۲۴ ساعت

22 مارس
۱ دیدگاه

روایت غم و امید

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ  ۲ حمل  ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی   ۲۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

فرستنده: محترم خواجه محمد نعیم قادری .

روایت غم و امید

 در آستانه نوروز روان شاد استاد خلیلی، ملک الشعرای دوران مبارزات ازادی خواهی مردم افغانستان، در اوان اشغال کشور ما توسط ارتش خون اشام سرخ روسی و سیطره حکومت مزدور کمونستی، با دلی آکنده از اندوه، نوروز را از آمدن بازمی‌دارد؛ چرا که سرزمینش اشغال و غرق خون و ماتم است، او با لحن غم انگیز فریاد می زند :

گویید  به  نوروز  که   امسال   نیاید

 در کشور خونین‌ کفنان  ره نگشاید

 بلبل به چمن نغمهٔ شادی نسراید

 ماتم‌ زدگان  را  لب  پرخنده نشاید

 اما در برابر این « نه گفتن » سنگین خلیلی ، بانو گل‌ رخسار، از دل همان رنج‌ها، امید را فریاد می‌زند و نوروز را فرامی‌خواند:

گویید به   نوروز   که  هر  سال   بیاید

 گویید به نوروز  که نو نیست  غم ما

از حسرت خونین‌کفنان، چشم نم ما

 از وحشت عاق پدران، پشت خم ما

گویید   به  نوروز  که  هر سال  بیاید

یکی روایت رنج سرزمین ماتم زده افغانستان و دیگری پیام ایستادگی و اصرار بر شور و شوق و امید است.

یکی از عمق اندوه می‌گوید  و  دیگری از تداوم امید و حقیقت ، در پیوند همین دو صدای متفاوت است، بعنی نه انکار درد، و نه فراموشی امید.

اینجاست که ادبیات، نه فقط آیینه درد، بلکه چراغ راه نیز می‌شود؛ خلیلی، زبان کشور زخم خورده اش است و گل ‌رخسار، صدای دوام و ایستادگی در برابر کهنگی و کهنه اندیشی.

 یکی از عمق فاجعه می‌گوید و دیگری، از ضرورتِ تداومِ امید در دل همان فاجعه.

این دو شعر یا دو صدا، در ظاهر متقابل، در حقیقت مکمل یکدیگرند. یکی هشدار می‌دهد که رنج را نباید نادیده گرفت، و دیگری یادآوری می‌کند که امید را نباید از دست داد.

از نگاه این قلم هر دو حق به جانب اند، زیرا نه دغدغه خلیلی بی جا بود و نه امیدواری گل رخسار هم چنان.

اری، اگر خلیلی از خوش آمد گویی به نوروز امتناع می ورود، دلیلش تداوم درد و رنج مردم کشورش است که ۳۸ سال پس از مرگ غریبانه او هم چنان ادامه دارد و پایانی برایش متصور نیست.

سرزمین مادری او اسیر فتنه انگیزی های یک مشت به اصطلاح بانو گل رخسار آدم «عاق پدر و مادر» است. و مردم علی رغم تداوم رنج هم چنان امیدوار به آینده اند.

امید این امیدواری به واقعیت بپیوندند و بساط درد و رنج از سرزمین ما برچیده شود؟ .

 جمعه ۲۹ ماه حوت ۱۴۰۴

 

 

یک پاسخ به “روایت غم و امید”

  1. admin گفت:

    سپاسگزارم جناب قادری صاحب از ارسال این نوشتهء زیبا ، مؤفق و مؤید باشید.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما