۲۴ ساعت

12 مارس
۱ دیدگاه

شاید در جهانی دیگر (Maybe in another world)

(هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ  ۲۱ حوت  ( اسفند ) ۱۴۰۴ خورشیدی   ۱۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی   ملبورن  استرالیا
————————————————————————————————————————— 

شاید در جهانی دیگر

شاید در جهانی دیگر

من از خاورمیانه نبودم.

 

بر خاک بزرگ می‌شدم

نه بر قصه‌ها.

 

لازم نبود بشنوم

از شیرینی میوه‌های سرزمین مادری‌ام،

از نسیمی که روزی

صورت مادرم را نوازش می‌داد،

یا از بوی گل‌هایی

که در سرزمینی می‌شکفند

که پاهای من هرگز لمسش نکرده‌اند.

 

لازم نبود ببینم

آن درد خاموش را در چشمان پدرم

وقتی خاطره‌ها

او را به جایی می‌برند

که دیگر جسمش

آنجا بر نمی گردد

 

دل‌هایشان هنوز

در جایی زندگی می‌کند

که فرزندانشان

هرگز آن را نشناخته‌اند.

 

لازم نبود

وطنم را

از خیال بسازم.

 

کوه‌هایی که هرگز از آن‌ها بالا نرفته‌ام.

درختانی که هرگز زیرشان ننشسته‌ام.

رودهایی که هرگز صدایشان را نشنیده‌ام،

اما با این همه

دلتنگشان هستم.

 

شاید در جهانی دیگر

این اندوه را احساس نمی‌کردم

برای چیزی

که هرگز ندیده‌ام.

 

کسی از من نمی‌پرسید:

اهل کجایی؟

داستانت چیست؟

تو هم از آن‌هایی؟

 

لازم نبود

وجودم را ترجمه کنم

تا دیگران مرا بفهمند.

 

فرهنگم را توضیح بدهم.

ایمانم را توضیح بدهم.

ارزش‌هایم را توضیح بدهم.

 

و باز هم توضیح بدهم،

بارها و بارها،

که من آن چیزی نیستم

که تیترهای خبر می‌گویند.

 

شاید در جهانی دیگر

سرزمینم هرگز زخمی نمی‌شد

و واژهٔ «مهاجر»

اصلاً وجود نداشت.

 

کودکان به آسمان نگاه می‌کردند

و ستاره می‌دیدند

نه بمب.

 

خانواده‌های ما

در قاره‌ها پراکنده نمی‌شدند

چون خاکستری در باد

و هر کدام از ما

همیشه منتظر نبودیم

منتظر روزی

که شاید دوباره

در کنار هم بایستیم.

 

شاید در جهانی دیگر

من با وطنی که هرگز ندیده‌ام

به دنیا نمی‌آمدم.

 

یا

 

شاید در جهانی دیگر

باز هم از خاورمیانه بودم.

 

اما در آن جهان

 

من فقط

در وطنم بودم.

 

و وطن

داستانی نبود

که پدر و مادرم برایم تعریف کنند.

 

وطن

جایی بود

که قلبم

آن را به یاد می آورد .

 

بر خاک بزرگ می‌شدم

نه بر قصه‌ها.

 

مریم بشیر 

ملبورن – آسترالیا

۱۲ مارچ ۲۰۲۶ میلادی

 

Maybe in another world

Maybe in another world

I wouldn’t be from the Middle East.

I would grow up

on soil instead of stories.

I wouldn’t have to hear

about the sweetness of the fruits of my motherland,

the breeze that once kissed my mother’s face,

or the smell of flowers

that bloom in a land my feet have never touched.

I wouldn’t have to watch

the quiet ache in my father’s eyes

when memory pulls him somewhere

his body can no longer return.

Their hearts still living in a place

their children have never known.

I wouldn’t have to build a homeland

from imagination.

Mountains I have never climbed.

Trees I have never sat beneath.

Rivers I have never heard,

but somehow still miss.

Maybe in another world

I wouldn’t feel this grief

for something

I have never seen.

I wouldn’t be asked,

Where are you from?

What’s your story?

Are you one of them?

I wouldn’t have to translate my existence

into something people can understand.

Explain my culture.

Explain my faith.

Explain my values.

Explain, again and again,

that I am not

what the headlines say I am.

Maybe in another world 

My land was never touched 

and the word immigrant

would never exist.

Children would look to the sky

and see stars, not bombs.

Our families wouldn’t be scattered

across continents

like ashes carried by the wind

each of us waiting,

always waiting,

for the day

we might stand together again.

Maybe in another world

I wouldn’t be born carrying a homeland I had never seen.

Or 

Maybe in another world

I would still be from the Middle East.

But in that world

I would simply be

home.

And home would not be a story

my parents tell me.

It would be

a place my heart remembers.

I would grow up on soil

instead of stories. 

Maryam Bashir

Melbourne – Australia 

۱۲th March 2026 

 

یک پاسخ به “شاید در جهانی دیگر (Maybe in another world)”

  1. admin گفت:

    مریم جان دختر گلم ، قلم زیبا و احساس پاکت را می ستایم و به داشتنت افتخار میکنم ، مؤفق باشی جانم.
    باعرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما