزی و داکتر عبد الله عبدالله
نامزدی
دیده میشود که گروهی را به بهانه ی توزیع کمک، گردهم جمع آوری نموده و به نفع خود
تبلیغ مینماید. دیگری دیده میشود که در شهر، کوچه ها، خیمه ها و حتی دشتها به
مبارزات خود ادامه میدهد. چنین کارها در چوکات قانون برای هر نامزد اجازه داده شده
است و آزادی بیان حق مسلم ایشان میباشد. باید دانست که، اتهامات و شایعات که صدمه
ی زیادی برای ملت و دولت در آینده ایجاد میکند را نامزدان به زبان نیاورند.
درین روز ها که گپ و گفت های
انتخابات از هر طرف بگوش میرسد زد وبند های سیاسی میان احزاب مختلف از یکسو و
اغفال نمودن مردم با استفاده از موعظه های دینی و کف وچف های پیر ومرشدی از جانب دیگر بازار گرمی پیدا نموده است ، گویا
در صدد آن است تا ملت بیچارهء ما را دست و
پا بسته بر وفق مراد خویش به هرسوی که میخواهند بکشانند. یکی ازین پیران سرشناس
جناب آقای مجددی میباشد که پس از چندین هفته تفکر و جستجو اینک اعلام میدارد که
بنده پس از استخاره ای که انجام دادم ، از جانب خداوند بمن اشاراتی شد تا به جناب
کرزی همکاسهء دیرینه ام رأی بدهم و ازاو برای
احراز پست ریاست جمهوری حمایت نمایم.
وقتی به طرز دید و صحبت های جناب
پروفیسورمی نگریم، ناخود آگاه یاد ما از دعاخوان هایی می آید که به طرق مختلف جیب
عده ای را خالی می کردند.
آری ! آنعهده از مردمانیکه توان تداوی و معالجه مریضان خویش را نداشتند به
آنها مراجعه می نمودند و نه تنها نقدینه هایی می پرداختند ، بلکه بعضآ گوسفند و یا
مرغی را نیز بهمراه می بردند تا برای شان رملی انداخته و دعایی بخوانند و گاهگاهی
آب دهانی نیز بر روی شان بپاشند.
من شاعر نیستم ، بلکه یک سرایندۀ احساسات درونی ام
به شکل سروده ها هستم.
من فقط یک عاشق
هستم ، عاشق عشق ، عاشق احساس عشق واین شعر خود زبان
عشق است.عشق به چه ، عشق به کی ؟ فرق نمیکند .
***********
با شاعره و نقاش با استعداد
معرفی شوید
خواهر نهایت عزیز و گرامی ما محترمه صالحه وهاب واصل چند پارچه از اشعارش را برای سایت ۲۴ ساعت فرستاده است که ضمن تشکر از وی اشعار شانرا در آخرنامه شان تقدیم شما عزیزان خواننده مینمایم و اکنون
نامه اش را مطالعه کنید :
من صالحه وهاب واصل ، متولد چهارم اگست ۱۹۶۰ بوده تحصیلاتم را درافغانستان تا درجۀ ماستری در رشتۀ تجارت و مارکیتنگ به اتمام رسانیده ام .
از سال ۱۹۹۶ تا الحال بعد از ختم تحصیلات در رشتۀ نرسنگی در هالند در این
رشتۀ مقدس ایفای وظیفه میکنم ، که
تحصبلات جانبی کوتاه مدت دیگری مانند حسابداری نظری و کمپیوتری
، شناخت کمپیوتر و آموزش کاری از طریق کمپیوتر و سکرتریت در دفاتر رسمی را نیز در
جربان بود و باشم در هالند آموخته ام و در عین زمان عضو فعال انجمن زنان روشن
مربوط (ایالت برابانت ) هالند هستم که به شکل افتخاری و با علاقۀ فراوان همکاری
میکنم.
گزیده از کتاب منازل السایرین حضرت شیخ الاسلام پیر
طریقت خواجه عبداله انصاری هروی یکی از فرخنده ترین و برجسته ترین شخصیت های علمی
، عرفانی، تصوفی و بلاخره یک تن از راد مردان و عالمان دین مقدس اسلام که نه تنها
در قلب ادبیات فارسی دری بلکه در ادبیات زبان عربی نیز جا داشته و از مقام و منزلت
خاصی بر خوردار بوده و سبب افتخار ما افغا نان میباشند.
اندرز های چند از حضرت پیر طریقت
خواجه عبداله
انصاری رحمة الله علیه
انتخاب و ارسالی: سجیه الهه احرار
**********
۱
در جستن بهشت، جان کندن باید
در گریختن از دوزخ، ریاضت کردن باید
در جستن دوست، جان بذل کردن باید
۲
از کشف الاسرار:
یکی را دنیا داد، یکی را عقبی داد و یکی را مولی
داد.
تصوير خيال ملكه گوهرشاد بيگم نقاشي همايون باخترياني
گنبد سبز
یا گنبد گوهرشاد؛ مقبره و یا گنبدخانه ایست که متصل به مدرسه، مسجد و مصلی هاي
خيابان هرات، به دستور ملكه ي شاهرخ ميرزا ـ گوهرشاد آغا ساخته بود و امروز از
تمام آن مجتمع شكوهمند ساختمانی كه از شهكارهاي صنعت معماري جهان اسلام شمرده ميشود؛
صرف پنج مینار و همین گنبد سبز باقي مانده است كه اجساد گوهرشاد بیگم، پسرانش بایسنقر
ميرزا و میرزا محمد جوگی؛ و نواسه اش علأالدوله پسر بایسنقر درآن مد فون اند. بخشهاي
ديگر اين بناي تاريخي از گزند حوادث روزگار مصئون نمانده، عمداً ويران گرديده اند.
با آنهم بخش باقيمانده به عنوان مشت نمونه ي خروار؛ نماد عشق زنی را به تمثيل ميگيرد
كه ميهن دوستي در تار و پود وجودش سیلان داشت و براي اثبات اين عشقش سر و جان را
فداي كشور ساخته، در راه دفاع از شهر محبوبش هرات به شهادت رسيد. گوهرشاد ملکه یی بود كه در پهنای جغرافياي خراسان زمین
محبوب عامه ي مردم و بانوی اول كشور شناخته ميشد. همو بود که به دور از تعصب و تفوق
پسندی اشراف منشانه، در خدمت مردمش قرار داشته، از بزرگترين فرهنگيان و هنرمندان
كشورش حمايت كرد و نتيجه ي همين از خودگذري و محبتش به خلق بود كه امروز پس از
گذشت سده هاي طولاني، هنوزهم نامش ورد زبان هاست و به عنوان يكي از كساني شناخته
ميشود كه سنگ تهداب تمدن بزرگ عصر خويش را گذاشت و بذر اول مدنيت تیموریان هرات
را افشاند. بناهایي را که او آباد كرد، براي تعيش خواص و اعیان نه بود، بلکه هريكي
از آنها در خدمت عامه ي مردم قرار داشته؛ تأسيسات عام المنفعه شمرده ميرفتند.
امروز
یکشنبه ۳۱ جوزا ۱۳۸۸ خورشیدی ، برابر است با ۲۱ جون ۲۰۰۹ میلادی و مصادف
است بروز جهانی پدر که در بعضی از کشور های جهان از این روز را با تقدیم
هدایا و دسته های گل به پدران شان تجلیل بعمل می
آورند .
منهم این روز خجسته را به تمام پدران عزیز
افغان و جهان تبریک و تهنیت عرض نموده برایشان طول عمر ، صحت و پیروزی آرزو
مینمایم و به آنعده از پدران گرامی و
بخصوص پدر دوستداشتنی ما که در این روز در کنارمان نيستند ، اما يادشان هميشه نزد ما زنده و گرامی
است دعا و درود فرستاده روحش را
شاد و خاطره هایش را گرامی میداریم .مهدی بشیر
خواهر
گرامی ما زهره صابر ساجد ، چند پارچه شعر در وصف پدر گرامی شان شاد روان استاد
محمد محسن صابر هروی شاعر ، نویسنده و پژوهشگر کشور عزیز ما افغانستان سروده وبمناسبت روز پدر برای نشر فرستاده است که
متاسفانه اشعار شان را نسبت مشکلات تخنیکی
نتوانستم نشر کنم . روحش شاد و یادش گرامی باد. واز ایشان میخواهم در آینده از طریق word مطلب بفرستند.
خواهر
عزیز ما نرگیس جان ساجد که ۱۸ سال دارد پارجه شعری را در وصف پدر مهربان خود سروده و روز پدر را به پدر خود و دیگر
پدران عزیز تبریک گفته که متآسفانه شعر شان را نتوانستم باز کنم وچون امروز روز
پدر است من تنها عکس ایشان را نشر کردم و روز پدر را به پدر وی و دیگر پدران عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده و از
وی میخواهم که در آینده اگر چیزی برای نشر میفرستد کوشش کند از طریق word بفرستد.