مدفون ویرانه
هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۲۵جدی ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۱۵ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————-
مدفون ویرانه
ای دوست مرا دریاب ڪه دیوانه شدم
در دیار بی کسی، با درد هم خانه شدم
احترام این روزها درگروِ دارایی هاست
منِ مفلس درجوامع خوار و بیگانه شدم
کاسه و کوزه همه، بر سر من می شکند
به گناهی که چرا بر شمعی پروانه شدم
آسمان من نگشت، یک روز بر وفق مراد
تا منِ دل سوخته، بر باد و افسانه شدم
شیخ و ساقی متحد اند از پی تکفیر من
هم زمسجد رانده و منفور میخانه شدم
از نگاه مفتی و ملا جزایم ڪشتن است
چون زمهر و عاطفه، برکاکلی شانه شدم
نه پناهیمانده در محراب و نه در میکده
این منم که درمیان بی سرو سامانه شدم
رو به صحرا مینهم، پنهان ز چشم مدعی
در بیابانِ طلب مشتاقِ “دُر” دانه شدم
در هیاهوی زمان گم شد (رشیدی)
نام تو هم چو گنجی پر بها مدفون ویرانه شدم
چمن علی رشیدی





