۲۴ ساعت

۱۷ حمل
۳دیدگاه

تیر نگاه

تاریخ نشر شنبه ۱۷ حمل ۱۳۹۸ – ششم اپریل ۲۰۱۹ هالند

تیر نگاه

محترم استاد سید جلال علی یار

( ملبورن استرالیا )

شب که آن نازک بدن از پیشِ من رنجید و رفت

ناله و فریاد و آه ام بر فلک پیچید و رفت

آۀ سردم تا به اوجِ طارم اخضر رسید

بسکه بر دل درد و غم و غصه ها بخشید و رفت

یکطرف تیرِ نگاه و سوی دیگر عشوه ها

مرغ دل یکبارگی از سینه ام پرید و رفت

الوداع میگفت آن شوخ اشک من از دیده ها

میچکید چون قطره ها در پای او غلتید و رفت

گلفروشِ داغ عشقم سینه ام شد لاله زار

از گلستانِ امیدم دامنش را چید و رفت

آن پریرو تا که رفت سیرِ گلستان و چمن

سرو آزاد ازخجالت پیش او شرمید و رفت

من نمیدانم چه گویم زین چنین نیکوصنم

غمزۀ چشمش دلم را ناگهان دزدید و رفت

دوش گفتم روزی آیم راز دل گویم ورا

برمن و بر وعده هایم لاجرم خندید و رفت

زد به تیغ بی وفایی شد بهارِ من خزان

چون خزان آمد سراغم برگِ زردم دید و رفت

بسکه از درد فراقش زار و غمگین شد جلال

ابر یأس و نا امیدی بر سرش بارید و رفت

 سیدجلال علی یار ( ملبورن استرالیا )
مارچ ۲۰۱۹

 

۳ پاسخ به “تیر نگاه”

  1. admin گفت:

    درود ها نثار برادر بزرگوار جناب آقای محترم استاد سید جلال علی یار ، تشکر از سروده زیبا و عالی تان . مانند همیشه خواندنیست. موفق وسلامت باشید. مهدی بشیر

  2. قیوم بشیر هروی گفت:

    درود ومهر نثارتان باد جناب علی یار عزیز ، خوشحالم که بازهم از شما می خوانم. مؤفق باشید.
    با عرض حرمت
    قیوم بشیر هروی

  3. سید جلال علی یار گفت:

    بزرگ مردی چون شما را به درود و ستایش می نشینم و ابراز تشکر و قدردانی مینمایم . جناب بشیر عزیز زبان که از کارکرد های شما تمجید و تعریف کند وسعت ندارد شما والا تر از آن هستید خیلی زحمت کشیدید و با رنگ آمیزی و دیزاین غزل حقیر کیفیت و کمیت آنرا دو بالا بردید یکبار دیگر از شما فرهیخته تشکر و سپاسگزاری میکنم مؤید و سعادتمند باشید.

دیدگاه بگذارید

لطفاً اطلاعات خود را در قسمت پایین پر کنید.
نام
پست الکترونیک
تارنما
دیدگاه شما