خنده های پوشالی
( هجدهمین سال نشراتی )
تاریخ نشر : یکشنبه مؤرخ ۱۴ جدی ( دی ) ۱۴۰۴ خورشیدی ۴ جنوری ۲۰۲۶ میلادی – ملبورن – استرالیا
خنده های پوشالی
به خودم قول می دهم کم کم
به خودت نیز قول خواهی داد
شکر، یا کفر نعمتش بکنم
آنکه بر ما و تو دو راهی داد
—–
از خودم دور می شوم هرچند
به تو نزدیک تر نخواهم شد
می تراشم همیشه جسمم را
گرچه من تیزتر نخواهم شد
—–
دست هایم شبیه چاقو هاست
شعر هایم قناریانِ درخت
می زنم بر تنم به دست خودم
از جهان بسته می نمایم رخت
—–
قبر را می کنم برای خودم
قبر را می کنی برای خودت
طاقتم تاق گشته چون قبری
می کنم تا کنی برای خودت
—–
دست بر دارم از غم و شادی
زندگی چون فریب ننگین است
روی می آورم به آزادی
تلخ تند است و گاه شیرین است
—–
از سرِ شور و شوق خواهد ریخت
آب شوری که ایستاده به چشم
می برم بعد از این همیشه فرو
لحظه ای قهر در گلویم خشم
—–
مثل پروانه های رنگارنگ
روی گل شعر تازه خواهم خواند
بر سرِ درد و رنج این دنیا
من نمازِ جنازه خواهم خواند
—–
دیگر از رنج ها گریزانم
هم از آن خنده های پوشالی
گریه و گریه، گریه روز و شبم
گریه ها، گریه های خوشحالی
—–
باغ را شاخه شاخه می گردم
چون عقابی درنده خواهم ماند
تا که با عشق تو گلاویزم
های! گنجشک زنده خواهم ماند….
۵ جدی ۱۴۰۴ خورشیدی
محرابی _صافی

زیبا سرودید محرابی عزیز ، کامگار باشید.
باعرض حرمت
قیوم بشیر هروی