منت جان
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر سه شنبه مؤرخ ۷ دلو ( بهمن ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۲۷ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————-
منتِ جان
۱۲۲ الف
(تومرا جان و جهانی ، چه کنم جان و جهان را )
که ترا دارم و از یاد برم جان و جهان را
تو همینی که ز شعر تو تراشیده دل من
که همین خواهم و دیگر چه کنم فکر همان را
تو زمینی که زمان در دل خود حبس نماید
و منم خاک زمینی که فرو برده زمان را
تو بهاری که ز پاییز خبر هیچ ندارد
و منم قامت سروی که بخندیده خزان را
تو نهانی که عیان رنگ بگیرد ز وجودت
که شود از تو هویدا و کشد آه نهان را
تو غزل هستی و آرامش هر نقطه به چشمت
که چه وجدیسیت ندانی ز تو آوای فغان را
تو صدایی تو هجایی تو کمالی تو جمالی
که نه رنگ است و نه رو است بدون تو بیان را
تو عجب هستی و عمر یست منم در طلب تو
که همی پیر کنم از طربت عشق جوان را
تو کلیدی که به هر قفل رسی باز نمایی
و منم آن در قفلی که برد از تو امان را
تو یقینی که کهن از کفنت جامه بدوزد
و من آن تلخی مردن که فرو بسته دهان را
تو تسلا ، تو تولا ، تو مبرا ، تو مجزا
و من آن قامت تیری که کمر بسته کمان را
تو سلامی که ز هر حرف تو اندیشه بخیزد
و آن قاشق شهدی که شیرین کرده زبان را
تو جنونی که ترا سنگ به هر کوچه بجوید
و من آن عشق فزونی که ز تو برده امان را
تو نسیمی، تو شمیمی، تو جدیدی، تو قدیمی
که تنم پر شده از تو ،چه کشم منت جان را
شکیبا شمیم (رستمی)

بسیار زیباقلم زدید بانو شمیم گرامی ، کامگار باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی