شاهد ماجرا
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : شنبه مؤرخ ۸ قوس (آذر) ۱۴۰۴ خورشیدی – ۲۹ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی – ملبورن – استرالیا
شاهد ماجرا
بهار و سبزه زاران دل ربا بود
هوا پاڪ و طبیعت با صفا بود
فضا دلڪش زمان وقت تماشا
دوچشمم شاهد یک ماجرا بود
به نرمی غنچه با باد سحرگفت
به باغ ما شڪفتن نا روا بود
لبانم وا نڪردم زانڪه این جا
سخن ازعشق گفتن جرم ما بود
سکوت بلبل خوش لحن و آهنگ
حدیث تلخ و رنج غم فزا بود
ڪشیدن در قفس آزاده گان را
زهرڪه پرسیدم گفتند جفا بود
به فتوای صریح شیخ اعظم
هرآنچه کردهی من بود خطا بود
بشد چندی سخن دزدیده گفتم
به زعمم کار بی چون و چرا بود
قضاوت ڪن شما ای ن کته دانان
بگویید آن چه عاری از ریا بود
پس از مرگم کسی شاید بگوید
ڪه این بیچاره با من آشنا بود
چمن علی رشیدی

جناب رشیدی عزیز زیبا سرودید ، قلم تان همیشه رنگین و طبع تان رسا باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
ملبورن – آسترالیا