مثنوی_غزل
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه مؤرخ ۱۶ ثور ( اردیبهشت ) ۱۴۰۵ خورشیدی – ۶ می ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————–
مثنوی_غزل
یکباره بغض را بشکستم به هم زدم
با آه و ناله طرح جدیدی رقم زدم
لبریز گشت کاسهی صبر و صبوریم
سیلی الم به صورت خوشباورم زدم
دیدم به هر طرف که فقط “خانه خالی” است
در کوچه با خیال تو تنها قدم زدم!
در عکس کهنهای که به من یادگار توست
گفتم به گونه بوسهی تر میزنم، زدم
روی لبانِ خشک مرا درد و غم گرفت
خود را به لا به لای همان درد و غم زدم
دیدم که در بساط دلم شور و شوق نیست
مثلِ مگس به فرق خودم هی زدم، زدم
اندوه تازه کودک دل را فرا گرفت
رنگش پرید و لرزه به اندام جا گرفت
وحشت به مرز و بوم تنم بیشتر رسید
از گوشت رد شد به رگم نیشتر رسید
سیگار گونه روی لبِ خویش سوختم
لب را به دست خویش ز هر شکوه دوختم
مرغِ دلم میانِ قفس گیر کرده بود
گنجشککِ جوانِ مرا پیر کرده بود
از شاخهای به شاخه پریدن نمانده بود
تاب و توانِ خیز و جهیدن نمانده بود
مانند ماهیِ که به ساحل پریده است
مانند آن کویر که باران ندیده است
آهسته با تبر به سرو صورتِ خودم
در ریشه بیشتر به تنم نیز کم زدم
هشدار نو رسید که این خط آخر است!
با شعر تازه نام ترا در علم زدم
بعدا به نامهای که وصیت نمودم و…
آن توغ را به قبر خودم بد رقم زدم
دستی خودم نبود که آلام سینه را!
حتی به مثنوی_غزلم هم قلم زدم….
۱۴۰۵/۰۲/۱۳
نوید الله محرابی (صافی)

بسیار زیبا جناب محرابی عزیز ، قلم تان همیشه رنگین باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی