خاطره ها و سخن ها از چند سفر
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : چهار شنبه مؤرخ ۱۷ جدی ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۷ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
—————————————————————————————————————————-
دانشمند و مؤرخ گرامی جناب استاد مهرین عزیز لطف نموده اخیرآ نسخه ای از پی دی اف کتاب گرانسنگ شان تحت عنوان خاطره ها و سخن ها از چند سفر را برایم فرستادند که قبل از هرچیز جا دارد از محبت شان اظهار سپاس و قدردانی نمایم.
این اثر با ارزش در ۲۷۶ صفحه به زینت چاپ آراسته شده که در بخشی از شناسنامه آن چنین می خوانیم:
خاطره ها و سخن ها از چند سفر نصیر مهرین
چاپ نخست : سنبله ی ۱۴۰۴ خورشیدی
برگ آرا : منیژه نادری
ناشر : انتشارات شاهمامه – هالند
این کتاب حاوی هشت بخش مختلف میباشد که سفر های نویسنده را در کشور های مختلف جهان به تصویر می کشد:
یک – سه سفر به سویدن – ۲۰۰۳
دو – سفر ها به فرانسه.
سه – سفر به وین – آتریش.
چهار – سفر به لندن .
پنج – سفر به آسترالیا و مزاحمت ” کرونا “.
شش – سفر به کانادا .
هفت – سفر به امریکا .
هشت – سفر هالند.
در آغازین این اثر پیشگفتاری از جناب استاد مهرین به نشر رسیده که توجه خواننده را بخود جلب می کند تحت عنوان « در سفر هایم ، ” کلوله پشته ” با من است.
اینک به نشر این پیشگفتار اکتفا نموده و مؤفقیت های روزافزون جناب استاد مهرین عزیز را آرزومندم.
سفر هایم ، “کلوله پشته ” با من است
سفر از خانه و پای نهادن به سرزمین های دیگر ، همواره خاطره هایی را در سینه ی مسافر می نشاند. چنین است که پیش از مهاجرت ، در گذرکمتر از سه دهه زندگی در وطن ، دیدارهایم از لغمان ، جلال آباد ، هرات ، قندهار ، جاغوری ، خوست ، بلخ ، تا حدودی صفحات شما ، بیشترین دره های شمالی ، پنجشیر ، دره های کوهستان ، دره یشتل ، قسمت بالایی تونل سالنگ و …. با خاطره های فراموش ناشدنی همراه شده است .
گاهی برخی دیدار ها ، تصویر ها و خاطره های برجای مانده ، مدتی طرف توجه و سزاوار اندیشیدن نمی باشند ، اما زمانی فرا می رسد که یادآوری هایش فراز می آیند و آموزش دهنده می شوند. آن همه دیدار ها ، مسافرت ها ، معلمی در مکتب شکردرده ، تخنیکم کابل و بخشی از تصویر های دردست داشته را که به یاد می آورم ، برگ های تاریخ اند که پشت هم می آیند و توجه بر می انگیزند. در واقع دنیای پیشینه ی زندگی در ” کلوله پشته ؟ فراختر و « وسیع تر از دایره کوچک عادت های ما … می شود ، جایی که زبان ، غذا ، و حتی آسمان شبش با آنچه می شناسیم فرق دارد » می رویم.
” کلوله پشته ” یک برگی از کتاب بزرگ بود ، در آن جا چشم به جهان گشودم ، اما پای بیرون نهادن ها و مسافرت های داخل و خارج ، شنیدن روایت های شگفت انگیز ، آگاهیی از رویداد های تلخ و شیرین که در زادگاه ام ، ندیده و نشناخته بودم، برگ گردانی های بیشتر را همراه آورد . با سخنی از ” مری آن رادمچر ” « پس از دیدن ماه از سوی دیگر دنیا ، دیگر همان آدم قبلی نیستم. »
مسافرت در غربت ، جهانی از دیده گی ها دارد ، با باز اندیشیدن هایش ، مسافر دور از وطن را با گوناگون دستاورد ها ، فرهنگ ها ، چون و چرایی ها ، درد ها و رنج ها و همچنان آموزندگی ها آشنا می سازد. زیرا مهاجرانی که در دیار غربت به پیرانه سری رسیده ویاد و درد دوری از وطن را در سینه دارند، اندک نیستند . اگر شاعر و نویسنده ، یا هنرمند و اندیشمند هستند ، در پشت واژه ها ها و نگاه ها و پیام های شان ، درد و رنج و گاهی پیام هایی تفکرانگیز را می توان یافت . به شرط آنکه آن دردها و پیام ها را بیابیم.
این مسافرت با تما آموزگاری و پیامد هایی که حتی پیش بینی آنها در آغاز آشکار نبود ، مسافرت تحمیلی و از روی ناگزیری است . با چنین ویژه گی دل کندن از وطن که ” کلوله پشته ” بود ، هیچگاه میسر و ممکن نیست ، بلکه در سینه ، فریادی آرام و یا فغان به یادش می تپد . هنگامی که دوست ویا عضور خانواده را نتوانی درمیهنت ببینی و ناگزیر به سوی تعدادی از آنها در چهار سوی جهان مسافر باشی ، فریادهایت جانسوز هم می شوند.
اگر در بازگشت ” کلوله پشته ” زا نمی بینم و بازهم در منزلگه ی مسافری می رسم. انبوهی از خاطره های خوش را که برای خود ، خانواده و دوستانم می آورم ، همچنان حضور فضای محبت آمیز عزیزان خانواده به این مسافرت گرمی می بخشد.
من ِ مسافر ، این خشنودی را هم نصیب شده ام که دستآورد های رضایت بخش و احترام انگیزی را با خود داشته ام. اگراز دوستان سخن هایی شنیده ام و یا کتابی گرفته ام ، به سان شنیدن سخنان دلنشین ومرهمی بر زخم ها بوده است .
هنگامی که در سن بیست و هشت سالگی برای زنده ماندن ، ناگزیر به دوری از کلوله پشته شدم ، مسافر هستم . می دانم که چنین مسافرت ، دیری دوام نخواهد کرد ، زیرا گام نهادن در حوزه ی بیشتر از سن هفتاد ، هوشدار باش روزانه و بسته شدن دفترچه ی زندگی را پیام می دهد.
شاید روزی دیگران ” کلوله پشته” عزیزم را با تحقیق آن آرزوهایی ببینند که ظلم و تبعیض و رفتار های مهاجر ساز را بر نمی تابد.
آنچه در برگ های این کتاب آمده است ، همراه است از این دردها ، ابراز آشکار آنها ، امید ها و سپاسگزاری ها از عزیزانی که درمسافرت ها سخنانم را شنیده اند و با وجود تبارز اختلاف ، فرهنگ تحمل را به نمایش نهاده اند.
در برگ های این کتاب ، نمونه یی که از گپ ، گپ می روید، بسیار است . برداشتم هنگام روئیدن سخنان بیشتر ، این بود که گذشت زمان ، به افزودن آنها نیاز دارد.
در ترتیب برگهای کتاب ، دردمندی و غمگینی را هم احساس کرده ام. هنگامی که نام ها و یا تصویر های عزیزانی را دیدم که از این جهان رفته اند ویا آنها را ربوده اند، یادشان را گرامی میدارم.
عزیزان و دوستان وهموطنانی که با وجود توافق و یا اختلاف فکری ، در مسافرت هایم رفتار احترام آمیز را رعایت کرده اند ، احترام شایسته ام را به جای می آورم . آرزویم این است که یاد کرد از آنها در این کتاب ، اندکی از آرزوهایم را برآورده نموده باشد.
خواهی که شود زمانه خرم از تو
مگذار رسد به هیچ دل ، غم از تو
اما پی اثبات حق ، ار لازم شد
بگذار برنجد دل عالم از تو
( لاهوتی)
هامبورگ – ماه سنبله ۱۴۰۴ خورشیدی ( سپتامبر ۲۰۲۵ عیسوی)
نصیر مهرین
قابل یادآوری است که در خلال صفحات این کتاب تصاویری از فرهیختگان وطن ما شامل استادان ، دانشمندان و هنرمندان را مشاهده می کنیم که جناب استاد مهرین طی سفر های مختلف شان با آنها ملاقات داشتند. با تأسف تعدادی ازین عزیزان دیگر در میان ما نیستند و رخ در نقاب خاک کشیدند.
روح همه عزیزان سفر کرده را شاد وخشنود طلبیده و مطالعه این اثر با ارزش را برای همه دوستان وعزیزان توصیه می نمایم.
در پایان یکبار دیگر مؤفقیت روزافزون جناب استاد مهرین عزیز را تمنا داشته ، تعدادی از عکس های مندرج در این اثر را نیز خدمت شما خوبان پیشکش می نماییم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی




با سپاس و امتنان از برادر گرامی جناب استادمهرین عزیز که لطف نموده و نسخه ی پی دی اف اثر اخیر شان را برایم فرستادند ، سعادتمندی شانرا تمنا دارم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
خاطرات زیبا و عالیست درود به جناب مهرین عزیز
مهدی بشیر