عید آیینهی نوروز…
(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۲ حمل ( فروردین ) ۱۴۰۵ خورشیدی ۲۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————
عید آیینهی نوروز…
عید آیینهی نوروز سراپا مست است
فکر عقبا منمایید که دنیا مست است
گر جهان جلوهی از جانِ جهان است رفیق
به قیامت قسم افسانهی عقبا مست است
واعظ از نشئهی سرشار طبیعت مدهوش
مفتی افتادهترین گشته و فتوا مست است
در خرابات ادب رند سخنور مخمور
در خیابان خدا ذوق مصلّا مست است
جاهل از همهمهی جهل و جنون باد خموش
خرد از بارقهی عشق گوارا مست است
لاله زد خیمه به آهنگ بدخشانی لعل
ناله در حنجرهی سبز هریوا مست است
بید مجنون شده با سرو رسا همآوا
آنچه پنهان شده در دامن صحرا مست است
جنگل انبوه شد و کوهَ نمایان بِشکوه
ساحل آرایهی زیبایی و دریا مست است
اشک جاری مرا باور ابری داند
آه من حلقهزنان تا به ثریا مست است
مستی سبز بهار است و طبیعت مسرور
گوش دل گشت به آهنگ خدا خوشهی نور
آسمان گشت زمین
عشق گردید یقین
و خودآگاهی دل گشت خدا
و چگورم شده لبریز دعا
ناله در حنجره ام خونین است
میهنم غمگین است
من چهگویم که چنان است و چنین
زخم خونین زمان است و زمین
عید آوارهی در تبعید است
بلخ و غزنین و بدخشان و هری
فرّ نوروزی بیجمشید است
مار بردوش زند طبل هراس
کاوه بیپتک و فریدون فرتوت
و درختان… تابوت
زخم جاریشده در دامن صحرا پیداست
همهجا واویلاست
میوزد باد و سهتاری کوک است:
های دنیا مست است!
کرده با آتش و خون بدمستی
زخم جاریشده شد تا هستی
عید آوارهی در تبعید است
جشن نوروز،
برآشفتهی بیجمشید است
میهنم غمگین است
ناله در حنجره ام خونین است
فکر فرتوت ستمباره هویدا شده است
های تابوشکنی کرده طبیعت بَنَگر
در خیابان خدا ذوق مصلّا مست است
دل توفانی من شد آرام
ناخدا گفت به آهنگ خدا:
غم خونین بگذار
آتشافروزی کن
و حنابندی هان
پایکوبی کن و فریاد بزن
ناخدا مست و خودآگاهی ما ،
ها، ها مست است
عید آیینهی نورزوز سراپا مست است
دکتور عبدالغفور آرزو.
هانوفر
۲۰ مارچ ۲۰۲۶م
۲۹/ ۱۲/ ۱۴۰۴ خورشیدی

فرهیختهء گرامی جناب دکتور آرزوی عزیز عید سعید فطر و اغاز سال نو بر شما وخانوادهء معزز تان مبارک و خجسته باد.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی