عشق درمانی
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : پنجشنبه مؤرخ ۱۸ جدی ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۸ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————-
عشق درمانی
برایت شعر میخوانم، برایم شعر میخوانی
سرت را روی بازویِ منی دیوانه میمانی
تو میخوابی و من با عالمِ ناب نوازش ها
نو آور میشوم در کار خیرِ “عشق درمانی“
طبیبت خانهاش آباد از احوال ما گفته
که من حالِ تو میدانم، تو حالم را نمیدانی
به مانندی پرستو های خوش آواز دربندم
شدم شهزادهای کنعان، ولی در مصر زندانی
اگرچه ظاهراً زیبا تر از تفلیس و پاریسی
ولی در باطنِ خود کابلی تهرانِ ایرانی
بیا چون قند و چایِ تلخ باهم همسفر گردیم
منم یک شهر تاریک و تویی شهر چراغانی
نباشی درد و اندوه و بلا تشریف میآرند
تو باشی قلب میلرزد به نامِ جشن و مهمانی
بدونِ تو غزل خالی ز هر احساس خواهد شد
فقط یک چیز می ماند پریشانی ، پریشانی
زمانی دست در دستانِ پاکت نیست، مردن به
چه فرقی میکند باشد هوای شهر بارانی
بگو من دوستت دارم، بگو من دوستت دارم !
ز خود بیگانه خواهم شد، اگر لب را بشورانی….
نوید الله محرابی – صافی

جناب محرابی صافی عزیز غزل زیبا و دلپذیری سرودید ، سعادتمند باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی