جام ِ صبح
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۱۴ جدی ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۴ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
به استقبال غزل زیبا از دوست فرهیخته و شاعر
گرانقدرجناب علی احمد زرگرپور سروده شد.
جام ِ صبح
می دمد از پشت ِ شب آرام آرام نام ِ صبح
می رسد فردا دوباره در دلم الهامِ صبح
خوابِ تیره می گریزد از نگاهِ پنجره
می نشیند بر دلِ آیینه ها آرامِ صبح
ابرِ شب کم کم کنار افتد ز رویِ آسمان
می کشد بر چهره ی شهر ، نقشِ زرین فامِ صبح
ابر شب آهسته می بازد به لبخندِ افق
می شود اندوهِ دیرین با نسیمی رام ِ صبح
زخمِ شب هرچند مانده بر تنِ خاموشِ دل
می شود مرهم، چو می آید نسیمِ عامِ صبح
دستِ خورشید ازافق بر شانه ی شب می رسد
می کند آیینه ها را غرق ِ نور و جامِ صبح
خسته دل گر مانده ای، برخیز و ایمان تازه کن
چون فرو ریزد ز خورشیدِ کرم ، انعامِ صبح
زخمِ دل گر مانده از تکرارِ شب ها سال ها
می شود مرهم، چو آید بر دلم التیامِ صبح
سال نو آمد امید است سال آرامش بود
روشنی بخشد به دل ها عاقبت ایامِ صبح
هرکه با شب آشنا شد،قدرِ نورش را شناخت
می رسد روزی به لبخندِ یقین، فرجامِ صبج
دل اگر از رنج ِ دیروز است لبریزِ سکوت
می زند فریادِ شادی در طلوع تام ِ صبح
می نویسد سرنوشتِ تازه را بر لوحِ دل
آن قلم کز نور دارد قصه و پیغامِ صبح
ناله ی خاموشِ دل آرام آرام کم شود
چون امیدی می تراود از لبِ و از کامِ صبح
مرغ شب در دام ِ ظلمت بس گرفتار گشته است
خوشتر آن صیدی که آزاد گشته است از دامِ صبح
لاله گون سیما و خوش بو چون بهار ِ دلکشی
نور می تابد ز حسنت تا بگیردِ وامِ صبح
ای «بشیر» ازتیرگی ها نا امید هرگز مباش
آفتاب آخر بر آید خسته از اندامِ صبح
قیوم بشیر هروی
ملبورن – استرالیا
چهارم جنوری ۲۰۲۶

ممنون از دوست فرزانه ام جناب زرگرپور عزیز که غزل زیبای شان برایم الهام داد تا ابیاتی را به استقبال آن بسرایم.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی
استفبالیه زیبا و عالی درود به قیوم جان عزیز و جناب زرگر پور
مهدی بشیر
مکهٔ معظمه
ممنون مهدی جان عزیز از حضور باصفا و پرمهرتان ، سلامت باشید.